دایره المعارف اسلام پدیا » فقهاى عصر حضور اهل بيت (عليهم السلام)‌
منوی اصلی

فقهاى عصر حضور اهل بیت (علیهم السلام)‌

تاریخ: ۰۳ بهمن ۱۳۹۱ در باب: فقه شیعه

دوره دوم از تاریخ فقه امامیّه، شاهد پرورش فقهایى به دست ائمّۀ اهل بیت (علیهم السلام) است که نقش ارزشمندى در رشد فقه اسلامى داشتند، و اینها غیر از فقهایى از اهل سنّت هستند که از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بهره‌مند شده‌اند.

در طبقه اول از فقیهان تربیت شده نزد ائمه هدی (علیهم السلام)، باید از افرادی؛ نظیر سلمان، ابوذر، مقداد، ابو رافع، قثم بن عباس و … یاد کرد. امیر مؤمنان على (علیه السلام) به قُثّم بن عبّاس فرماندار آن حضرت در مکّه، فرمود: «صبح و عصر براى رسیدگى به امور مردم، مجلسى فراهم ساز! به آنان که فتوا خواهند، فتوا ده، جاهلان را بیاموز و با دانشمندان به بحث و گفت‌وگو بپرداز».[۱] این دستور، نشان دهندۀ تشویق و ترغیب ‌ائمّۀ اهل بیت (علیهم السلام) به اجتهاد، توسط برخى از شاگردان برجسته خود است که از قدرت استنباط و اجتهاد برخوردار بودند.[۲]

از شاگردان امام على (علیه السلام) که در دوره دوم فقه شیعه، دست به تدوین کتاب زده‌اند، مى‌توان از این افراد نام برد:

۱٫ ابو رافع صحابى‌:

ابو رافع که غلام آزادشدۀ رسول خدا (صلى الله علیه و آله) و از خاصّان امیر مؤمنان (علیه السلام) به شمار مى‌رود، کتابى را به نام «السنن و الأحکام و القضایا» تدوین کرده است.[۳] از اظهارات نجاشى[۴] استفاده مى‌شود که این کتاب مشتمل بر ابواب نماز، روزه، حج، زکات، و قضاوت­ بوده است.

۲٫ على ابن ابو رافع‌:

على ابن ابو رافع، کاتب امیر مؤمنان (علیه السلام) و از بهترین پیروان آن حضرت بود. وى کتابى را در موضوعات مختلف فقهى؛ مانند وضو، نماز و سایر ابواب فقه تألیف کرد.[۵]

۳٫ عبید الله بن ابو رافع‌:

به گفتۀ شیخ طوسى، وى کتابى را دربارۀ قضاوت‌­هاى امیر مؤمنان (علیه السلام) تألیف کرد.[۶]

۴٫ ربیعه بن سمیع‌:

نجاشى به هنگام ذکر نخستین طبقه از مؤلّفان حدیث، آورده است که ربیعه بن سمیع، کتابى را از امیر مؤمنان (علیه السلام) دربارۀ زکات گاو و شتر و گوسفند، جمع‌آورى کرده است. [۷]

از معروف­ترین فقیهان و محدثان شیعه، «اصحاب اجماع» هستند. اصحاب اجماع، گروهى ویژه از راویان احادیث در سده‌هاى دوم و سوم هجرى قمرى هستند که از بزرگان پرورش یافته مکتب امام باقر، امام صادق، امام کاظم و امام رضا (علیهم السّلام) به شمار مى‌روند و بر تصدیق روایاتشان و نیز مقام علمى و فقاهتشان اجماع شده است. بنابر گزارش مشهور، شمار اصحاب اجماع هیجده نفر است: «زراره بن اعین، معروف بن خرّبوذ، برید بن معاویه، ابو بصیر اسدى (و به قولى مرادى)، فضیل بن یسار و محمد بن مسلم» از اصحاب امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام)، «جمیل بن درّاج، عبد اللّه بن مسکان، عبد اللّه بن بکیر، حمّاد بن عیسى، حمّاد بن عثمان و ابان بن عثمان» از یاران امام صادق (علیه السّلام)، «یونس بن عبد الرّحمان، صفوان بن یحیى، محمّد بن ابى عمیر، عبد اللّه بن مغیره، حسن بن محبوب و احمد بن محمّد بن ابى نصر» از شاگردان امام کاظم و امام رضا (علیهما السّلام).[۸]

از شاگردان ارزندۀ ائمّۀ اهل بیت (علیهم السلام) در این دوره، ‌»فضل بن شاذان نیشابورى» است. وى از یاران امام جواد و امام هادى (علیهما السلام) است و از امام رضا (علیه السلام) نیز روایت دارد و در میان علماى شیعه بسیار معروف است.[۹] مرحوم کشّى مى‌گوید: وى ۱۶۰ کتاب تألیف کرد.[۱۰] ‌برخى از این کتاب­ها در فقه است؛ مانند: کتاب الفرائض الکبیر، کتاب الفرائض الأوسط، کتاب الفرائض الصغیر، کتاب الطلاق، کتاب المُتْعتیْن: متعه النساء و متعه الحجّ و … .[۱۱]

مباحث فقهی مطرح شده در برخی از کتاب­های فضل بن شاذان، نشان می دهد که فقه شیعی در عصر امامان، محدود به نقل اخبار نبوده و از حد فتوا دادنِ به نصّ احادیث و حذف سند­ها نیز فراتر رفته و در مواردی به مرحلۀ تجزیه کامل فقه از حدیث رسیده است.[۱۲]

