دایره المعارف اسلام پدیا » فقه شیعه در دوران امیر المؤمنین علی (علیه السلام)
منوی اصلی

فقه شیعه در دوران امیر المؤمنین علی (علیه السلام)

تاریخ: ۰۳ بهمن ۱۳۹۱ در باب: فقه شیعه

سر سلسله فقیهان بزرگ این عصر، على بن ابى طالب (علیه السلام) است،[۱] که بعد از رسول خدا (صلى الله علیه و آله)، فقیه‌ترین مردم بود. آن حضرت آرایى فقهى داشت؛ آرایى که در مقام استفتاء ابراز کرد، یا خود در مقام عمل آنها را نشان داد یا در ایّام خلافتش به دیگران، به ویژه کارگزارانش، فرمان عمل به آنها را صادر کرد. على (علیه السلام) باب مدینۀ علم رسول خدا بود[۲] و رسول خدا (صلى الله علیه و آله)، هزار باب علم را به وى آموخت که از هر بابى، هزار باب دیگر گشوده شد.[۳]

عمر بن خطاب دربارۀ او گفت: «داناترین ما در امر قضاوت، على است»[۴] و عایشه مى‌گفت: «داناترین مردم به سنّت رسول خدا، على است».[۵] به اعتقاد شیعه امامیّه، وى پس از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) اعلم مردم است که دریاى علم و دانش وى کرانه ‌هاى دور دست را فرا گرفت و همچنان در طول تاریخ، الهام‌ بخش دانشمندان و فقیهان است.[۶]

تدوین کتاب‌ توسط امام علی (علیه السلام)

امام على (علیه السلام) همان طورى که در دوره تشریع، عهده‌دار مسؤولیت ضبط سنت پیامبر (صلى الله علیه و آله) بود، در دوره تبیین شریعت نیز همراه پاره‌اى از اصحاب خویش در صدد برآمد تا قرآن و فقه و حدیث را جمع آوری و تدوین کند، در این مرحله آن چه توسط آن حضرت گرد آورى شده بدین شرح است:

۱٫ قرآن کریم:

‌نخستین مجموعه‌اى که امام على (علیه السلام) گردآورى نمود، قرآن بود که اولین و مهم‌ترین مأخذ فقهى است. امام (علیه السلام) بعد از فراغت از کفن و دفن رسول اللّٰه (صلى الله علیه و آله) با خود پیمان بست که جز براى اداى فریضه یا جمع کردن قرآن کریم، عبا بر تن نکند، و خود نیز در حدیثى فرمود: «چون پیامبر از دنیا رفت، با خود عهد کردم و سوگند یاد نمودم که تا قرآن را در ضمن یک مجموعه جمع نکرده‌ام عبا بر دوش نیندازم و این چنین نیز عمل کردم».[۷]‌ امام (علیه السلام)، قرآن را بر حسب نزول آیات جمع آورى کرد، و در ضمن آن به عام و خاص، مطلق و مقید، محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، واجبات و مستحبات و آداب و رسومش اشاره‌ فرمود، و نیز شأن نزول برخى از آیات را متذکر شد، و پاره‌اى از آیات مشکل را تفسیر نمود.[۸]

شیخ کلینى به سند معتبر از على (علیه السلام) نقل مى‌کند که فرمود: «هر روز و هر شب، ملاقات‌ ویژه‌اى با پیامبر (صلى الله علیه و آله) داشتم. حضرت، آن وقت را به من اختصاص مى‌داد. به هر سو مى‌رفت، من با او مى‌رفتم. اصحاب رسول خدا (صلى الله علیه و آله) مى‌دانستند که پیامبر با هیچ کس دیگر این گونه رفتار نکرد. هیچ آیه‌اى از قرآن بر رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نازل نمى‌شد، جز آن که آن را براى من مى‌خواند و بر من املا مى‌فرمود و من نیز با خط خود آن را مى‌نوشتم. رسول خدا (صلى الله علیه و آله)، تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و خاص و عام آن آیات را نیز به من تعلیم فرمود. آن حضرت از خداوند خواست که فهم و حفظ همه این موارد را به من عطا فرماید و از آن هنگام که پیامبر (صلى الله علیه و آله) این دعا را در حق من کرد، من هرگز آیه‌اى از کتاب خدا و دانشى را که رسول خدا بر من املا کرد و من آن را نوشتم، فراموش نکردم …».[۹]

