دایره المعارف اسلام پدیا » سیره عبادی امام رضا (علیه السلام)
منوی اصلی

سیره عبادی امام رضا (علیه السلام)

تاریخ: ۱۹ دی ۱۳۹۱ در باب: امام رضا (ع)

یکى از برجسته‏ترین فضایل امام رضا (علیه السّلام)، سیره عبادی آن حضرت در طول حیات مبارکش است.

این فضیلت چنان در زندگی آن حضرت مشهود بود که وقتی مأمون، رجاء بن ابى ضحّاک را براى آوردن امام به خراسان، به مدینه فرستاد و او از مدینه تا مرو همراه آن حضرت بود، وی درباره عبادت امام رضا (علیه السّلام) چنین روایت مى‏کند: «به خدا سوگند، من هرگز کسى را باتقوا‏تر از ایشان ندیدم. در همه حال به یاد پروردگار بود و ترس او از خدا از همه بیشتر بود. سپس شروع می کند به ذکر تمام جزئیات عبادت آن حضرت از نماز و سجده و اذکار و روزه و …».[۱]

سیره عبادی امام رضا (علیه السّلام) را می توان در چند فراز، مطرح کرد:

۱٫ نماز:

عبد السّلام بن صالح هروى روایت می­گوید: من در سرخس به درِ خانه‏اى که علىّ بن موسى (علیهما السّلام) را در آن محدود کرده بودند رفتم، از نگهبان درخواست ملاقات کردم، گفت: ممکن نیست. پرسیدم چرا؟ گفت: براى این که ایشان در شبانه روز هزار رکعت نماز مى‏خواند و تنها ساعتى در اوّل روز، قبل از زوال و هنگام زردى آفتاب، نماز نمى‏گزارد، ولى از جاى خود حرکت نمى‏کند و مشغول ذکر است و با خداى خود مناجات مى‏کند. عبد السّلام گفت: من از وی خواستم که براى من در همین اوقات، اذن ملاقات بگیرد که من نزد ایشان شرفیاب شوم. نگهبان اذن گرفت و من به خدمت آن حضرت رفتم در حالی که ایشان در جایگاه نماز خویش نشسته و به فکر فرو رفته بود… .[۲]

از منظر حضرت رضا (علیه‌السلام) هیچ عملی برتر و با ارزش­تر از نماز نیست؛ لذا آن را در اول وقت اقامه می‌فرمود.

ابراهیم بن موسى مى‏گوید: امام رضا (علیه السّلام)… براى بدرقه عدّه‏اى از طالبیین[۳] بیرون آمد. در این هنگام وقت نماز فرا رسید و حضرت، به سوى قصرى که در آن جا بود، روانه شد و در زیر درختى نزدیک آن قصر نشست و من هم با او بودم و غیر از ما کسى نبود. امام رو به من کرد و فرمود: اذان بگو. گفتم: اجازه مى‏دهید همراهان ما نیز بیایند؟ فرمود: خدا تو را بیامرزد، نماز اوّل وقت را بدون عذر تأخیر نینداز و همیشه اوّل وقت، نماز را بپادار. برخاستم، اذان گفتم و نماز خواندیم… .[۴]

امام هشتم (علیه‌السلام) به هیچ قیمتی فضیلت نماز اول وقت را از دست نمی‌داد، حتی در مهم­ترین جلسات سیاسی و علمی، به نماز اول وقت اهمیّت می‌داد. نقل شده است: به دستور مأمون، دانشمندان برجسته از فرقه‌های گوناگون در مجالس مناظره حاضر می‌شدند و امام رضا (علیه‌السلام) با آنها بحث و مناظره می‌کرد. در یکی از این مجالس،[۵] «عمران صابئی» که از دانشمندان بزرگ فرقه صابئی[۶] بود، حاضر شد و درباره توحید با امام رضا (علیه‌السلام) وارد گفت­وگو گردید. در آن جلسه امام سؤال های او را با حوصله، متانت و استدلال های قطعی پاسخ داد و او را به سوی توحید متمایل کرد. هنگامی که بحث و مناظره به اوج خود رسیده بود، حضرت رضا (علیه‌السلام) احساس کرد که وقت اذان ظهر و هنگام نماز است، بنابراین به مأمون فرمود: وقت نماز فرا رسیده است.

