دایره المعارف اسلام پدیا » حج
منوی اصلی

حج

تاریخ: ۰۲ آبان ۱۳۹۱ در باب: حقوق و احکام
  1. چکیده مقاله حج
  2. مفهوم شناسی حج
  3. پیشینه حج
  4. حج در ادیان
  5. حج در آئین یهود
  6. حج در مسیحیت
  7. حج در زردشت
  8. حج در جاهلیت
  9. فلسفۀ حج
  10. صرف هزینه حج و عمره در کارهای خیر
  11. هزینه سنگین حج و عمره و اقتصاد کشور
  12. حج در اسلام
  13. حج در قرآن
  14. حج در سنت
  15. حج پیامبر اسلام (ص)
  16. حج امامان معصوم (ع)
  17. ضرورت صحیح انجام دادن مناسک حج
  18. حج از نگاه دانشمندان مسلمان
  19. اقسام حج و عمره
  20. حج تمتّع
  21. حج قرآن
  22. حج افراد
  23. عمره تمتع
  24. عمره مفرده
  25. مختصات عمره
  26. کیفیت جبران عمرۀ باطل شده
  27. ایام حج
  28. حج در فقه
  29. مقدمات حج
  30. شرایط وجوب حج
  31. بلوغ شرط وجوب حج
  32. عقل شرط وجوب حج
  33. استطاعت شرط وجوب حج
  34. استطاعت مالی
  35. استطاعت حج با قرض گرفت
  36. استطاعت با هدیه
  37. ارث و استطاعت برای حج
  38. استطاعت بدنی
  39. معذوریت از حج بعد از استقرار آن
  40. بیماری و حج تمتع
  41. حریت شرط وجوب حج
  42. واجبات حج
  43. عمرۀ تمتع
  44. احرام در عمره تمتع
  45. محرمات احرام
  46. محرمیت زن و مرد در احرام
  47. کفاره محرمات احرام در حج
  48. طواف عمره
  49. انجام عمل حج با غسل مستحب
  50. نماز طواف
  51. سعی بین صفا و مروه
  52. تقصیر
  53. حج تمتع
  54. احرام حج تمتع
  55. وقوف در عرفات
  56. بیتوته در مشعر
  57. بیتوته در منا
  58. رمی جمره عقبه
  59. قربانی کردن
  60. فلسفه قربانی کردن در حج
  61. حلق یا تقصیر
  62. رمی جمرات سه گانه
  63. طواف حج
  64. کیفیت طواف
  65. نماز طواف حج
  66. سعی بین صفا و مروه
  67. طواف نساء
  68. ترک طواف نساء و حکم فرزندان
  69. نماز طواف نساء
  70. قبولی حج
  71. خمس، عمره وحج تمتع
  72. انجام حج و سکونت در ملک غصبی
  73. رابطۀ حج با ولایت
  74. کتاب نامه مدخل حج

چکیده مقاله حج

در منابع لغوی، واژه حج به معانی قصد کردن؛ پی در پی آمدن و  قصد زیارت کردن و …، در اصطلاح، قصد زیارت خانه خدا و انجام مناسک حج، در ایّام معین می‌باشد.

شیوه و ترتیب حجِّ مسلمانان، با مناسکی از قبیل: «طواف»، «سعی»، «قربانی» و «رمی شیطان»، به زمان سرسلسله پیامبرانِ حنیف، حضرت ابراهیم (ع) باز می گردد.

مراسم پرشکوه حج، همچون عبادات دیگر داراى برکات و آثار فراوانى در فرد و جامعه اسلامى است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهره­بردارى درستى شود، مى‏تواند هر سال منشأ برکات و  تحول تازه‏اى در جوامع اسلامى گردد.

حج و زیارت بیت اللَّه الحرام و انجام مناسک آن از شعائر اسلام‌ و یکى از ارکان پنج گانه ای است که اسلام بر آنها نهاده شده است. حج از ضروریات دین به شمار می رود و هرگاه مستطیع با اعتراف به واجب بودن آن، عمداً حج را ترک کند، گناهی بزرگ مرتکب شده و اگر آن را انکار کند، در صورتى که انکار حج به انکار رسالت رسول اکرم (ص) برگردد، کافر و نجس است.

حج بر سه  قسم است: إفراد، قِران و تمتّع. دو قسم اول مخصوص اهل مکه است و تمتّع به غیر اهل مکه اختصاص دارد، که شامل دو بخش است:

الف. عمره تمتّع

ب. حجّ تمتّع.

انجام هر عبادتی (واجب) باید در زمان مخصوصی انجام شود. انجام حج واجب هم باید در زمان مخصوص خودش انجام شود. ماه های حج واجب؛ شوّال، ذی قعده، ذی حجه، می باشد.

حج عبادتی است که در آن هم تعب و رنج نفس است و هم محرومیت از محرمات احرام، هم عبادتی بدنی است و هم مالی، هم عبادت قولی است و هم عملی، قلب و زبان و جوارح باید در آن هماهنگ عمل کنند. گذشته از این که عبادت حج مشروط به زمان خاص «الحج اشهر معلومات» و حضور در مکان­های معیّن (میقات ها، مکه، صفا، مروه، عرفات، منا و …)  است؛ از این جهت جمعیت میلیونی مسلمانان را در ایام معیّنی از سال و در جاهای معینی فراهم می آورد. این امور و امور دیگر، به این عمل عبادی ابعاد مختلفی بخشیده است، ابعاد و جنبه هایی چون عبادت خدا، خالص کردن نیّت و عمل، سیاست و تدبیر جوامع اسلامی، بررسی وضعیت دشمنان داخلی و خارجی، ابعاد فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، تربیتی و … این ابعاد گوناگون در اعمال حج آن­چنان در هم آمیخته است که تفکیک آنها از هم امری بسیار دشوار است، از این جهت نگریستن به حج تنها از دریچه عبادت فردی و یا اقتصادی، مثله کردن این عمل بزرگ عبادی و از اثر انداختن آن است و لازم است که مسلمانان آن را با توجه به ابعاد و جنبه های گوناگونش بیاموزند.

از آن جا که حج و عمره یکی از کارهای بسیار مهم و عبادی هستند و انسان می خواهد در این سفرهای معنوی بهره­های فراوانی به دست آورد، لازم است، شرایط خاصی را در خود فراهم نماید که در زیر به پاره ای از آنها اشاره می شود:

اوٌل: نیٌت خود را برای خدا خالص کند.

دوم: از گناهانی که انجام داده توبه خالص نماید؛ یعنی پیشیمان باشد و حق و حقوق مالی و مادی دیگران را که به ناحق تصاحب نموده و یا از بین برده به صاحبانش برگرداند و نسبت به حق و حقوق معنوی به نوعی جبران نماید و در مورد آن حقوق و تکالیف الاهی که از طریق کفاره و قضا قابل جبران است تصمیم و شروع به جبران نماید.

سوم: اگر تا به حال خمس مال خود را پرداخت نکرده و سال خمسی نداشته است، برای خود سال خمسی قرار دهد و خمس مال را پرداخت نماید.

چهارم: توشه سفر و خرجی راه خود را از راه حلال تهیه نماید و بخل نورزد.

پنجم: بر توان و نیروی خود اعتماد و تکیه نداشته باشد، بلکه فقط بر خداوند توکل کند و فقط از او یاری بخواهد.

ششم: با دوستان و اهل سفر خوش خلقی نماید و تواضع را پیشۀ خود سازد و از کج خلقی، سخن لغو و درشت گویی اجتناب نماید.

هفتم: بعد از ورود به سرزمین وحی و قبل از انجام اعمال، سعی کند از اموری که موجب دل مشغولی و مانع توجه به امور معنوی است اجتناب کند.

مفهوم شناسی حج

در منابع لغوی، واژه حج به معانی مختلف و گوناگونی آمده است که در این جا به برخی از آنها اشاره می ‌شود: ۱٫ قصد کردن؛ ۲٫ آهنگ کردن؛ ۳٫ پی در پی آمدن؛ ۴٫‌قصد زیارت کردن؛ ۵‌. آمدن؛ ۶‌. شاد شدن؛  ۷٫ بازداشتن و خودداری کردن؛  ۸‌ . ‌‌رستگار شدن؛ ۹٫ پیروز شدن؛ ۱۰٫ پناهنده شدن؛ ۱۱٫ پاداش دادن؛ ۱۲٫ ماندگار شدن.[۱]

اما در اصطلاح و عرف اسلامی، معنای حج، قصد زیارت خانه خدا و انجام مناسک حج، در ایّام معین می‌باشد. چنانچه راغب اصفهانی در این باره می‌گوید:

اَصلُ الحَجِّ، القَصدُ لِلزّیارَهِ، خُصَّ فی تَعارُفِ الشَّرعِ بِقَصدِ بَیتِ اللهِ تَعالی اِقامَهً لِلنُّسُکِ‌.[۲]

اصل حج، به معنای قصد زیارت است، ولی در عرف شرع به قصد خانه خدا، جهت برگزاری  مناسک حج اختصاص یافته است.

پیشینه حج

انجام مراسم حج به  گونه ای که امروز در قالب و بافت همین مناسک متداول و مرسوم، برگزار می شود، از سابقه و پیشینه ای طولانی برخوردار است.

شیوه و ترتیب حجِّ  مسلمانان، با مناسکی از قبیل: «طواف»، «سعی»، «قربانی» و «رمی شیطان»، به زمان سرسلسله پیامبرانِ حنیف، حضرت ابراهیم (ع) باز می گردد. همان گونه که به طور قطع، بینانگذار اصل حج نیز، آن حضرت بوده و خدای تعالی به او دستور فرمود تا اعلام حج کند و مردم را از هر سو به حجِّ خانه خود، فرا خواند. در این مورد قرآن کریم می فرماید: و مردم را براى انجام مناسک حج دعوت کن، تا پیاده و سواره بر هر شتر باریک اندام (چابک و چالاک) که از هر راه دوری مى‏آیند، به سوى تو آیند.[۳]

حجِّ مورد قبول و توصیه اسلام، سنّتی ابراهیمی است و شریعت مقدّس اسلام نیز، همان شکل حج را، بر مسلمانان تکلیف کرده؛ مناسک، اجزاء، شرایط و ارکان آن را به ما آموخته است.

البته در منابع روایی نقل شده است که حج، از سابقه ای بس زیاد برخوردار است؛ سابقه و قدمتی که امتداد آن، به سال ها قبل از خلقت آدم، ابوالبشر (ع) می رسد.

چنان که بر اساس  روایتی از امام صادق (ع) سابقه حج، به سه هزار سال قبل از آدم می رسد: امام صادق (ع) فرمودند: پس از آن که حج آدم (ع) به پایان رسید، جبرئیل به او فرمود: گوارا باد بر تو، ای آدم، بخشوده شدی، من این خانه را سه هزار سال قبل از تو طواف کرده ام. [۴]

 امام صادق (ع) فرمود: پس از آن که آدم از منی بازگشت (و حجش به پایان رسید)، فرشتگان ملاقاتش کرده، به او گفتند: ای آدم، حَجّت نیکو! ما این خانه را دو هزار سال قبل از تو، حج گزارده ایم.[۵]

بنابراین، جبرئیل سه هزار سال قبل از آدم، حج گزارده است و هزار سال پس از جبرئیل؛ یعنی دو هزار سال قبل از آدم، دیگر فرشتگان حج گزارده اند.

مردی از امیرمؤمنان علی (ع) پرسید: از اهل آسمان نخستین کسی که حج گزارد، چه نام داشت؟ حضرت فرمود: جبرئیل نخستین حج گزار از آسمانیان بود.[۶]

بعد از فرشتگان، نخستین کسی که از زمینیان حج گزارده، حضرت آدم ابوالبشر (ع) است که جبرئیل شیوه و آیین حج را به او آموخت و او حج را به جا آورد.

در روایات صادره از طریق ائمّه (ع) آمده است: «آدم (ع) هفتصد حج و سیصد عمره انجام داده است: امام باقر (ع) فرمود: «آدم هزار بار با پای پیاده خانه را زیارت نمود، که از این میان هفتصد مورد «حج»» و سیصد مورد دیگر «عمره» بود».[۷]

گرچه در میان اخبار و احادیث، در تعداد حج های آدم، اختلاف دیده می شود، اما در بسیاری از روایات، عدد «هفتصد حج» آمده است؛ روایاتی که کمتر از هفتصد را ذکر کرده اند، قابل توجیه هستند.

به هر تقدیر، پس از آدم، شیث و دیگر فرزندان او، تا زمان نوح (ع)، حج می گزاردند، چنان که نقل شده است: بعد از آدم و فرزندان او، نوبت به حج نوح می رسد؛ امام صادق (ع) می فرمایند: آدم و نوح حج گزاردند.[۸]

پس از طوفان نوح، محل دقیق کعبه نامعلوم بود و در فاصله زمانی بین نوح و ابراهیم (ع) محل خانه تپه ای سرخ رنگ بود که سیل آن را فرا نمی گرفت، مردم هم اگر چه محل دقیق خانه را نمی دانستند ولی با محل تقریبی آن آشنا بودند.

مظلومان و پناه جویان، از سراسر جهان به این محل می شتافتند، نزد خانه دعا می کردند و هرکس در آن جا دعا می کرد، دعایش مستجاب و قبول می شد.

در زمانِ حضرت ابراهیم (ع) به ایشان فرمان داده شد به اتّفاق همسرش به مکه بیاید تا خانه را تجدید بنا کرده، اعلام حجّ عمومی کند و خود نیز حج گزارد. ابراهیم چنین کرد و خانه را ساخت.

آورده اند که جبرئیل مکان خانه را به او نشان داد، مناسک حج را به او آموخت و ابراهیم همراه اسماعیل و دیگر ساکنان حرم، به انجام مناسک پرداخته و حج گزارد.

پس از ابراهیم و اسماعیل، سنت حج به طور مدام رایج بوده و تقدیس، تکریم و زیارت بیت، امتداد داشته است.

ازرقی به نقل از ابن اسحاق آورده است که: اسحاق و ساره نیز از جمله زائران بیت اللَّه و حاجیان خانه بوده اند.[۹]

پس از این تاریخ نیز پیامبران و اصحاب آنان هماره حج گزاردند.

از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: هفتاد پیامبر از تنگه نزدیک مدینه عبور کردند و تلبیه گفتند. یونس هم از آن جمله بود و چنین تلبیه می­گفت: لبیک فراج الکرب لبیک، و موسی در تلبیه می گفت: لبیک انا عبدک لبیک و عیسی در مقام تلبیه می گفت: لبیک انا عبدک، ابن امتک، بنت عبدیک لبیک.