‌همچنین در میان اصحاب امام رضا و امام جواد (علیهما السلام) چهره‌هاى معروف علمى و فقهى وجود دارند، که از جملۀ آنها احمد بن محمّد بن عیسى اشعرى، احمد بن محمّد ابى نصر بزنطى، زکریا بن آدم، محمّد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازى و على بن مهزیار هستند. برخى از این بزرگان داراى تألیفات متعدد فقهى نیز بوده‌اند.[۱۳] در بین اصحاب امام رضا (علیه السلام)، یونس بن عبدالرحمان و زکریا بن آدم، از شخصیت هایی هستند که از سوی آن حضرت، رسماً اجازه اجتهاد دریافت کردند و کسانی برای فراگیری معالم دین به آنها ارجاع داده شدند.[۱۴]

از شاگردان برجسته امام هادى (علیه السلام) نیز مى‌توان از ایّوب بن نوح، عثمان بن سعید اهوازى و عبد العظیم حسنى (مدفون در شهر رى) نام برد که برخى از آنان داراى آثار ارزشمند علمى و فقهى هستند.[۱۵] از شاگردان برجسته و چهره­‌هاى روشن مکتب امام حسن عسکرى (علیه السلام) نیز مى‌توان به احمد بن اسحاق اشعرى قمى، أبو هاشم داود بن قاسم جعفرى، عبد اللّٰه بن جعفر حمیرى، أبو عمرو عثمان بن سعید عمرى، على بن جعفر و محمّد بن حسن صفار اشاره کرد.[۱۶]

نائبان خاص حضرت مهدی (علیه السلام) در دوران غیبت صغری؛ یعنی ابو عمرو عثمان بن سعید عمری، ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی و ابوالحسن علی بن محمد سمری و همچنین وکلای آن حضرت در مناطق مختلف، از عالمان پارسا و بزرگان شیعه بودند. ‌

یکی از حوزه­های فعالیت نواب اربعه، پاسخ گویى به سؤالات فقهى و شرعى شیعیان بود. آنان سؤالات فقهى و شرعى شیعیان را به عرض امام رسانده، پاسخ آنها را مى گرفتند و به مردم ابلاغ مى کردند.[۱۷]

نقل شده است که محمّد بن عثمان بن سعید، چند جلد کتاب در فقه تصنیف کرده بود که تمام آنها را از امام حسن عسکرى و صاحب الأمر (علیهما السّلام) و از پدر خود اخذ نموده بود و آنها را هنگام وفات خود به حسین بن روح تسلیم نمود.[۱۸]

حسین بن روح، که بیست و یک سال نیابت امام را بر عهده داشت، از مقام علمی والایی برخوردار بود. او کتابی در فقه به نام «التأدیب» نوشت که آن را جهت اظهار نظر، نزد فقهای آن روز حوزه علمیه قم، فرستاد. آنان پس از بررسی، در پاسخ نوشتند: جز در یک مسئله، همگی مطابق فتاوای فقهای شیعه است.[۱۹]



[۱]. سید رضی، نهج البلاغه، نامه ۶۷، ص ۴۵۷، «و اجلس لهم العصْریْن فأفتِ المستفتی و علِّم الجاهل و ذاکر العالم».

[۲]. مکارم شیرازى، ناصر، دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۰۵٫

[۳]. نجاشى، احمد بن على‌، رجال النجاشی (فهرست أسماء مصنفی الشیعه)‌، شرح حال شماره ۱، ص ۶٫

[۴]. ابوالحسین احمد بن على نجاشى از اساتید و بنیان گذاران علم رجال است که در اواخر قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم مى زیست. کتاب «رجال نجاشى»  از گرانبهاترین آثار شیعى در فن علم رجال است که در بین کتاب های علم رجال درخشندگى خاصى دارد، ر.ک: سایت تربیت.

[۵]. رجال النجاشی (فهرست أسماء مصنفی الشیعه)‌، شرح حال شماره ۲، ص ۶٫

[۶]. شیخ طوسى، محمد بن حسن‌، الفهرست،‌ محقق: آل بحر العلوم‌، سید محمد صادق، شرح حال شماره ۴۵۶، ص ۱۰۷٫

[۷]. رجال النجاشی (فهرست أسماء مصنفی الشیعه)‌، شرح حال شماره ۳، ص ۷ و ۸٫

[۸]. هاشمى شاهرودى، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم السلام)، ج ‌۱، ص ۵۱۰ و ۵۱۱٫

[۹]. دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۰۶ و ۱۰۷٫

[۱۰]. کشّى، محمد بن عمر، رجال الکشی- اختیار معرفه الرجال‌ (شرح حال فضل بن شاذان)، محقق: مصطفوى‌، حسن، ص ۵۴۴ و ۵۴۵٫‌

[۱۱]. خویى، سید ابو القاسم، ‌معجم رجال الحدیث، ج ‌۱۴، شرح حال شماره ۹۳۷۴، ص ۳۰۹٫

[۱۲]. اسلامی، رضا، مدخل علم فقه، ص ۲۷۵٫

[۱۳]. دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۰۷٫

[۱۴]. مدخل علم فقه، ص ۲۷۵ و ۲۷۶٫

[۱۵]. همان.

[۱۶]. براى آگاهى از شخصیّت برجسته و آثار این بزرگان، ر.ک: رجال کشى، رجال نجاشى، فهرست و رجال شیخ طوسى و معجم رجال الحدیث آیه اللّٰه خویى.

[۱۷]. سیره پیشوایان، ص ۶۸۷٫

[۱۸]. قمی، شیخ عباس، منتهى الآمال، ج ‏۳، ص ۲۱۴۲٫

[۱۹]. سیره پیشوایان، ص ۶۸۰؛ در مورد این که هدف او از چنین کاری چه بود و چرا این کتاب را به امام زمان (علیه السلام) عرضه نکرد؟ ر.ک: سایت اسلام کوئست، سؤال ۳۵۶۴.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


+ 4 = 9