دایره المعارف اسلام پدیا » فقه شیعه در دوران امام کاظم تا امام مهدی (علیهما السلام)
منوی اصلی

فقه شیعه در دوران امام کاظم تا امام مهدی (علیهما السلام)

تاریخ: ۰۳ بهمن ۱۳۹۱ در باب: فقه شیعه

پس از امام صادق (علیه السلام) به سبب تثبیت حکومت بنى عبّاس، بار دیگر فشارها و تنگناها بر امامان اهل بیت (علیهم السلام) شدّت گرفت؛ از این رو، مدرسۀ تعلیم و تدریس اهل‌بیت دچار مشکل گردید؛ ولى با این حال، امام کاظم و امام رضا (علیهما السلام) در همان شرایط نیز به ترویج فرهنگ اهل‌بیت و فقه آل محمّد (علیهم السلام) پرداختند.[۱]

سیّد بن طاووس مى‌نویسد: «گروه زیادى از یاران و شیعیان خاص امام کاظم (علیه السلام) و رجال خاندان هاشمى در محضر آن حضرت گرد مى‌آمدند و سخنان و پاسخ­هاى آن حضرت به پرسش­هاى حاضران را، یادداشت مى‌کردند و هر حکمى را که در مورد هر حادثه‌اى صادر مى‌کرد، ثبت و ضبط مى‌نمودند».[۲]

مرحوم شیخ عباس قمی می گوید: «در دست ما کتاب «مسائل على بن جعفر (علیه السّلام)» موجود است، که مجموعه‏اى از سؤالات على بن جعفر (علیهما السلام) از برادرش امام کاظم (علیه السّلام) است و آن حضرت پاسخ آنها را فرموده و فقهاى ما در استنباط احکام، به این کتاب مراجعه مى‏کنند».[۳] مرحوم مجلسی، متن کامل این مسائل را در کتاب بحارالانوار ذکر نموده است.[۴]

پس از امام کاظم (علیه السلام)، فرزند بزرگوارش امام رضا (علیه السلام) نیز در زمان خلافت هارون و عصر امین و مأمون استفاده نموده و تلاش‌‌هاى علمى و فقهى پیشوایان گذشته را ادامه داد. امام (علیه السلام) افزون بر استحکام بخشیدن به عقاید اهل‌بیت و شرکت در مناظرات مهم و اثبات حقانیّت اسلام، نقش ارزنده‌اى در ساماندهى و تهذیب و پالایش احادیث ایفا کرد.

مطابق گزارش اعیان الشیعه، حاکم نیشابورى در تاریخ خود درباره آن حضرت نوشته است: «امام رضا (علیه السلام) در سنّ بیست و چند سالگى در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مى‌نشست و براى مردم فتوا مى‌داد».[۵]

کتاب فقه الرضا (علیه السلام) نیز به آن حضرت منسوب است.[۶]

امام جواد (علیه السلام) نیز توانست در فرصت کوتاه عمر خویش (بیست و پنج سال)، تا آن جا که حاکمان وقت اجازه مى‌دادند، به ترویج مکتب اهل‌بیت (علیهم السلام) بپردازد و از جمله، گاه مشکلات فقهى خلفا را مى‌گشود و گاه در مناظرات، مسائل مهم فقهى را حل مى‌کرد.[۷] فتواى آن حضرت دربارۀ کیفیّت قطع دست سارق، در مجلس معتصم عبّاسى و در حضور فقهاى آن زمان، دلیل روشنى از دانش فقهى آن امام است.[۸]

دانشمندان بزرگى از اهل سنّت دربارۀ عظمت علمى و وجودى آن حضرت سخن گفته‌اند. از جمله ابن حجر هیتمى مى‌نویسد: «مأمون او را به دامادى خود انتخاب کرد؛ زیرا با وجود سن کم، از نظر علم و آگاهى و حلم، بر همۀ دانشمندان برترى داشت».[۹]

پس از امام جواد (علیه السلام)، فرزند بزرگوارش امام هادى (علیه السلام) در عصرى، امامت و زعامت شیعه را به عهده گرفت، که فشارها و اختناق بیش از گذشته شد. آن حضرت براى فعالیت فرهنگى در سطحى گسترده، آزادى عمل نداشت، اما در همان شرایط نامساعد نیز، افزون بر پاسخ به شبهات اعتقادى، فعالیت هاى حدیثى و فقهى نیز داشت و شاگردان فراوانى را تربیت کرد. پاسخ­ها و حلّ مشکلات فقهى آن امام در فرصت‌­هاى به دست آمده، گواه دانش سرشار او است. فتواى فقهى آن حضرت دربارۀ مسیحى زناکار که قبل از اجراى حدّ مسلمان شده بود و مخالفت ایشان با نظر یحیى بن اکثم و دیگر فقهاى دربارى، بسیار جالب است.[۱۰]