ابوبصیر از امام باقر (ع) روایت کرده است: موسی بن عمران همراه با هفتاد پیامبر از فجاج روحاء (تنگه ای نزدیک مدینه) عبور کردند در حالی که می­گفتند لبیک عبدک ابن عبدک.[۱۰]

 از روایات برمی آید که فرزندان هارون، شبر و شبیر نیز حجّ گزاردند.

ابی بلال مکی می گوید: امام صادق (ع) را دیدم که از طرف درب خانه داخل حجر شد و در دو ذرعی خانه نماز گزارد، به ایشان عرض کردم هیچ یک از اهل بیت را ندیدم که این جا نماز بگزارد، فرمود: این جا محل نماز شبر و شبیر فرزندان هارون است.[۱۱]

 سلیمان پیامبر، فرزند داود نیز همراه با آدمیان، جنّیان و پرندگان حج گزاردند.

امام صادق (ع) می فرماید: «… به تحقیق حضرت سلیمان همراه جنیان و انسان ها و پرندگان و باد حج به جا آورد.[۱۲]

به هر رو، آنچه از روایات برمی آید این است که همه یا عمده پیامبران حجّ گزارده اند.

به گواهی روایات، حج پس از ابراهیم (ع) در میان انبیا و امت هایشان رایج بوده است، چنانکه ازرقی از ابن اسحاق نقل می کند: هرسال حضرت ابراهیم (ع) سوار بر براق حج به جا می آورد و پیامبران و امت هایشان نیز پس از ایشان حج گزاردند.[۱۳]

در این باب روایات دیگری است که پیامبران بسیار دیگری را در جمله حجّ گزاران آورده اند.[۱۴]

حج در ادیان

برخى بر این باورند که حج مراسمى است ویژه آیین اسلام و آداب مسلمانان و تنها بدان گونه عمل مى شود که در فقه اسلامى و کتاب و سنت تفصیل داده شده است. در حالى که براى یک کاوشگر که تمدن هاى باستانى و ادیان آسمانى و یا ساختگى را بررسى مى کند، مبرهن مى گردد که حج یک رکن اساسى دینى است که تمدن هاى گوناگون با آن سر و کار داشته و ادیان آسمانى و آیین هاى ساختگى به شکلى که بعضاً به حج اسلامى شباهت دارد، با آن مأنوس بوده اند. همچنین کشفیات جدید از آثار بر جاى مانده و پیشین و تطوّرات فرهنگى و معرفتى و شناخت ملت هاى بدوى از خلال مطالعات میدانى، مى تواند ما را در دستیابى به اطلاعاتی از این فریضه بزرگ جهانى یارى رساند.

بسیارى از ابنیه، معابد و مراکز دینى پراکنده در سراسر عالم به ویژه مناطق مسکونى دجله و فرات و وادى نیل و نمادهاى پرستش در بسیارى از شهرها و کشورها، در حقیقت مراکزى هستند براى حج که زائرانى براى انجام اعمال عبادى آهنگ سفر به آنها نموده و آداب و اعمال دینى ویژه اى را که براى پیروان ادیان تعریف شده است، به انجام مى رسانند. آیا این چیزى جز معناى حج است که تشکل هاى خاص به قصد عبادت در زمان معین به این مراکز بار سفر مى بندند؟

حج، هر چند در میان تمدن ها و آیین ها یکسان نبوده است، اما نمونه بارز آن، همانا حجى است که خداى متعال بر بندگان خود واجب ساخته است.

نمونه بارز حج و مرجع حقیقى انواع حج در تاریخ حیات بشر، همانا حج پیامبران و حج ابراهیم خلیل(ع) است که مردم را براى زیارت نخستین خانه مقدس در کره خاکی فراخواند، نخستین خانه از بیوت خداوند که براى هدایت بشر و آمرزش گناهان بنا شده، بیت الله العتیق در مکه مکرمه است، همان گونه که فرمود:

نخستین خانه‏اى که براى مردم بنا شد همان است که در مکه، مایه برکت و هدایت جهانیان است [۱۵].

پیام آیه این است که این خانه را خداوند، از آغاز، حقیقتا براى همه مردم و تمامى ادیان قرار داده و تا قیامت با همین عنوان پا بر جا خواهد ماند و به گروهی خاص و آیینی خاص، اختصاص ندارد؛ زیرا مبدأ و منبع دعوت به دین خداى یگانه است و جز او چیزى وجود ندارد. آفریدگار جهان و انسان یکى است و دعوت به هدایت در همه ادیان آسمانى توحیدى نیز یکى بیش نیست و امکان ندارد که آفریدگار میان بندگان خود فرق بگذارد که براى گروهى از آنها خانه اى مبارک و کانون رحمت و خیر و برکت را قرار دهد و براى دیگران قرار ندهد. تعبیر آیه کریمه با عبارت: «وُضِعَ لِلنَّاسِ» و «وَ هُدىً لِلْعَالَمِینَ» همین مفهوم را افاده می کند؛ یعنى کعبه براى مردم نهاده شده و هدایتگر جهانیان است.

لیکن در گذرگاه حیات انسان، ادیان الهى و تعالیم آسمانى و کتاب هاى فرود آمده از سوى خداوند، مانند: صحف ابراهیم، تورات موسى، انجیل عیسى و زبور داود، دستخوش تحریف گردیده و هواهاى نفسانى و امیال بشرى در آن دخالت کرده و آنها را به بازى گرفته است چنانکه آیه کریمه بیان مى کند: دینشان را بازیچه و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا آنان را فریفت[۱۶] و به کلّى از دین منحرف شدند جز آنان که از هدایت و دستگیرى خداوند بهره مند گردیدند؛ ما در میان هر امت پیام آورى فرستادیم تا آنان را به بندگى خدا و اجتناب از طاغوت فرا خواند، برخى از آنان را خداوند هدایت فرمود و برخى مستوجب ضلالت و گمراهى شدند[۱۷] و آنگاه که بیشتر مردم از آیین حنیف و دین خدا دور افتادند، به پرستش بتان روآوردند و خدایان متعدد گرفتند؛ خداى آفتاب، خداى ماه، خداى خیر و خداى شرّ… .

مردم، برخى ظواهر طبیعت، همچون درختان، جنگل ها، کوه ها، نهرها، ستاره ها و افلاک را تقدیس و پرستش کرده و برخى قبور مردگان و حیوانات مخصوص را مورد ستایش قرار می دادند و براى آنها اماکن و مراکزى می ساختند و در اوقات معیّن و غالباً اعیاد، به زیارت آنها می آمدند و به صورت دسته جمعى آهنگ آن اماکن می نمودند و از این جا حج ادیان پدید آمد![۱۸]

حج در آئین یهود

دیانت یهودی، حج را به عنوان یک عبادت با آثار مادی و معنوی می نگرد، همان گونه که دین اسلام و سایر ادیان توحیدی و غیر توحیدی چنین نگرشی به حج دارند، ولی تفاوت در ماهیت این عبادت و آداب و اعمال و شعائر و مکان و زمان آن است.

حضرت موسی کلیم الله (ع) از پیامبران اولو العزم بوده و می دانست که ندای ابراهیم (ع)، جهان شمول است و به شریعت خاصی اختصاص ندارد و امکان نداشت از طریق حج صحیح ابراهیمی منحرف گردد و به راهی جز تعالیم خداوند برود. حضرت موسی هم همچنان که در روایات آمده است[۱۹] قطعاً به ندای حضرت ابراهیم (ع) لبیک گفته است.

شایان ذکر است در حال حاضر حج از دیدگاه یهودیان واجب نیست و از ارکان عبادت آنها به شیوه ای که در اسلام دیده می شود، به شمار نمی آید. پس از حضرت موسی (ع) یهود به فرقه های مختلف در آمدند و هر فرقه ای شیوه ای را برای حج برگزید و مکانی را برای آداب و مراسم حج انتخاب کرد که به برخی از آنها اشاره می شود:

۱٫ گروهی از یهود به بیت المقدس و هیکل سلیمان رفتند.

۲٫ گروهی به طور سینا رفتند.

۳٫ گروهی «بئرحی» در نزدیکی شهر الخلیل را برگزیدند.

۴٫ گروهی اماکن طبیعی را برگزیدند.[۲۰]

دکتر حسن ظاظا در خصوص زمان حج یهودیان می نویسد: ۱٫ «عید فصح» که در فصل بهار واقع شده و مدت آن هفت روز است و از روز پانزدهم نیسان به تقویم یهودی آغاز می شود.

۲٫ «عید حساد» یا «اسابیع» که مدت آن یک روز است که در اوایل تابستان قرار گرفته است.

۳٫ «عید ظفلل» که مدت آن هشت روز است و در پائیز قرار دارد.

در این بخش به این نکته اشاره می شود:

در دائره المعارف الاسلامیه آمده است: حج به سوی یکی از معبدها، یک رسم دیرینه سامی است که حتی در اجزای قدیمی اسفار پنجگانه موسی (ع) به عنوان یک فریضه دینی عنوان شده است. در سفر خروج، فصل بیست و سوم، فقره چهاردهم آمده: «در هر سال سه مرتبه برای من عید بگیرید».

در آیه سی و سوم از فصل سی و چهارم آمده: «در هر سال سه مرتبه همه مردان باید در برابر خدای بزرگ، خدای اسرائیل ظاهر شوند».

در سرزمین های عربی نیز اماکن بسیاری وجود داشته که در آن اماکن مراسمی همچون حضور در عرفات صورت می گرفته است.[۲۱]

حج در مسیحیت

مسیحیان در آئین خود، راه و روش های متعدّدی را پیموده اند و آنچه را خود خواسته اند به اسم شریعت درآورده اند و آنچنان در اذهان آنان این راه و روش ها جلوه کرده که خود را به حق و دیگران را در مسیر باطل قلمداد کرده اند.

حج را نیز بدین گونه تعریف کرده اند که در پیرامون نمادهای مورد تقدیس خود، به طواف بپردازند و قربانی کنند و نذوراتی تقدیم نمایند و با گریه و تضرع، آمرزش گناهان خود را بخواهند و… .

مسیحیان به فرقه های گوناگونی تقسیم شده اند و هر فرقه ای طریقه خاصی را در حج و مراسم و آداب ویژه آن، اتخاذ کرده است. کتاب مسیحیان، (انجیل)، اعیاد دینی، همچون عید «فصح»، «عید قیامت»، «عید میلاد» و «عید فطاس» را به آنان اختصاص داده و اعیادشان بیشتر با مراسم و آدابی شبیه حج همراه است.

یکی از نویسندگان مسیحی به نام «ونسک» در خصوص حج مسیحیان می نویسد: واژه شناسان عرب، حج را به «قصد» تفسیر کرده اند و این با معنای حج در نظر مسیحیان یکسان است و همچنین ماده و معنای این واژه در لغت سامی شمال و جنوب، همان طواف کردن و دور زدن می­باشد.

نویسنده مسیحی «فرتزرایدنور» می گوید: «کلید عقاید مسیحیت این است که در واقع «مسیح» منشأ پیدایش معتقدات آیین مسیحی می باشد و هم اوست که مجموعه اینها را در خود جمع می کند. بر این اساس جامعه مسیحی اماکنی را که یاد و خاطره مسیح یا شخصیت مادرش مریم (س) را تداعی می کند، برای اعیاد سالیانه و آداب دینی و حج برگزیده اند.

در هر حال آنچه از مسیحیت به چشم می خورد آن چیزی نیست که در آیین نخستین حضرت عیسی (ع) وجود داشته است؛ زیرا هر آنچه مورد تقدیس قرار می گیرد، به اعتبار انتساب آن به شخص مسیح (ع) می باشد، نه به اعتبار انتساب آن به خدای مسیح. باید دانست حضرت مسیح هم یکی از پیامبران اولوالعزم بوده و می دانست که ندای ابراهیم (ع) جهان شمول است و به شریعت خاص اختصاص ندارد. پس قطعاً ایشان هم به ندای حضرت ابراهیم (ع) همچون حضرت موسی (ع) و سایر پیامبران الهی لبیک گفته است. همان طور که از روایات استفاده می شود که همه پیامبران از جمله حضرت مسیح (ع) به حج خانه خدا مشرف شده اند.

مکان هایی که به عنوان اماکن مقدس برای حج مسیحیان ذکر شده است، عبارتند از: ۱٫ برخی از مسیحیان به سوی بیت المقدس در فلسطین، جائی که صلیب اصلی عیسی (ع) قرار دارد، رهسپارند و با این حرکت به سنت ملکه هیلانه تأسی می جویند.

۲٫ گروه دیگر به کنیسه «رومه» رم در ایتالیا رو می آورند.

۳٫ برخی از آن ها به «لورد» در فرانسه، آن جا که معتقدند جناب مریم (س) برای آنان تجلی کرده، حج می گزارند.

۴٫ جمعی از آنان به کنیسه «فاطیما» می روند؛ زیرا بانویی بزرگ و نورانی به نام فاطیما در آن جا تجلی کرده است.[۲۲]

حج در زردشت

آیین زرتشت با قدمتی ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ ساله که عمدتاً ماهیتی اخلاقی (پندار نیک – گفتار نیک – کردار نیک) دارد از ادیان کهن جهان به شمار می رود.

بنابر نقل مسعودی در مروج الذهب؛ ایرانیان پیشین قصد خانه خدا می کردند و آن را طواف و تعظیم می نمودند. آخرین کسی که از ایرانیان حج گزارد، ساسان، پسر بابک، نیای اردشیر پسر بابک، نخستین پادشاه و پدر سلسله ساسانیان بوده است. ساسان کسی بود که به زیارت کعبه آمد و آن را طواف نمود و در کنار چاه زمزم مناجات سر داد.[۲۳]

امروزه ساختمانی همانند کعبه در پاسارگاد، پایتخت کورش (در میان کاخ ها، پادگان و مقبره کورش) واقع شده و همچنین ساختمان دیگری که شبیه به کعبه بوده و امروز کعبه زرتشت نامیده می شود که در نقش رستم[۲۴] واقع شده،[۲۵] از جمله دلایلی می باشد که زرتشتیان اولیه به قداست کعبه واقف بوده اند. حال بر سر عقاید زرتشتیان نسل های بعدی چه آمده، خدا می داند.

علاوه بر این ها، در میان زرتشتیان مقدساتی وجود دارد که آنان همراه با آدابی به تقدیس و احترام آن می پردازند و برخی از محقّقان، از آن به حج تعبیر نمودند که در ذیل به برخی از آن اشاره می شود:

سالانه بیش از ده هزار زرتشتی از ایران و سایر نقاط جهان همچون کشورهای آمریکایی، اروپایی، آسیای میانه، هند و هنگ کنگ به مدت ۵ روز به زیارت (پیر سبز) یا (چک چک) که یکی از زیارتگاه های زرتشتیان است، می آیند.

