دایره المعارف اسلام پدیا » کعبه (خانه خدا)
منوی اصلی

کعبه (خانه خدا)

تاریخ: ۲۲ آذر ۱۳۹۱ در باب: تاریخ اسلام

چکیدۀ مقالۀ کعبه

کعبه اوّلین خانه ای است که خداوند آن را مخصوص پرستش مردم قرار داده است.

برای کعبه نام های دیگری بیان کرده اند که عبارت است از: عتیق، بکه، بیت المعمور.

کعبه به دست حضرت ابراهیم بنا شد، اما نظر به این که در اثر سیل زمان حضرت نوح خراب شده بود مجدداً به دست حضرت ابراهیم بنا شد و در طول تاریخ بر اثر دخالت حکام مورد تغییر و تحول جزئی قرار گرفت.

کعبه از چهار رکن و چندین اجزا تشکیل شده است که در بین ارکان کعبه، علاوه بر رکن حجر، رکن یمانى نیز از موقعیت معنوى ویژه­اى برخوردار است.

گرچه همۀ کعبه و اجزای آن دارای تقدس می­باشد، اما برخی از اجزای آن دارای ویزگی خاص و ویژه ای هستند که به آن اشاره می­شود.

الف. حطیم؛ به مساحت میان حجرالاسود و زمزم و مقام ابراهیم (ع) و قسمتی از حجر اسماعیل (ع) حطیم گفته می شود.

ب. مستجار؛ دیوار کنار رکن یمانی را مستجار می نامند که محل ورود فاطمه بنت اسد در کعبه، برای تولد امام علی (ع) همین بخش از دیوار کعبه بوده است.

ج. ملتزم؛ قسمتی از دیوار و پایین دیوار کعبه را، که در یک سوی آن حجر الاسود و در سوی دیگرش در کعبه قرار دارد، ملتزم می نامند. این مکان محلی است که دعا در آن­جا پذیرفته می شود.

د. ناودان کعبه که به نام های متعددی شهرت دارد؛ از جمله ناودان رحمت، ناودان طلا، میزاب رحمت و میزاب.

مفهوم شناسی کعبه

کعبه از ماده “کعب” به معناى برآمدگى روی پا است، کَعْبُ الرجل؛ یعنى استخوانى که بین ساق پا و پا قرار گرفته و ساق پا را به پا وصل می کند،[۱] همچنین به هر نوع بلندى و برآمدگى اطلاق شده و اگر به “مکعب” نیز مکعب گفته مى ‏شود، به دلیل آن است که از چهار طرف داراى برآمدگى است. به هر حال این کلمه (کعبه) هم اشاره به بلندى ظاهرى خانه خدا دارد و هم رمزى از عظمت و بلندى مقام آن مى‏ باشد.[۲]

نام های کعبه

در قرآن و احادیث نام های مختلفی برای کعبه ذکر شده است که هر کدام از این اسامی دارای اسرار فراوانی است. در قرآن جمعاً در پانزده آیه از کعبه، با اسامی متعددی یاد شده است، بدین صورت که واژه «کعبه» دو بار، واژه «البیت» هفت بار، واژه «بیت» یک  بار، واژه «بیت الحرام» دو بار، واژه «بیت العتیق» دو بار، واژه «بیتک المحرّم» یک بار، واژه «بیتی» دو بار، «بکه» یک بار و «بیت المعمور» هم یک بار به کار برده شده است.[۳]

فلسفه نام گذاری کعبه

در آموزه­های اسلامی، نکاتی در باب اسرار برخی از نام­های کعبه به چشم می خورد، که به برخی از آن­ها اشاره می شود:

۱٫ کعبه:

کعبه به صورت مربع است و در زبان عربی معمولاً به خانه­های چهارگوش و مربع، کعبه اطلاق می شود. علت چهارگوش بودنش نیز آن است که در مقابل بیت­المعمور است که آن هم چهار گوش است، چون در برابر عرش است که آن هم چهارگوش است. عرش چهار گوش شده، چون کلماتی که اسلام برآنها استوار است چهار کلمه است «سبحان الله»، «الحمد لله»، «لا إله إلاّ الله» و «الله اکبر».[۴]

۲٫ عتیق: در زمینه علت این نامگذاری وجوه مختلفی بیان شده، که عبارتند از:

الف. عتیق یعنی آزاد: مقصود این است که خدا آن خانه را از گزند حوادث مصون داشته و آزاد کرده است.[۵] در برخی از احادیث بیان­های مختلفی درباره آزادی کعبه ذکر شده است، از جمله: آزاد از مالکیت مردم: امام باقر (علیه السلام) با بیانی روشن تر به همین مضمون اشاره دارد: «کعبه خانه­ای است که آزاد از مردم بوده و هیچ کس مالک آن نیست».[۶]

آزاد از غرق و توفان نوح: خداوند در طوفان نوح (علیه السلام)، تمام زمین را غرق آب کرد؛ لذا هر چه که در زمین بود غرق شد، مگر کعبه که خداوند آن را از زمین بالا برد تا غرق نشود؛ از این رو است که به کعبه عتیق گفته اند.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خداوند در ماجرای نوح، همه زمین را زیر آب برد، جز خانه خدا را، آن روز این خانه «عتیق» نام نهاده شد، چون آن روز از غرق شدن رها شد».[۷]

آزادی از جهنم: در بعضی از روایات[۸] به این نکته اشاره شده است که اگر کسی خانه خدا را در دنیا زیارت کند و زائر بیت الله الحرام باشد، خداوند او را از جهنم نجات می دهد و برائت از جهنم هدیه او خواهد بود، پس کعبه باعث برائت از آتش جهنم است و به همین دلیل به آن بیت العتیق گفته اند.

ب. قدیم و کهن: از جمله معانی عتیق، کهن و قدیمی است، همین مضمون در روایات هم آمده است. امام باقر (علیه السلام) در مسجدالحرام نشسته بودند، از ایشان درباره بیت عتیق سؤال شد، امام (علیه السلام) فرمود: خداوند کعبه را قبل از خلقت زمین آفرید.[۹]

گفتنی است که همۀ این موارد ممکن است در این نامگذاری وجود داشته باشد؛ یعنی مثلاً هم به دلیل این که از مالکیت افراد آزاد است و هم زائرانش از آتش جهنم آزادند و … به آن بیت عتیق گفته شود.

۳٫ بکّه: این عنوان از قرآن گرفته شده است. در این آیه واژه «بکّه» با ویژگی­های خاصی بیان شده است: نخستین خانه­ای که برای مردم بنا شده، همان است که در مکه است. [۱۰]

عبدالله بن سنان از امام صادق (علیه السلام) درباره این نامگذاری سؤال می کند، امام (علیه السلام) می فرماید: مردم در دور و اطراف آن می گریند،[۱۱] خانه خدا پیوندی با اشک و آه دارد و خیراتی برای انسان به ارمغان می آورد و وسیله هدایت بشر است. این امر مهم با تضرع به خدا و اشک و آه امکان پذیر است.

۴٫ بیت المعمور: یکی دیگر از اسامی خانه خدا، بیت المعمور است؛ یعنی خانۀ آباد، این خانه همواره آباد است. آبادانی کعبه به دو معنا می تواند باشد، یکی این که همواره این خانه روی زمین آباد بوده است و اگر هم کسی آن را تخریب کرده، با سرعت تجدید بنا و آباد شده است. دیگر این که بیت المعمور اشاره به عمران و آبادی معنوی است.

محمد بن سنان از حضرت رضا (ع) روایت شده که فرمود: علت طواف به کعبه این است که بعد از آن­که خداوند متعال به فرشتگان فرمود: ” من در زمین خلیفه‏اى قرار خواهم داد” و فرشتگان اعتراض کردند که آیا مى‏خواهى کسانى در زمین بیافرینى که خونریزى کنند؟ و آن گاه از اعتراض خود پشیمان شده، فهمیدند که گناه کرده‏اند ناچار به عرش خدا پناه برده استغفار کردند، و خداوند از این حالت فرشتگان خوشش آمد و به همین خاطر در آسمان چهارم خانه‏اى برابر عرش ساخت و اسم آن را” ضراح” گذاشت، و در مقابل آن خانه دیگرى به نام” بیت المعمور” در آسمان دنیا بنا نهاد آن گاه خانه کعبه را مقابل” بیت المعمور” قرار داد و آدم را فرمود تا آن را طواف نماید، و این سنت در میان فرزندان او تا قیامت معمول خواهد بود [۱۲].[۱۳]

فلسفه بنای کعبه

بر اساس آیات قرآن، همچنین اسناد تاریخى، مکه نمادى از برکات الهى، هدایت بشر[۱۴]و محل اجتماع[۱۵] براى عبودیت حضرت حق، تلقى شده است. خداوند متعال با افاضۀ خیر فراوان دنیوى بر این مکان که قبل از آن خشک و لم ‏یزرع بود، رزّاقیت خود را به عرصه نمایش درآورد[۱۶] و با ارائۀ این حقیقت که آن جا محلى است براى وصول به مقام قرب الهى، چگونگى سلوک بندگى را، براى هدایت جهانیان به تصویر کشید. چنان که با مقرر نمودن یک سلسله اعمال تشریعى در ایام خاص، کیفیت سیر عبودى را به انسان‏ها خاطرنشان مى‏سازد که آدمى باید از نفس خویش هجرت کرده، با پاک­سازى خود از هرگونه آلودگى، تعلّق، رنگ و هیئت غیرخدایى، با اخلاص، اقبال و توبۀ خاص، به مقام قرب ربوبى بار یابد. علاوه بر آن، خانه خود را نشانگر مقام ابراهیم (ع)، حرم امن و حج توانمندان تلقى فرمود که هر یک نشان دهنده عظمت مقام حضرت حق هستند. به واقع چه نشانى گویاتر و رساتر از این که هر سال میلیون­ها نفر در این مکان مجتمع گشته و با انجام مناسک و اعمال ویژه، عبودیت خویش را در برابر خداوند به نمایش گذارده، که این خود براى دیگر مردمان، بیدارگر و تحول ‏آفرین است.

خداوند، دستور ساخت این خانه را صادر فرمود تا به عنوان قبله در نماز، در هنگام قربانی­کردن و در مواجهۀ اموات و …، یادآور خویش به مردم باشد. علاوه بر آن که همه دل‏هاى متفرق را به یک سو جمع نموده است تا روح توحید و یکى بودن را در آنها بپروراند و به واسطۀ آن، دین خود را زنده و پایدار سازد.

پس هدف از برپایى چنین مکان شریفى چیزى نیست جز قراردادن نماد و نشانى از مسائل معنوى و فرامادى.