جمعى دیگر از صحابه پیامبر (صلى الله علیه و آله) نیز به جمع قرآن همت گماشتند، لیکن این توفیق را نیافتند که آن را بر حسب نزول گرد آورند، و آن چه جمع کرده بودند، و جمع‌آوری آنان هیچ یک از امتیازات دیگر کار امام على (علیه السلام) را نداشت؛ بنابراین، امام على (علیه السلام) نخستین فردى است که قرآن را گرد آورده و تفسیر فرموده است.[۱۰]

معمر بن عبد اللّٰه از ابو طفیل نقل مى‌کند که: على (علیه السلام) را دیدم که خطابه مى‌خواند و مى‌فرمود: «از من بپرسید، به خدا سوگند از هر چه سؤال کنید پاسخ مى‌دهم، مرا از کتاب الهى بپرسید، به خدا قسم مى‌دانم که هر آیه‌اى، در شب نازل شده یا در روز، در کوه یا در صحرا».[۱۱]

۲٫ تدوین کتاب های ‌ «جامعه، کتاب علىّ و صحیفه»:

در حالى که پس از رحلت رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله)، خلفاى وقت، مردم را از تدوین احادیث منع کردند،[۱۲] امیر مؤمنان (علیه السلام) و برخى از شاگردان آن حضرت، نوشته‌هایى را از خود به یادگار گذاشتند. جلال الدّین سیوطى در کتاب تدریب الراوى مى‌نویسد: «میان صحابۀ نخستین و تابعین در ارتباط با کتابت و تدوین علم، اختلاف فراوانى بود، جمعى آن را نادرست و گروهى آن را روا شمرده و انجام مى‌دادند که از این گروه دوم، على و فرزندش حسن (علیهما السلام) و جابر است»؛[۱۳] از این رو، باید گفت نخستین بار کتاب فقهى و دینى، توسّط امیر مؤمنان على (علیه السلام) تدوین یافت.

نجاشى در شرح حال محمّد بن عذافر صیرفى مى‌نویسد، وى از پدرش نقل مى‌کند که: «من همراه حکم بن عتیبه به محضر امام باقر (علیه السلام) رسیدم. حَکَم از امام سؤالاتى کرد و حضرت پاسخ داد، تا این که در مسئله‌اى گفت وگویى پیش آمد. امام (علیه السلام) به فرزندش فرمود: برخیز و کتاب على (علیه السلام) را بیاور! فرزندش برخاست و کتاب بزرگى را که داخل پارچه‌اى پیچیده شده بود، حاضر کرد. امام (علیه السلام) به آن نگاه فرمود، تا مسئلۀ مورد نظر را یافت، سپس فرمود: این کتاب، املاى رسول خدا و به خط على (علیه السلام) است. آن گاه حضرت رو به حَکَم کرد و فرمود: اى أبا محمّد! تو و سلمه بن کهیل و أبو المقدام، هر جاى زمین را خواستید، بپیمایید، اما به خدا سوگند! هرگز دانشى محکم‌تر و عالى‌تر از آن چه در میان این قوم (اهل بیت علیهم السلام) – که جبرئیل بر آنان فرود مى‌آمد- پیدا نخواهید کرد».[۱۴]

همچنین کتاب دیگرى از آن حضرت به نام «صحیفه» وجود داشت که مشتمل بر احکام فراوانى در قصاص و دیات بود.[۱۵] ‌بخارى نیز در صحیح خود، در باب «کتابت علم» از أبو جحیفه نقل مى‌کند که گفت: «از على (علیه السلام) پرسیدم آیا نزد شما کتابى وجود دارد؟ پاسخ داد: هرگز! مگر کتاب خدا، یا فهمى که به مسلمانى (براى تشخیص احکام الهى) داده شده، یا آن چه را که در این صحیفه وجود دارد. گفتم: در این صحیفه چه مسائلى وجود دارد؟ فرمود: دربارۀ عقل، نحوۀ آزاد کردن اسیر و این که مسلمان را براى کشتن کافر، به قتل‌ نمى‌رسانند».[۱۶]