این زیارتگاه در قلب کویر در ۵۲ کیلومتری شمال شرقی یزد واقع شده که قطره های بی شمار آبی که از شکاف سنک بر اطراف زیارتگاه می چکد، زیارتگاه را سر سبز نگاه داشته است. زائران در این محل گرد هم جمع می شوند و اعمالی خاص به جای می آورند.

مناسک چک چک: شمع روشن کردن، دعا خواندن، نذر کردن، سدره پوشی و کشتی بستن از جمله مناسکی است که در این نیایشگاه به جای می آورند. زیارت کنندگان باید با سر پوشیده وارد شوند و آوردن نان نذری (سیرک) و تعارف آن به زائران نیز بخشی از مناسک است.

از دیگر آیین های این مراسم کتک زدن تازه دامادها است. بدین گونه که جوانان به ویژه جوانان مجرد، پرس وجو کرده و کسانی که در طول یک سال گذشته ازدواج کرده اند را پیدا می کنند و با شوخی و خنده دست و پای این تازه دامادها را گرفته، به پشت می خوابانند و کتک می زنند. داماد و خانواده او نیز با شربت و شیرینی که در نیایشگاه تبرک شده از آنها پذیرایی می کنند. جوانان ضمن تفریح و سرگرمی و خوردن شیرینی بدشان نمی آید که قهرمان کتک خوری سال آینده باشند.

دراین مراسم موبدان، نیایش جشن خوانی را با همراهی مردم برگزار می کنند و پس از اوستا خوانی و سخنرانی ها، مردم دسته دسته به زیارت نیایشگاه می روند. شبانگاهان بر دامنه این کوه، در دل کویر پر از ستاره، تنها چراغ روشن خیله ها[۲۶] آواز شادمانه مردمان با ستاره های بی شمار آسمان گفت وگو ها دارد.

زرتشتیان زیارت گاه های دیگری همچون پیر بانو، پیر هریشت و … (که همه آنها را منسوب به یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی می دانند)، دارند و برای هر یک زیارت ویژه ای تدارک می بینند، اما زیارت پیر سبز را شاید بتوان مفصل ترین آنها خواند. این زیارتگاه ها زمان خاصی برای زیارت دارند که به آن حج می گویند.[۲۷]

حج در جاهلیت

در برخی از آیات قران، علاوه بر وجود حج در زمان جاهلیت، به چگونگی بعضی از مناسک حج آنان نیز اشاره شده است که در ذیل به آن پرداخته می شود:

۱٫ نماز خواندن آنها در کنار خانه خدا چیزى جز سوت کشیدن و کف زدن نبوده، پس این عذاب را به پاداش آنچه کافر شدید بچشید.[۲۸]

این آیه ظهور دارد که نماز و دعای آنها هنگام انجام حج، به صورت سوت کشیدن و کف زدن بوده است.

۲٫ بعد از آن به طریقى که همه مسلمانان باز مى‏گردند رجوع کنید و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.[۲۹]

این آیه ناظر به یکی از عادات مشرکان مکه در زمان جاهلیت است که وقوف در عرفات را مربوط به کسانی می دانستند که از خارج مکه برای حج می آمدند، اما قریش و طوایف اطراف حرم و وابستگان قریش، از این کار معاف بودند، چنان که امام صادق (ع) در بیان این آیه فرمود: قریش می گفتند: ما نسبت به خانه خدا از سایرین برتری داریم، پس باید (برای اعمال حج) از مزدلفه (مشعر) کوچ کنید، (به عرفات نروید) خداوند به آنان دستور داد تا از عرفات شروع کنند. [۳۰]

این امتیاز و برخی امتیازات دیگر را اصطلاحاً «حُمس»[۳۱] می نامند؛ یعنی قریش معتقد بودند که چون از فرزندان ابراهیم، سرپرستان خانه خدا، اهل حرم و ساکن مکه هستند و هیچ یک از عرب ها مقام و منزلت آنها را ندارند، پس امتیازاتی بر دیگران دارند. استفاده کنندگان این امتیازات را حُمس نامیده اند؛ لذا می گفتند چون عرفات از محیط حرم خارج است، پس وقوف در آن مربوط به اهل حرم نمی باشد، اما آیه مذکور، این گونه امتیازات را لغو کرده است.

۳٫ هنگامى که مناسک حج خویش را به‏ جا آوردید، خدا را یاد کنید، همان گونه که پدران خود را یاد مى‏کنید یا بیشتر.[۳۲]

این آیه اشاره به یکی دیگر از عادات مردم جاهلی در موسم حج دارد که پس از انجام مراسم حج، اجتماعی تشکیل می دادند و افتخارات موهومی را که از ناحیه پدرانشان نصیبشان شده بود، با تکیه بر ارزش های جاهلی یاد می کردند و بدان می بالیدند، چنان که امام صادق (ع) در این مورد فرمود: «چون عرب وقتى در منا اقامت مى‏کرد، بعد از قربانى شتر، به تفاخر مى‏پرداخت، یکى مى‏گفت: پدر من چنین و چنان بود، آن دیگرى مى‏گفت پدرم چنین و چنان بود»، خداى تعالى فرمود: چون از مناسک خود خارج شدید، به یاد خدا بیفتید، همانطور که به یاد پدران خود مى‏افتید، بلکه بیشتر و شدیدتر از یاد پدران.[۳۳]

۴٫ تغییر ماه هاى حرام براى مشرکان افزایش در کفر است و کافران بدین وسیله گمراه تر مى‏شوند. یک سال آن را حلال و سال دیگر آن را حرام مى‏شمارند، تا با تعداد ماه هایى که خدا حرام کرده تطبیق دهند و بدین سان آنچه را خدا حرام کرده است، حلال می شمارند. براى آنان اعمال قبیح شان زیبا جلوه داده شد و خدا جماعت کفر پیشه را هرگز هدایت نمی کند.[۳۴]

این آیه کریمه ناظر به یک سنت غلط جاهلی به نام «نسیء» به معنای تغییر دادن جای ماه های حرام است که این عمل هر ساله طی مراسم خاصی در سرزمین منا انجام می گرفت که نشان از سودجویی آنها بود؛ چون با این تغییر و تحوّل، قصد داشتند حج در موقعی برپا شود که منافع بازرگانی و تجارتی آنها هم تأمین گردد؛ از این رو، سعی می کردند که حج در خرم ترین ایّام سال و آسان ترین زمان برای رفت و آمدهای تجاری انجام پذیرد، اما از آن جاکه حج باید در ایام ذی حجه واقع شود و گاهی ذی حجه در فصل گرمای طاقت فرسای مکه می افتاد که هم حج گزاران به زحمت می افتادند و هم معادلات تجاری به نحو مطلوب انجام نمی گرفت؛ از این رو با عمل «نسیء»، کاری می کردند که موسم حج، همواره در فصل معتدلی واقع شود و این عمل تا سال دهم هجرت ادامه داشت، تا این که به وسیله پیامبر خدا در حجه الوداع، استفاده از این عمل ممنوع و باطل اعلام گردید[۳۵] و نسیء با نزول این آیه کفر محسوب گردید تا مراسم حج، بازیچه ای در دست سودجویان واقع نگردد.

۵٫ گناهى بر شما نیست که به هنگام حج از فضل و بخشش پروردگارتان بهره بگیرید. هنگامى که از عرفات کوچ کردید، خدا را در نزدیک (کوه) مشعر الحرام یاد کنید. او را یاد کنید که شما را هدایت فرمود در حالى که پیش از آن در گمراهى بودید.[۳۶]

در زمان جاهلیت، این توهّم وجود داشت که معامله و تجارت و بارکشی و مسافربری به هنگام موسم حج، حرام و گناه و موجب بطلان حج می گردد،[۳۷] اما خداوند با نزول این آیه فرمود: هیچ گونه مانعی برای تجارت در ایام حج وجود ندارد، بلکه براساس آیه: تا در حج شاهد و گواه منافع اجتماع بزرگ خود بود…[۳۸]. و روایاتی که از ائمه (ع) نقل شده، یکی از حکمت های حج، منافع اقتصادی آن می باشد.

۶٫ از تو از ماه های (نو) مى‏پرسند. بگو: آنها میقات هایى است براى مردم و براى حج، نیکى آن نیست که شما از پشت خانه‏ها، به درون خانه‏ها وارد شوید، و لکن نیکوکار کسى است که پرهیزگار باشد و از درها به خانه‏ها بیایید و از خدا بترسید، باشد که رستگار شوید.[۳۹]

این آیه، بنا به شأن نزولی که بعضی از مفسران گفته اند، اشاره به یک رسوم خرافیِ دیگر در موسم حج، در زمان جاهلی دارد، که هرکس هنگامی که لباس احرام را به تن کرد، دیگر نباید از راه معمولی و درِ خانه وارد شود، بلکه در پشت خانه نقبی می زدند که به هنگام احرام فقط از این راه رفت و آمد می کردند، به طوری که این عمل نزد آنها نیکو شمرده می شد؛ زیرا نوعی ترک عادت تلقی می گردید و از آن رو که احرام ترک عادت است، پس از این ترک عادت، آن را تکمیل می کردند، اما خداوند با نزول این آیه، ملاک برّ و نیکی را تقوا دانسته است.

۷٫ به راستى صفا و مروه از شعایر (و نشانه‏هاى) خداوند است، پس هر کس، حج خانه (خدا) یا عمره به جا آورد، باکى بر او نیست که بر آن دو، طواف کند و هر کس با رغبت، کار نیک کند، پس بى‏گمان خدا شکرپذیر دانا است.[۴۰]

یکی از اعمال حج در جاهلیت، سعی میان کوه های صفا و مروه بود، ولی در بالای این دو کوه، دو بت به نام های اساف و نائله نصب بود که آنها به هنگام سعی، برای این دو بت احترام قائل می شدند. مسلمانان به خاطر سابقه این موضوع، کراهت داشتند در ایام حج سعی میان صفا و مروه کنند و تصور می کردند این یک عمل جاهلی است. خداوند با نزول این آیه، آن تصوّرات را مردود دانست و سعی میان صفا و مروه را یکی از شعائر دین مطرح کرد، چنان که معاویه بن عمار از امام صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت در ضمن حدیثی طولانی فرمود: «مسلمانان گمان می کردند که سعی صفا و مروه از ابتکارات مشرکان است، در پی آن خداوند آیه ای نازل نمود و فرمود: «صفا و مروه از نشانه های خداوند است».[۴۱]

۸٫ از عادات دیگر جاهلیت در مراسم حج، طواف در حال برهنگی است. آنان معتقد بودند که تأمین لباس احرام در اختیار قریش قرار دارد و اگر کسی جامه احرام تهیه نمی کرد، می بایست برهنه طواف کند و طواف با لباس و پارچه ای که از خارج حرم باشد را باطل می دانستند.

از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: رسول خدا (ص) بعد از آن که مکه را فتح کرد، در آن سال از زیارت مشرکان جلوگیرى نفرمود و از سنت‏هاى زیارتى مشرکان یکى این بود که اگر با لباس وارد مکه مى‏شدند و با آن لباس دور خانه خدا طواف مى‏کردند، دیگر آن لباس را به تن نمى‏کردند و مى‏باید آن را صدقه دهند؛ لذا براى این که لباس هایشان را از دست نداده باشند، قبل از طواف از دیگران لباسى را عاریه و یا کرایه مى‏کردند و بعد از طواف به صاحبانشان بر مى‏گرداندند، در این میان اگر کسى به لباس عاریه و اجاره دست نمى‏یافت و خودش هم تنها یک دست لباس همراه داشت، براى آن که آن لباس را از دست ندهد، ناچار برهنه مى‏شد و لخت مادرزاد به طواف مى‏پرداخت.

زمانی زنى رعنا و زیبا از زنان عرب به زیارت حج آمد و خواست تا لباسى عاریه و یا کرایه کند ولی نیافت، خواست با لباس طواف کند، گفتند: در این صورت بایستى بعد از طواف لباست را صدقه دهى، گفت: من جز این لباس ندارم؛ لذا لخت شد و به طواف پرداخت، مردم ریختند به تماشایش، ناچار یک دست خود را بر عورت پیشین و دست دیگرش را بر عورت پسین گذاشت و طواف را به آخر رساند در حالى که مى‏گفت:

الیوم یبدو بعضه او کله

فما بدأ منه فلا احله.[۴۲]

بعد از آن که از طواف فارغ شد عده‏اى به خواستگاریش آمدند، گفت من شوهر دارم.[۴۳]

بعضی از مفسران، این عادت زشت جاهلیت را در ذیل آیه: چون کار زشتى مرتکب مى‏شوند، مى‏گویند: پدرانمان را بر آن [کار] یافتیم و خدا ما را به آن فرمان داده. بگو: یقیناً خدا به کار زشت فرمان نمى‏دهد، آیا چیزى را که نمى‏دانید [از روى جهل و نادانى‏] به خدا نسبت مى‏دهید [۴۴] ذکر کرده اند و مراد از فحشا یا یکی از مصادیق آن را، همین عمل قبیح جاهلی دانسته اند.[۴۵]

فلسفۀ حج

مراسم پرشکوه حج، همچون عبادات دیگر داراى برکات و آثار فراوانى در فرد و جامعه اسلامى است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهره بردارى درستى شود، مى‏تواند هر سال منشأ برکات و  تحول تازه‏اى در جوامع اسلامى گردد.

این مناسک بزرگ در حقیقت داراى چهار بعد است که هر یک از دیگرى ریشه‏دارتر و پرسودتر است:

۱٫ بعد اخلاقى حج: مهم ترین فلسفه حج، دگرگونى اخلاقى است که در انسان ها به وجود مى‏آورد. مراسم حج به گونه ای است که انجام مراحل آن برای حاجیان، هر کدام یکی پس از دیگری یک درس کاملی از اخلاق و ادب است.

مراسم احرام، نوعاً انسان را به کلى از وابستگی های مادى و امتیازات ظاهرى و لباس هاى رنگارنگ و زر و زیور بیرون مى‏برد و با تحریم لذائذ و پرداختن به خودسازى که از وظائف محرم است، او را از جهان ماده جدا کرده و در عالمى از نور و روحانیت و صفا فرو مى‏برد و آنها را که در حال عادى بار سنگین امتیازات موهوم و درجه ‏ها و مدال ها را بر دوش خود احساس مى‏کنند، یک مرتبه سبکبار و راحت و آسوده مى‏ کند.