قرآن کریم به اهداف ساخت این بنا و سابقۀ آن اشاره دارد، آن­جا که فرمود: “اولین خانه­ای که در جهت تأمین منافع مردم، بنا شده، همان است که در سرزمین مکه است. خانه ای که برای جهانیان سبب برکت (افزونی نعمت­ها) و موجب هدایت است”[۱۷].[۱۸]

اهمیت و فضیلت کعبه

اهمیت کعبه به اندازه‏اى است که ویران کردن آن در روایات اسلامى در ردیف قتل پیامبر و امام قرار گرفته، نگاه کردن به آن، عبادت، و طواف گرد آن از بهترین اعمال است، حتى در روایتى از امام باقر (ع) مى‏خوانیم که فرمود: “شایسته نیست کسى خانه خود را برتر از کعبه بسازد”.[۱۹]

ولى باید توجه داشت که اهمیت و احترام کعبه هرگز به خاطر ساختمان آن نیست، زیرا به گفته امیرمؤمنان على (ع) در نهج البلاغه در خطبه قاصعه” خداوند خانه خود را در یکى از سرزمین­هاى خشک و سوزان و میان کوه‏هاى خشن قرار داده است و دستور داده از مصالح و سنگ­هاى عادى و معمولى بسیار ساده‏اى آن را بنا کنند”[۲۰] ولى از آن­جا که خانه کعبه قدیمى­ترین و پرسابقه­ترین مرکز توحید و پرستش خدا است و نقطه تمرکزى براى توجه ملت­ها و اقوام مختلف است، این­همه اهمیت در پیش­گاه خدا یافته است.[۲۱]

کعبه نزد ادیان و امت­ها

به طور کلی، کعبه در کتاب های پیشینیان دارای جایگاه خاصی بوده است. ارزقی از قول وهب بن منبه آورده است که کتاب­های گذشتگان از خواص زمزم سخن گفته اند. وی می افزاید: سوگند به آن که جان وهب در دست اوست، هر آن که از زمزم سیر بنوشد، درد از او برطرف گردد و شفا یابد. نظیر آن را از قول کعب الاحبار و کتب پیشین نیز آورده است.[۲۲]

برای روشن شدن جایگاه کعبه در ادیان مختلف، نگاهی گذرا به ادیان بزرگ زمان جاهلی می کنیم:

۱٫ یهود: یهودیان کعبه را تعظیم می کردند و آن را معبدی می دانسته و در آن خدا را طبق دین ابراهیم (ع) عبادت می کردند. شواهدی بر این امر وجود دارد:

طبق قولی چاه زمزم به خاطر مزمزه یهود و مجوس از آب آن، به زمزم معروف گشته است. این خود شاهدی بر این است که یهودیان برای زمزم و در نتیجه، کعبه ارج و منزلت قایل بوده اند.

۲٫ نصارا (مسیحیت): نزد نصارا نیز کعبه به عنوان محل عبادت خداوند تلقّی می شد. ایشان برای کعبه ارج و منزلتی خاص قایل بودند.

کسانی که پیش از سال فتح مکه، داخل کعبه را دیده اند، می­گویند: تمثال حضرت مریم و حضرت عیسی (ع) در آن نصب بوده و عیسی در دامن مادر نشسته بود.[۲۳]

ممکن است گفته شود که چرا تماثیل حضرت عیسی و مریم در کعبه آویزان بوده با این­که کعبه در آن زمان جایگاه بت­ها شده بود. در پاسخ باید گفت: از جمله علت­هایی که عرب جاهلی بت­ها را در کعبه قرار می دادند، بدین دلیل بود که بت­ها را به عنوان شفیعان خود در خانه خدا (کعبه) قرار می دادند تا به درگاه الهی برای آن­ها شفاعت کنند. در واقع، بت­ها واسطه بین خدا و مردم بودند. علت دیگر این بود که آن بت­ها را به عنوان الهه­های خود می پنداشتند. با این بیان، بعید نیست که تمثال حضرت عیسی و مریم در کعبه بوده باشند؛ زیرا مسیحیان نیز به وسیله آن تمثال ها به خدا می رسیدند و حتی از این بالاتر، این­که، آن­ها را الهه های خود می دانستند.

در این صورت، معلوم می شود که کعبه نزد مسیحیان دست کم برای عده­ای که با حجاز در ارتباط بودند، دارای ارج و منزلتی رفیع بوده است.

۳٫ هندو: هندوها معتقدند که روح در «سینا»، که اُقنوم سوم از ثالوث بوذی است، هنگامی که با همسر خود از شهرهای حجاز دیدار می کرد در حجرالاسود حلول کرده است.[۲۴] به همین دلیل، هندوها برای کعبه مقامی رفیع قایل بوده و آن را معبدی برای خود به حساب می آوردند.

۴٫ صابئین: صابئین نیز به فضل و قداست کعبه معترف بودند.[۲۵] صابئین از فرس و کلدانیان معتقدند که کعبه یکی از خانه­های مقدس هفت­گانه است. … گفته شده که کلدانیان معتقد بودند کعبه خانه زحل است، چون قدیمی بوده و عمر طولانی کرده است.[۲۶]

همچنین قاضی عبدالجبار نقل می کند که صابئین خانه­هایی را برای عبادت به عدد هفت ستاره محسوب می­کنند و مدّعی هستند که بیت الله الحرام یکی از آن­ها است. علت این­که این بیت باقی مانده، این است که بیت زحل رمز بقا و ثباتش می باشد.[۲۷]

گفتنی است شاهد دیگر بر این مطلب این است که حضرت ابراهیم (ع) از پیامبران بزرگ مورد پذیرش یهود، نصارا و صابئین می باشد؛ از این رو، بعید نیست که آن­ها کعبه ای را که به دست مبارک حضرت ابراهیم (ع) ساخته شده است، بزرگ شمارند.

در پایان شاید در مورد جایگاه کعبه نزد سایر ملل و ادیان بتوان گفت: تمام این مطالبی که گفته شده برآمده از روایات می­باشد و ما دلیل و سند تاریخی بر آن نداریم. از سوی دیگر، عواطف نقش زیادی در ظهور این روایات داشته اند.

ولی شاید نتوان این ادعاء را به طور کامل در تمام موارد پذیرفت: زیرا اولا، تمامی این ادیان که ذکر شدند از ادیان سامی هستند و برای حضرت ابراهیم(علیه السلام) اهمیت شایانی قایلند و از سوی دیگر، بر اساس آیۀ کریمه ۲۷ سوره حج[۲۸]، حضرت ابراهیم مأمور به دعوت همه مردم برای انجام مراسم حج بوده است. از این رو، بعید نیست که آن ها برای کعبه اهمیت قایل باشند.

ثانیاً، کعبه محل عبادت خدا بوده است و اغلب این ادیان به خداوند اعتقاد داشته اند. در نتیجه، بعید نیست که آن­ها هم در بیت الله الحرام به عبادت خداوند می­پرداختند.

ثالثاً، روایاتی وجود دارند که بیان می کنند پیامبران پیشین برای کعبه اهمیت قایل بودند و طواف آن را به­جا آورده­اند؛ از این رو، بعید نیست که پیروانشان نیز از آن­ها تبعیت کرده باشند.

رابعاً، در برخی موارد سند تاریخی بر مسئله وجود دارد. خلاصه اینکه، کعبه در بین اقوام و ادیان گوناگون در ایام جاهلی دارای جایگاه رفیع بوده است. [۲۹]

کعبه نزد ملت­ها

کعبه در نزد ملت­ها و اقوام مختلف دارای ارج و منزلت خاصی بوده است که نمونه هایی از آن بیان می شود:

۱٫ اعراب: پیش از ظهور اسلام، خانه خدا نزد اعراب ارج و منزلتی رفیع داشت و برای عرب هیچ معبدی همانند کعبه دارای عظمت و منزلت نبود؛ زیرا آن را خانه خدا و بنای ابراهیم خلیل (ع) می دانستند[۳۰] و از هر سو به زیارت آن می آمدند. حج جزو دین عرب بود که به صورت ارثی در بین آن­ها باقی مانده بود،[۳۱] در واقع، چون کعبه برای اعراب دارای ارزش و منزلتی رفیع بوده، بت­های بزرگ خود را در آن قرار می دادند و با تعظیم کعبه، آن بت­ها را نیز تعظیم می کردند.

۲٫ ایرانیان: کعبه در نزد اقوام مختلف ایرانی دارای ارج و منزلتی خاص بود و اسلاف ایرانیان (فُرس) برای زیارت کعبه و طواف آن، عازم سرزمین حجاز می­شدند و برای کعبه هدایایی می فرستادند.

ساسان فرزند بابک اردشیر، حج به جا آورد و آب زمزم را مزمزه کرد. حتی می­گویند به خاطر همین، چاه زمزم، به «زمزم» معروف گشته است، همچنین  ایشان دو غزال از طلا و شمشیرهایی از جواهر، و طلاجات زیادی برای کعبه فرستاد.

در اشعار عربی قدیم چنین آمده است:

زمزمت الفرس علی زمزم

و ذاک من سالفها الاقدم

از میان ایرانیان برخی از گذشتگان دور بر سر چاه زمزم آب آن را مزمزه کردند.

این بیت، خود گواه بر رواج داشتن زیارت کعبه و نوشیدن از چاه زمزم توسط ایرانیان است.

بعضی از شعرای ایرانی پس از ظهور اسلام، زیارت و طواف کعبه را پیش از اسلام برای خود افتخار می دانستند. همچنین در تاریخ آمده است که ایرانیان هدایای نفیسی برای کعبه می فرستادند. [۳۲]

۳٫ یمنی­ها: یمنی­ها مانند سایر مللی که با سرزمین حجاز در ارتباط بودند، برای کعبه اهمیت و ارزش خاصی قایل بودند و برای انجام مراسم حج بدان سرزمین مسافرت می­کردند.[۳۳] برای تأیید این مطلب می توان به دو نمونه اشاره کرد:

الف. برخی گفته­اند: در سنگ نوشته­هایی که در مسجدالحرام دیده شده است، به نوشته­هایی برمی­خوریم که نشانگر این است که قبایل یمنی در ایام جاهلی حج به جا می­آوردند و ارتباط آنان با مکه بسیار وثیق بوده است.[۳۴]

ب. مسئله پوشش کعبه، که یک سنت دیرینه است، به اسعد ابوکرب که از اهالی تبع از قبائل یمن می باشد، برمی­گردد[۳۵] و این امر خود گواه بر ارج و منزلت کعبه نزد آنان است.

۴٫ رومیان: در نزد رومیان نیز کعبه دارای قداست و منزلتی خاص بوده است. فاکهی در کتاب اخبار مکه به نقل از یکی از اسرای مسلمان، که در سرزمین روم اسیر بود، چنین می نویسد: مرا نزد پادشاه بردند، او از من پرسید: از کدام شهری؟ پاسخ دادم از شهر مکه هستم. گفت: آیا «هزمه جبرئیل» را می شناسی؟ گفتم آری. پرسید: آیا «بره» را می شناسی؟ پاسخ دادم: آری. گفت: آیا نام دیگری برای آن به یاد داری؟ گفتم: آری، امروز به زمزم مشهور است. این اسیر مسلمان می­افزاید، آن گاه پادشاه از برکت زمزم سخن گفت و افزود حال که چنین می گویی، ما در کتاب هایمان خوانده­ایم که اگر کسی به مقدار کف دست از آن آب بر سر بریزد هرگز خوار و ذلیل نمی گردد.[۳۶]

همچنین نقل شده وقتی که اسکندر بر اهل مکه (خزاعه) غلبه پیدا کرد و آن ها را از مکه بیرون کرد، حج بیت الله به جا آورد.[۳۷]

فضیلت کعبه

کعبه از جایگاه و فضیلت­های بسیاری برخوردار است که در این جا به چند نمونه از آن اشاره می شود:

الف. کعبه، تضمین کننده حیات و بقای اسلام: امام صادق (علیه السلام) فرمود: تا آن زمان که کعبه برپاست، دین نیز پایدار است.[۳۸]

ب. کعبه، خانه ای مبارک و خانه هدایت بخش: خداوند در قرآن کریم می فرماید: اول خانه‏اى که براى مکان عبادت خلق بنا شده است، در مکّه است که در آن برکت و هدایت خلایق است.[۳۹]

مبارک به معنای خیر و برکت فراوان است و مبارک بودن خانه خدا، می تواند از این جهت باشد که این خانه همواره محلّ عبادت و طواف بوده و پاداش عبادت در آن­جا دو چندان است و سبب بخشش گناهان می باشد.[۴۰]

کعبه راهنمای بندگان به سوی خداست و آنان با انجام حج و عمره و سایر عبادات به سمت و اطراف کعبه، به بهشت و سعادت راه می یابند.

