دایره المعارف اسلام پدیا » كعبه نزد ادیان و امت­ها
منوی اصلی

کعبه نزد ادیان و امت­ها

تاریخ: ۲۲ آذر ۱۳۹۱ در باب: کعبه (خانه خدا)

به طور کلی، کعبه در کتاب های پیشینیان دارای جایگاه خاصی بوده است. ارزقی از قول وهب بن منبه آورده است که کتاب­های گذشتگان از خواص زمزم سخن گفته اند. وی می افزاید: سوگند به آن که جان وهب در دست اوست، هر آن که از زمزم سیر بنوشد، درد از او برطرف گردد و شفا یابد. نظیر آن را از قول کعب الاحبار و کتب پیشین نیز آورده است.[۱]

برای روشن شدن جایگاه کعبه در ادیان مختلف، نگاهی گذرا به ادیان بزرگ زمان جاهلی می کنیم:

۱٫ یهود: یهودیان کعبه را تعظیم می کردند و آن را معبدی می دانسته و در آن خدا را طبق دین ابراهیم (ع) عبادت می کردند. شواهدی بر این امر وجود دارد:

طبق قولی چاه زمزم به خاطر مزمزه یهود و مجوس از آب آن، به زمزم معروف گشته است. این خود شاهدی بر این است که یهودیان برای زمزم و در نتیجه، کعبه ارج و منزلت قایل بوده اند.

۲٫ نصارا (مسیحیت): نزد نصارا نیز کعبه به عنوان محل عبادت خداوند تلقّی می شد. ایشان برای کعبه ارج و منزلتی خاص قایل بودند.

کسانی که پیش از سال فتح مکه، داخل کعبه را دیده اند، می­گویند: تمثال حضرت مریم و حضرت عیسی (ع) در آن نصب بوده و عیسی در دامن مادر نشسته بود.[۲]

ممکن است گفته شود که چرا تماثیل حضرت عیسی و مریم در کعبه آویزان بوده با این­که کعبه در آن زمان جایگاه بت­ها شده بود. در پاسخ باید گفت: از جمله علت­هایی که عرب جاهلی بت­ها را در کعبه قرار می دادند، بدین دلیل بود که بت­ها را به عنوان شفیعان خود در خانه خدا (کعبه) قرار می دادند تا به درگاه الهی برای آن­ها شفاعت کنند. در واقع، بت­ها واسطه بین خدا و مردم بودند. علت دیگر این بود که آن بت­ها را به عنوان الهه­های خود می پنداشتند. با این بیان، بعید نیست که تمثال حضرت عیسی و مریم در کعبه بوده باشند؛ زیرا مسیحیان نیز به وسیله آن تمثال ها به خدا می رسیدند و حتی از این بالاتر، این­که، آن­ها را الهه های خود می دانستند.

در این صورت، معلوم می شود که کعبه نزد مسیحیان دست کم برای عده­ای که با حجاز در ارتباط بودند، دارای ارج و منزلتی رفیع بوده است.

۳٫ هندو: هندوها معتقدند که روح در «سینا»، که اُقنوم سوم از ثالوث بوذی است، هنگامی که با همسر خود از شهرهای حجاز دیدار می کرد در حجرالاسود حلول کرده است.[۳] به همین دلیل، هندوها برای کعبه مقامی رفیع قایل بوده و آن را معبدی برای خود به حساب می آوردند.

۴٫ صابئین: صابئین نیز به فضل و قداست کعبه معترف بودند.[۴] صابئین از فرس و کلدانیان معتقدند که کعبه یکی از خانه­های مقدس هفت­گانه است. … گفته شده که کلدانیان معتقد بودند کعبه خانه زحل است، چون قدیمی بوده و عمر طولانی کرده است.[۵]

همچنین قاضی عبدالجبار نقل می کند که صابئین خانه­هایی را برای عبادت به عدد هفت ستاره محسوب می­کنند و مدّعی هستند که بیت الله الحرام یکی از آن­ها است. علت این­که این بیت باقی مانده، این است که بیت زحل رمز بقا و ثباتش می باشد.[۶]

گفتنی است شاهد دیگر بر این مطلب این است که حضرت ابراهیم (ع) از پیامبران بزرگ مورد پذیرش یهود، نصارا و صابئین می باشد؛ از این رو، بعید نیست که آن­ها کعبه ای را که به دست مبارک حضرت ابراهیم (ع) ساخته شده است، بزرگ شمارند.

در پایان شاید در مورد جایگاه کعبه نزد سایر ملل و ادیان بتوان گفت: تمام این مطالبی که گفته شده برآمده از روایات می­باشد و ما دلیل و سند تاریخی بر آن نداریم. از سوی دیگر، عواطف نقش زیادی در ظهور این روایات داشته اند.

ولی شاید نتوان این ادعاء را به طور کامل در تمام موارد پذیرفت: زیرا اولا، تمامی این ادیان که ذکر شدند از ادیان سامی هستند و برای حضرت ابراهیم(علیه السلام) اهمیت شایانی قایلند و از سوی دیگر، بر اساس آیۀ کریمه ۲۷ سوره حج[۷]، حضرت ابراهیم مأمور به دعوت همه مردم برای انجام مراسم حج بوده است. از این رو، بعید نیست که آن ها برای کعبه اهمیت قایل باشند.

ثانیاً، کعبه محل عبادت خدا بوده است و اغلب این ادیان به خداوند اعتقاد داشته اند. در نتیجه، بعید نیست که آن­ها هم در بیت الله الحرام به عبادت خداوند می­پرداختند.

ثالثاً، روایاتی وجود دارند که بیان می کنند پیامبران پیشین برای کعبه اهمیت قایل بودند و طواف آن را به­جا آورده­اند؛ از این رو، بعید نیست که پیروانشان نیز از آن­ها تبعیت کرده باشند.

رابعاً، در برخی موارد سند تاریخی بر مسئله وجود دارد. خلاصه اینکه، کعبه در بین اقوام و ادیان گوناگون در ایام جاهلی دارای جایگاه رفیع بوده است. [۸]


[۱]. رهبر، محمدتقى، اخبار مکه، ج ۲، ص ۴۸ به نقل از مجله میقات حج، ش ۳۱، ص ۹۴٫

[۲]. گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص ۹۸ـ ۹۹؛ مجله میقات حج، ش ۸، ص ۹۰٫

[۳]. رهبر، محمد تقى، اخبار مکه، ج ۲، ص ۵۷؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ۳، ص ۵۵۹٫

[۴]. یاقوت حموى، شهاب الدین ابى عبدالله، معجم البلدان، ج ۴، ص ۴۶۵٫

[۵]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۵۵۹٫

[۶]. قاضى عبدالجبار، المغنى فى ابواب التوحید، ج ۵، ص ۱۵۲٫

[۷]. و در میان مردم براى [گزاردن‏] حج ندا در ده که پیاده و سوار بر هر شتر لاغرى- که از هر راه دورى مى‏آیند- به سوى تو روى آورند.




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


7 + = 14