پس مراسم حج یکى پس از دیگرى انجام مى‏گیرد، مراسمى که علاقه ‏هاى معنوى انسان را لحظه به لحظه با خدایش محکم تر و رابطه او را نزدیک تر و قوی تر مى‏سازد، او را از گذشته تاریک و گناه‏ آلودش بریده و به آینده ‏اى روشن و پر از صفا و نور پیوند مى‏دهد.

مخصوصاً توجه به این حقیقت که مراسم حج در هر قدم، یادآور خاطرات ابراهیم بت شکن، و اسماعیل ذبیح اللَّه، و مادرش هاجر است. مجاهدت ها، گذشت ها و ایثارگرى های آنان را لحظه به لحظه در برابر چشمان انسان مجسم مى‏کند. همچنین توجه به این که سرزمین مکه عموماً و مسجد الحرام و خانه کعبه و محل طواف خصوصاً، یادآور خاطرات پیامبر اسلام و پیشوایان بزرگ و مجاهدت هاى مسلمانان صدر اول است، این انقلاب اخلاقى عمیق تر مى‏گردد، به گونه‏ اى که در هر گوشه‏ اى از مسجد الحرام و سرزمین مکه، انسان چهره پیامبر (ص) و على (ع) و سایر پیشوایان بزرگ را مى‏ بیند و صداى آواى حماسه ‏هاى آنها را مى ‏شنود.

آرى اینها همه دست به دست هم مى‏دهند و زمینه یک انقلاب اخلاقى را در دل هاى آماده فراهم مى‏سازند، به گونه ‏اى توصیف ناشدنى، ورق زندگانى انسان را بر مى‏گردانند و صفحه نوینى در حیات او آغاز مى‏کنند.

بى جهت نیست که در روایات اسلامى آمده است: کسى که حج را به طور کامل انجام دهد، از گناهان خود بیرون مى‏آید همانند روزى که از مادر متولد شده است.[۴۶]

آرى حج براى مسلمانان یک تولدی دیگر است، تولدى که آغازگر یک زندگى نوین انسانى مى‏باشد. البته نیاز به یادآورى ندارد که این برکات و آثار- و آنچه بعداً به آن اشاره خواهد شد- نه براى کسانى است که از حج تنها به پوسته‏اى از آن قناعت کرده و مغز آن را به دور افکنده‏ اند، و نه براى آنها که حج را وسیله تفریح و سیر و سیاحت و یا تظاهر و ریا و تهیه وسائل مادى شخصى قرار داده و هرگز به روح آن واقف نشده‏ اند؛ سهم آنها، همان است که به آن رسیده‏اند!

۲٫ بعد سیاسى حج: به گفته یکى از اندیشمندان مسلمان، مراسم حج در عین این که خالص ترین و عمیق ترین عبادات را عرضه مى‏کند، مؤثرترین وسیله براى پیشبرد اهداف سیاسى اسلام است. روح عبادت، توجه به خدا، و روح سیاست، توجه به خلق خدا است، این دو در حج آن چنان به هم آمیخته‏ اند که تار و پود یک پارچه، به هم تنیده شده است!. حج عامل مؤثرى براى وحدت صفوف مسلمانان است. حج عامل مبارزه با تعصبات ملى و نژاد پرستى و محدود شدن در حصار مرزهاى جغرافیایى است. حج وسیله ‏اى است براى شکستن سانسورها و از بین بردن خفقان هاى نظام هاى ظالمانه‏ اى که در کشورهاى اسلامى حکمفرما مى‏شود.

حج وسیله‏اى براى انتقال اخبار سیاسى کشورهاى اسلامى از هر نقطه به نقطه دیگر است. بالآخره حج، عامل مؤثرى براى شکستن زنجیرهاى اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمانان است.

به همین دلیل در آن ایام که حاکمان جبار همچون بنى امیه و بنى عباس بر سرزمین هاى مقدس اسلامى حکومت مى‏کردند و هرگونه تماس میان قشرهاى مسلمان را زیر نظر مى‏گرفتند تا هر حرکت آزادى ‏بخش را سرکوب کنند، فرا رسیدن موسم حج دریچه‏ اى بود به سوى آزادى و تماس قشرهاى جامعه بزرگ اسلامى با یک دیگر و طرح مسائل مختلف سیاسى.

روى همین جهت امیر مؤمنان على (ع)، هنگامى که فلسفه فرائض و عبادات را مى‏شمارد، در باره حج مى‏فرماید: «خداوند مراسم حج را براى تقویت آئین اسلام تشریع کرد».[۴۷]

در روایات اسلامى، حج به عنوان جهاد افراد ضعیف شمرده شده، جهادى که حتى پیر مردان و پیر زنان ناتوان، با حضور در صحنه آن مى‏توانند، شکوه و عظمت امت اسلامى را منعکس سازند، و با حلقه‏هاى تو در توى نمازگزاران، گرد خانه خدا و سر دادن آواى وحدت و تکبیر، پشت دشمنان اسلام را بلرزانند.

۳- بعد فرهنگى: ارتباط قشرهاى مختلف مسلمانان در ایام حج، مى‏تواند به عنوان مؤثرترین عامل مبادله فرهنگى و انتقال فکرها در آید. مخصوصاً با توجه به این نکته که اجتماع شکوهمند حج، نماینده طبیعى و واقعى همه قشرهاى مسلمانان جهان است، (چرا که در انتخاب افراد براى رفتن به زیارت خانه خدا، هیچ عامل مصنوعى مؤثر نیست و زوار کعبه از میان تمام گروه‏ها، نژادها و زبان هایى که مسلمانان به آن سخن می­گویند برخاسته و در آن جا جمع مى‏شوند؛ لذا در روایات اسلامى آمده است: یکى از فوائد حج، نشر اخبار و آثار رسول اللَّه (ص) به تمام جهان اسلامى است.

هشام بن حکم که از دوستان دانشمند امام صادق (ع) است، مى‏گوید: از آن حضرت در باره فلسفه حج و طواف کعبه سؤال کردم، فرمود: خداوند این بندگان را آفرید … و فرمان هایى در طریق مصلحت دین و دنیا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئین حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى یک دیگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند و هر گروهى سرمایه‏ هاى تجارى را از شهرى به شهر دیگر منتقل کند … و براى این که آثار پیامبر (ص) و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آوردند و هرگز فراموش نکنند.[۴۸]

به همین دلیل در دوران های خفقان که خلفا و سلاطین جور اجازه نشر این احکام را به مسلمانان نمى‏دادند، آنها با استفاده از این فرصت، مشکلات خود را حلّ مى‏کردند و با تماس گرفتن با ائمه هدى (ع) و علماى بزرگ دین، پرده از چهره قوانین اسلام و سنت پیامبر (ص) بر مى‏داشتند.

از سوى دیگر، حج مى‏تواند، مبدل به یک کنگره عظیم فرهنگى شود و اندیشمندان جهان اسلام در ایامى که در مکه هستند گرد هم آیند و افکار و ابتکارات خویش را به دیگران عرضه کنند.

اصولاً یکى از بدبختی هاى بزرگ این است که مرزهاى کشورهای اسلامى سبب جدایى فرهنگى آنها شود، مسلمانان هر کشور تنها به خود بیندیشند، که در این صورت، جامعه واحد اسلامى، پاره پاره و نابود مى‏گردد. آرى حج مى‏تواند جلوی این سرنوشت شوم را بگیرد.

امام صادق (ع) در ذیل همان روایت هشام بن حکم، مى‏فرماید: اگر هر قوم و ملتى تنها از کشور و بلاد خویش سخن بگویند و تنها به مسائلى که در آن است بیندیشند، همگى نابود مى‏گردند و کشورهایشان ویران مى‏شود، منافع آنها ساقط مى‏گردد و اخبار واقعى در پشت پرده قرار مى‏گیرد.[۴۹]

۴٫ بعد اقتصادى حج: بر خلاف آنچه بعضى فکر مى‏کنند، استفاده از کنگره عظیم حج براى تقویت پایه‏ هاى اقتصادى کشورهاى اسلامى، نه تنها با روح حج منافات ندارد، بلکه طبق روایات اسلامى یکى از فلسفه های آن را تشکیل مى‏دهد. چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پایه یک بازار مشترک اسلامى را بگذارند، و زمینه‏ هاى مبادلات اقتصادى و تجارى را در میان خود به گونه‏ اى فراهم سازند که نه منافعشان به جیب دشمنانشان بریزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد.  این نه تنها دنیا پرستى نیست، بلکه عین عبادت  و جهاد است.

لذا در همان روایت، هشام بن حکم از امام صادق (ع)، ضمن بیان فلسفه ‏هاى حج، صریحاً به این موضوع اشاره شده که یکى از اهداف حج، تقویت تجارت مسلمانان و تسهیل روابط اقتصادى است.

در حدیث دیگرى از همان امام (ع) در تفسیر آیه «لَیْسَ عَلَیْکمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّکمْ»[۵۰] وارد شده است که فرمود: منظور از این آیه کسب روزى است.

ایشان می فرماید: کسی که مناسک حجش را انجام داد و از احرام بیرون آمد می تواند خرید و فروش کند.[۵۱]

کوتاه سخن این که این عبادت بزرگ اگر به طور صحیح و کامل مورد بهره بردارى قرار گیرد و زوار خانه خدا در آن ایام که در آن سرزمین مقدس حضور فعال دارند و دلهایشان آماده است از این فرصت بزرگ براى حل مشکلات گوناگون جامعه اسلامى با تشکیل کنگره‏ هاى مختلف سیاسى و فرهنگى و اقتصادى استفاده کنند، این عبادت مى‏تواند از هر نظر مشکل‏گشا باشد، شاید به همین دلیل است که امام صادق (ع) مى‏فرماید: «تا زمانی که خانه کعبه بر پا است اسلام هم بر پا است».[۵۲]

در این رابطه على (ع) می فرماید: خانه خدا را فراموش نکنید که اگر فراموش کنید هلاک خواهید شد.

خدا را خدا را، در مورد خانه پروردگارتان، هرگز آن را خالى نگذارید که اگر آن را ترک گوئید، مهلت الهى از شما برداشته مى‏شود.[۵۳]

همچنین به خاطر اهمیت این موضوع است که فصلى در روایات اسلامى تحت این عنوان گشوده شده است که، اگر یک سال مسلمانان بخواهند حج را تعطیل کنند، بر حکومت اسلامى واجب است که با زور آنها را به مکه بفرستد.[۵۴]

صرف هزینه حج و عمره در کارهای خیر

گاهی برخی از افراد سؤالی مطرح می کنند مبنی بر این که در صورت تعارض عمل حج مستحب یا عمره با عمل خیر دیگری مانند کمک به فقرا و مسمندان، کدام عمل ترجیح دارد به سخن دیگر در صورت وجود فقرا از میان بستگان، همسایه ها و … آیا جایز است ما هر سال برای رفتن به حج یا عمره خرج کنیم؟

در این مقال در صدد پاسخ به این پرسش هستیم.

حجّ خانه خدا در تمام عمر، تنها برای یک بار بر کسانى که داراى شرایط آن باشند واجب است و تخلف از این واجب نیز، چون دیگر واجبات به هیچ بهانه ای مجاز نیست، اما در ارتباط با تمام اعمال مستحب، از جمله حج و عمرۀ مستحب، یک اصل کلی وجود دارد مبنی بر این که هر عملی از اخلاص بیشتری برخوردار باشد، ثواب بیشتری را به دنبال خواهد داشت و معیارهای کلی دیگری نیز در ارتباط با موضوع حج وجود دارد، از جمله این که خانۀ خدا، نباید به هیچ بهانه ای، حتی صدقه و خیرات به دیگران، تعطیل و یا کم رونق شود و نیز آن که تداوم حج و عمره برای انسان ها، معنویتی را برایشان به دنبال خواهد آورد که حصول آن از راه های دیگر، ناممکن و یا بسیار دشوار خواهد بود.

بنابر این کسانی که دارای شرایط حج (بلوغ ،عقل ،استطاعت) باشند حج تمتع بر آنها واجب است حتماً باید شخصاً حج به جا بیاورند و با صرف پول در راه های خیر یا اعزام دیگران به حج، این واجب از آنها برداشته نمی شود.

اما نسبت به سفرهای حج و عمره مستحب و سایر کارهای غیر واجب، باید در نظر داشت که اسلام، اصول و معیارهایی کلی نسبت به این گونه اعمال مشخص نموده و هر انسان مسلمان، باید همواره با بینش و بصیرت، اهمیت کارهای خیری را که می تواند انجام دهد در نظر بگیرد و اعمالی را انتخاب کند که از درجه بالاتری از اهمیت برخوردار است.

برای روشن شدن موضوع توجه به نکات ذیل خالی از لطف نیست؛

۱٫ هر فردی، اعمال مستحب (و حتی واجب) خود را می تواند با انگیزه های متفاوتی انجام دهد؛ مثلاً گاهی حج و عمره بدین جهت است که در میان مردم، به عنوان انسانی متدین شناخته شود، یا این که در جمع افراد مذهبی، حرفی برای گفتن داشته باشد، یا حتی با آنها، در تعداد چنین سفرهایی به رقابت برخیزد! و یا برای تفریح و تفرج و تجارت باشد! یقیناً، چنین حجی، مورد پذیرش نخواهد بود و پیشوایان دینی ما نیز به این نکته اشاره فرموده اند که تنها حجی قبول است که برای نزدیک شدن به خداوند انجام شود.[۵۵]

صدقه نیز ممکن است با انگیزه های غیر الاهی، چون شناخته شدن به سخاوت، بدهکار نمودن طرف مقابل به قصد استفاده از او در فرصت های دیگر، جلب احترام دیگران و … انجام شود. چنین صدقه ای نیز از پاداش اخروی برخوردار نخواهد بود.[۵۶] البته، هر دوی صدقه و حج می تواند برای خدا باشد که پاداش بزرگی برای عاملان آنها به دنبال خواهد داشت.

۲٫ زیارت خانۀ خدا، مانند بسیاری از دیگر اعمال، به خودی خود، از ارزش ویژه ای برخوردار بوده و در موقعیت عادی، نباید به دنبال مقایسۀ آن با دیگر اعمال بود، همان گونه که ما در حالت عادی نباید به دنبال مقایسۀ احترام به والدین با تهجد و نماز شب باشیم، چون هر دوی آنها دارای ارزش مستقلی می باشند.