ج. کعبه، خانه ای امن و امنیت آفرین: کعبه خانه ای امن و در امان از گزند حوادث طبیعی و قهر جباران و بدخواهان است، کعبه مایه امنیت هر کس و هر چیزی است که به آن وارد شود.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: هر کس وارد آن (بیت) شود، در حالی که عارف به تمام  واجبات الهی باشد، در عالم آخرت از عذاب همیشگی در امان خواهد بود.[۴۱]

طبق روایات فراوان، اگر کسی در خارج حرم مرتکب جرمی شود و به حرم خدا پناهنده گردد، تا زمانی که در حرم به سر می برد، کسی حق تعرّض به او را ندارد و نمی توان در آن­جا بر او حدّ جاری کرد، حتی اگر حیوانات وحشی هم به حرم خدا پناهنده شوند، کسی حق تعرّض به آنها را ندارد و نیز درختان خودرو در حرم خدا را هم کسی نمی تواند بکَند.

این امنیت همه جانبه حرمِ خدا، به اعتبار وجود کعبه در آن است.

خدای سبحان امنیت مطلق و همه جانبه را از ویژگی­ها و فضایل کعبه برشمرده و می فرماید: آن هنگام خانه کعبه را محلّ بازگشت و مرکز امن و امان برای مردم قرار دادیم.[۴۲]

د. کعبه، پاک و مطهّر از آلودگی­ها: خداوند در قرآن می فرماید: ما به ابراهیم و اسماعیل امرکردیم که خانه مرا پاک و پاکیزه نمایید.[۴۳]

تطهیر خانه خدا می تواند به این معنا باشد که ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) مأمور شدند کعبه را از آلودگی­هایی که پیش از آن، مشرکان، در اطراف آن ایجاد کرده بودند، پاک سازی نمایند. بنا به عقیده برخی مفسران، کعبه پیش از آن­که در دست ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) قرار گیرد در اختیار مشرکان بوده و آنها نظافت را رعایت نمی کردند.

دیگر این­که، تطهیر کعبه می تواند به این معنا باشد که ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) موظّف شدند کعبه را بر اساس طهارت، تقوا و اخلاص بنا نمایند آن گونه که حق تعالی می فرماید:[۴۴]  آیا کسی که شالوده آن را بر تقوای الهی و خشنودی او بنا کرده، بهتر است، یا کسی که اساس آن را بر کنار پرتگاهِ سستی نهاده که ناگهان در آتش دوزخ فرو می ریزد.[۴۵]

به هر حال، کعبه بنایی است که از هرگونه آلودگی و ناخالصی پاک و مطهّر است؛ چرا که پاکی و طهارت کعبه، خواست صاحب آن، خداوند تبارک و تعالی است.

کعبه، تجسم عرش خدا در زمین

آغاز و پیدایش این خانه چنین بود، که خداوند به فرشتگان فرمود: من در زمین جانشینی قرار می دهم. فرشتگان پاسخ دادند: آیا در آن، کسی را قرار می دهی که فساد می­کند و خون­ها می ریزد؟! خداوند از فرشتگان روی گرداند، آنان دیدند که این روی گردانی از خشم خدا است. پس به عرش او پناهنده شدند. خداوند به یکی از فرشتگان فرمان داد تا در آسمان ششم در برابر عرش او خانه­ای برایش بسازند به نام ضُراح، آن را برای آسمانیان قرار داد که هر روز هفتاد هزار فرشته طوافش می­کنند و باز نمی­گردند و استغفار می­کنند. پس چون آدم به آسمان دنیا فرود آمد، خداوند فرمان داد که این خانه را در زمین بنا کنید. پس خداوند این را برای آدم و نسل او قرار داد، همچنانکه آن خانه را برای آسمانیان قرار داده بود. [۴۶]

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: چون خداوند آدم را از بهشت فرود آورد، فرمود: من همراه تو خانه ای فرود می آورم که بر گِرد آن طواف شود. آن چنان که عرش من طواف می شود و نزد آن نماز خوانده شود، همان­گونه که نزد عرش من نماز خوانده می شود.[۴۷]

مواد بنای کعبه

هنگامى ‏که حضرت آدم (علیه السلام) تصمیم گرفت کعبه را بنا کند، جبرئیل (علیه السلام) نازل شد و دو بال خود را بر اساس ثابتى بر زمین زد که در نتیجه، سنگ­ها از آن جدا و سپس توسط ملائکه به سوى محل کنونى کعبه حمل گردید.

تاریخ ارزقى، در این زمینه مى‏نوسد: این‏سنگ ها، از پنج ‏کوه جدا شدند: «لبنان»، «طورزیتا»، «طورسینا»، «جودى» و «حِراء».

ثعالبى گفته است: «طور زیتا» و «طور تیناء» دو کوه هستند که در بیت‏ المقدّس قرار گرفته‏اند. و «لبنان» کوهى در نزدیکى شام است که بدان کوه «اولیاء» گفته مى‏شود.[۴۸] همچنین در «مختار الصحاح» نوشته ثعالبى آمده است:

جودى، کوهى است در جزیره (موصل)[۴۹] که کشتى حضرت نوح پس از طوفان بر روى آن لنگر انداخت، اما طور سینا در مصر و حراء در مکه است.

در کتاب «نهایه الأرب فی فنون الأَدب» نویدى در این مورد آمده است: عبداللَّه عمر گفت: چهار کوه نزد خداوند مقدس است: «طور تینا»، «طور زیتا»، «طور سینا» و «طور تیمانا». اما طور تینا در دمشق است و طور زیتا در بیت ‏المقدس و طور سینا همان کوهى است که حضرت موسى (علیه السلام) بر آن قرار گرفت و اما طور تیمانا در مکه است[۵۰].

اندازه‏ کعبه

ابوالولید ازرقى در کتاب تاریخى اخبار مکه، درباره اندازه‏ کعبه معظمه در زمان­های مختلف چنین آورده است:

اندازه کعبه در بنای حضرت ابراهیم (علیه السلام)

ارتفاع کعبه ۹ ذراع‏ (حدود چهار متر و پانزده سانتی متر).[۵۱]

طول دیوار شرقى که در کعبه در آن قرار دارد ۳۲ ذراع ‏(حدود چهارده متر و هفتاد و هشت سانتی متر).

طول دیوار غربى دیوار مقابل در کعبه ۳۱ ذراع ‏(حدود چهارده متر و سی و دو سانتی متر).

طول دیوار شمالى که حِجر اسماعیل در آن قرار گرفته است ۲۲ ذراع‏ (حدود ده متر و شانزده سانتی متر).

طول دیوار جنوبى که میان رکن حجرالأسود و رکن یمانى است ۲۲ ذراع‏ (حدود ده متر و شانزده سانتی متر).

اندازه کعبه در بنای قریش‏ بر اساس ذراع‏

بلندى و ارتفاع کعبه ۱۸ ذراع ‏(حدود هشت متر و سی سانتی متر).

طول دیوار شرقى ۲۶ ذراع‏ (حدود دوازده متر و یک سانتی متر).

طول دیوار غربى کعبه ۲۶ ذراع‏ (حدود دوازده متر و یک سانتی متر).

طول دیوار شمالى کعبه ۲۲ ذراع ‏(حدود ده متر و شانزده سانتی متر).

طول دیوار جنوبى کعبه ۲۰ ذراع‏ ‏(حدود نه متر و بیست چهار سانتی متر).

اندازه کعبه در بنای عبداللَّه بن زبیر بر اساس ذراع‏

ارتفاع کعبه ۲۷ ذراع‏ (حدود دوازده متر و چهل و هفت سانتی متر).

طول دیوار شرقى کعبه ۳۲ ذراع‏ (حدود چهارده متر و هفتاد و هشت سانتی متر).

طول دیوار غربى کعبه ۳۱ ذراع‏ (حدود چهارده متر و سی و دو سانتی متر).

طول دیوار شمالى کعبه ۲۲ ذراع‏ (حدود ده متر و شانزده سانتی متر).

طول دیوار جنوبى کعبه ۲۰ ذراع ‏‏(حدود نه متر و بیست چهار سانتی متر).

اندازه کعبه در بنای حَجّاج ‏بر اساس ذراع‏

ارتفاع کعبه ۲۷ ذراع‏ (حدود دوازده متر و چهل و هفت سانتی متر).

طول دیوار شرقى کعبه ۲۶ ذراع ‏(حدود دوازده متر و یک سانتی متر).

طول دیوار غربى کعبه ۲۶ ذراع ‏(حدود دوازده متر و یک سانتی متر).

طول دیوار شمالى کعبه ۲۲ ذراع‏‏ (حدود ده متر و شانزده سانتی متر).

طول دیوار جنوبى کعبه ۲۰ ذراع ‏(حدود نه متر و بیست چهار سانتی متر).

محمد طاهر کردى در «التاریخ القویم لمکّه و بیت اللَّه الکریم» اندازه‏هاى کعبه مشرفه و ابعاد آن را، بر اساس واحد اندازه‏گیرى متر، که در زمان کنونى معمول است، به نقل از مهندسان مصرى در سال ۱۳۷۷ ه. ق. چنین آورده است:

اندازه‏ها و ابعاد کعبه مشرفه بر اساس واحد اندازه‏گیرى متر و سانتى‏ متر.

ارتفاع در کعبه از سطح زمین مطاف ۱۹۲س.

طول قفل در کعبه ۳۴ س.

فاصله میان حفره کنار درِ کعبه تا پنجره مقام ابراهیم (علیه السلام) ۹۸۶ س.

فاصله میان حفره یاد شده تا ابتداى فضاى حجر (انتهاى ضلع کعبه) ۵۶۰ س .

فاصله ابتداى حفره یاد شده تا رکن حجرالأسود ۴۸۰ س.

اندازه‏ها و ابعاد کعبه مشرفه بر اساس واحد اندازه ‏گیرى متر و سانتى‏ متر

فاصله میان حفره فوق تا ابتداى درگاه درِ کعبه ۶۰٫

فاصله میان شاذروان در کنار حجرالأسود تا ملتزم ۱۰۰٫

ارتفاع کامل دیوارهای کعبه در سمت شرقى، غربى، شمالى و جنوبى هر کدام ۱۲۹۵[۵۲].[۵۳]

ارکان کعبه

کعبه از چهار رکن تشکیل شده است که اسامی آنها به ترتیب طواف حاجیان عبارت است از:

الف. رکن حجر الاسود که حجر الاسود در این­جا قرار داده شده است.

ب. رکن عراقی که پس از رکن حجر الاسود و در یک طرف حجر اسماعیل قرار گرفته است.

ج.  رکن شامی که پس از رکن عراقی و در طرف دیگر حجر اسماعیل قرار گرفته است.

د. رکن یمانی که پس از رکن شامی و قبل از رکن حجر الاسود قرار گرفته است.

حجرالاسود

حجرالاسود یا سنگ سیاه، از اجزای بسیار مقدس مسجد الحرام بوده و در رکن حجر کعبه در ارتفاع ۵/۱ متری قرار گرفته است. این سنگ مقدس، پیش از اسلام و پس از آن، همواره مورد اعتنا و توجه کامل بوده و در حقیقت از عناصر اصلی کعبه بوده است. به لحاظ همین تقدّس، رسول خدا (ص) آن را نگاه داشت و دیگر سنگ هایی را که به شکل بت ساخته شده بود، به دور ریخت.

