دایره المعارف اسلام پدیا » ماده و صورت در فلسفه
منوی اصلی

ماده و صورت در فلسفه

تاریخ: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در باب: فلسفه

جسم خارجی داری دو بعد است، بعدی از جسم که حامل قوه است که ماده نامیده می شود و بعدی که حامل فعلیت است و صورت نامیده می شود. ماده، به ماده اولی و ماده ثانیه و صورت نیز به صورت جسمیه و صورت نوعیه تقسیم می شود.[۱] صورت جسمیه فعلیت عمومی است که همه اجسام دارند و صورت نوعیه چیزی است که اختصاص به شئ خاص دارد و شیئیت آن شئ به صورت نوعیۀ آن است.

ملاصدرا پیرامون اصطلاح صورت نوعیه می گوید: تمام معانى و اطلاقاتى که براى صورت نوعیه هست، در این معنا که «ما به یکون الشی‏ء هو بالفعل»؛ یعنی (چیزی که شیء با آن بالفعل می شود)، مشترک است و این معنا جامع همه اقوال است.[۲]

همچنین می گوید: صورت، جهت فعلیت اشیاء است، که نزد معلم اول و اتباع او جوهر، نزد رواقیان عرض و نزد ما عین وجود است. صور نوعیه را صور نوعیه مادیه و طبیعیه در مقابل صور نوعیه مجرده هم می گویند. صورت جسمیه هم مقدار و هیأت اتصالى اجسام است؛ یعنی جوهر ممتد ذو ابعاد، که مشترک در تمام اجسام است.[۳]

پس بنا بر قول مرحوم ملا صدرا که مبنای سخن علامه طباطبایی و شهید مطهری نیز می باشد، صور نوعیه ماهیت نیستند؛ بلکه نوعی وجود مختص به جسمانیات هستند، البته در مورد این نوع موجودات باید دانست که این ها از نوع مفاهیم ثانوی فلسفی هستند که هر چند در خارج منشأ انتزاع دارند، ولی ما به ازای خارجی ندارند.

در توضیح این مطلب استاد مطهری می گوید: «مسئله فلسفى صور نوعیه، دو پایه دارد: یکى علمى و دیگرى فلسفى، البته خود مسئله فلسفى است؛ یعنى نوعى استنباط فلسفى است و از نظر ملاکى که در مورد تشخیص مسائل فلسفى از مسائل غیر فلسفى در کار است که در جلد اول اصول فلسفه و روش رئالیسم  شرح داده شده است این مسئله فلسفى است ولى پایه‏هائى که این مسئله بر آن بنا نهاده شده است یکى علمى است؛ یعنى مربوط است به حوزۀ علوم و یک پایه دیگر در حوزه خود فلسفه است».

پایه علمى آن، شهادت علوم به اختلاف خواص و آثار در موجودات است. فیزیک که از قواى بى جان طبیعت بحث مى‏کند به نحوى شهادت مى‏دهد، شیمى از نظر میل هاى ترکیبى عناصر به نحو دیگر و علوم زیستى از نظر آثار حیاتى و مخصوصاً از نظر اصالت نیروى حیاتى و حکومت و تصرف آن در ماده و بالاخص قانون تکامل در جانداران از نظر پیش بردن موجود زنده به جلو، به نحو دیگر بر این مدعا شهادت مى‏دهند. ما هر اندازه مطالعات خود را در این زمینه‏ها توسعه دهیم مادۀ استدلال ما از این نظر تقویت مى‏شود.

آثار و خواص در موجودات از وجود قوه‏ها و نیروهاى مختلف حکایت مى‏کند. آن قوه و نیروها نه به صورت جدا و مستقل و عنصر برابر با ماده و یا به کلى خارج از طبیعت و نه به صورت یک عرض و خاصیت براى ماده مى‏تواند وجود داشته باشد؛ بلکه به صورت کمالى جوهرى و وجهه‏اى عالى از یک حقیقت، که یک وجهه و یک جهت و یک روى آن جسم و بعد و جرم است و در این وجهه همه اشیاء یک نواخت و همسان هسنند. وجهه و یک روى دیگر آن همان است که با قوه عقل و استدلال فلسفى وجود آن را کشف مى‏کنیم. البته حقیقت آن را نمى‏توانیم تشخیص دهیم، همین قدر مى‏دانیم که این وجه اشیاء مختلف است و مجموع این دو وجه جوهر واحدى را به وجود مى‏آورند.[۴]

بنابراین در متن واقع دو یا چند چیز وجود ندارد؛ بلکه یک حقیقت است که تشخّص دارد و دارای خصوصیات است که ذهن از آن حقیقت واحد به لحاظ خصوصیات مفاهیم متعدد انتزاع می کند. در نتیجه این مفاهیم از یک سو حقیقی هستند نه صرف ذهنی و از سوی دیگر در خارج و در حقیقت، وجود جدا و مستقل ندارند.



[۱]. طباطبایی، سید محمد حسین، نهایه الحکمه، ص ۹۹٫

[۲]. ر.ک: ملا صدرا، الحکمه المتعالیه فى الاسفار العقلیه الاربعه، فصل ۷، فی تحقیق اقتران الصوره بالماده، ص ۳۲ – ۳۶٫

[۳] ر.ک: همان، فصل ۸، فی کیفیه أخذ الجنس من الماده و الفصل من الصوره، ص ۳۷ – ۴۴٫

[۴] مطهری، مرتضی، اصول‏ فلسفه، ج ‏۴، ص ۱۴۰٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


8 + 8 =