البته، ممکن است انسان در طول زندگی خود با موقعیت هایی مواجه شود که تنها یکی از دو کردار نیک، برای او ممکن بوده و بخواهد بداند که عمل به کدام یک از آنها، ارزش بیشتری دارد؟

در این ارتباط، ابتدا باید بدانیم که عقل و دانش هر انسانی، اگر منصفانه به کار گرفته شود، بهترین کمک را در برطرف نمودن این تردیدها خواهد نمود و اصولاً بر اساس تعالیم پیشوایان دینی، رفتاری که در انطباق با عقل و دانش باشد، پذیرفته خواهد شد وگرنه، نه حج، نه صدقه و نه هیچ کردار به ظاهر نیک دیگری که پشتوانۀ عقلی نداشته باشد، فایده ای نخواهد داشت.[۵۷]

بعد از این مقدمه، باید گفت که حج از جملۀ دستورات اسلامی است که دو ویژگی فردی و اجتماعی مهم را به دنبال دارد:

الف: ویژگی فردی آن، ایجاد نوعی رشد معنوی در انسان ها است که به سختی می توان آن را در رفتارهای مستحب دیگر جست­وجو نمود.[۵۸] البته طبیعی است که هر شخصی به اندازۀ توانایی های خود، خواهد توانست بهره­های لازم را از این عبادت بزرگ الاهی دریافت نماید.[۵۹]

ب: ویژگی اجتماعی حج، برقرار ماندن مرکزیت واحدی برای تمام مسلمانان است، به گونه ای که این مرکز الاهی، هیچ گاه نباید تعطیل و یا تضعیف شود.

اکنون، اگر مسلمانی، حج واجب خود را انجام داده و بین انجام مجدد حج و توصیۀ دینی دیگری، مردّد باشد، می توان برای چنین تردیدی، فروض مختلفی را در نظر گرفت:

اول: بین حج و عمرۀ مستحب، با عمل واجبی چون نفقه بر افراد واجب النفقه و یا نجات بیمارانی از مرگ، مردد شود که در حیطۀ سرپرستی او می باشند. بدیهی است نباید واجبات را به بهانۀ مستحبات ترک نموده و می دانیم که حتی نماز واجبی که ستون دین است را می توان در موقعیت های خاصی که با واجب دیگری در تعارض است، ترک نموده و یا به شیوۀ دیگری به جا آورد.

دوم: مردّد باشد که خود به حج برود، یا دیگری را که مشتاق حج است، با هزینۀ خود به آن مکان مقدس اعزام نماید که در این مورد، می توان گفت که چون در هر دو صورت، جنبۀ اجتماعی حج بر جای خود باقی بوده و بر جمعیت موجود در مناسک حج، تأثیری نخواهد گذاشت، اعزام فرد دیگر از این جنبه ایرادی نخواهد داشت، اما در ارتباط با جنبه های فردی آن نیز باید گفت که هر چند فرد اعزام کننده، نتوانسته مناسک حج را به جا آورده و از معنویات آن بهره برد، اما ایثاری انجام داده که شاید ثواب آن کمتر از انجام حج نباشد. در همین زمینه روایاتی نیز وجود دارند که میان رفتن خود فرد به مکه و اعزام شخص دیگر، تفاوتی نمی گذارند.[۶۰]

سوم: مردّد باشد که حج و عمرۀ مستحبی انجام داده و یا این که مبلغ آن را در خیرات دیگری، چون صدقه مصرف نماید.

این مورد، از مواردی است که بیشترین ابهام و پرسش را در بین افراد با ایمان به وجود می آورد و نیاز به بررسی دقیق تری دارد:

در این زمینه، آنچه از سخنان معصومان(ع) برداشت می شود، این است که اگر نرفتن به حج و عمرۀ مستحب، موجبات تضعیف حج را به وجود آورده، کعبه را خالی از جمعیت نموده و به جنبۀ اجتماعی حج، آسیب رساند، هیچ کار خیر دیگری نمی تواند جایگزین حج به شمار آمده و با هیچ بهانه ای نباید از آن، شانه خالی نمود.[۶۱]

در غیر این صورت و حتی اگر جمعیت لازم نیز در حج وجود داشته باشند، توصیۀ پیشوایان ما این است که با صرفه جویی در مخارج حج و جلوگیری از هزینه های غیر ضروری، هم حج مستحب را انجام داده و هم مبلغ صرفه جویی شده (که متأسفانه، امروزه در برخی موارد، از هزینۀ خود حج بیشتر می شود) را به صدقات و خیرات اختصاص داد، تا بدین وسیله، هم به معنویت موجود در مناسک حج دست یافته و هم به دیگر الزامات اجتماعی، چون کمک به دیگران، عمل نمود.[۶۲]

در این زمینه، افرادی که از تمکن مالی مناسبی برخوردارند، می توانند با صرفه جویی در هزینه های زائد زندگی و حتی رعایت تعادل در مخارج حج، به هر دو ثواب حج و صدقه دست یابند.

اما در هر حال، هر انسانی به حال خود آگاه تر از دیگران است[۶۳] و باید با استفاده از عقل و دانش خود، ملاحظه نماید که کدام عمل مستحب، از ریا و هوای نفس او دورتر بوده و جنبه های معنوی را در او تقویت نموده و او را به خدا نزدیک تر می نماید و سپس به یافته های عقلی خود در این زمینه عمل نماید. مطمئناً هر عملی که از ریا دورتر و به اخلاص نزدیک تر باشد، ثواب بیشتری را به دنبال خواهد داشت و توصیه های به ظاهر متفاوتی که پیشوایان معصوم(ع) می نمودند، به گونه ای که یک بار حج را توصیه نموده[۶۴] و بار دیگر، صدقه را مناسب می دانستند[۶۵] به احتمال زیاد، برگرفته از همین اصل کلی و با در نظر گرفتن شرایط مخاطبان بوده است.

در نهایت، باید مراقب وسوسه های شیطان بود، چون او گام به گام، انسان ها را از مسیر رضایت خداوند، دور نموده و به آنچه خود می خواهد، نزدیک می نماید!  به عنوان نمونه، او هیچ گاه، حج را در مقایسه با تجملات زاید زندگی قرار نمی دهد که مثلا آیا حج بهتر است و یا تعویض فرش های منزل؟! بلکه، ابتدا به ذهن افراد با ایمان، متبادر می نماید که صدقه بهتر از حج است و در مرحلۀ بعد، او را از دادن صدقه نیز منصرف نموده و وانمود می نماید که «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است!»، سپس، حتی او را از هزینه های مناسب برای خانواده خود نیز بازداشته و صفت بخل را در او ایجاد نموده و در نهایت، گاهی او را به این سرانجام خواهد رساند که پولی را که آن فرد قصد داشت در راه حج هزینه نماید، نه تنها در حج خرج نکرده، بلکه در راه حرام و یا بیهوده ای مصرف نماید!. به همین دلیل، فرد با ایمان، اگر در موردی به این نتیجه رسید که صدقه را بر حج مستحب ترجیح دهد، باید بلافاصله به تصمیم خود عمل نموده و صدقه را به مستحق آن برساند، وگرنه ممکن است از هر دو ثواب باز ماند.

هزینه سنگین حج و عمره و اقتصاد کشور

سفر حج و عمره یکی از سفرهای معنوی و مقدس است که در رشد و تعالی انسان ها و آشنایی با تاریخ و فرهنگ اسلام و ارتباط آنان با خالق مهربان تأثیر به سزا و غیر قابل انکاری دارد. شاید به همین دلیل است که چنین سفری در آیات قرآن و روایات معتبر مورد تشویق و ترغیب قرار گرفته است و قرآن مجید حج تمتع را برای همه کسانی که استطاعت و توانایی انجام آن را داشته باشند واجب شمرده شده است.[۶۶]

امام صادق (ع) فرمود: کسی که حج واجب خود را ترک کند و با همین حالت از دنیا برود غیر مسلمان از دنیا رفته است.[۶۷] همچنین در روایات ما نسبت به انجام عمره مستحب، ترغیب و تشویق های زیادی شده است.

هزینۀ حج تمتع و عمره و ثروتی که سالانه از این رهگذر از کشور خارج می شود، حقیقتی انکار ناپذیر است، اما باید توجه داشت:

اولاً:حج تمتع یک عبادت واجب است که بر افراد مستطیع واجب می شود. نمی توان به بهانه خروج ارز و ضرر اقتصادی به کشور از انجام این تکلیف الاهی جلوگیری کرد.

ثانیاً: قسمت عمده این هزینه ها هزینه های جانبی این سفر معنوی است و الا یک سفر زیارتی بدون خرید سوغات یا حتی با خرید اندکی سوغات متعارف، هزینۀ زیادی نیست. و برای حل این مشکل باید فرهنگ سازی کرد و سطح آگاهی همۀ مردم کشور را در این زمینه بالا برد.

ثالثاً: بخشی از این پول صرف خرید سوغات هایی می شود که ساخت کشورهایی غیر از کشور عربستان هستند و این کالاها گرچه اقلام با ارزشی نیستند، اما متأسفانه در بازارهای کشور به مراتب گران تر از عربستان فروخته می شود و اگر زائرین آنها را از آن جا خریداری نکنند باید در داخل قیمت بیشتری برای آن بپردازند. بر این اساس در هر حال چه حج و عمره مسدود شود یا نشود، مقداری ارز از ناحیۀ این کالاها از کشور خارج می شود اگرچه با تهیۀ این کالاها در داخل کشور به مراتب ارز کمتری از کشور خارج خواهد شد.

رابعاً: مسافرت و جهانگردی یکی از نیازهای بشر امروزی است که مخارج زیادی را بر اقتصاد فرد و خانواده و کشور تحمیل می کند. هزینه ای که امروزه توسط برخی از هموطنان ما صرف سفر به کشورهایی نظیر ترکیه، امارات، مالزی، کشورهای اروپایی و… می­شود و این کم عددی نیست!  اما مخارج سفر به حج و عمره با توجه به امکانات و مدت آن در مقایسه با مسافرت به کشورهای دیگر بسیار کم هزینه تر است. علاوه براین که به دلیل ویژگی خاص کشور عربستان و عدم فحشاء و بی بند و باری آشکار و علنی در این کشور بسیاری از خانواده ها این سفر را برای خود و فرزندانشان انتخاب می کنند که در صورت تعطیلی این سفر باید ابتلاء به فساد و فحشاء ناشی از سفر به کشورهای دیگر را به عنوان یکی از سوغات های سفر به دیگر کشورها پذیرا باشیم.

بنابر این تنها راه برای پائین آوردن هزینۀ مالی سفر حج و عمره اشاعۀ فرهنگ مصرف صحیح و مبارزه با مصرف گرایی و تجمل پرستی است.

حج در اسلام

حج و زیارت بیت اللَّه الحرام و انجام مناسک آن از شعائر اسلام‌ و یکى از ارکان پنج گانه ای است که اسلام بر آنها نهاده شده است. حج از ضروریات دین به شمار می رود و هرگاه مستطیع با اعتراف به واجب بودن آن، عمداً حج را ترک کند، گناهی بزرگ مرتکب شده و اگر آن را انکار کند، در صورتى که انکار حج به انکار رسالت رسول اکرم (ص) برگردد، کافر و نجس است. در قرآن مجید و روایات رسول اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) تأکیدات زیادى به رفتن حج شده که فقط به یک آیه شریفه و یک روایت بسنده مى‌شود.

خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: حج خانه خدا بر کسانى که قدرت رفتن به آن را داشته باشند، واجب است و هر که راه کفر پیش گیرد، بداند که خدا از جهانیان بى‏نیاز است.[۶۸]

شیخ کلینی در کافى به سند معتبر از حضرت امام صادق (ع) روایت کرده: «هر کس از دنیا برود در حالی که حجه الإسلام [۶۹] را به جا نیاورده باشد، بدون این که او را حاجتى ضرورى بوده، یا این که به جهت بیمار شدن از آن بازمانده، یا این که پادشاهى از رفتن آن جلوگیرى کرده، چنین شخصى در حال مردن به آئین یهودیان یا نصرانیان از دنیا خواهد رفت».[۷۰]

حج در قرآن

در آیات زیادی از قرآن در باره حج و اهمیت آن سخن گفته شده است. به صورت خلاصه می توان گفت در قرآن آمده است: خداوند متعال، کعبه و خانه خود را نه فقط برای عبادت قرار داده است[۷۱]، بلکه اولین خانه ای است که برای برکت و هدایت مردم[۷۲]، برای محوریت و مرکزیت اجتماع مسلمانان و امنیت آنان و…[۷۳] و محل قیام قرار داده است[۷۴] و حق خدا بر مردم است که هرکس می تواند حج آن را به جا آورد.[۷۵] مردم از هر سو قصد و آهنگ آن کنند تا شاهد منافع خود باشند و بر آنچه خدا روزیشان کرده نام خدا را یاد کنند و به درماندگان مستمند بخورانند و آلودگی ها را از خود دور کنند و طواف خانۀ عتیق را به جای آورند. به هر حال هر کس مقررات خدا را ارج نهد برای او نزد پروردگارش بهتر است.[۷۶]حج نمایشی عظیم از وحدت جامعه اسلامی است، هر مسلمانی موظف است با رها شدن از همه قید و بندها و پیوندهای زندگی و پرهیز از تمام کارهای روزانه در این نمایش عظیم شرکت کند.

«أَذِّن فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالاً وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ».[۷۷]

و مردم را دعوت عمومى به حج کن‏؛ تا پیاده و سواره بر مرکب هاى لاغر از هر راه دورى به سوى تو بیایند.