حجرالاسود در جریان تخریب کعبه، که پنج سال پیش از بعثت صورت گرفت، در فاصله­ای دور از مسجد واقع شد. در زمان نصب آن به جای خود، قریش به نزاع پرداختند، اما با درایت رسول خدا (ص) همه قریش در فضیلت آن سهیم شدند و عاقبت به دست آن حضرت در جای خود نصب گردید. به مرور زمان و در اثر تحولات و تغییرات، از حجم نخستین این سنگ کاسته شد و حتی به چند پاره تقسیم گردید، که آخرین بار قسمت­های مختلف آن را به یک­دیگر متصل کردند و آن را در محفظه­ای نقره ای قرار دادند. در حال حاضر تنها به آن اندازه که برای بوسیدن و استلام لازم است، جای گذاشته­اند.

در بسیاری از روایات آمده که حجرالاسود از سنگ­های بهشتی است و همراه آدم (ع) به زمین فرود آمد.[۵۴]

در نقلی از ابن عباس آمده که هر کس که با رسول خدا (ص) بیعت نکرده است (کسانی که در زمان پیامبر (ص) نبوده اند)، اگر حجرالاسود را استلام نماید، با خدا و رسول (ص) بیعت کرده است.

همچنین در روایات آمده است که این سنگ در آغاز سفید بود، اما چون مشرکان با آن تماس گرفتند، این سبب سیاه شدن آن گردید.[۵۵]

همچنین از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود: حجرالاسود، دست (قدرت و عظمت) خداوند در روی زمین است، کسی که آن را مسح کند، دست خدا را مسح کرده است.[۵۶]

در سال ۳۱۷ هـ .ق یکی از فرقه­های منسوب به اسماعیلیان که به ” قرامطه” شهرت داشتند، حجرالاسود را از کنار کعبه برداشتند و به احساء (منطقه ای در شرق عربستان) بردند. این گروه به مدت ۲۲ سال و چهار روز کم، تا سال ۳۳۹ هجری سنگ را در آن­جا نگاه داشتند و سپس در عید قربان همین سال، آن را به­جای نخست بازگرداندند.[۵۷] پس از آن، طی سال­های پیاپی، حجرالاسود به طور عمد یا غیر عمد از جای خود کنده شد و هر بار اجزایی از آن خرد و جدا گردید. هر بار این اجزا به هم چسبانده شد و همان گونه که گذشت، اکنون مجموعه آن در هاله­ای از نقره قرار داده شده است.

استلام حجرالاسود

برای واژۀ استلام معانی مختلفی بیان شده است و از جملۀ آن عبارت است از: بوسیدن و لمس کردن است.

در لسان العرب آمده است: و اسْتَلَمَ الحَجر و اسْتَلأَمَهُ: قَبَّله أَو اعتنقه، حجر الأسود را بوسید، آنرا با دست مسح و لمس کرد.[۵۸]

استلام حجرالاسود، یکى از اعمال مستحبى است که پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السّلام)، انجام دادن آن را بسیار سفارش کرده اند. و در بسیارى از روایات، استلام حجرالاسود به عنوان سنّت رسول خدا معرفى شده است.

امام صادق (علیه السّلام) مى فرماید: عمر بن خطاب از کنار حجرالاسود گذشت و گفت: اى سنگ! به خدا سوگند! ما مى دانیم تو سنگى هستى که هیچ ضرر و نفعى ندارى، فقط مى دانیم که رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) تو را دوست داشت، و به همین جهت ما نیز تو را دوست داریم.

امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) به عمر بن خطاب فرمود: اى پسر خطاب! به خدا سوگند! خداوند این سنگ را در روز قیامت حاضر مى کند در حالى که یک زبان و دو لب دارد و براى کسانى که تجدید میثاق کرده اند شهادت مى دهد… .[۵۹]

البته در استلام حجرالاسود رعایت حال دیگران  لازم است و چنانچه این کار موجب اذیت و آزار دیگران شود، بهتر است به جای استلام از دور به آن اشاره شود.

از امام رضا (علیه السّلام) پرسیدند: آیا در استلام حجرالاسود، وقتى مردم زیاد شدند و ازدحام کردند کسى حق دارد براى استلام آن، مبارزه کند؟ آن حضرت فرمود: در این صورت با دست خود به حجرالاسود اشاره کن.[۶۰]

در روایتى نقل شده است که در مکّه مردى از کارگزاران بنى امیّه زندگى مى کرد که به او ابن ابى عوانه مى گفتند. این شخص با اهل بیت پیامبر (علیهم السّلام) دشمنى داشت و هر گاه امام صادق (علیه السّلام) یا یکى از بزرگان اهل بیت (علیهم السّلام) وارد مکه مى شد، آن مرد او را به بازیچه مى گرفت. روزى نزد امام صادق (علیه السّلام) آمد در حالى که آن حضرت در طواف بود، به او عرض کرد: نظر شما درباره استلام حجرالاسود چیست؟ آن حضرت فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) آن را استلام مى کرد.

او عرض کرد: من ندیده ام شما آن را استلام کنى.

آن حضرت فرمود: نمى خواهم انسان ضعیفى را اذیت کرده یا خود اذیت شوم.

آن مرد به امام صادق (علیه السّلام) عرض کرد: من گمان مى کردم که رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) آن را استلام مى کرد. یعنى به اذیت دیگران یا خودش کارى نداشت؟

امام صادق (علیه السّلام) فرمود: آرى، رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) آن را استلام مى کرد ولى مردم وقتى پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) را مى دیدند، حقّش را ادا مى کردند و راه را براى او باز مى نمودند و لکن حقّ مرا ادا نمى کنند.[۶۱]

استلام حجرالاسود یا دعا

دعا در کنار حجرالاسود از آداب ویژه­اى برخوردار است. امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: هرگاه نزدیک حجرالاسود رسیدى، دو دست خود را به طرف آسمان بلند کرده و حمد و ثناى پروردگار را انجام بده و بر پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) و اهل بیت او صلوات بفرست و از خداوند درخواست کن تا از تو قبول کند. سپس حجرالاسود را استلام نموده و ببوس، چنانچه نتوانستى آن را ببوسى فقط استلام کن، و اگر نتوانستى استلام کنى، فقط به آن اشاره کن و بگو: الَّلهُمَّ! أمانَتى أدَّیْتُها وَ میثاقى تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لى بِالمُوافاهِ، اَلَّلهُمَّ! تَصْدیقاً بِکِتابِکَ وَعَلى سُنَّهِ نَبیکَ اَشْهَدُ أنْ لاإِلهَ اِلا اللّه وَحْدَهُ لاشَریکَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رسُولُهُ امَنْتُ بِاللّه وَ کَفَرْتُ بِالجِبْتِ وَ الطّاغُوتِ وَ بِاللاّتِ وَالغُزّى وَعِبادَهِ الشَّیْطانِ وَ عِبادَهِ کُلِّ نِدٍّ یُدَّعى مِنْ دُونِ اللّه.

و اگر نتوانستى همه آن را بگویى، فقط قسمتى از آن را بخوان و بگو:

اللَّهُمَّ إِلَیْکَ بَسَطْتُ یَدِی وَ فِیمَا عِنْدَکَ عَظُمَتْ رَغْبَتِی فَاقْبَلْ سَیْحَتِی وَ اغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ مَوَاقِفِ الْخِزْیِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه [۶۲].

فلسفه استلام حجرالاسود

طبق آنچه از احادیث استفاده مى شود، سفارش به استلام و بوسیدن حجرالاسود، سرّ و حکمتى دارد. در قرآن کریم اشاره شده است که خداوند در عالم ذر، تمام فرزندان آدم را حاضر نمود و خطاب به آنان فرمود: ْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ،[۶۳] آیا من پروردگار شما نیستم؟ قالُوا: بَلى،[۶۴] همگى گفتند: آرى، تو پروردگار ما هستى.

از پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السّلام) نقل شده وقتى که خداوند فرزندان آدم را حاضر نمود، از آنان میثاق و اقرار گرفت، حجرالاسود را نیز فرا خواند و به آن امر کرد که میثاق فرزندان آدم را در خود حفظ و نگهدارى کن. و استلام حجرالاسود در واقع تجدید میثاق و بیعت است و هر کسى که آن را استلام کند، در روز قیامت، حجرالاسود شهادت مى دهد که او دوباره تجدید میثاق و بیعت کرده است.

از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده است که فرمود: خداوند حجر الاسود را آفرید و سپس از بندگانش میثاق گرفت و به این سنگ دستور داد: این میثاق را حفظ کن و مؤمنان با او تجدید میثاق مى کنند.[۶۵]

برگرفته از سایت تبیان

رکن یمانی

در بین ارکان کعبه، علاوه بر رکن حجر، رکن یمانى از موقعیت معنوى ویژه­اى برخوردار است.

رکن یمانى، زاویه جنوبى خانه کعبه است که در سمت کشور یمن واقع شده است. در بعضى روایات، رکن یمانى به عنوان یَمْینُ اللّه فی ارضِهِ مطرح شده است. و سفارش شده که رکن یمانى را استلام کنید. امام صادق (علیه السّلام) مى فرماید: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) فرموده است: طُوفُوا بِالبَیْتِ وَ اسْتَلِمُوا الرّکْنَ فَاِنَّهُ یَمینُ اللّه فى ارْضِهِ یُصافِحُ بِها خَلْقُهُ مُصافِحَه العَبْدِ أو الرَّحیلِ یَشهَدُ لِمَنْ اسْتَلَمَّهُ بِالمُوافاتِ.[۶۶]

یعنى: به دور خانه کعبه طواف کنید و رکن یمانى را استلام نمایید، زیرا رکن یمانى، یمین اللّه در زمین است و خداوند به وسیله آن با بندگانش مصافحه مى کند، چنان که یک عبد با مولایش مصافحه مى کند و رکن یمانى روز قیامت براى استلام کنندگان،شهادت مى دهد که اینها وفاى به عهد کردند.

شیخ صدوق (ره) فرموده است: یمین اللّه راه خداوند است که مؤمنان به آن وسیله به بهشت وارد مى­شوند.[۶۷]

دعا در کنار رکن یمانى از اهمیت ویژه­اى برخوردار است؛ زیرا در بعضى از روایات، رکن یمانى به عنوان درى از درهاى بهشت معرفى شده است.[۶۸] و در روایتى از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده است که خداوند بین رکن یمانى، فرشته اى را وکیل قرار داده تا به دعاى شما آمین بگوید.[۶۹]

از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) نقل شده است که آن حضرت خانه کعبه را طواف مى کرد تا به رکن یمانى مى رسید، آن گاه سرش را به سمت کعبه بلند مى کرد و مى فرمود: اَلْحَمْدُ للّه الذى شَرَّفَکَ وَ عَظَّمَکَ وَ الحَمْدُللّه الَّذى بَعَثَنى نَبِیّاً وَ جَعَلَ عَلِیّاً اِماماً، اَلَّلهُمَّ اهْدِ لَهُ خَلْقِکَ وَجَنِّبْهُ شِرارَ خَلْقِکَ.[۷۰]

ولادت حضرت علی (ع) در کعبه

یکی از جریانات اعجاز گونه ای که در کعبه رخ داده و مورد اتفاق همه شیعیان و برخی از عالمان اهل سنت[۷۱] می باشد، ولادت حضرت علی (ع) در خانه کعبه است.