زمان امام حسن عسکرى (علیه السلام) فشارها بیش از گذشته بود. به قدرى حکومت عبّاسى از نفوذ امام نگران بود که حضرت ناگزیر بود هر هفته روزهاى دوشنبه و پنج شنبه در دربار حاضر شود،[۱۱] ولى با این حال، امام (علیه السلام) شاگردان و نمایندگانى را در شهرها گماشته بود و این گونه در مسیر ترویج مکتب اهل بیت و فقه و حدیث تلاش مى‌کرد.

پس از امام حسن عسکرى (علیه السلام) امامت به فرزندش امام مهدى (علیه السلام) منتقل شد. آن حضرت داراى دو غیبت بود؛ غیبت صغری و کوتاه مدت که حدود ۶۹ سال طول کشید و غیبت کبری و بلند مدّت که با پایان یافتن دوران غیبت صغری، آغاز و تا زمان ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت. هر چند امام مهدى (علیه السلام) به طور آشکار در بین مردم حضور نداشت؛ ولى در همان دوران غیبت صغری، به وسیلۀ نوّاب خویش متکفّل هدایت پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بود و مشکلات علمى و فقهى آنان را حلّ مى‌کرد. از جملۀ آنها، مى‌توان به پاسخ امام (علیه السلام) به پرسش­هاى «اسحاق بن یعقوب» در زمینه‌­هاى‌ گوناگون و به خصوص مسائل فقهی، به وسیله نائب آن حضرت، «محمد بن عثمان عمری»، اشاره کرد.[۱۲] همچنین مى‌توان از توقیع[۱۳] مفصّلى که امام (علیه السلام) در پاسخ به سؤالات نمایندۀ مردم قم، جناب محمّد بن عبد اللّٰه بن جعفر حمیرى صادر نمود، یاد کرد.[۱۴]



[۱]. مکارم شیرازی، ناصر، دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۰۳‌.

[۲]. قمى، شیخ عباس، الأنوار البهیه، مترجم: محمدى اشتهاردى، محمد،  ص ۲۸۹ و ۲۹۰٫

[۳]. همان، ص ۲۹۰٫

[۴]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۱۰، ص ۲۴۹ – ۲۹۱٫

[۵]. امین عاملى، سید محسن، أعیان الشیعه، ج ۱، ص ۱۰۱٫

[۶]. همان، ص ۱۰۲٫

[۷]. براى آگاهى از مناظرات امام جواد (علیه السلام) با یحیى بن اکثم، دانشمند معروف زمان مأمون عبّاسى، ر.ک: بحار الأنوار، ج ۵۰، ص ۷۵- ۷۸٫

[۸]. ر.ک: حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۲۸، ابواب حدّ السرقه (بَابُ حَدِّ القَطعِ وَ کَیْفِیَّتِهِ‌)، ح ۵، ص ۲۵۲ و ۲۵۳٫

[۹]. مکارم شیرازی، دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۰۴‌، به نقل از عسقلانی، ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص ۲۰۵٫

[۱۰]. ر.ک: وسائل الشیعه، ج ۲۸، ابواب حد الزنا، باب ۳۶، ص ۱۴۱٫ همچنین نذر متوکّل و اختلاف نظر در نحوۀ اجراى آن و چاره­جویى امام (علیه السلام) نمونۀ دیگرى است، ر.ک: ابن جوزى، تذکره الخواص، ص ۳۲۲‏.

[۱۱]. بحار الأنوار، ج ۵۰، ص ۲۵۱٫

[۱۲]. طبرسى، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى‏، ص ۲۷۰- ۲۷۲٫ ‏

[۱۳]. «توقیع» به معنای حاشیه نویسی است و در اصطلاح علمای شیعه به نامه­ها و فرمان­هایی که در زمان غیبت صغری از طرف امام زمان (علیه السلام) به شیعیان می رسیده، «توقیع» گفته می شود، ر.ک: پیشوایی، مهدی، سیرۀ پیشوایان، ص ۶۷۶، پاورقی ۲٫

[۱۴]. شیخ طوسى، الغیبه، ص ۳۷۴ – ۳۸۴٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


1 + 7 =