حج و زیارت و طواف بیت الله یکی از شیوه های عبادت است که مورد نظر خداوند متعال است. قرآن مجید در این زمینه می فرماید: «… و براى خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایى رفتن به سوى آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بى‏نیاز است».[۷۸]

حج در سنت

بررسی حجّ و ابعاد مختلف آن از نگاه روایات بحث مفصلی را می طلبد، ولی به طور اختصار می توان به نکات زیر اشاره کرد:

مولاى متقیان، امیر مؤمنان، علی (ع) در پایان خطبه اوّل نهج البلاغه مى فرماید:

« وَفَرَضَ عَلَیْکُمْ حَجَّ بَیْتِهِ الْحَرَامِ، الَّذِی جَعَلَهُ قِبْلَهً لِلاَنَامِ یَرِدُونَهُ وُرُودَ الأَنْعَامِ، وَیَأْلَهُونَ إِلَیْهِ وُلُوهَ الْحَمَامِ وَجَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلاَمَهً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ وَإِذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ، وَاخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إِلَیْهِ دَعْوَتَهُ وَصَدَّقُوا کَلِمَتَهُ وَوَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِیَائِهِ وَتَشَبَّهُوا بِمَلاَئِکَتِهِ الْمُطِیفِینَ بِعَرْشِهِ، یُحْزِرُونَ الاَرْبَاحَ فِی مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ، وَیَتَبَادَرُونَ عِنْدَ مَوْعِدَ مَغْفِرَتِهِ، جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى لِلاِسْلاَمِ عَلَماً، وَلِلْعَائِذِینَ حَرَماً، فَرَضَ حَقَّهُ وَأَوْجَبَ حَجَّهُ، وَکَتَبَ عَلَیْکُمْ وِفَادَتَهُ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ: (وَللهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِین«.[۷۹] پروردگار مهربان زیارت بیت الحرامش را بر شما فریضه قرار داد و آن را قبله گاه مردم نمود. زیارت کنندگان در آن جا وارد مى شوند و براى یافتن بهره معنوى ازدحام مى کنند؛ مانند ازدحام چهارپایان تشنه در کنار چشمه آب! و آمدن به آن مکان مقدّس را مشتاقند، همانند اشتیاق کبوتران به طرف آشیانه خود، آن وجود منزّه و پاک آن جایگاه عالى را براى تواضع بندگان در برابر بزرگى و عظمتش، و تصدیقشان به عزّت و قدرتش نشانه و علامت قرار داد. از میان مردمان، شنوندگان فرمانش را انتخاب فرمود. آنان دعوتش را براى زیارت خانه کعبه اجابت کردند و فرمانش را گردن تصدیق نهادند و در جایگاه پیامبران براى عبادت و بندگى ایستادند و خود را به فرشتگان طواف کننده عرش شبیه نمودند، در تجارت بندگى سود فراوان به دست آورده، به موقف آمرزش و مغفرتش از هم سبقت مى گیرند.

حضرت حق آن خانه را نشانه و علامت اسلام و پناه گاه پناهندگان قرار داد و زیارت آن محل با عظمت را واجب فرمود و احترام نهادن به کعبه را بر بندگانش لازم دانست و رفتن به آن جا را دستور داد پس در قرآن مجید فرمود: زیارت بیت الله الحرام حق خداوند بزرگ بر مردم است، مردمى که برخوردار از استطاعت هستند و هر که این نعمت عظیم الهى را ناسپاسى کند، به حضرت حق زیانى وارد نکند که خداى تعالى از تمام جهانیان بى نیاز است».

شیخ کلینی (ره) به طریق معتبر از حضرت صادق (ع) روایت[۸۰] نموده که «هر کس از دنیا برود و حجه الاسلام به جا نیاورد بدون این که او را حاجتی ضروری باشد، یا آن که به جهت بیمار شدن از آن باز ماند، یا آن که پادشاهی از رفتن آن جلوگیری نماید، چنین کسی در حال مردن، به یهودیت یا نصرانیت از دنیا خواهد رفت».[۸۱]

حج پیامبر اسلام (ص)

معاویه بن عمار از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: رسول اکرم (ص ) در مدت ده سال که در مدینه بود، حج به جا نیاورد، تا آیه کریمه: «و عموم مردم را (براى آمدن) به حج دعوت کن تا در حالى که پیاده و بر مرکب‏هاى لاغر سوارند از هر راه دورى براى حج بیایند»،[۸۲] نازل شد.

رسول اکرم (ص) عازم حج شده به منادیان دستور داد با صداى رسا به مردم مدینه و حومه آن اعلان کنند که امسال پیامبر (ص) می خواهد به مکه رود و حجّ به جا آورد. این اطلاع به مردم ساکن مدینه و اطراف و بادیه نشینان رسید و همه اجتماع کردند.

رسول اکرم (ص) چهار روز به آخر ذی قعده مانده، حرکت کرد و هنگامى که به منطقۀ «ذو الحلیفه» رسید، ظهر شد. حضرت در آن جا غسل کرد و حرکت کرد تا به مسجد شجره رسید. در آن جا نماز ظهر را خواند و براى حجّ احرام بست…. امام (ع) فرمود: هنگامى که رسول اکرم (ص) از سعى بین صفا و مروه فارغ شد، در مروه ایستاد، رو به مردم کرد و حمد و ثناى الهى به جا آورد.

سپس فرمود: این جبرئیل است (و اشاره به پشت سرش کرد) به من امر می کند که دستور دهم هر کس قربانى نیاورده باید محلّ شود و حتى اگر من قربانى نیاورده بودم، مُحلّ می شدم، ولى هر کس قربانى آورده جائز نیست که از احرام خارج شود تا وقتى قربانى به محلّ خود برسد (در منى ذبح و نحر شود).

پس مردى از میان جمعیت برخاست و از روى انکار عرض کرد: آیا ما «حاج» و قاصد حج باشیم در حالى که از سر ما آب بچکد؟ (یعنى غسل جنابت کرده باشیم).

حضرت فرمود: تو به این حکم هرگز ایمان نخواهى آورد! سپس سراقه بن مالک از جا برخاسته عرض کرد: یا رسول اللَّه (ص) احکام دین را به ما آموختى، گویا ما امروز به دنیا آمدیم، اینک به ما بگو این حکم، مخصوص همین سال است یا براى همیشه می باشد؟

رسول اکرم (ص) فرمود: این حکم، ابدى است تا روز قیامت. سپس انگشتان خود را در یک دیگر جفت کرد و فرمود: عمره و حج این چنین باهم ‏اند و عمره تا روز قیامت داخل حج شد.

در این هنگام على (ع) از یمن به مکّه رسید و وارد بر رسول اکرم (ص) شد. وقتى که به خانه رفت، دید فاطمه زهرا (س) از حال احرام خارج شده و لباس‏هاى رنگین پوشیده است.

از فاطمه سؤال کرد که این چه حال است چرا از احرام خارج شده‏اى؟ دختر پیغمبر (ص) گفت: رسول خدا ما را چنین دستور داده است.

على (ع) نزد رسول اکرم (ص) آمده عرض کرد: یا رسول .. من فاطمه را دیدم که لباس رنگین پوشیده و از احرام خارج شده است. رسول اکرم فرمود: من مردم را به این حکم دستور داده‏ام.

سپس فرمود: یا على تو چگونه محرم شده و تلبیه گفته‏اى؟ عرض کرد: مانند شما، حضرت فرمود: تو بر احرامت باقى باش مانند خود من و در قربانى با من شریک هستى.

بعد امام صادق (ع) فرمود: رسول اکرم (ص) و یارانش وقتى به مکّه رسیدند، به منزل هیچ کس نرفته و در بیرون شهر مکه منزل کردند، تا روز هشتم موقع ظهر که رسول اکرم (ص) دستور داد تا مردم غسل کنند و براى حجّ احرام بسته و تلبیه بگویند.

رسول اکرم (ص) و یارانش لبیک گویان براى حجّ حرکت کردند تا به «منى» رسیدند. در آن جا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و نیز نماز صبح را خواندند و صبح کردند در حالى که مردم به دور آن حضرت جمع بودند.

عادت قریش این بود که در عرفات با مردم وقوف نمی کردند و در مزدلفه می ماندند و از آن جا حرکت می کردند و دیگران را مانع مى‏شدند؛ زیرا آنان از مساوات با مردم دیگر ننگ داشتند و در مشعر نیز از راهى دیگر بازمی گشتند، تا خداوند این آیه را نازل کرد: … ثُمَّ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفاضَ النَّاسُ[۸۳]، … هم چنان که مردم حرکت می­کنند شما نیز حرکت کنید… .

به دنبال نزول آیه، رسول اکرم (ص) دستور حرکت از مزدلفه به عرفات داد و این امر مخالف تصور قریش بود که رسول خدا مانند آنها حرکت کند.

رسول اکرم (ص) وارد صحراى عرفات شد و در مکانى بنام «غره» که وسط آن صحرا بود، نزدیک کوه‏هاى اراک خیمه خود را برپا کرد و مسلمانان نیز گرد آن حضرت خیمه زدند. وقتى ظهر شد، حضرت غسل کرد و تلبیه را ترک گفت تا به محل نماز آمد و در آن جا مردم را موعظه کرد و احکام و اوامر و نواهى الهى را بیان نموده سپس نماز ظهر و عصر را با یک اذان و دو اقامه خواند.

سپس از آن جا حرکت کرد به موقف عرفات رسید و در آن جا ایستاد. مردم همه دور آن حضرت ایستادند و شترها را خواباندند. حضرت به آنها فرمود: همه این بیابان و صحرا موقف است و تنها محل وقوف این جا نیست که من ایستاده و شترم را خوابانده ام. مردم متفرق شدند.  وقتى که خورشید غروب کرد رسول اکرم (ص) آن گاه دستور حرکت داد تا به مزدلفه که همان مشعر الحرام است رسیدند. در آن جا نماز مغرب و عشاء را باز به یک اذان و دو اقامه خواندند و در آنجا ماند تا وقتى نماز صبح را نیز به جا آورد.

رسول خدا (ص) دستور داد: افراد ناتوان بنى هاشم عجله کنند و در شب، جلوتر از دیگران به سوى منى حرکت نمایند، ولى فرمود که تا خورشید طلوع نکند، رمى جمره عقبه ننمایند.

وقتى هوا روشن شد، رسول خدا (ص) و مسلمانان به سوى منى کوچ کرده وارد منى شدند و جمره عقبه را رمى کردند و قربانى‏هایى را که رسول اکرم (ص) آورده بود، (۶۴ یا ۶۶ رأس بود و على (ع) ۳۴ یا ۳۶ رأس)، در آن جا کشتند و رسول خدا (ص) فرمود: از هر قربانى کمى بگیرند و آنها را در دیگ پخته و حضرت با على (ع) خوردند و گوشت و پوست همه قربانی ها را صدقه دادند.

رسول خدا (ص)، سپس به زیارت خانه خدا رفت و بعد، به سوى منى بازگشت و تا آخر روزهاى تشریق در آن جا ماندند و هر روز سه جمره را رمى کردند و از آن جا حرکت کردند تا به بیابان اطراف مکه رسیدند.

در این هنگام عایشه جلو آمد و عرض کرد: سایر زنان شما با یک حج و عمره برمی گردند و من تنها با یک حجّ برمی گردم. پیامبر (ص) او را با برادرش عبد الرحمن بن ابى بکر، به «تنعیم» (محلى است خارج مکه که براى احرام عمره بدانجا می روند)، فرستاد و از آن جا براى عمره مفرده محرم شد و به خانه رفت و طواف کرده و در مقام ابراهیم دو رکعت نماز طواف خواند و بین صفا و مروه سعى کرد و … نزد رسول اکرم (ص) آمد و همان روز از مکه حرکت کردند و حضرت داخل مسجد الحرام نشد و طواف نکرد و از بالاى مکه وارد شد و از پائین مکه محله «ذى طوى» خارج گشت.[۸۴]

حج امامان معصوم (ع)

اگر کسی بخواهد حج کامل ابراهیمی انجام دهد، باید آن را در سخنان و سیره و روش پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) جست و جو کند و برای انجام آن، معصومان (ع) را الگو قرار دهد.

پیامبران، امامان (ع) و اولیای دین، سرمشق انسان های آزاده و مسلمانان هستند و آشنایی با سیره اخلاقی، اجتماعی، عبادی، سیاسی و اقتصادی آنان، برای بهتر پیمودن این مسیر، بسیار سودمند و مفید است؛ از این رو توجه به سیره ائمه (ع) در عبادات، به ویژه مناسک حج و حضور در این شعائر ابراهیمی، برای امت کارساز است. نمونه‌هایی از شیوه حج گزاری امامان معصوم (ع) در منابع تاریخی و حدیثی در همه ابعاد زندگی می‌تواند الگو قرار گیرد و برای رسیدن به مقصد کمک کند؛ به عنوان نمونه:

امام صادق (ع) در حال طواف بود که سفیان ثوری از آن حضرت پرسید وقتی پیامبر (ص) هنگام طواف به حجر الاسود می‌رسید چه می‌کرد ؟ حضرت فرمود: « کان یستلمه فی کل طواف فریضه و نافله » در هر طواف واجب و مستحب، دست بر آن می‌کشید،

آنگاه امام صادق (ع) به طواف پرداخت و چون مقابل حجر الاسود رسیده، عبور کرد و آن را استلام نکرد. سفیان ثوری خود را به حضرت رساند و گفت مگر نفرمودید که پیامبر (ص) در هر طواف واجب و مستحب حجر الاسود را لمس می‌کرد ؟

پس چرا خودتان چنین نکردید ؟ امام صادق فرمود: مردم برای پیامبر خدا (ص) جایگاهی قائل بودند که برای من قائل نیستند وقتی پیامبر (ص) به حجر الاسود می‌رسید، راه را برای او می‌گشودند تا استلام کند و من خوش ندارم که در ازدحام و شلوغی جمعیت وارد شوم.[۸۵]

این رفتار امام (ع) راهگشای ما در انجام این عبادت است و به ما می فهماند که اولا این یک عبادت مستحبی بوده است و ثانیا در شرایطی که اسباب زحمت دیگران فراهم می شود، لازم است همین مستحب هم ترک شود.

ضرورت صحیح انجام دادن مناسک حج

سیره امامان (ع) بر این بود که خودشان در حج حضور پیدا می‌کردند تا ضمن انجام اعمال عبادی خود پاسخ گوی سؤالات فقهی مردم نیز باشند و از بعضی روایاتی که ذکر می شود استفاده می‌شود که کلاس های آموزشی قبل از سفر، داشتند و این گویای این حقیقت است که کلاس های آموزشی، از جمله ضروریات سفر حج و عمره است و آیاتی از قرآن مجید مؤید این ادعا می‌باشد.

در مورد حضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) آورده شده است که آن پیامبران پس از تعمیر و ترمیم کعبه از خدا خواستند کیفیت مناسک و اعمال حج را برایشان تعلیم کند: «وَ و نیز به یاد آورید) هنگامى که ابراهیم و اسماعیل پایه‏هاى خانه (کعبه) را بالا مى‏بردند (و مى‏گفتند) پروردگارا از ما بپذیر تو شنوا و دانایى … َراه اطاعت و پرستش را بما نشان بده»[۸۶] سپس جبرئیل امین از سوی خدا به تعلیم آن دو پرداخت و شیوه احرام و اعمال دیگر را آموزش داد. که متن حدیث در وسائل الشیعه به این صورت آمده است:

 امام صادق (ع) می فرماید: خداوند متعال به حضرت ابراهیم (ع) امر فرمود: که حج کند و جناب اسماعیل را با خود به حج ببرد و وى را در حرم اسکان دهد، هر دو بر شترى سرخ نشسته و به حج رفتند و احدى جز جبرئیل (ع) با آنها نبود.وقتى به حرم رسیدند، جبرئیل گفت: اى ابراهیم از شتر فرود آیید و قبل از این که داخل حرم شوید غسل کنید.