این قضیه در منابع معتبر شیعی این گونه آمده است:

ابن شاذان می­گوید: ابراهیم بن علی از امام صادق (ع)، ایشان هم از پدرانش نقل می کند که فرمودند: عباس بن عبد المطلب و یزید بن قعنب با گروهی از بنی هاشم و عبد العزّی در کنار خانۀ خدا نشسته بودند. در این هنگام فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین (ع) که در ماه نهم حاملگی بود و زمان وضع حملش فرارسیده بود، وارد مسجد الحرام شد و گوشۀ پرده خانه را گرفت و بالا انداخت و عرض کرد: خداوندا من به تو و به چیزی که فرستاده­ات آورده و به همۀ پیامبران و همۀ کتاب­هایی که فرستادی و به سخنان جدّم ابراهیم (ع) که خانۀ عتیق را بنا نهاد، ایمان دارم، پس به حق این خانه و کسی که آن را بنا نهاد و به حق این فرزندی که در شکم دارم که با من حرف می زند و با صحبت هایش همدم شده ام و  ایمان دارم که او یکی از نشانه ها و حجت های تو است، از تو می خواهم که این زایمان را بر من آسان گردانی.

عباس بن عبد المطلب و یزید بن قعنب گفتند: زمانی که فاطمه این گونه سخن گفت و دعا نمود، خانه (کعبه) را دیدیم که از پشت باز شد و فاطمه به درون رفت و از چشم ما ناپدید شد و دوباره آن جا به هم آمد و بسته شد. ما خواستیم که در را باز کنیم که برخی از زنان وارد شوند، نتوانستیم و دانستیم که این امر خداوند است. فاطمه سه روز در آن جا ماند و اهل مکه و زنانشان همه از این سخن می گفتند، بعد از سه روز دیوار خانه از همان محلی که فاطمه وارد شده بود،باز شد و فاطمه در حالی که علی (ع) را در بغل داشت خارج شد. [۷۲]

این فضیلتى است که گوش دشمنان او، از شنیدنش ابا دارد و کسانى که بر مجد و بزرگى او حسد مى‏ورزند، براى نابودى آن تلاش مى‏کنند.

رکن شامی و رکن عراقی

در بین ارکان کعبه، علاوه بر رکن حجر و رکن یمانى دو رکن دیگر آن عبارتند از:

الف. رکن عراقی که پس از رکن حجر الاسود و در یک طرف حجر اسماعیل و قبل از رکن شامی قرار گرفته است و اهل عراق در نماز باید به سوى آن رکن رو کنند.

ب. رکن شامی که پس از رکن عراقی و در طرف دیگر حجر اسماعیل و قبل از رکن یمانی قرار گرفته است و اهل شام در نماز به سوى آن رکن رو می­کنند.

اجزای کعبه

کعبه علاوه بر چهار رکن دارای اجزای مهمی است که برخی از آنها عبارتند از:

الف. درب کعبه

ب. ناودان کعبه

ج. ملتزم

د. مستجار

درِ کعبه مشرفه و تاریخچه آن‏

نقل شده است که کعبه پس از حضرت ابراهیم (علیه السلام) منهدم گردید و به وسیله جرهمیان مجدداً بنا شد و بر آن درى دو لنگه قرار دادند و قفلى نیز بر آن زدند.

امّا به نظر مى‏رسد ساختمان جرهم و عمالقه، مانند ساختمان ابراهیم (علیه السلام) بوده و آن را به صورت سنگچین و بدون سقف و در ساخته‏اند؛ زیرا زندگى در دوران هاى اولیه و ابتدایى بیشتر ساده و طبیعى بوده است.

فاسى گفته است: نخستین کسى که در را بر کعبه نصب کرد، «تبع‏حمیرى» بود؛ زیرا نامبرده در اشعارى که بدین مناسبت در مکه سروده، از در کعبه و قفل آن یاد کرده است.

هنگامى که قریش ساختمان کعبه را آغاز کرد، درى بر آن قرار داد که این در از سطح زمین بلندتر بود. از آن هنگام به بعد، هیچ­گاه کعبه بدون در نبود و همواره در آن تغییراتى صورت مى‏گرفت. عبداللَّه بن زبیر به هنگام بناى کعبه، دو در بر آن نصب کرد.

این درها بر روى زمین قرار داشته و براى اولین بار، درها دو لنگه‏اى بود که تاکنون نیز چنین است.

پس از کشته شدن عبداللَّه بن زبیر، حَجّاج هنگام بناى کعبه، درِ غربى را که از سوى ابن زبیر قرار داده شده بود، برداشت و تنها درِ شرقى را بر کعبه نهاد. همچنین مانند بنای قریش، سطح آن را از زمین بالاتر برد. این تغییر در سال هفتاد و پنج هجرى صورت گرفت.

پس از حجاج، خلیفه عباسى، مقضى لأمر اللَّه به وسیله وزیر خود، جمال الدین در سال ۵۵۱ هجرى اقدام به ساختن درى براى کعبه نمود. این در به وسیله پوششى از صفحه‏هاى‏ طلا و نقره آذین گردیده بود.

به دستور خلیفه، این در جایگزین درِ قبلى کعبه شد و از چوب در قدیمى، تابوتى براى خویش ساخت. ملک مظفّر، پادشاه یمن در سال ۶۵۹ هجرى حج گزارد. او در آن هنگام فرمان به ساختن درى براى کعبه داد که این در به وسیله شصت رطل نقره مزین گردیده بود.

ناصر محمد بن قلاوون، پادشاه مصر درى براى کعبه ساخت که بر روى آن معادل سى و پنج هزار درهم تزیین گردیده بود. این در، در دوازدهم ذى حجه سال ۷۳۳ هجرى بر بناى کعبه قرار داده شد.

سپس ناصر حسن بن محمد قلاوون نیز در سال ۷۶۱ هجرى درى ساخته شده از چوب ساج بر کعبه نهاد. گفتنى است که این در، بارها زینت‏هاى آن اصلاح و ترمیم گردید.

سلطان سلیمان قانونى نیز در سال ۹۶۴ هجرى درى که در آن تزیین فراوان به کار رفته بود بر کعبه نهاد. در سال ۱۰۴۵ هجرى سلطان مراد عثمانى پس از ترمیم کعبه، طى مراسم با شکوهى در روز پنجشنبه بیستم ماه رمضان سال یاد شده، در گران­بها بر کعبه نهاد.

عبدالعزیز آل سعود (پادشاه عربستان) در دوران جدید (سال ۱۳۷۰ هجرى)، درى مزیّن به طلا و نقره جایگزین در پیشین- که ساخته سلطان مراد چهارم بود کرد.

درى که اکنون بر کعبه قرار دارد، داراى دو جدار بیرونى و درونى است که همه با طلاى بسیار زیبایى پوشیده شده است. گفته مى‏شود وزن درِ کعبه حدود دویست و هشتاد کیلوگرم است.

روى درِ کعبه به طرز بسیار زیبایى از آیات قرآن به خط ثلث مزیّن گردیده و قفل مطلّاى بسیار زیبایى، که بر روى آن آیات قرآنى نوشته شده است، در را قفل مى‏کند. این در از سوى ملک خالد پادشاه پیشین عربستان به کعبه اهدا گردیده است.‏[۷۳]

کلید کعبه و محل نگهداری آن

درباره پیشینه کیسه و محل نگهداری کلید کعبه، اطلاعات دقیقى در دست نیست؛ زیرا به ‏درستى‏ روشن نیست از چه هنگام ساخته شده است؟ و آیا هر سال به سوی متولیان کعبه ارسال مى‏گردیده یا خیر؟ با بررسى نوشته‏هاى تاریخ­نگاران در این ‏باره، به هیچ­گونه اشاره‏اى برخورد نشد. تنها، روایتى را که در آن از چگونگى سرقت کلید در کعبه معظمه، در روزهاى پایانى ماه رمضان سال ۹۷۶ هجرى سخن به میان آمده به ‏دست آمد. بر اساس روایت یاد شده، «شیخ عبد الواحد شیبى» طبق عادت همه ‏ساله، درِ کعبه مشرفه را براى ورود بانوان گشود. در این هنگام کلید کعبه که با پوششى از طلا آذین گردیده بود، از اتاق نامبرده به سرقت رفت. غوغایى در درون حرم شریف به‏ پا گردید. درهاى مسجدالحرام را بسته و مردم را بازرسى نمودند. لیکن این‏ کار سودى نبخشید تا این‏ که «سنان پاشا» در یمن آگاه گردید که کلید نزد شخصى عجمى است. پس از دستگیرى و اقرار وى، خانه او را محاصره کردند و کلید کعبه به همراه اموال دزدى دیگرى در آن‏ جا یافت شد.

وى پس از گردن زدن دزد، کلید را براى «شیخ عبد الواحد شیبى» باز فرستاد.[۷۴] آیا این حادثه مى‏تواند آغازى براى اهمیت دادن به کلید کعبه به ‏شمار آید و از آن هنگام، کیسه کلید کعبه ساخته شده باشد؟ شاید چنین باشد.

با این‏ که در نوشته‏هاى تاریخ‏نگاران پس از این تاریخ (۹۷۶ ه.) مطلبى مبنى بر ساخت کیسه کلید کعبه به دست نیامد. ولی اشاره نکردن آنان، موجب نفى مطلق ساختن این کیسه و ارسال آن در هر سال به همراه جامه کعبه معظمه نیست؛ زیرا آن کیسه از ضمیمه‏هاى جامه به ‏شمار آمده و تاریخ‏نگاران ضرورتى بر ذکر آن به هنگام ارسال جامه نمى‏دیده‏اند. همچنان‏ که در عصر جدید، شهادت‏ نامه‏هاى شرعى تسلیم جامه کعبه معظمه، به وجود آن کیسه، به‏ عنوان ضمیمه جامه شریفه در هر سال اشاره دارد.[۷۵] در صورتى‏ که سخن «ابراهیم رفعت پاشا» را، که به‏ عنوان فرمانده نیروهاى نظامى محمل حج مصرى و سپس چندین سال به ‏عنوان امیر الحاج مصر بوده و همه ‏ساله جامه کعبه را همراهى مى‏کرده، بدان بیفزاییم- نامبرده در کتاب خود درباره ساخته شدن این‏ کیسه از زمانى بس دراز در پیش سخن گفته و اضافه مى‏کند: «… از قدیم رسم بر این بوده که به همراه جامه کعبه، کیسه‏اى جهت کلید درِ کعبه ساخته مى‏شد و این کیسه به همراه کلید درِ کعبه نزد بزرگ خاندان بنى‏شیبه قرار مى‏گرفت …»[۷۶] بنا بر این با گفته‏هاى پیش آشکار مى‏گردد که کیسه کلید کعبه از دوران عثمانى ساخته شده و به همراه جامه شریفه، همه‏ ساله ارسال مى‏گردیده است.[۷۷]

ناودان طلا

ناودانی که روی بام کعبه نصب است به نام‌های متعددی شهرت دارد؛ از جمله ناودان رحمت، ناودان طلا، میزاب رحمت و میزاب.

در مورد مراحل کارگذاشتن این ناودان آمده است: قریش اولین ناودان را ۵ سال پیش از بعثت (هنگام تجدید بنای کعبه) از چوب نصب نمود و قبل از این کعبه ناودان نداشت.

پس از اسلام عبدالله بن زبیر نخستین کسی بود که در سال ۶۴ هجری اقدام به نصب ناودان کرد.

حجاج‌ بن ‌یوسف در بازسازی کعبه به دستور عبدالملک در سال ۷۴ هجری ناودانی به بام کعبه گذاشت.

