دایره المعارف اسلام پدیا » احمد بن موسى (علیه السلام) و پذیرش امامت حضرت رضا (علیه السلام)
منوی اصلی

احمد بن موسى (علیه السلام) و پذیرش امامت حضرت رضا (علیه السلام)

تاریخ: ۱۹ دی ۱۳۹۱ در باب: امام رضا (ع)

یکى از برادران والا مقام حضرت رضا (علیه السلام)، احمدبن موسى (علیهما السلام)، معروف به «شاه چراغ» است که مرقد شریفش در شهر شیراز است. این شخصیت بزرگوار به جهت شایستگی هایش، مورد احترام و توجه مردم بود.

پس از شایع شدن شهادت حضرت موسى بن جعفر (علیهما السلام) در مدینه، مردم مدینه به عنوان پذیرش امامت احمد بن موسى (علیهما السلام)، به در خانه امّ احمد[۱] آمدند، و همراه «احمد بن موسى (علیهما السلام)» به مسجد رفتند. از آن جا که احمد داراى کرامات و مقامات ارجمند در علم و عبادت و فضل بود، مردم تصور مى کردند امام بعد از امام کاظم (علیه السلام)، او است؛ لذا با او به عنوان امام بیعت کردند، او از مردم بیعت گرفت، سپس بالاى منبر رفت و خطبه‌اى در نهایت فصاحت و بلاغت خواند، سپس فرمود: «اى مردم! شما همه با من بیعت کردید، ولى بدانید من با برادرم على بن موسى (علیهما السلام) بیعت کرده‌ام، او امام و جانشین پدرم مى باشد، او ولىّ خدا است و بر من و شما از جانب خدا و رسولش واجب است که هر چه او به ما امر مى کند، اطاعت کنیم».

همه حاضران سخن احمد بن موسى (علیهما السلام) را پذیرفتند، و دسته جمعى از مسجد بیرون آمده در حالى که احمد بن موسى (علیهما السلام) در پیشاپیش آنان بود، با هم به در خانه حضرت رضا (علیه السلام) رفتند و با آن حضرت بیعت کردند، امام رضا (علیه‌السلام) براى احمدبن موسى، دعا کرد و احمد، از آن پس همواره در خدمت برادر بود، تا آن زمان که حضرت رضا (علیه السلام) به سوى خراسان حرکت نمود.[۲] به این ترتیب این امام ­زاده وارسته و بزرگ با کمال خلوص، مردم را به پذیرفتن امامت برادرش حضرت رضا (علیه السلام) فراخواند.



[۱]. مادر احمد بن موسی از زنان بسیار محترم بود و حضرت موسى بن جعفر (علیهما السلام) به او خیلى علاقه داشت. وقتى حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) از مدینه به بغداد رفت، امانت‏هاى امامت را به او سپرده فرمود: هر کس در هر موقع آمد و این امانت­ها را از تو خواست، بدان من از دنیا رفته‏ام و او جانشین من است و امامى است که اطاعتش بر تو و سایر مردم واجب است.

وقتى هارون الرشید، امام کاظم (علیه السلام) را در بغداد به شهادت رساند، حضرت رضا (علیه السّلام) از ام احمد، امانت‏ها را خواست. ام احمد گفت: واى پدرت شهید شد؟ فرمود: آرى، اکنون از دفن او فارغ شدم، آن امانت­هایى که پدرم موقع رفتن به بغداد در اختیارت گذاشت بیاور، من جانشین او و امام به حق بر جن و انس هستم. ام احمد گریبان چاک زده، امانت­ها را تحویل داد و با آن جناب به امامت بیعت کرد. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ۴۸، ص ۳۰۷ و ۳۰۸٫

[۲]. برگرفته از: همان، ص ۳۰۸٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


2 + 2 =