ابراهیم و اسماعیل از شتر پایین آمده و غسل کردند. بعد جبرئیل به ایشان نشان داد که چگونه براى احرام آماده شوند. ایشان این مراسم را انجام دادند. سپس جبرئیل به آنها امر فرمود: که محرم به احرام حج شده و تلبیات چهارگانه‏ اى را که پیامران مرسل گفته بودند، بگویند. بعد آنها را به باب صفا برده و از شتر پیاده شدند و بین آن دو ایستاد، بعد رو به بیت نمود و تکبیر گفت، آنها نیز تکبیر گفتند، بعد حمد الهى به جا آورد و آن دو نیز حمد نمودند. سپس خدا را تمجید کرد و آن دو نیز تمجید کردند. آن گاه بر خدا ثناء گفت و آن دو نیز مثل او انجام دادند و به دنبال آن جبرئیل جلو رفت و آن دو نیز جلو رفتند و هر سه ثناء بر خدا مى‏گفتند و او را تمجید مى‏کردند تا رسیدند به جاى حجر، جبرئیل استلام نمود و آن دو را امر کرد که استلام کنند. بعد هفت شوط طوافشان داد. بعد آنها در مقام ابراهیم ایستادند و وی دو رکعت نماز خواند و آن دو نیز خوانده و سپس مناسک را به آنها نشان داد… .[۸۷]

 و همین طور در مورد حضرت آدم (ع) آمده است که: چون آدم (ع) ارادۀ زیارت خانۀ خدا نمود، جبرئیل از سوی پروردگار مأمور شد که آن حضرت را با احکام و مناسک حج آشنا کند خداوند تبارک و تعالى مرا نزد تو فرستاد تا مناسکى که به واسطه انجام آنها توبه‏ات پذیرفته مى‏شود را به تو بیاموزم‏ ‏.[۸۸]

 از این آیه شریفه و حدیثی که به عنوان نمونه ذکر شد، استفاده می‌شود، کلا‌س های آموزشی یک ضرورت دینی و فقهی است که بدون آن، سالکان راه حق و زائران کعبه نمی‌توانند نسبت به آن بی تفاوت باشند، حتی پیامبران خدا نیازمند آن بودند و از طریق آنان این سیره و سنت ریشه گرفته است و این به خاطر این است اعمال حج بهتر و صحیح انجام شود.

کلاس‌ آموزشی پیامبر اسلام (ص): هنگامی که  در سال دهم هجرت، رسول خدا (ص) مأمور گردید پیروان خود را برای انجام حج آماده کند، جمعی از صحابه را علاوه بر شهر مدینه، به اطراف نیز گسیل داشت و به آنان تأکید کرد: امسال در مراسم حج همه آحاد مردم حضور داشته باشند تا وی به امر خدا تمام احکام این فریضه را شخصاً برگزار نموده و به مسلمانان تعلیم نماید «أَلَا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ عَزَمَ عَلَى الْحَجِّ فِی عَامِهِ هَذَا لِیفَهِّمَ النَّاسَ حَجَّهُمْ وَ یعَلِّمَهُمْ مَنَاسِکَهُمْ فَیکُونَ سُنَّهً لَهُمْ إِلَى آخِرِ الدَّهْرِ… .[۸۹] در تاریخ اسلام و احادیث متواتره آمده است که آن حضرت ۲۶ ذی القعده الحرام سال دهم هجرت با حضور تمام مسلمانان مدینه و اطراف آن، که قدرت تشرف داشتند عازم حج شد و احدی از مسلمانان از این مراسم تخلف نکرد.

 کلاس آموزشی حضرت امام باقر (ع) و حضرت امام صادق (ع):

امام صادق (ع) با اشاره به دوران خفقان بنی امیه و محرومیت شیعیان از دسترسی به پیشوایان معصوم (ع) به نقش پدر بزرگوارش حضرت امام باقر (ع) در کلاس های آموزشی حج می‌فرماید: تا زمان پدرم، امام باقر (ع) شعیان در آموزش احکام حج و حرام و حلال در تنگنا بودند، ولی چون او به دوران رسید، باب علم و احکام را با  تشکیل کلاس ها برویشان گشود و احکام و مسائل حج را برایشان بیان کرد[۹۰] .

 ابو حنیفه پیشوای گروهی از اهل سنت، در نقش امام صادق (ع) در تشکیل این کلاس ها و بیان احکام حج می‌گوید: اگر امام صادق (ع) نبود مردم از دسترسی به احکام حج باز می‌ماندند[۹۱]. از مجموع این آیات و روایات و سیره امامان معصوم و سنت رسول الله (ص) و پیامبران استفاده می‌شود که تشکیل کلاس ها در هر عصر و زمانی ضروری بوده و هیچ انسانی بدون آموزش لازم، نمی‌تواند به اسرار و آثار و احکام حج آگاه گردد و در نتیجه نمی‌تواند مناسک حج را صحیحاً انجام بدهد، برای این که بتواند یک حج ابراهیمی داشه باشد، باید مناسک حج را تعلیم بگیرد.[۹۲]

حج از نگاه دانشمندان مسلمان

حج یکی از واجبات الاهی است که در میان مسلمانان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. علمای اسلامی به تبع قرآن وروایات، ارزش بالایی برای حج قائلند. مراجعه به کتب و نوشته های این بزرگان، اهمیت وجایگاه حج را در نظر آنها روشن می کند. یکی از علمای بزرگ شیعه شیخ صدوق (ره) می باشد؛ ایشان در کتاب « ثواب الاعمال و عقاب الاعمال»، سرفصلی را با عنوان «ثواب حج و عمره» گشوده و روایات فراوانی را در این زمینه نقل کرده است،[۹۳] و سرفصل دیگری نیز با عنوان «مجازات شخصی که حج را ترک کرده» نیز در این کتاب موجود است که در یکی از روایات آن، چنین بیان شده است:

«اگر شخصی بدون آن که فقیر و مریض بوده و یا از ستمگری در هراس باشد، عمداً حج را ترک کند؛ مانند یهودیان و مسیحیان از دنیا خواهد رفت».[۹۴]

اقسام حج و عمره

حج بر سه  قسم است: افراد، قران و تمتّع. دو قسم اول مخصوص اهل مکه است و تمتع به غیر اهل مکه اختصاص دارد، که شامل دو بخش است:

الف. عمره تمتع

ب. حج تمتع.[۹۵]

عمرۀ مانند حج، بر دو قسم است: واجب و مستحب‌

واجب:بر کسى که منزل او در مکه یا تا شانزده فرسخى (۴۸ میلى) آن باشد، (که وظیفۀ وى حج إفراد یا قران است)، در طول عمر، یک بار به شرط داشتن استطاعت، واجب است.

بر کسى که مى‌خواهد داخل مکه شود واجب است با احرام وارد شود، که اگر در‌ ماه هاى حج (شوال، ذى القعده، ذى الحجه) باشد و بخواهد حج انجام دهد باید با احرام عمرۀ تمتع یا حج إفراد یا قران وارد شود، و در غیر این ‌صورت باید با احرام عمرۀ مفرده وارد شود.

مستحب‌:

بر کسى که وظیفۀ او حج تمتع است، (منزل او بیش از شانزده فرسخ از مکه فاصله دارد)، عمرۀ مفرده فى‌نفسه (خود به خود) مستحب است.[۹۶]

حج تمتّع

علت نام‌ گذاری این حج، به حج تمتّع آن است که مکلّف (زائر خانه خدا) پس از انجام اعمال عمره، از آنچه ـ در بین حج و عمره تمتّع ـ بر او حرام شده بود بهره‌مند می‌گردد.[۹۷] این حج بر کسانی واجب است که فاصله سکونت آنان تا مکه از هر طرف ۴۸ میل و یا ۱۶ فرسخ شرعی[۹۸] (حدوداً ۸۷ کیلومتر) باشد.

به اتفاق تمام فقهای اسلام معنای اصطلاحی حج تمتّع آن است که در ابتدا اعمال عمره را در ماه‌های حج انجام دهد و پس از فراغت از عمره، برای حج تمتّع احرام ببندد و اعمال حج را به جا آورد.[۹۹]

حج قرآن

حجّ قِرآن برشخصى واجب مى‌شود که اهل مکّۀ معظمه باشد، یا فاصلۀ منزل او از آن مکان مقدّس، کمتر از ۱۶ فرسنگ شرعى باشد.[۱۰۰] به این دلیل به چنین حجی، حجّ «قران» گفته می شود که حاجی باید از موقع محرم شدن، قربانى  را همراه خود داشته باشد؛ یعنى احرام حاجى به این عمل محقّق مى‌شود که قربانى را علامت بزند و یا آن را دنبال خود به راه بیاندازد و اگر احرام خود را با تلبیه (اللّهمّ لبّیک …) همراه نماید، نیز جایز است.[۱۰۱]

حج افراد

حج افراد، وظیفۀ گروهى است که محلّ زندگى آنان، از مکه کمتر از ۱۶ فرسنگ شرعى فاصله داشته باشد.[۱۰۲] زائر خانۀ خدا در حج افراد لازم نیست که قربانى خود را همراه خود داشته باشد.[۱۰۳]

در بارۀ فرق‏هاى بین حج افراد و حج تمتع‏ گفته شده است:

 اول: در حج تمتع قربانى واجب است؛ ولى در حج افراد واجب نیست گرچه مستحب است.

 دوم: در حج تمتع باید عمره و حج در ماه‏هاى شوال، ذیقعده و ذیحجه از یک سال انجام شود؛ ولى در حج افراد لازم نیست در یک سال واقع شود.

 سوم: احرام حج تمتع باید در مکه مکرمه بسته شود؛ ولى محل احرام حج افراد براى اهل مکه مکرمه و غیر آنها متفاوت است.

 چهارم: واجب است عمره تمتع را پیش از حج تمتع انجام داد؛ ولى در حج افراد معتبر نیست.

 پنجم: بنابر احتیاط در حج تمتع در صورت نبودن عذر، طواف و سعى حج را بر وقوف مقدم ننماید؛ ولى در حج افراد جایز است.

 ششم: بنابر احتیاط جایز نیست بعد از احرام حج تمتع طواف مستحب انجام داد؛ ولى در حج افراد جایز است.[۱۰۴]

عمره تمتع

واژه عمره در لغت به معنای زیارت آمده و در اصطلاح شرع مقدس به معنای زیارت بیت الله الحرام، استعمال گردیده است.

راغب اصفهانی در تعریف عمره می‌گوید:

وَالعُمرَهُ، الزیارَهُ الَّتی فیها عِمارَهُ الوُدِّ وَجُعِلَ فِی الشَّریعَهِ لِلقَصدِالمَخصوُص.[۱۰۵]

عمره به معنای زیارت است که با آن، مکان مورد علاقه آباد می‌شود و در شریعت اسلام برای قصدی مخصوص قرار داده شده است.

مرحوم شیخ طوسی (ره) در تعریف عمره چنین فرموده است: «عمره، در لغت به معنای زیارت است و در شرع عبارت است از زیارت بیت الله الحرام جهت ادای مناسک مخصوص در هر وقت و زمان ایّام سال».[۱۰۶]

مرحوم طبرسی (ره) در این زمینه، چنین می‌فرماید: «عمره به معنای زیارت و از عمارت، اخذ شده است؛ زیرا زائر، با زیارت خود، آن مکان را آباد می‌کند، امّا در شرع مقدس، زیارت خانه خدا، با عمل مشروع است».[۱۰۷]

حج تمتّع، دارای دو عبادت به هم پیوسته؛ یعنی عمره تمتّع و حج تمتّع است که هر دو در یک سال و به ترتیب عمره تمتّع و حج تمتّع انجام می‌گردد.[۱۰۸]

انجام بخش اول حج تمتع که عمره تمتع نام دارد، تاریخ قطعی به صورت روز خاص ندارد بلکه حاجیان در ماه های حج واجب در بدو ورود خود به شهر مکه آن را انجام می دهند و به انتظار بخش دوم یا بخش اصلی حج در مکه می مانند؛ مثلا اگر یک حاجی در ماه شوال قصد سفر حج را داشته باشد با ورود به مکه عمره تمتع را انجام داده، منتظر فرارسیدن ماه ذی الحجه می شود. به همین ترتیب با ورود تدریجی حجاج به شهر مکه اعمال عمره تمتع نیز انجام می پذیرد و آن شامل خصوصیات[۱۰۹] ذیل  است:

۱٫ عمره تمتّع باید در ماه‌های حج (شوال، ذی‌قعده و ذی‌حجه) انجام شود.

۲٫ در عمره تمتّع باید تقصیر نماید. (تقصیر، تعیّن دارد).

۳٫ عمره تمتّع، طواف نساء و نماز طواف مسجد ندارد.

۴٫ محل احرام عمره تمتّع یکی از میقات‌های پنج‌گانه است.

۵٫ در عمره تمتّع، واجب است که عمره و حج، در یک سال انجام گردد؛ زیرا هر دو مرتبط و به هم پیوسته است.

عمره مفرده

سفرهایى که در غیر ایّام حج، ولی به منظور انجام اعمال، به مکّۀ مکرّمه انجام مى‌شود، جهت به جا آوردن «عمرۀ مفرده»[۱۱۰] است. عمرۀ مفرده بر افرادى که شانزده فرسخ یا بیشتر با مکّۀ مکرّمه فاصله دارند، ابتداءً واجب نمى‌شود[۱۱۱]، ولى کسى که قصد انجام حج را ندارد و بخواهد به مکّه وارد شود، باید با «احرامِ» براى عمرۀ مفرده وارد شود و جهت خروج از احرام باید بقیّه اعمال آن را انجام دهد.[۱۱۲] عمرۀ مفرده از هفت عمل تشکیل مى‌شود‌.

۱-                  احرام برای عمرۀ مفرده

۲-                  هفت دور طواف خانه خدا

۳-                  دو رکعت نماز طواف

۴-                  هفت دور سعى بین صفا و مروه

۵-                  تقصیر یا حلق

۶-                  هفت دور طواف نساء

۷-                  دو رکعت نماز طواف نساء

هر کسى مى‌تواند «عمرۀ مفرده» انجام دهد. حتّى بچّه‌ اى که ممیّز است، اعمال عمره را مى‌فهمد و مى‌تواند مُحرم شود، شرط خاصّى براى او نیست، همچنین مُحرم کردن بچّه غیر ممیّز یا شخص غیر عاقل توسّط ولىّ آنها جایز است، ولى جهت خروج از احرام باید اعمال عمره به نحو صحیح انجام شود.[۱۱۳]

مختصات عمره

عمره مفرده‌ دارای مختصاتی است :

۱٫ عمره مفرده، اختصاص به ماه‌های حج ندارد و می توان آن را در طول سال نیز انجام داد.