خالد‌ بن‌ عبدالله قَسْری به دستور ولید‌ بن ‌عبدالملک ناودان خانه را از طلا ساخت یا این که با اوراق طلا ناودان نقره‌ای را از درون و بیرون طلا کاری کرد.

شیخ ابوالقاسم رامشت فارسی صاحب رباط مشهور مکه ناودان را تغییر داد که در سال ۵۳۷ هجری پس از مرگش توسط خادم او نصب شد.

مقتفی خلیفه عباسی در سال ۵۴۱ هجری ناودانی دیگر کار گذارد.

ناصر عباسی ناودانی از چوب که با قلع اندود شده بود نصب کرد.

در سال ۷۸۱ هجری ناودان تزیین شد.

بعدها ناودان دیگری از مس کارگذاری شد.

سلطان سلیمان قانونی در سال ۹۵۴ (یا ۹۵۹) هجری ناودان مسی را برداشت و ناودانی نقره‌ای بر بام کعبه قرار داد.

از مصر در سال ۹۶۲ هجری ناودانی از طلا فرستاده شد که به جای ناودان نقره‌ای نصب شد.

سلطان احمد‌خانی‌ عثمانی در سال ۱۰۱۲ هجری ناودانی نقره‌ای منقش به طلا و مینا و لاجورد بر کعبه گذارد.

سلطان مراد عثمانی در بازسازی کعبه در سال ۱۰۴۰ هجری ناودانی از چوب که بر آن صفحه‌های نقره زرین کاری شده بود نصب کرد.

سلطان عبدالمجید عثمانی در سال ۱۲۷۰ یا (۱۲۷۳ یا ۱۲۷۶) هجری قمری ناودانی یکپارچه از طلا قرار داد که هم‌ چنان باقی است.[۷۸]

مستجار

دیوار کنار رکن یمانی را مستجار می نامند. “جار” به معنای همسایه و ” مستجار” به معنای پناه بردن به هم جوار و به صورت کلی تر “پناه بردن” است.

زمانی که خانه کعبه دو در داشت، در دیگر آن در کنار مستجار بود که مسدود شد. این جا نیز از مکان های استجابت دعا است و محلی است که مردم به آن جا پناهنده می شوند، به همین دلیل به آن جا مستجار گفته می شود. محل ورود فاطمه بنت اسد در کعبه، برای تولد امام علی (ع) همین بخش از دیوار کعبه بوده است.[۷۹]

ملتزم

قسمتی از دیوار و پایین دیوار کعبه را، که در یک سوی آن حجر الاسود و در سوی دیگرش در کعبه قرار دارد، ملتزم می نامند. این محل را از آن روی ملتزم می نامند که مردم در آن قسمت می ایستند و به دیوار ملتزم شده، می چسبند و دعا می خوانند. در روایتی آمده است که رسول خدا (ص) صورت و دست های خود را روی این قسمت از دیوار قرار می داد. همچنین معاویه بن عمار از امام جعفر صادق (ع) نقل می­کند که آن حضرت در طواف زمانی که به ملتزم رسید به دوستانش فرمود از من فاصله بگیرید تا در پیشگاه پرورگارم این­جا به گناهان اقرار کنم؛ زیرا این­جا مکانی است­که بنده­ای به گناهانش اقرار و پس از آن استغفار نمی­کند مگر این­که خداوند او را می­آمرزد.[۸۰]

حطیم

حطیم در لغت به معنای شکسته است،[۸۱] شاید علت این نامگذاری این باشد: چون مردم در کنار حطیم با خضوع و خشوع و شکستگی خاصی دعا می کنند، این مکان حطیم نام گرفته است این که حطیم تنها همان محدوده کنار حجرالاسود و باب کعبه را شامل می‌شود، یا وسعت بیشتری دارد، اختلاف است. در روایتی از امام صادق (ع)، تنها همین موضع را حطیم می‌نامند.[۸۲] در همین راستا است­که شیخ صدوق نیز بر این باور ‌است که حطیم فاصله میان در کعبه و حجرالاسود را گویند، جایی که خداوند توبه آدم را پذیرفت.[۸۳]

همچنین گفته شده است به مساحت میان حجرالاسود و زمزم و مقام ابراهیم (ع) و قسمتی از حجر اسماعیل (ع) را «حطیم» می‌گویند. حطیم از مکان‌های محترم در مسجدالحرام است و مردم در این قسمت برای دعا جمع می‌شوند و به یک­دیگر فشار می‌آورند. [۸۴]

داخل کعبه

داخل کعبه، تاکنون بارها تغییر یافته است. کسانی که به داخل آن رفته‌اند، آن را این­گونه شرح می‌دهند:

پس از باز شدن درب اصلی، درگاهی مقابل آن وجود دارد که از سنگ سیاهی می‌باشد. طول و عرض آن ۵/۱×۱ متر و ۲۰ سانتی متر از کف خانه گودتر است.  خانه دارای دو سقف است.

ستون از چوب سخت و استواری به قطر ۵۰ سانتی‌متر و ارتفاع ۱۱ متر، از جنوب (ضلع ناودان کعبه) تا شمال در یک ردیف قرار دارند. سطح آنها با روکش‌هایی به عرض ۵ سانتی‌متر و به صورت نوار، از چوب گران قیمتی به نام تیک پوشانده است و ستون‌ها در پایین مکعب شکل هستند.

هر ستون را سازه‌هایی از طلا و نقره همچون دستبند فرا گرفته و بر آن سازه‌ها، آیات قرآنی حک شده است. در ارتفاع ۵ متری بین ستون‌ها، مفتول­های آهنی کشیده‌اند، که هدایای مختلف کعبه از قبیل ظروف و قندیل و آفتابه‌های نقره، در آن مفتول­ها قرار داده‌اند. تعداد این هدایا به ۷۰ عدد می‌رسد و بعضی از آنها بسیار قدیمی هستند.

دیوارهای داخلی تا ارتفاع ۴ متر و کف خانه، از سنگ خاکستری رنگی پوشیده شده و بین ستون اول و دوم، روبه­روی درب خانه، صندوقی ۱۰۰×۷۰ سانتی و ارتفاع یک متر، از همان سنگ وجود دارد که دربی چوبی و بسیار زیبا دارد. داخل آن کلید درب بام کعبه و مشک و عنبر و عود نگهداری می‌شود.آب زمزم با گلاب دو آتشه کاشان در داخل همین صندوق با هم به­صورت مخلوط می شود و سپس استفاده می­شود.

در روبه‌روی درب کعبه و در ضلع مقابل، در فاصله یک متری رکن یمانی، سنگی قهوه‌ای رنگ که بالای آن به شکل محراب گرد است وضع شده، که می‌گویند محل نماز پیامبر(ص) پس از فتح مکه بوده است ( این محل تقریباً همان محل شکافته شدن کعبه و تولد حضرت علی(ع) است). پس از ورود به کعبه در سمت راست، یعنی در رکن عراقی، دربی به نام باب‌التوبه یا باب علی(ع) وجود دارد. که قفل است. پشت این درب پلکانی مارپیچ مانند وجود دارد، که تا سقف امتداد دارد و پله‌های آن از نوعی شیشه آبی رنگ تهیه شده است. تمامی سقف خانه و دیوارها تا ارتفاع ۴ متر، از پارچه‌ای به رنگ سبز با میان دوزی‌های سفید پوشیده شده، که بر آن ((لااله‌الاالله)) و ((محمد رسول الله)) دیده می‌شود و هر  دو یا سه سال عوض می شود. بر دیوارهای شرقی و غربی به ارتفاع ۸۰/۱ متر، کتیبه‌های مختلفی که تجدید بنای داخل کعبه را در طول سال­ها نشان می‌دهد نصب شده، که قدیمی‌ترین آنها ۶۲۹ ه.ق و جدیدترین آنها ۱۴۱۷ ه.ق را نشان می‌دهد.

درون کعبه هیچ گونه چراغی وجود ندارد و به خاطر بسته بودن درب، به شدت گرم می‌شود؛ به هنگام باز کردن درب، با کولرهای گازی قوی که در پلکان هوشمند با بازوان برقی قوی آن را خنک می‌کنند.و هوای تازه را وارد کعبه می نماید.

اینها شرح مشاهداتی افرادی است، که سعادت تشرف به داخل کعبه را داشته‌اند.[۸۵]

لینک تصویر داخل کعبه.

پیامبر (ص) در درون کعبه

پیامبر گرامی اسلام (ص) هنگام ورود به کعبه اعمالی را انجام می دادند، که در ذیل به آن اشاره می شود:

با وارد شدن در درون کعبه، تکبیر، تسبیح، تهلیل و حمد گفته، پروردگار را می ستودند.

روایتی از اسامه بن زید وارد شده که می گوید: وقتی رسول الله (ص) وارد کعبه شد، در همه جهتِ آن گشت و دعا کرد، ولی نماز نخواند، وقتی بیرون آمد رو به روی کعبه دو رکعت نماز خواند و فرمود: قبله این است.[۸۶]

در این رابطه ابن عباس نقل می کند: پیامبر (ص) وارد کعبه شد. در کعبه شش تیرک یا ستون وجود داشت. او در کنار هر یک ایستاد و به دعا پرداخت، ولی نماز نخواند.

در «مسند» ابن حنبل از فضل بن عباس روایت شده که رسول خدا (ص) در داخل کعبه ایستاد و تسبیح و تکبیر گفت و به دعا و استغفار پرداخت، ولی رکوع و سجود نکرد.

همچنین در حدیث اسامه بن زید در سنن نسائی آمده است: همراه با رسول خدا وارد کعبه شدم، آن حضرت نشست و حمد و ثنای الهی گفت و به تکبیر و تهلیل پرداخت، سپس برخاست و به سمت جلو رفت و ( دیوار ) کعبه را در آغوش گرفت و سینه و گونه و دستانش را بر آن گذاشت و تهلیل و تکبیر گفت و دعا کرد.[۸۷]

شست و شوى درون کعبه معظمه

شست­وشوى درون کعبه مشرفه از دیرباز، به صورت سنتى معمول در آمده است. در اسلام نخستین بار درون کعبه از سوى پیامبر گرامى (صلى الله علیه و آله) شست­وشو داده شد و این کار در روز فتح مکه، پس از شکستن بتپ­ها و از میان بردن آثار شرک و بت‏ پرستى به انجام رسید.

فاسى مى‏نویسد: «هنگامى که رسول خدا (صلى الله علیه و آله) طواف خویش را به پایان رسانید. عثمان بن طلحه را احضار نمود و کلید کعبه را از وى گرفت و درِ کعبه را براى ایشان باز کردند. پس حضرت به درون کعبه وارد شدند، در آن کبوترى از چوب دید که با دست خود آن را شکسته و بر زمین افکند».

نامبرده در جاى دیگر از اسامه بن زید روایت مى‏کند که گفت: «به همراه رسول‏ خدا (صلى الله علیه و آله) به درون کعبه وارد شدم، حضرت تصویرى را در آن­جا دیدند، پس ظرف آبى را طلب کردند. آن را براى ایشان حاضر نمودم. حضرت با آب شروع به محو کردن تصویر نمود و فرمود: «خداوند بکشد قومى را که چیز خلق نشده‏اى را به تصویر مى‏کشند».[۸۸] از آن پس شست­وشوى کعبه معظمه به صورت سنتى باقى مانده از دوران رسول خدا (صلى الله علیه و آله) تا کنون در آمده و این سنت در طول سالیان دراز گذشته، معمول بوده و هست.

در دوران‏هاى پیش از این، شست­وشوى درون کعبه، بیش از یک­بار در سال معمول بود. که این کار در روز پس از بیست و نهم رجب، و در روز بیست و هفتم ذى‏القعده جهت آمادگى براى حج و نیز در هفته اول از ماه محرم‏[۸۹] صورت مى‏گرفته است.

