دایره المعارف اسلام پدیا » امام رضا (علیه السلام) و لقب ضامن آهو
منوی اصلی

امام رضا (علیه السلام) و لقب ضامن آهو

تاریخ: ۱۹ دی ۱۳۹۱ در باب: امام رضا (ع)

لقب “ضامن آهو” به امام رضا (علیه السلام) نسبت داده شده، ولی در واقع جزو القاب آن حضرت نیست. در آموزه­های دینی گزینش اسم و لقب برای امامان معصوم (علیهم السلام) با معیارهای خاصی صورت می گیرد. البته در عرف مردم، آن جناب (علیه السلام)، به عنوان “ضامن آهو” شهرت دارد. شاید این شهرت، به سبب یکی از برکات قبر آن امام همام است که علامه مجلسی از آن به عنوان “برکات روضه رضویه”[۱] یاد کرده و داستان آن از کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» بدین قرار است:

«ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیل سلیطى گفت: از حاکم رازى، دوست ابى جعفر عتبى شنیدم که می گفت ابو جعفر مرا به عنوان پیک، پیش ابو منصور بن عبد الرزاق فرستاد.‏ روز پنجشنبه برای زیارت امام رضا (علیه السلام) از او اجازه خواستم. او در پاسخ به من گفت آن چه دربارۀ این مشهد (مرقد امام رضا علیه السلام) برای من اتفاق افتاده، برای شما نقل می کنم: در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه، به غارت زائران می‌ پرداختم: لباس‌ها، خرجی، نامه‌ها و حواله‌هایشان را به زور از آنان می‌ستاندم. روزی برای شکار بیرون رفتم و یوزپلنگی را به دنبال آهویی روانه کردم. یوزپلنگ همچنان به دنبال آهو می‌دوید تا به‌ ناچار، آهو به کنار دیوار آن مشهد (مرقد حضرت رضا (علیه السلام) پناه برد و ایستاد. یوز هم در مقابل او ایستاد، ولی به او نزدیک نمی‌شد.

هرچه کوشش کردم که یوزپلنگ به آهو نزدیک شود، به سمت آهو نمی رفت و از جای خود تکان نمی‌خورد، ولی هر وقت که آهو از جای خود (کنار دیوار مرقد) دور می‌شد، یوز هم او را دنبال می‌کرد، اما همین که به دیوار پناه می‌برد، یوزپلنگ باز می گشت تا آن که آهو به سوراخ لانه ‌مانندی، در دیوار آن مزار داخل شد. من وارد رباط[۲] شدم، پرسیدم: آهویی که هم اکنون وارد رباط شد، کجا است؟ گفتند: آهویی ندیدیم.

آن وقت، به همان جایی که آهو داخلش شده بود آمدم، و پشگل‌های آهو و رد بول او را دیدم، ولی خود آهو را ندیدم. پس با خدای تعالی پیمان بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان رفتار نکنم. از آن پس، هر گاه که کار دشواری به من روی می‌آورد و مشکلی در زندگی پیدا می‌کردم، به مشهد حضرت پناه می‌آوردم و آن را زیارت و از خدای تعالی در آن جا حاجت خویش را مسئلت می‌کردم و خداوند متعال، نیاز مرا بر طرف می کرد. من از خدا خواستم که پسری به من عنایت فرماید، خدا پسری به من مرحمت فرمود، و چون آن پسر بچه به حد بلوغ رسید، کشته شد. من دوباره به مشهد برگشتم و از خدا مسئلت کردم که پسری به من عطا فرماید و خداوند پسر دیگری به من ارزانی فرمود. هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم، مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد و این، از جمله برکات این مشهد است (سلام خدا بر ساکنانش باد) که بر من آشکار شد و برای خودم روی داد».[۳]



[۱]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ۴۹، ص ۳۲۶، باب ۲۳٫

[۲]. معنای اصلی رباط، جای نگهداری اسب برای مبارزه با دشمنان و مرزداری از حدود و ثغور مسلمانان است و بعداً به معانی مختلفی از جمله کاروانسرا، خانقاه صوفیه، و … اطلاق شده است.

[۳]. صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۲۸۵ و ۲۸۶، ح ۱۱؛ بحارالأنوار، ج ۴۹، ص ۳۳۳ و ۳۳۴٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


9 + 7 =