دایره المعارف اسلام پدیا » علت و معلول در فلسفه
منوی اصلی

علت و معلول در فلسفه

تاریخ: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در باب: فلسفه

واژه «علّت» در اصطلاح فلاسفه به دو صورت عامّ و خاصّ به کار مى رود. اصطلاح عامّ علّت؛ عبارت است از: موجودى که تحقّق یافتن موجود دیگرى بدون آن، محال است. اما اصطلاح خاصّ آن عبارت است از: موجودى که با وجود آن، تحقّق موجود دیگرى ضرورت پیدا مى کند. همان طور که ملاحظه مى شود، اصطلاح اوّل، اعمّ از اصطلاح دوم است؛ زیرا شامل شروط و معدّات و سایر علل ناقصه هم مى شود، به خلاف اصطلاح دوم.

نکته اى را که باید خاطرنشان شود، این است که موجود وابسته (معلول)، تنها از همان جهت وابستگى و نسبت به موجودى که وابسته به آن است، «معلول» نامیده مى شود، نه از جهت دیگر و نه نسبت به موجود دیگر. همچنین علّت از همان جهتى که موجود دیگرى وابسته به آن است و نسبت به همان موجود، «علّت» نامیده مى شود، نه از هر جهت و نسبت به هر موجودى.

مثلاً حرارت از آن جهت که وابسته به آتش است و نسبت به علّت خودش معلول است، نه از جهت دیگر، و آتش از آن جهت که منشأ پیدایش حرارت مى شود و نسبت به همان حرارت ناشى از آن، علّت است، نه از جهت دیگر. بنابراین منافاتى ندارد که یک موجود معیّن، نسبت به یک چیز «علّت» و نسبت به چیز دیگرى «معلول» باشد،  حتّى منافاتى ندارد که حرارتى که معلول آتش خاصّى است، علّت براى پیدایش آتش دیگرى بشود.[۱]

یکى از تقسیمات معروفى که براى علّت، ذکر شده (و گویا ارسطو براى نخستین بار آن را بیان کرده باشد)، تقسیم به علّت فاعلى و غائى و مادّى و صورى است که دو قسم اول را علل خارجى و دو قسم اخیر را علل داخلى یا علل قوام و از یک نظر علل ماهیّت مى نامند.[۲] تقسیم دیگری نیز برای علت شده و آن تقسیم علّت به تامّه و ناقصه است.[۳]



[۱]. مصباح، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج ۲، ص ۱۴-۱۵٫

[۲]. همان، ص۹۰٫

[۳]. طباطبایی، سید محمد حسین، نهایه الحکمه، ص ۱۵۷٫




کلیدواژه ها: , , , , , ,



ثبت نظر


6 + = 11