دایره المعارف اسلام پدیا » امامت امام صادق (ع)
منوی اصلی

امامت امام صادق (ع)

تاریخ: ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ در باب: امام صادق(ع)

امام صادق (ع) پس از درگذشت پدر بزرگوارش، ۳۴ سال دوره امامت ایشان بود که در این مدت «مکتب جعفری» را پایه ریزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگاه داشتن شریعت محمدی (ص) گردید.

در مورد امامت امام صادق (ع) گفتار های زیادی از سوی علمای شیعه نقل و به رشته تحریر درآمده است که به پاره ای از آن ها اشاره خواهد شد.

ابى نضره گفت هنگام درگذشت امام باقر (ع) که فرا رسید، فرزند خود حضرت صادق را خواست تا به او وصیت کند؛ برادرش زید بن علی عرض کرد آقا اگر روش امام حسن و امام حسین را به کار می بردى گمان نمی کنم کار بدى انجام داده بودى (منظورش این بود که مقام امامت را به برادر خود زید واگذار می کرد).

فرمود: برادر! امانت پروردگار را نمی توان به راه و رسم این و آن رفتار نمود، پیمانى است که خدا گرفته و دستورى است که پیشوایان قبل از جانب خداى بزرگ داده‏اند.[۱]

در ارشاد مفید نیز آمده است که حضرت باقر علنى به حضرت صادق وصیت کرد و او را آشکارا به امامت منصوب نمود.

هشام بن سالم از حضرت صادق (ع) نقل کرد که چون هنگام وفات پدرم شد، فرمود پسرم جعفر، به تو سفارش می کنم که نسبت به اصحاب من خوش رفتار باشى.

امام صادق (ع) در پاسخ فرمودند: چنان در پیشرفت و تعلیم و تربیت آنها می کوشم که هر کدام از برجسته‏ترین افراد جامعه شوند و احتیاجى به دانش دیگران نداشته باشند.

ابو الصباح کنانى گفت حضرت باقر (ع) نگاهى به حضرت صادق (ع) فرزند خود نموده و فرمود این را مى بینى از کسانى است که خداوند درباره آنها فرموده: تصمیم گرفته ایم که منت گذاریم بر کسانى که در زمین ضعیف شمرده شده اند آنها را پیشوا و وارث زمین قرار دهیم.[۲]

جابر بن یزید جعفى نیز گفت از حضرت باقر (ع) پرسیدند عهده دار امامت بعد از شما کیست؟ دست بر روى شانه حضرت صادق (ع) نهاده فرمود به خدا سوگند این شخص قائم به امر امامت از میان خانواده محمّد (ص) است. على بن حکم نیز از طاهر؛ دوست حضرت باقر نقل کرد که گفت خدمت حضرت باقر بودم که حضرت صادق (ع) آمد و فرمود: این بهترین فرد روى زمین است.

عبد الاعلى؛ آزاد شده آل سام از حضرت صادق (ع) نقل کرد که پدرم هر چه اینجاست به من واگذاشت،[۳] ایشان هنگام وفات فرمود: چند نفر شاهد بیاور. من چهار نفر از قریش را آوردم که یکى از آنها نافع؛ غلام عبد اللَّه بن عمر بود. فرمود: بنویس این وصیتى است که یعقوب به فرزندانش کرد: خدا براى شما این دین را برگزیده است، مباد بمیرید بى آنکه بدان گردن نهاده باشید.[۴] وصیت کرد محمّد بن على به فرزندش جعفر بن محمّد که او را در بردى که با آن روزهاى جمعه نماز می خواند کفن کند و عمامه اش را به‌سر ببندد و قبرش را چهارگوش نماید و چهار انگشت از زمین بلند کند. هنگام دفن لباس هاى کهنه اش را بیرون آورد. (با لباس هاى دوخته اش دفن نکند آنها را خارج نماید) پس از این وصیت به شاهدان فرمود آزادید می‌خواهید بروید. من به پدرم گفتم این کارها احتیاج به وصیت نداشت. فرمود: پسرم من خواستم که با تو به نزاع برنخیزند و بگویند وصیت نکرده، خواستم دلیلى براى امامت داشته باشى.

محمّد بن مسلم گفت خدمت حضرت باقر (ع) بودم که پسرش جعفر (ع) وارد شد بر سر گیسوانى داشت و در دست چوبى که با آن چوب بازى می‌کرد حضرت باقر او را در آغوش گرفته فرمود: پدر و مادرم فدایت بازى نکن، به من رو کرده فرمود: محمّد این پیشواى تو است بعد از من از او پیروى کن و از علم و دانش او استفاده نما به خدا سوگند این همان صادقى است که پیامبر (ص) مژده او را داده که پیروانش در دنیا و آخرت پیروزند و دشمنانش به زبان پیامبران لعنت شده‏اند.

حضرت جعفر (ع) از شنیدن این سخنان لبخندى زده صورتش قرمز شد امام باقر (ع) به من توجه نموده فرمود: از او سؤال کن، عرض کردم یا ابن رسول اللَّه خنده از کجا است؟ فرمود: محمّد! عقل از دل است و اندوه از کبد و نفس از ریه و خنده از طحال است از جاى حرکت کردم و پیشانیش را بوسیدم.[۵] [۶]



[۱]. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۴۰٫

[۲]. قصص، ۵ «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ».

[۳]. منظور یادگارهاى پیامبر از اسلحه و انگشتر و سایر چیزها است.

[۴]. بقره، ۱۳۲، «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ».

[۵]. خزاز قمی، علی بن محمد، کفایه الاثر، ص ۳۲۱٫

[۶]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، زندگانى امام جعفر صادق(ع)، ترجمه خسروی، موسی، ص ۹-۱۱٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


7 + = 15