نقل این مسئله توسّط بخارى به خوبى مى‌رساند، که آن حضرت صحیفه‌اى داشت که بخشى از احکام الهى در آن نوشته شده بود و تصریح امیر مؤمنان دربارۀ این صحیفه، گویای این مطلب است که در آن زمان، کتاب دیگری (غیر از قرآن) نوشته نشده بود و آن حضرت، نخستین تدوین کنندۀ فقه و حدیث است.[۱۷]

غیر از این صحیفه، کتاب دیگرى نیز از آن حضرت به نام «جامعه» وجود داشت، که یکى از مراجع علمى ائمّۀ اطهار (علیهم السلام) به شمار مى‌رفت. امام صادق (علیه السلام) فرموده است: «جامعه» طومارى است به طول هفتاد ذراع، به املاء زبانى رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) و دست خطّ  على (علیه السلام). به خدا، تمام احتیاجات مردم تا روز قیامت؛ حتّى جریمه خراش، و یک تازیانه و نیم تازیانه (در حلال و حرام خدا) در آن معیّن شده است.[۱۸]



[۱]. البتّه اطلاق فقها بر امامان اهل بیت (علیهم السلام)، خالى از تسامح نیست و از باب هماهنگى با سایر نویسندگانى است که «دوره‌هاى فقه» را نوشته‌اند؛ زیرا در نزد فقهاى شیعه، سخنان امامان، خود از منابع استنباط احکام به شمار مى‌آید. هر چند مى‌توان به آنان از باب کارشناس و خبرۀ کامل در دین، فقیه گفت. در برخى از روایات نیز، گاه به برخى از امامان، فقیه اطلاق شده، که از همین قسم است: تعبیر «کتب رجلٌ الى الفقیه علیه السلام …» (من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۳۸ و ۲۵۸) و تعبیر «قال الفقیه العسکرى علیه السلام …» (تهذیب، ج ۱، ص ۱۳۱)، ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۰۰٫

[۲]. حدیث «انا مدینه العلم و علىّ بابها» از ده ‌ها کتاب اهل سنّت و پیروان اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده است، ر.ک: عاملى، سیّد شرف الدّین، المراجعات، محقق: راضى، شیخ حسین، ص ۳۲۷٫

[۳]. همان، ص ۴۸۲٫

[۴]. فیروز آبادى، سید مرتضى، ‏فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج ‏۲، ص ۲۶۲٫

[۵]. اربلى، على بن عیسى، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج‏۱، ص ۱۱۷٫

[۶]. دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۰۰ و ۱۰۱‌.

[۷]. هلالی، سلیم بن قیس، اسرار آل محمد علیهم السلام‏، مترجم: انصارى، اسماعیل، ص ۳۱۹٫‏

[۸]. احمدى‏، حبیب الله، پژوهشى درعلوم قرآن، ص ۹۷٫

[۹]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافى، ج ۱، ص ۶۴، ح ۱٫

[۱۰]. جناتى شاهرودى، محمد ابراهیم،‌ ادوار فقه و کیفیت بیان آن،‌ ص ۳۶٫

[۱۱]. فیروز آبادى، سید مرتضى، فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج ‏۲، ص ۲۳۸٫