عمران صابئی که به حقایقی دست یافته و از دریای دانش سرشار امام هشتم بهره هایی برده بود با التماس گفت: آقای من! گفت­وگو و پاسخ های خویش را قطع مکن، زیرا دل من آماده پذیرش سخنان شما است، امّا آن حضرت تحت تأثیر سخنان عاطفی و احساس برانگیز او قرار نگرفت و فرمود: عیبی ندارد نماز را می‌خوانیم و دوباره به گفت­وگو ادامه خواهیم داد. در این حال امام و همراهان به اقامه نماز مشغول شدند. حضرت بعد از اقامه نماز دوباره به گفت­وگو ادامه داد و پاسخ­های روشن گرانه خویش را ارائه نمود.[۷]

۲٫ سجده:

یکی از کنیزان امام رضا (علیه السلام) در توصیف حضرت می گوید: امام رضا (علیه السلام) نماز صبح را در اول وقت ادا مى‏کرد. سپس سر خود را بر سجده می گذاشت و تا هنگامى که آفتاب بلند می شد سر مبارک خود را از سجده برنمی داشت.[۸]

تمیم بن عبد اللَّه قرشى از ابو الصّلت هروى نقل می کند که وقتى که علىّ بن موسى الرضا (علیهما السّلام) (در راه خروج از نیشابور به سوى طوس) به جانب مأمون رهسپار شد،… به خانه حمید بن قحطبه وارد شد و به بقعه‏اى که قبر هارون در آن جا بود رفت، و با دست مبارکش بر کنار قبر هارون خطّى کشید و فرمود: این مکان محلّ قبر من است، و در این جا دفن خواهم شد،… سپس رو به قبله کرده و چند رکعت نماز خواند و دعاهایى کرد و چون از دعا فارغ شد به سجده رفت و سجده را بسیار طول داد، و من شمردم که پانصد بار در آن سجده خدا را تسبیح کرد، سپس برخاست.[۹]

۳٫ قرآن:

ابو على بیهقىّ از ابراهیم بن عبّاس نقل نموده که گفت: «… مأمون با سؤال از هر چیز، امام رضا (علیه السلام) را مرتّب امتحان مى‏کرد و آن حضرت پاسخ می داد، و تمام گفتار و جواب­ها و شواهد را از قرآن استخراج می‌نمود ، و هر سه شبانه روزى یک قرآن ختم مى‏کرد، و می فرمود: اگر بخواهم به کمتر از این زمان هم ختم کنم می­توانم، ولی به هیچ آیه‏اى نمی گذرم مگر این که در آن مى‏اندیشم که مراد چیست و در چه موردى نازل شده و زمان نزولش چه وقتى بوده است، از این جهت است که سه شبانه روز طول مى‏کشد.[۱۰]

امام رضا (علیه‌السلام) شب­ها هنگام خوابیدن، در بستر خویش زیاد قرآن می‌خواند و چون به آیه ای می‌رسید که در آن یادی از بهشت یا جهنم شده است، می‌گریست و از خداوند بهشت می‌طلبید و از دوزخ به خداوند پناه می‌برد.[۱۱] همچنین درباره اوصاف قرآن سخنان گهرباری از ایشان به یادگار مانده است که هر خواننده را به فکر و اندیشه در این کتاب وا می‌دارد.[۱۲]

۴٫ روزه:

ابراهیم بن عباس‏ روایت نموده است: … حضرت رضا (علیه السلام) بسیار روزه می گرفت و روزه اول و وسط و آخر ماه از وى ترک نمی شد، و می‌فرمود: روزه داشتن در این سه روز، «صوم الدهر» است؛ یعنی مانند این است که انسان همیشه روزه دارد.[۱۳]

رجاء بن ابى ضحّاک نقل می کند: «…آن حضرت اگر در شهرى ده روز اقامت می فرمود، روزه می گرفت و افطار نمى‏نمود (یعنی این مدت را بدون روزه نمی گذراند)، و چون شب می شد پیش از آن که افطار کند، ابتدا به نماز مغرب می پرداخت…».[۱۴]



[۱]. صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ‏۲، ص ۱۸۰٫

[۲]. همان، ص ۱۸۳٫

[۳]. به کسانى که از نسل حضرت ابو طالب (علیه السلام) باشند، «طالبیین» مى‏گویند.

