دایره المعارف اسلام پدیا » تاریخ فلسفه
منوی اصلی

تاریخ فلسفه

تاریخ: ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ در باب: فلسفه

تحقیق و بررسی در آرا و افکار و نظریات فلسفی متفکران و فیلسوفان پیشین و یا معاصر، دانشی را شکل می دهد که به تاریخ فلسفه معروف است. در کتاب تاریخ فلسفه آمده است: تاریخ فلسفه مسلماً گردآوری محض عقاید، یا نقل و حکایت مطالب جدا و مجزای فکر که هیچ ارتباطی با یک‌دیگر نداشته باشند، نیست. تاریخ فلسفه، اگر«فقط به عنوان فهرستی از عقاید گوناگون» تلقی شود و همۀ این عقاید یکسان، به عنوان با ارزش یا بی ارزش، ملاحظه شود، پس به صورت «داستانی بی فایده، یا، اگر ترجیح می دهید، پژوهشی عالمانه» در می آید. استمرار و ارتباط، عمل و عکس العمل، وضع و وضع مقابل وجود دارد و هیچ فلسفه ای نمی تواند واقعا به طور کامل فهمیده شود، مگر آن‌که در موقعیت تاریخی آن و در پرتو ارتباطش با نظام های دیگر فهمیده شود. زمانی می توان حرف افلاطون را فهمید که قبلا با افکار هراکلیتوس، پارمنیدس و فیثاغوریان آشنایی داشت.[۱]

درباره اهمیت تاریخ فلسفه و این‌که چرا باید تاریخ فلسفه آموخت و چه ضرورتی برای یک پژوهش‌گر فلسفه وجود دارد که باید تاریخ‌ فلسفه بیاموزد و در آن غور کند؟، به نظر می‌رسد بتوان ضرورت مطالعه تاریخ فلسفه را بدین ترتیب‌ بر شمرد:

۱٫ پژوهش‌گر فلسفه اساساً به دنبال تحقیقات و تأملات فلسفی در موضوعات‌ مختلف می‌باشد؛ از این‌رو تاریخ فلسفه عین مطلوب چنین شخصی می‌باشد. چرا که تاریخ فلسفه‌ مملو از آرا، تحلیلات و تأملات فلسفی درباره مسایل متعدد می‌باشد. به تعبیری می‌توان گفت که‌ تاریخ فلسفه، همان خود فلسفه است، لااقل از این جهات که اولا پرسش‌های تاریخی فلسفه همچنان‌ پا بر جا هستند. ثانیا، تاریخ فلسفه، تاریخ بکارگیری و استفاده از روش فلسفی و عقلانی است. ثالثا، تاریخ فلسفه حاوی اندیشه‌های فلسفی و محتوای عقلانی و نیز محتوی تفکرات بکر و دست نخورده‌ و کلیدی برای حل معضلات عقلانی و فلسفی است و خلاصه تاریخ فلسفه پر از مضمون و محتوای‌ فلسفی است.

۲٫ آشنایی با تاریخ فلسفه زمینه آگاهی از سیر اندیشه‌ها و تحولات آنها را در بستر زمان‌ فراهم می‌آورد. بر این اساس درک عمیق و متمایز آنها را فراهم می‌آورد؛ بدین معنا که اندیشه‌هایی که‌ امروز مورد مطالعه قرار می‌گیرند، آنگاه که سابقه تکوّن و تحوّل آنها نیز روشن شود، بسیار عمیق‌تر و دقیق‌تر دریافت می‌شوند و  نظریه، مرزها، تمایزات، یا به تعبیری وجوه تشابه و تمایز آن با دیگر آرا، روشن‌تر و آشکارتر می‌گردد.

۳٫ از آن جهت که تاریخ فلسفه عبارت است از: تکاپوی‌ دراز مدت انسانی، برای کشف حقیقت و تحلیل آن،  همانا نوعی تحلیل واقعیت یا واقعیات، از زوایای متعدد است . از این حیث فی نفسه امری جذاب و مطلوب می‌باشد.

۴٫از آن‌جا که‌ پژوهش‌گر فلسفه ملزم به انجام تحقیقات اختیاری یا اجباری در باب آرای فلسفی متکفران است، آشنایی با طیف وسیع فلاسفه و آرا و آثار آنها، در حد لزوم، ضروری می‌باشد.[۲]



[۱]. کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، مترجم مجتبوى، سید جلال‏الدین، ج۱، ص۱۰٫

[۲].  امید، مسعود، مقدمه‌ای بر تاریخ فلسفه اسلامی، نامه فلسفه، شماره ۱۱، ص ۳۴ – ۳۵٫




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


8 + = 9