[۱۲]. ر.ک: دائره المعارف فقه مقارن، ص ۹۷، داستان منع تدوین حدیث و نقل آن، از زمان خلیفۀ اوّل آغاز و بیش از یک قرن ادامه یافت. عایشه نقل مى‌کند: پدرم احادیثى از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) جمع‌آورى کرده بود که تعدادشان به پانصد حدیث مى‌رسید، ولى روزى همۀ آن احادیث را خواست و آتش زد. (متقی هندی، کنز العمّال، ج ۱۰، ص ۲۸۵، ح ۲۹۴۶۰)، خلیفۀ دوم نیز اصحاب را از نقل حدیث منع کرد و جمعى از اصحاب را به جرم نقل احادیث رسول خدا (صلى الله علیه و آله)، زندانى کرد. (ذهبى، تذکره الحفّاظ، ج ۱، ص ۷). همچنین نقل شده است که عمر، نخست تصمیم داشت، سنّت رسول خدا (صلى الله علیه و آله) را بنویسد، سپس پشیمان شد و از نوشتن آن صرف نظر کرد و طى بخشنامه‌اى به همۀ بلاد اسلامى نوشت: اگر کسى نوشته‌اى از سنّت رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نزد او است، همه را محو کند. (متقی هندی، کنز العمّال، ج ۱۰، ص ۲۹۲، ح ۲۹۴۷۶) این ماجرا در عصر بعضى دیگر از خلفا نیز ادامه داشت، هر چند در خلافت امیر مؤمنان على (علیه السلام) توجّه به سنّت رسول خدا (صلى الله علیه و آله) و نقل آن مورد توجّه قرار گرفت، ولى فرصت کافى براى انجام کامل آن، به وجود نیامد. منع تدوین حدیث پس از آن حضرت تا زمان عمر بن عبد العزیز ادامه یافت، تا آن که مطابق نقل بخارى، عمر بن عبد العزیز طى نامه‌اى به ابو بکر بن حزم نوشت: احادیث رسول خدا (صلى الله علیه و آله) را بنویس! زیرا از نابودى علم و از بین رفتن علما و دانشمندان مى‌ترسم! (بخاری، صحیح بخارى، ج ۱، ص ۶۰، باب کیف یقبض العلم، از ابواب کتاب العلم). با این حال، پس از مرگ عمر بن عبد العزیز، بار دیگر تدوین حدیث با رکود مواجه شد، تا آن که در عصر خلافت منصور دوانیقى، به طور رسمى و گسترده تدوین حدیث آغاز شد. سیوطى از ذهبى نقل مى‌کند که: در سال ۱۴۳ هجرى، دانشمندان اسلامى شروع به تدوین حدیث، فقه و تفسیر کردند که از جمله، مالک، کتاب موطّأ را تدوین کرد. (سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص ۳۰۱) (شیخ خضرى بک نیز در تاریخ التشریع الاسلامى، ص ۷۲- ۷۴، شرحى دربارۀ منع تدوین حدیث نقل کرده است). برای آگاهی بیشتر ر.ک: پیشوایی، مهدی، سیرۀ پیشوایان، ص ۳۲۲ – ۳۳۳٫

[۱۳]. سیوطی، جلال الدین، تدریب الراوى فی شرح تقریب النواوی، ج ۲، ص ۶۱٫

[۱۴]. نجاشى، احمد بن على‌، رجال النجاشی (فهرست أسماء مصنفی الشیعه)‌، محقق: شبیرى زنجانى‌، سید موسى، ص ۳۶۰، شرح حال شماره ۹۶۶٫ مرحوم شیخ صدوق در کتاب امالى، بخشى از روایاتى که از کتاب على است، ذکر کرده است. این بخش مشتمل بر بسیارى از آداب و سنن و احکام حلال و حرام است. مرحوم صدوق این بخش را به سندش از امام صادق (علیه السلام)، از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل کرده است. در پایان این روایت، امام صادق (علیه السلام) فرمود: این مجموعۀ از احکام از کتابى که املاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله) و به خط على بن أبی طالب (علیهم السلام) است، گرفته شده است، ر.ک: شیخ صدوق، أمالی الصدوق، مجلس ۶۶، ص ۴۲۲-۴۳۳٫

[۱۵]. مرحوم آیه اللّٰه احمدى میانجى، نام‌هاى مختلف این کتاب و عناوین و محتواى آنها را جمع‌آورى کرده است. ر.ک: احمدى میانجى، علی، مکاتیب الرسول، ج ۲، ص ۳۰۲- ۳۰۵٫

[۱۶]. دائره المعارف فقه مقارن،  ص ۹۸ و ۹۹، به نقل از صحیح بخارى، ج ۱، ص ۳۶، باب کتابت علم، ح ۱٫

[۱۷]. سیرۀ پیشوایان، ص ۳۳۰ و ۳۳۱٫

[۱۸]. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج على أهل اللجاج، مترجم: جعفرى‏، بهراد، ج ‏۲، ص ۳۰۳ و ۳۰۴٫‏




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 3 = 6