در نیمه اول از قرن چهاردهم هجرى، شست­وشوى درون کعبه دو بار در سال تعیین گردید که نخستین بار آن در اواخر ماه ذى ‏القعده و دیگرى غالباً در روز دوازدهم از ماه ربیع ‏الاول شست­وشو داده مى‏شد. در دوران ما، شست­وشوى کعبه مشرفه دو بار در سال، نخست در مراسم حج و دیگر در ماه شعبان انجام مى‏شود.

به نظر مى‏رسد که علت شست­وشوى متعدد درون کعبه در سال، در دوران‏هاى گذشته، این بوده که در آن هنگام پرده‏داران کعبه در برابر پاداش و هدیه‏هایى، به حاجیان اجازه ورود به درون کعبه در موسم حج و نیز موسم عمره رجبیه و نیز گاه در بعضى مناسبات مذهبى مى‏دادند؛ بنا بر این، شست­وشوى درون کعبه پس از پایان آن زمان‏ها ضرورى به نظر مى‏رسیده است، اما اکنون، به هیچ یک از حاجیان و نیز عمره­گزاران، در زمان‏هاى عمره، اجازه ورود به درون کعبه داده نمى‏شود، که در این میان برخى بزرگان از شخصیت­هاى دولت­هاى اسلامى، مانند رؤساى جمهور کشورهاى اسلامى از این قاعده مستثنى هستند؛ بنابراین، شست­وشوى درون کعبه بیش از یک یا دو بار در سال ضرورتى نداشته که هم اکنون در موسم حج، هنگام تغییر جامه کعبه و برداشته شدن جامه پیشین از روى آن، کعبه را از درون شست­وشو داده و دیوارهاى درونى و بیرونى آن را خوش­بو مى‏سازند.[۹۰]

آثار و فواید کعبه

ساخت کعبه فواید و اهداف بسیار دارد که در این جا به طور اختصار به تعدادی از اهداف و فوائد ساخت کعبه اشاره می شود:

۱٫ ایجاد مرکز اقتدار اسلامی

در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: “بدون شک خداوند سبحان انسان­ها را خلق کرد و آنها را به پیروی از دستورات دینی امر فرمود و مصلحت دنیوی آنها را برای ایشان تنظیم فرمود و در این راستا خانۀ کعبه را مرکز تجمع و اقتدار مسلمان­ها قرار داد تا از اطراف عالم در آن­جا متمرکز شوند”.[۹۱]

۲٫ ایجاد مرکزی مورد احترام

داشتن یک سنگر و پایگاه مستحکم و مورد تکریم برای یک مکتب جهانی از ضروریات است. خداوند سبحان در این راستا این جایگاه جهانی را توسط پیامبرانش پایه­گذاری فرمود و اراده کرد که روز به روز بر حرمتش افزوده شود.

قرآن ضمن اشاره به جریان شگفت­انگیز مسکن­گزینی حضرت ابراهیم برای ذریه اش، به تکریم و حرمت این خانه پرداخته است: “ای پروردگار ما، برخی از فرزندانم را به وادی ای بی هیچ کشته ای، نزدیک خانۀ گرامی تو جای دادم”.[۹۲]

امیر المؤمنین (ع) نیز به اهمیت و احترام خانۀ کعبه اشاره فرموده و در خطبۀ قاصعه چنین می فرماید: “آیا نمی­بینید که خداوند مردم جهان را از زمان حضرت آدم (ع) تا امروز به وسیله قطعه­های سنگ آزمایش فرمود (که آیا تواضع و فرمانبری می کنند یا نه)، آن را خانۀ محترم خود قرار داد و سپس به آدم و فرزندانش دستور داد که گرد آن طواف کنند”.[۹۳]

۳٫ جایگاه کعبه

بر اساس بیانات قرآن کریم، کعبه جایگاه امن و اجتماع مردم است.[۹۴]

در طول تاریخ هر چه دشمنان تلاش کرده­اند که این مرکز را تخریب و تحقیر کنند، خداوند اراده آنها را بی­اثر کرده است، داستان معروف اصحاب الفیل و سرکوب شدن ابرهه و فیل­ها و فراری شدن آنها نشانه­هایی از ارادۀ قادر سبحان است.

۴٫ برگزاری مناسک حج

قرآن کریم به این مراسم باشکوه و عظمت­آفرین که خود فوائد فراوان تربیتی و اقتصادی و اخلاقی و سیاسی و … دارد، اشاره فرموده آن جا که با کلمۀ “منافع” به طور صریح فوائد فراوان آن را گوشزد کردند: “تا شاهد منافع فراوان برای مردم شوند و در آن روزهای مشخص نام خدا را به تعظیم یاد کنند”.[۹۵]

۵٫ فوائد و اهداف دیگری نیز وجود دارد، که به جهت اختصار از تبیین آن صرف نظر شده و فقط به ذکر آن بسنده می کنیم:

الف. ایجاد مرکز تجارت و رشد اقتصادی برای مسلمانان

ب. جایگاهی مناسب برای رشد فرهنگی و تضارب آرا

ج. احداث و برقراری مهم­ترین سنگر مبارزه با شرک

د. برقراری جایگاهی مناسب برای ارعاب دشمنان اسلام و برائت از مستکبران

و. برقراری جایگاهی مناسب برای انسجام امّت و امام

خواندن نماز در کعبه

نمازی که در درون کعبه خوانده می­شود یا نماز واجب روزانه است و یا نماز مستحب که هر کدام حکم جداگانه­ای دارند.

خواندن نماز مستحبی در کعبه

مطابق روایات، کسی که برای اولین بار به حج مشرف شده و در اصطلاح به او «صروره» گفته می­شود، ورودش به داخل کعبه مستحب است و اگر داخل شد بهتر است، چند رکعت نماز مستحبی بخواند.

مرحوم حر عاملی در وسائل الشیعه در این مورد بابی را منعقد کرده و روایاتی نقل نموده است که از جمله آنها است:

معاویه بن عمار از امام صادق (علیه السلام) نقل می­کند که فرمود: «نماز واجب را در کعبه نخوان، پیامبر در هیچ حج و یا عمره­ای داخل کعبه نشد ولی در فتح مکه داخل کعبه گردید و دو رکعت نماز میان دو ستون کعبه خواند و اسامه بن زید با او بود» [۹۶].

کراهت خواندن نمازهای یومیه در داخل کعبه

مطابق روایات، کسی که برای اولین بار به حج مشرف شده و در اصطلاح به او «صروره» گفته می­شود، ورودش به داخل کعبه مستحب است و اگر داخل شد بهتر است، چند رکعت نماز مستحبی بخواند، ولی خواندن نمازهای واجب در درون کعبه کراهت دارد.

صاحب وسائل الشیعه در این مورد بابی را منعقد کرده و روایاتی نقل نموده است که از جمله آنها است:

معاویه بن عمار از امام صادق (علیه السلام) نقل می­کند که فرمود: «نماز واجبی را در کعبه نخوان، پیامبر در هیچ حج و یا عمره­ای داخل کعبه نشد ولی در فتح مکه داخل کعبه گردید و دو رکعت نماز میان دو ستون کعبه خواند و اسامه بن زید با او بود» [۹۷].

صاحب شرایع گفته است: همان گونه که خواندن نماز در داخل کعبه مکروه است، در بالای بام آن نیز کراهت دارد[۹۸] و صاحب مدارک سند این سخن را روایتی می­داند که در آن از نماز خواندن در مواردی نهی شده، از جمله پشت بام کعبه که سند آن، ضعیف است.[۹۹]

عطر آگین نمودن کعبه

تاریخ­نگاران به هنگام سخن از جامه کعبه، از سنت عطرآگینى کعبه‏[۱۰۰] یاد نکرده‏اند، شاید بدان جهت است که مسأله عطر آگینى کعبه- با گذشت ایام- امرى عادى و جزئى از عملیات جامه کردن کعبه درآمده بود و بدین سبب آنان تنها به ‏ذکر جامه­کردن کعبه بسنده کرده‏اند.

گواه بر این گفته، آن است که تاریخ‏نگاران از نام کسانى که کعبه را به وسیله جامه پوشانیده‏اند، با فاصله زمانى نسبتاً طولانى یاد کرده‏اند حال آیا این بدان معنى است که کعبه تنها در دوران این افراد به وسیله جامه پوشانیده شده است؟ باید گفت: چنین نیست؛ زیرا جامه در هر سال به همراه خلوق و عود و دیگر انواع عطر به عنوان یکى از ضروریات جامه به کعبه ارسال مى‏گردیده است. لازم به یادآوری است که عطر آگینى کعبه آن چنان در میان مردم مقدس شده بود که گروهى به منظور شفا یافتن از عطرهاى کعبه، از آن استفاده مى‏کردند. از سعید بن جبیر روایت شده است: «او از عطر کعبه به عنوان شفا استفاده مى‏کرده‏ است. و می­گوید: عطا گفت: هنگامى‏ که یکى از ما قصد شفا از عطر کعبه را داشتیم، عطر را به کنار حجر (الأسود) آورده و پس از عطر آگین کردن آن، دست­هاى خود را به عنوان شفا یافتن بر آن مى‏مالیدیم».

پس از آن­که مراسم شست­وشوى کعبه معظمه و عطر آگینى آن به پایان مى‏رسید، جامه جدید را در همان لحظه‏اى که جامه پیشین از روى آن برداشته مى‏شد، بر بالاى کعبه قرار مى‏دادند.[۱۰۱]

