دایره المعارف اسلام پدیا » ضرورت و فوائد فلسفه
منوی اصلی

ضرورت و فوائد فلسفه

تاریخ: ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ در باب: فلسفه

انسان از جهات مختلف نیازمند به فلسفه است، که در ذیل به سه مورد آن اشاره می شود:

۱٫ از نظر کاوش غریزى و این‌که بشر طبعاً علاقه‏مند است حقایق را از اوهام، و امور واقعیت‏دار را از امور بى واقعیت تمییز دهد.

۲٫ از راه نیازمندى علوم به فلسفه؛ زیرا، هر یک از علوم، اعم از طبیعى یا ریاضى، خواه با اسلوب تجربى پیش برود و خواه با اسلوب برهان و قیاس، چیز معینى را که اصطلاحاً موضوع آن علم نامیده مى‏شود، موجود و واقعیت‏دار فرض مى‏کند و به بحث از آثار و حالات آن مى‏پردازد و واضح است که ثبوت یک حالت و داشتن یک اثر براى یک چیز، وقتى ممکن است که خود آن چیز موجود باشد، پس اگر بخواهیم مطمئن شویم چنین حالت و آثارى براى آن چیز هست، باید قبلًا از وجود خود آن شیء مطمئن شویم و این اطمینان فقط از ناحیه «فلسفه» مى‏تواند به ما برسد.[۱]

۳٫ اساساً انسانیت حقیقی انسان، در گرو دستاوردهای فلسفی است، به این بیان که، همۀ حیوانات با این ویژگی شناخته می‏شوند که افعال خود را با شعور و ارادۀ برخاسته از غرایز، انجام می‏دهند و موجودی که هیچ نحو شعوری ندارد، از صف حیوانات، خارج است. در میان حیوانات، نوع ممتازی وجود دارد که نه درک او منحصر به درک حسّی است و نه ارادۀ وی تابع غرایز طبیعی؛ بلکه نیروی درک کنندۀ دیگری به نام عقل دارد که اراده‏اش در پرتو راهنمایی آن، شکل می گیرد. و به دیگر سخن: امتیاز انسان به نوع بینش و گرایش او است. پس اگر فردی تنها به ادراکات حسّی، قناعت ورزد و نیروی عقل خود را درست بکار نگیرد و انگیزۀ حرکات و سکناتش هم، همان غرایز حیوانی باشد، در واقع، حیوانی بیش نیست؛ بلکه به تعبیر قرآن کریم، از چهارپایان هم گمراه تر است!

بنابراین، انسان حقیقی کسی است که عقل خود را در راه مهم‌ترین مسائل سرنوشت‏ساز بکار گیرد و بر اساس آنها راه کلّی زیستن را بشناسد و سپس با جدّیت به پیمودن آن بپردازد. از بیانات گذشته معلوم شد که ریشه‏ای‏ترین مسائلی که برای هر انسان آگاه، مطرح است و در سرنوشت فردی و اجتماعی بشر، نقش حیاتی را ایفاء می‏نماید؛ همان مسائل بنیادی جهان بینی است. مسائلی که حلّ قطعی و نهائی آنها مرهون تلاش های فلسفی است.

حاصل آن‌که بدون بهره‏گیری از دستاوردهای فلسفی، نه سعادت فردی میسّر است و نه سعادت اجتماعی و نه رسیدن به کمال حقیقی انسانی.[۲]



[۱]. مطهرى، مرتضی،مجموعه‏آثار(اصول فلسفه و روش رئالیسم)، ج ‏۶، ص ۵۹؛ طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحکمه، ص ۴ – ۵٫

[۲]. مصباح، محمد تقی، آموزش فلسفه ج۱،ص ۱۳۴- ۱۳۵٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


1 + = 4