[۴]. قطب راوندى‏، سعید بن عبد الله، الخرائج و الجرائح (جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام)، مترجم: محرمى، غلام حسن، ص ۲۶۷ و ۲۶۸٫

[۵]. صدوق، محمد بن علی، التوحید، باب ۶۵، ص ۴۱۷ – ۴۴۱٫

[۶]. در مورد صابئین اختلاف شدیدى است و حداقلّ شش قول در کتب مختلف، اعمّ از فقه، حدیث، دائره المعارف و ملل و نحل وجود دارد:

۱- ستاره‌پرست هستند، پس مانند سائر بت‌پرستان هستند و حکم عبدۀ اوثان را دارند. مرحوم على ابن ابراهیم در تفسیرش در ذیل آیۀ صابئین مى‌فرماید: الصابئون قوم لا مجوس و لا یهود و لا نصارىٰ و لا مسلمین و هم یعبدون الکواکب و النجوم. ‌مرحوم شیخ طوسى در «مبسوط» همین معنى را مى‌گوید: و الصحیح فى الصابى أنّهم غیر النصارىٰ لانّهم یعبدون الکواکب…پس به نظر شیخ طوسى و على بن ابراهیم اهل کتاب نیستند.

۲- دین آنها شبیه نصارى است. خلیل بن احمد (لغوى معروف) در کتاب العین در ریشۀ صبأ مى‌گوید: و صبأ فلان اى دان بدین الصابئین و هم قوم دینهم شبیه بدین النصارى الّا انّ قبلتهم نحو مهب الجنوب حیال منتصف النهار (مسیحى‌ها قبلۀ‌شان به سمت شمال است پس با مسیح در قبله تفاوت دارند) یزعمون انّهم على دین نوح (ریشه از نوح است و بعد تابع مسیح شده‌اند).

۳- شاخه‌اى از نصارى هستند. ابن قدامه در مغنى، از احمد حنبل و از قول شافعى نقل مى‌کند که شاخه‌اى از نصارى هستند. البتّه شافعى قول دیگرى هم دارد و مى‌گوید: احکام نصارىٰ بر آنها جارى نیست.

۴- فرقه‌اى هستند که ملائکه را عبادت مى‌کنند و زبور داود را قبول دارند و قبله هم دارند.

۵- تابع یحیى بن زکریّا (علیهما السلام) هستند (قول مشهور)، و معتقدند که کتابى بر یحیى (علیه السلام) نازل شده است. غالباً محلّ سکونت آنها در کنار ساحل نهرهاى بزرگ است؛ مانند کارون، دجله و فرات، به خصوص در کنار کارون در خرمشهر و آبادان، و به آنها در خوزستان «صُبّى» مى‌گویند. آنها علاقۀ خاصى به آب­هاى جارى دارند.

۶- دو گروه هستند: گروهى به شریعت موسى یا عیسى (علیهما السلام) ایمان دارند و گروهى بت‌پرست هستند که ملائکه یا کواکب را مى‌پرستند. این قول را صاحب جواهر نقل کرده و بحث مبسوطى در مورد صابئین دارد.

آن چه که امروز در بین صابئین مملکت ما معروف است، این است که آنها تابع یحیى بن زکریا (علیهما السلام) هستند و در کشور ما در قانون اساسى جزو اقلیت‌هاى مذهبى عنوان نشده‌اند. ر.ک: مکارم شیرازى، ناصر، کتاب النکاح، محقق/ مصحح: حامدى، محمد رضا/ مکارم، مسعود، ج ۴، ص ۱۲۸ .

[۷]. التوحید، ص ۴۳۵٫‏

[۸]. عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ‏۲، ص ۱۷۹٫

[۹]. همان، ‏مترجم: مستفید، حمیدرضا / غفارى، على‏اکبر، ج ‏۲، ص ۳۰۲ و ۳۰۳٫

[۱۰]. همان، ج ‏۲، ص ۴۱۹ و ۴۲۰٫

[۱۱]. همان، ص ۴۲۸٫

[۱۲]. ر.ک: همان، ص ۲۸۶٫

[۱۳]. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدى، ج ‏۲، ص ۶۳ و ۶۴٫

[۱۴]. عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ‏۲، ص ۱۸۲٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


+ 8 = 17