دایره المعارف اسلام پدیا » حدیث سلسلة الذهب امام رضا (علیه السلام)
منوی اصلی

حدیث سلسله الذهب امام رضا (علیه السلام)

تاریخ: ۱۹ دی ۱۳۹۱ در باب: امام رضا (ع)

یکی از اقداماتی که امام رضا (علیه السلام) در طول سفرشان به مرو انجام می دادند، این بود که هرکجا توقف می‌فرمودند، از سخنان گهربارشان مردم را بهره‌مند می نمودند و برکات زیادی را شامل حال مردم آن مناطق می نمودند. از جمله این برکات، هنگامی بود ‌که امام (علیه السلام) در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی پوشیده، و بر اسبى سیاه و سفید قرار داشتند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به نام های ابو زرعه رازى و محمد بن اسلم طوسى، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: «ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، اى بازمانده از نژاد پسندیده،‏ تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد».

امام (علیه السلام) دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. آن حضرت دو گیسوى بافته شده، همانند دو گیسوى مبارک رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) داشت که بر شانه‏ مبارکش افکنده بود. مردم، از هر طبقه‏اى ایستاده بودند و به آن حضرت مى‏نگریستند. گروهى فریاد مى‏کردند و دسته‏اى مى‏گریستند و عده‏اى در خاک غلطان و گروهى نعل استرش را مى‏بوسیدند. صداى ضجه و فریاد بالا گرفته بود. این وضعیت تا ظهر به طول انجامید. ولولۀ عظیمی در شهر طنین افکنده بود، در این موقع بزرگان و قضات شهر فریاد کشیدند: مردم گوش کنید و حفظ نمایید، فرزند پیامبر را نیازارید، ساکت باشید. در حالی که بیست و چهار هزار مرکب‌دان، به جز دوات، در آن روز شمارش شد، امام (علیه السلام) این‌چنین شروع به املای حدیث فرمود: «پدرم موسى بن جعفر از پدرش حضرت صادق و ایشان از محمّد بن علی و آن سرور از علی بن الحسین و آن جناب از حسین بن علی شهید کربلا و آن حضرت از امیر المؤمنین علی بن ابى طالب شهید کوفه نقل نمود و علی فرمود: برادرم و پسر عمویم، پیامبر اکرم از جبرئیل حدیث نمود که از خداى متعال شنیدم فرمود: «کَلِمَهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِی وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی‏؛ کلمه لااله الاالله حصار من است، پس هرکس آن را بگوید در حصار من داخل شده و کسی که داخل حصار من گردد، ایمن از عذاب من خواهد بود». خداوند متعال و جبرئیل و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام)، راست فرمودند. [۱]

اسحاق بن راهویه در روایت دیگری نقل نموده است که هنگامى که مرکب حضرت حرکت کرد، آن جناب به آواز بلند فرمود: این (حدیث) شروطى دارد، و من خود از جمله شروط آن هستم.[۲]

شیخ صدوق در ذیل این روایت می گوید: از شروط اقرار به کلمه «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ»، اقرار به امامت آن حضرت است که از جانب خداوند عزّ و جلّ معین شده است، و طاعتش بر همگان فرض و واجب است.‏[۳]

در حقیقت امام (علیه السلام)، شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌داند. امام (علیه السلام) در این حدیث شریف، بُعد دیگرى از توحید را براى مردم تشریح نموده و بر مسئله بنیادین دیگرى به نام ولایت تأکید ورزید. آن حضرت بر همه حاکمیت­هاى غیر الهى خط بطلان کشید و تنها حاکمیت الله را که در پرتو امامت و ولایت امکان‏پذیر است‏، به رسمیت شناخت.

گفتنی است، وجه

نامیده شدن این حدیث شریف به “سلسله الذهب”، این است که «ذهب» در زبان عربی به معنای طلا است و معمولا اشیاء با ارزش را به طلا تشبیه می نمایند، از آن جا که در سلسله سند این حدیث، امامان معصوم (علیهم السلام)، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)، جبرئیل، فرشته وحی و ذات اقدس الهی قرار دارند که در شرافت و ارزش و علو مقام، در عالی­ترین درجات قرار دارند، از این رو، سلسله این روایت طلایی است؛ به این معنا که عالی ترین سند را دارد.



[۱]. ر.ک: اربلى، على بن عیسى‏، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج ‏۲، ص ۸۲۷ و ۸۲۸؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ‏۴۹، ص ۱۲۶و ۱۲۷٫

[۲]. صدوق، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج ‏۲، ص ۱۳۵٫

[۳]. همان.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


6 + 1 =