کتاب­نامه

  1. ابن جبیر، الرحله.
  2. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد بن خلدون (م ۸۰۸)، دیوان المبتدأ و الخبر فى تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشأن الأکبر(تاریخ ابن خلدون)، تحقیق خلیل شحاده، دار الفکر، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۸/۱۹۸۸٫
  3. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، صادر، چاپ سوم، بیروت، ۱۴۱۴ ق.
  4. ازرقى، اخبار مکه
  5. بخاری، صحیح بخاری، فی الحج، باب من کبّر فی نواحی الکعبه.
  6. جواد على، المفصل فى تاریخ العرب قبل الاسلام.
  7. حر عاملی، وسائل‏الشیعه، موسسه آل بیت، قم، ۱۴۰۹ ق.
  8. الدقن، محمد، انصارى، هادی، کعبه و جامه آن از آغاز تاکنون، چاپ اول، مشعر، تهران، ۱۳۸۴ ش.
  9. دهخدا، لغت نامه.
  10. دینورى، ابوحنیفه احمد بن داود، الأخبار الطوال، تحقیق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، منشورات الرضى، قم، ۱۳۶۸ش.
  11. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، صفوان عدنان داودى، دارالعلم الدار الشامیه، چاپ اول، دمشق، بیروت، ۱۴۱۲ق.‏
  12. راوندى، قطب الدین، فقه القرآن، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى قم، ۱۴۰۵ هـ ق.
  13. رهبر، محمد تقى، اخبار مکه.
  14. صدوق، علل الشرایع، انتشارات مکتبه الداورى قم.
  15. صدوق، من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۴۱۳ هـ ق.
  16. طالقانی، نظر علی، کاشف الاسرار، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳ش.
  17. طاهر کردى مکى، محمد، کعبه و مسجد الحرام در گذر تاریخ، انصارى، هادى، مشعر، چاپ پنجم، تهران، ۱۳۸۷ش.
  18. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی همدانی، محمد باقر، انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، قم، ۱۳۷۴ ش.
  19. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۱۷ ق.
  20. طبرسى، فضل بن حسن‏، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق: با مقدمه محمد جواد بلاغ، انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، تهران، ۱۳۷۲ ش.
  21. طبرى، محب الدین، القراى لقاصد امّ القرى.
  22. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، چاپخانه علمیه تهران، ۱۳۸۰ هـ ق.
  23. فاسى، شفاء الغرام
  24. رازى، فخرالدین ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ناشر: دار احیاء التراث العربى، چاپ سوم، بیروت، ۱۴۲۰ ق.
  25. قاضى عبد الجبار، المغنی فی أبواب التوحید و العدل، تحقیق جورج قنواتى، ناشر: الدار المصریه، قاهره، ۱۹۶۵- ۱۹۶۲ م‏.
  26. کاشانى، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی إلزام المخالفین، ج ‏۱۰، ص ۲۸٫ ناشر: کتابفروشى محمد حسن علمى، تهران، ۱۳۳۶٫
  27. کلینى، کافی، دار الکتب الإسلامیه تهران، ۱۳۶۵ هـ ش.
  28. کاظم منشد، جواد، فضائل أمیر المؤمنین (ع)
  29. گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب.
  30. مجله میقات حج، ش ۳۱٫
  31. محمد رشید رضا، تفسیر المنار، دار المعرفه، چاپ دوم، بیروت، لبنان.
  32. محمدی ری شهری، الحج والعمره فی الکتاب والسنه، دار الحدیث.
  33. محقق حلّى، نجم الدین جعفر بن حسن، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ‌ محقق/ مصحح: عبد الحسین محمد على بقال، ناشر مؤسسه اسماعیلیان‌، چاپ دوم، قم- ایران، ۱۴۰۸ ه‍ ق.‌ ‌‌
  34. مسعودی، مروج الذهب،. مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر،دار الهجره، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  35. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ناشر، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴٫
  36. موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الأحکام فی شرح عبادات شرائع الإسلام‌، محقق/ مصحح: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت علیهم السلام‌، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، بیروت- لبنان، ۱۴۱۱ ه‍ ق‌. ‌ ‌
  37. نهج البلاغه.
  38. وجدى، محمد فرید، دایره المعارف القرآن، الرابع عشر.
  39. یاقوت حموى، شهاب الدین ابى عبدالله، معجم البلدان (م ۶۲۶)، دار صادر، چاپ دوم، بیروت، ۱۹۹۵٫


[۱]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن‏، ج ۴، ص ۳۴٫‏

[۲]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۵، ص ۹۱ و ۹۲٫

[۳]. برگرفته از سایت تبیان.(با اندکی تصرف).

[۴]. صدوق، من ‏لا یحضره ‏الفقیه، ج ۲، ص ۱۹۰ و ۱۹۱٫

.[۵]  مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه ، ج ‏۱۴، ص ۸٫

[۶]. صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۹۹٫

[۷]. رازی، فخر الدین، مفاتیح الغیب، ج ‏۲۳، ص ۲۲٫

[۸]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۴، ص ۱۸۹٫

[۹]. آل عمران، ۹۶٫

إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ، آل عمران، ۹۶٫ .[۱۰]

[۱۱]. طور، ۱ـ۴٫

[۱۲]. علل ‏الشرائع، ج ۲، ص ۴۰۶٫

[۱۳].با استفاده از سایت تبیان.

[۱۴]. إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ، آل عمران، ۹۶٫

[۱۵]. وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَهً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً، بقره، ۱۲۵٫

[۱۶]. ابراهیم، ۳۷٫

[۱۷]. آل عمران،‌ ۹۶٫

[۱۹]. لا ینبغی لأحد أن یرفع بناءه فوق الکعبه، صدوق، علل‏الشرائع، ج ۲، ص ۴۴۶٫

[۲۰]. کلینی، کافی، ج ۴، ص ۱۹۸٫

[۲۱]. مکارم شیرازی، ناصر،  تفسیر نمونه، ج ‏۵، ص ۹۲٫

[۲۲]. رهبر، محمدتقى، اخبار مکه، ج ۲، ص ۴۸ به نقل از مجله میقات حج، ش ۳۱، ص ۹۴٫

[۲۳]. گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص ۹۸ـ ۹۹؛ مجله میقات حج، ش ۸، ص ۹۰٫

[۲۴]. رهبر، محمد تقى، اخبار مکه، ج ۲، ص ۵۷؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ۳، ص ۵۵۹٫

[۲۵]. یاقوت حموى، شهاب الدین ابى عبدالله، معجم البلدان، ج ۴، ص ۴۶۵٫

[۲۶]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۵۵۹٫

[۲۷]. قاضى عبدالجبار، المغنى فى ابواب التوحید، ج ۵، ص ۱۵۲٫

[۲۸]. و در میان مردم براى [گزاردن‏] حج ندا در ده که پیاده و سوار بر هر شتر لاغرى- که از هر راه دورى مى‏آیند- به سوى تو روى آورند.

[۳۰] . وجدى، محمد فرید، دایره المعارف القرن، الرابع عشر، ج ۸، ص ۱۴۶٫

[۳۱] . طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ۳، ص ۵۵۹٫

[۳۲] . مسعودى، مروج الذهب، ج ‏۱، ص ۲۶۵٫

[۳۳] . فکتور سحاب، ایلاف القریش رحله الشتاء و الصیف، ص ۳۰۸٫

[۳۴] . همان، ص ۱۷۷٫

[۳۵] . ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد بن خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر فى تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشأن الأکبر(تاریخ ابن خلدون)، ج ۲، ص ۶۱٫

[۳۶] . رهبر، محمد تقى، اخبار مکه، ج ۲، ص ۳۹، به نقل از مجله میقات حج، ش ۳۱، ص ۹۵٫

[۳۷] . دینورى، ابوحنیفه، اخبارالطوال، ص ۳۳ و ۳۴٫

[۳۸] . کلینی، کافی، ج ۴، ص ۲۷۱٫

[۳۹] . آل عمران، ۹۶٫

[۴۰] . طبرسى، فضل بن حسن‏، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۲، ص ۷۹۸٫

[۴۱] . همان، ص ۷۹۹٫

[۴۲] . بقره، ۱۲۵٫

[۴۳] . همان.

[۴۴] . توبه، ۱۰۹٫

[۴۵] . مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱، ص ۳۸۵٫

[۴۶] . کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۴، ص ۱۸۷ و ۱۸۸٫

[۴۷] . راوندی، قطب الدین، فقه‏القرآن، ج ۱، ص ۲۹۲٫

[۴۸] . از کتاب «عامود النسب» که کتابى خطى مى‏باشد و تاکنون به چاپ نرسیده است.

[۴۹] . برخى از صاحب نظران، کوه جودى را همان کوه آرارات دانسته‏اند که در شرق کشور ترکیه واقع است و قله آن ازنقاط مرزى شمال ‏غربى ایران در فاصله میان دو کشور ایران و ترکیه قابل رؤیت مى‏باشد.« مترجم»

[۵۰] . کاشانى، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی إلزام المخالفین، ج ‏۱۰، ص ۲۸٫

[۵۲]. انصارى، هادی و محمد الدقن، کعبه و جامه آن از آغاز تاکنون، ص ۶۶ و ۶۷٫

[۵۴] . کلینی، کافی، ج ۴، ص ۱۸۴٫

[۵۵] . عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر (تفسیر العیاشی)، ج ۱، ص ۵۹٫

[۵۶] . کافی، ج ۴، ص ۴۰۶٫

[۵۷] . شرح این واقعه با عنوان” فتنه قرامطه در مکه” در فصلنامه” میقات حج” ش ۵، به قلم آقای یعقوب جعفری چاپ شده است.

[۵۸]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۲، ص ۲۹۷٫

[۵۹] . صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۲۶٫

[۶۰]. کلینی، کافى، ج ۴، ص ۴۰۵٫

[۶۱]. همان، ص ۴۰۴ و ۴۰۵٫

[۶۲]. کلینی، کافى، ج ۴، ص ۴۰۲ و ۴۰۳٫

[۶۳] . اعراف ۱۷۲٫

[۶۴] . همان.

[۶۵] . صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۲۵٫

[۶۶]. صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۲۴٫

[۶۷]. همان.

[۶۸]. کلینی، کافى ، ج ۴، ص ۴۰۹٫

[۶۹]. همان، ص ۴۰۸٫

[۷۰]. همان، ص ۴۱۰٫

[۷۱] به عنوان نمونه ر. ک: مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص ۳۴۹ «و کان مولده فی الکعبه».

[۷۲]. کاظم منشد، جواد، فضائل أمیر المؤمنین (ع)، ص ۱۶۱-۱۶۲، با کمی تغییرات.

[۷۳]. انصارى، هادی و محمد الدقن، کعبه و جامه آن از آغاز تاکنون، ص ۷۷ و ۷۸٫

[۷۴] . ابراهیم رفعت، مرآهالحرمین، ج ۱، ص ۲۹۹ و ۳۰۰؛ حسین عبداللَّه، باسلامه، تاریخ‏الکعبه المعظمه‏، ص ۳۷۹ و ۳۸۰٫

[۷۵] . نک: به شهادت‏نامه‏هاى شرعى تسلیم جامه کعبه معظمه در سال‏هاى ۱۳۲۱، ۱۳۲۲ و ۱۳۸۰ ه. ق.

[۷۶] . ابراهیم رفعت، مرآهالحرمین، ج ۱، ص ۳۰۰٫

[۷۷] . انصارى، هادی و محمد الدقن، کعبه و جامه آن از آغاز تاکنون، ص ۱۳۴٫

[۷۸]. بر گرفته از سایت حج.

[۷۹] . بر گرفته از سایت لبیک

[۸۰]. کلینی، کافی، ج ‏۴، ص ۴۱۱٫

[۸۱]. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۲۴۲٫

[۸۲]. صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۰۰.

[۸۳]. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص  ۲۰۹.

[۸۵]. برگرفته از سایت کتابخانه تخصصی حج (با اندکی تفاوت).

[۸۶] . بخاری، صحیح بخاری، فی الحج، باب من کبّر فی نواحی الکعبه، ج ۸، ص ۱۴٫

[۸۸] . فاسى، شفاء الغرام، ج ۱، ص ۱۴۶، ۱۵۴ و ۱۵۷٫

[۸۹] . ابن جبیر، الرحله، ص ۱۰۳و ۱۰۴؛ فاسى، شفاءالغرام، ج ۱، ص ۱۲۸

[۹۰] . انصارى، هادی و محمد الدقن، کعبه و جامه آن از آغاز تاکنون، ص ۲۷۴ و ۲۷۵٫

[۹۱]. حر عاملی، وسائل‏الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۴٫

[۹۲]. ابراهیم، ۳۷٫

[۹۳]. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳٫

[۹۴]. بقره، ۱۲۵٫

[۹۵]. حج، ۲۸٫

[۹۶]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‏الشیعه، ج ۴، ص ۳۳۷٫

[۹۷]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‏الشیعه، ج ۴، ص ۳۳۷٫

[۹۸]. محقق حلی،  نجم الدین جعفر بن حسن، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج‌۱، ص ۶۲٫

[۹۹] . موسوی عاملى، محمد بن على، مدارک الأحکام فی شرح عبادات شرائع الإسلام، ج ‌۳، ص ۲۳۶٫

[۱۰۰]. برگرفته از سایت حج.

[۱۰۱]. انصارى، هادی و محمد الدقن، کعبه و جامه آن از آغاز تاکنون، ص ۲۷۷ الی ۲۸۰٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


6 + = 13