۲٫ در عمره مفرده، مرد بین انجام حلق و تقصیر مخیر است .

۳٫ در عمره مفرده، طواف نساء و نماز طواف نساء واجب است.

۴٫ در عمره مفرده احرام از ادنی الحِلّ (نزدیک ترین محل خارج از حرم) صحیح است.

۵ . عمره مفرده، عملی مستقل است و ارتباطی با حج ندارد.[۱۱۴]

کیفیت جبران عمرۀ باطل شده

مناسک حج و عمره باید به صورت صحیح انجام شود و در صورت بطلان، شخص ناچار است یا خودش آن را جبران کند یا نائب بگیرد؛ مثلا –مطابق با فتوای امام خمینی (ره)- اگر مرد طواف نساء را که یکى از کارهاى عمره مفرده و حجّ است به جا نیاورد، زنش که به واسطه مُحرم شدن بر او حرام شده بود حلال نمى‏شود[۱۱۵] و نیز اگر زن طواف نساء نکند، شوهرش بر او حلال نمى‏شود.[۱۱۶] ولى اگر بعداً طواف نساء را انجام دهند به یک دیگر حلال مى‏شوند. سایر مراجع عظام تقلید در رابطه با شخصی که برخی از مناسک حج یا عمره را اشتباه انجام داده و مجدداً به مکه مشرف شده است،  می فرمایند؛

آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

عمل باطل شده را تدارک نماید و مُحرم شدن دوباره مانع ندارد.

آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

اگر طواف عمره یا سعی باطل بوده است ورود به مکه فعلا نیاز به احرام ندارد. و وظیفه این است که اعمال عمره سابق را انجام بدهد بعد از آن می تواند به مسجد تنعیم رفته و برای عمره مفرده دیگری احرام ببندد.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

چنانچه اعمال را به صورت صحیح انجام دهد وظیفه دیگری ندارد.

در همین رابطه آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) می فرماید:

اگر یقین به بطلان عمل خود ندارد، عمره محکوم به صحت است و لازم نیست کاری انجام دهد.

اگر یقین به بطلان عمل خود دارد، در حال حاضر شخص مُحرم می باشد و باید در اسرع وقت کسی را نایب کند تا از سوی او عمل را تکمیل کند و اگر خود شخص مشرف شد باید شخصاً عمل را به شکل مقتضی تکمیل کند تا از احرام قبلی خارج شود و مادامی که محرم هست، نمی تواند دوباره محرم شود.

ایام حج

انجام هر عبادتی (واجب) باید در زمان مخصوصی انجام شود. انجام حج واجب هم باید در زمان مخصوص خودش انجام شود. با مراجعه به آیات قرآن[۱۱۷] و روایات[۱۱۸] ماه های حج واجب؛ شوال، ذی قعده، ذی حجه، می باشد.

حج در فقه

فقهای بزرگ شیعه ابواب مختلف فقه را چهار بخش می کنند عبادات، عقود، ایقاعات و احکام .

بر همین اصل و تقسیم، اعمال شرعی انسان یا به نحوی است که قصد تقرب به خدا در آنها شرط شده است و صرفاً باید به این قصد انجام شود و اگر به قصد و غرض دیگری آورده شود تکلیف ساقط نمی شود یا چنین نیست اگر از نوع اول باشد عبادت نامیده می­شود؛ مانند نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد و … و اگر از نوع دوم باشد یعنی قصد قربت شرط صحت آن نباشد و اگر به قصد و غرض دیگری هم آورده شود صحیح است ، آن نیز بر دو قسم است، یا وقوع آن متوقف به اجرای صیغه خاصی است یا نیست اگر متوقف به صیغه خاصی نباشد، احکام نامیده می شود؛ مانند: ارث، حدود، دیات و اگر متوقف به اجرای صیغه باشد این نیز به دو نوع است، یا صیغه آن باید به وسیله دو طرف خوانده شود، طرف ایجاب و طرف قبول، یا این که نیازی به دو طرف ندارد صیغه ای یک جانبه است. اگر از نوع اول باشد عقود نامیده می­شود؛ مانند بیع، اجاره، نکاح، وکالت، وقف و اگر از نوع دوم باشد آن را ایقاعات می گویند؛ مانند طلاق، نذر…، شکی نیست که حج جزو عبادات است؛ یعنی قصد قربت و اتیان عمل فقط برای نزدیک شدن به خدا در همه اعمال حج شرط است و همه اعمال حج از احرام گرفته تا طواف نساء باید « خالصانه لوجه الله » گزارده شود.

عبادات در اسلام از جهت اهداف و آثار اقسامی دارند و هر یک از آنها به تناسب شرایط زمانی، مکانی، مقدّمات و اجزاء، تأثیر به سزایی در تربیت و تکامل و تعالی انسان دارند؛ به عنوان نمونه حج عبادتی است که در آن هم تعب و رنج نفس است و هم محرومیت از محرمات احرام، هم عبادتی بدنی است و هم مالی، هم عبادت قولی است و هم عملی، قلب و زبان و جوارح باید در آن هماهنگ عمل کنند. گذشته از این که عبادت حج مشروط به زمان خاص «الحج اشهر معلومات» ( شوال، ذی قعده، و ذی حجه) و حضور در مکان­های معین (میقات ها، مکه، صفا، مروه، عرفات، منا و …)  است؛ از این جهت جمعیت میلیونی مسلمانان را در ایام معینی از سال و در جاهای معینی فراهم می آورد. این امور و امور دیگر، به این عمل عبادی ابعاد مختلفی بخشیده است، ابعاد و جنبه هایی چون عبادت خدا، خالص کردن نیت و عمل، سیاست و تدبیر جوامع اسلامی، بررسی وضعیت دشمنان داخلی و خارجی ابعاد فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، تربیتی و … این ابعاد گوناگون در اعمال حج آنچنان در هم آمیخته است که تفکیک آنها از هم امری بسیار دشوار است، از این جهت نگریستن به حج تنها از دریچه عبادت فردی و یا اقتصادی، مثله کردن این عمل بزرگ عبادی و از اثر انداختن آن است و لازم است که مسلمانان آن را با توجه به ابعاد و جنبه های گوناگونش بیاموزند.[۱۱۹]

مقدمات حج

انجام هر کاری نیاز به تحصیل مقدماتی دارد. در حج علاوه بر ضرورت آماده ساختن وسایل و لوازم، بر مقدمات دیگری نیز تأکید شده است. حج قلّه ای است که برای رسیدن به آن، بایستی از تپه ها و کوه های مرتفع عبور کرد تا بدان رسید. امام صادق (ع) به عیسی بن منصور فرمود: ای عیسی! من دوست دارم خداوند تو را بدین گونه ببیند که در فاصله بین دو حج، مشغول تهیه مقدمات برای حج دیگر هستی.[۱۲۰]

با توجه به آموزه های دینی به برخی از مقدمات حج اشاره می­کنیم.

۱٫ پس انداز برای حجّ: آمادگی برای حج و مطرح بودن آن در زندگی، به قدری مهم است که پس انداز برای آن، مورد ترغیب قرار گرفته است. امام صادق (ع) فرمود: هر یک از شما، وقتی سودی حاصل کرد، اگر قدری از آن را کنار بگذارد و بگوید: این برای حج است… زمانی که ایام حج فرا برسد، هزینه حج او آماده است و به راحتی عازم سفر می‌‌شود، امّا اگر هر سودی که به دست آورد، هزینه کرد (و پس انداز نکرد)، وقتی زمان حج می‌‌رسد، بایستی از سرمایه هزینه کند و این کار بر او گران می‌‌آید.[۱۲۱]

۲٫ حجّ با مال حلال: از جمله مقدمات ضروری حج، استفاده از توشه حلال در این مسیر است. این موضوع گرچه از مقدمات و گاه آداب حج دانسته شده، ولی آن را باید از واجبات و ضروریات حج دانست؛ چون حج با مال حرام و شبهه ناک حج نیست.

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: اگر حاجی با مال حرام حج به جا آورد و بگوید: «لبیک اللهم لبیک» خداوند در پاسخ او می گوید: «لالبیک و لاسعدیک»، این لبیک به او برگشت داده می‌‌شود.[۱۲۲]

در روایات، حج مبرور، مقابل حج مأزور آورده شده است. «حج مأزور» حجی است که با مالی که  به زور (ناحق) به دست آورده انجام می‌‌گیرد. روشن است که حج گزار اگر با مال ناپاک حج به جا آورد، در خلاف مقتضای حج، – که عبودیت خداوند است – گام برداشته است.

 تقوا شرط قبولی هر عمل است: «(زیرا) خدا تنها از پرهیزگاران مى‏پذیرد»[۱۲۳] و عبادتی که مقدمات آن، از حلال تهیه نشده باشد، از (تقوا) تهی است و با چنین عملی تقرّب حاصل نمی‌شود. در حقیقت عبادت بدون تقوا، دچار تضاد درونی است چون از یک سو کار انجام شده مخالف فرمان خداوند و دور کننده انسان از اوست و از جهت دیگر او می‌‌خواهد با چنین ترکیبی از عمل، به خداوند تقرب پیدا کند. در این صورت آنچه (مقرِّب) است با آنچه (مبعَّد) است، در یک نقطه تلاقی می‌کند، در حالی که دو ضد در یک نقطه، جمع نمی‌شوند.

۳٫ تهیه بهترین و پاکیزه‌‌ ترین توشه برای حجّ: حج بایستی با مال حلال باشد؛ ولی علاوه بر آن تأکید شده است که زاد و توشه حج یا عمره، از بهترین ها باشد: امام سجاد (ع) هنگامی که براى حجّ یا عمره به مکّه می رفت، از لذیذترین و بهترین موادّ؛ مانند بادام، شکر، آرد ترش و شیرین کرده توشه می ساخت.[۱۲۴]

حج و عمره مظهر غنای جامعه اسلامی است؛ از همین رو به برگرفتن بهترین توشه، توصیه شده است. رسول خدا (ص) فرمود: خداوند زیاده‌ روی را دوست نمی‌دارد، مگر در حج و عمره. [۱۲۵] این نکته تأکیدی بر الگوی (استغنا) در حیات جامعه اسلامی است و این که در راه خدا، همه سرمایه‌‌ ها و بهترین آنها را باید به کار گرفت.

شرایط وجوب حج

وجوب حج (حَجّه الاسلام)، منوط به تحقق چهار شرط است و بدون وجود تمامىِ آنها، حج واجب نیست. این شرایط عبارتند از: عقل، بلوغ، استطاعت و حریّت.[۱۲۶]

بلوغ شرط وجوب حج

یکى از شرایط وجوب حج، «بلوغ» است؛ پس اگر شخصى که بالغ نشده حج به جا آورد، کفایت از حجِ واجب نمى‌کند.[۱۲۷]

عقل شرط وجوب حج

دوّمین شرط وجوب حج (حجّه الاسلام) عقل است؛ بنابراین، بر شخص دیوانه حج واجب نیست، ولى اگر محرم شود و در وقت درک مشعرالحرام عاقل گردد، حجّ او صحیح است.[۱۲۸]

استطاعت شرط وجوب حج

حج از ارکان دین اسلام است و بر هر فرد بالغ و عاقلى که استطاعت داشته باشد واجب است آن را به جا آورد. حجّى که به جهت استطاعت واجب مى‌شود، «حَجه الاسلام» نام دارد و در تمام عمر بیش از یک بار واجب نیست و ترک آن از گناهان کبیره است و در منابع اسلامى وعدۀ عذاب بر آن داده شده است.

«حجه الاسلام»، واجب فورى است. مستطیع باید در اولین سالى که مى‌تواند، حج را به جا آورد و تأخیر آن جایز نیست و اگر تأخیر انداخت، باید در سال بعد انجام دهد و همچنین در سال هاى بعد.

امور لازم در استطاعت: براى این که انسان ‌مستطیع گردد، باید چند چیز وجود داشته باشد:

۱٫ استطاعت مالى: آنچه براى سفر و انجام حج لازم است. مانند: وسیلۀ سفر و آذوقه، یا هزینۀ تهیه آن را داشته باشد.

۲٫ استطاعت بدنى: از نظر جسمانى، توانایى انجام حج را داشته باشد.

۳٫ استطاعت طریقى: راه سفر حج براى او باز باشد.

۴٫ استطاعت زمانى: براى رسیدن به مکّه و انجام اعمال حج به مقدار کافى وقت داشته باشد.

۵٫ تشرّف به حج، زندگى او را مختلّ نکند.[۱۲۹]

استطاعت مالی

یکی از شرایط وجوب حج، استطاعت است و یکی از موارد تحقّق استطاعت نیز توانایى مالى است. استطاعت مالى به این است که مخارج رفت و برگشت حج و وسیلۀ رفت و آمد یا پولى که بتواند بلیط رفت و برگشت را تهیه کند، داشته باشد و نیز مخارج خانوادۀ خود را در وطن داشته باشد. همچنین، فردى مستطیع است که، علاوه بر مخارج مذکور در مسئله قبل، ضروریات زندگى، مثل خانۀ مسکونى و وسائل زندگى را نیز در حدّ شأن خود داشته باشد.[۱۳۰]

استطاعت حج با قرض گرفت

استطاعت[۱۳۱] شرط وجوب حج است. استطاعت، یعنی توانایی انجام حج.

امام خمینی (ره) در این رابطه می فرماید: اگر غیر مستطیع، مصارف حج را قرض کند، مستطیع نمی شود، هر چند بتواند بعداً به سهولت قرض را ادا کند و اگر با آن حج به جا آورد از حجه الاسلام کفایت نمی کند.[۱۳۲]

آیت الله بهجت (ره): کسی که قدرت مالی بر انجام دادن حج ندارد، لازم نیست برای حج پول قرض نماید، مگر این که با دارا بودن شرایط دیگر قدرت بر پرداخت بدهی را داشته باشد به این نحو که الان مالی دارد که بعد از حج با فروش آن می تواند بدهـی خود را بپردازد، یا این که از کسـی طلبـــــی دارد و می داند که اگر قرض کند، بدهکار در وقت مقرّر، بدهی خودش را می پردازد، که در این موارد حج واجب است. اگر کسی بعداً قدرت بر پرداخت دین داشته باشد، ولی فعلاً مابه ازای آن را ندارد، در وجوب فعلی حج، تأمل است.[۱۳۳]

 آیت الله تبریزی (ره): هرگاه کسی مقداری پول قرض کند که آن پول به مقدار مخارج حج باشد و در وقت قرض کردن مالی داشته باشد که بتواند با آن قرض خود را ادا کند ولی فعلاً نمی تواند آن را بفروشد یا در آن تصرف کند حج بر او واجب خواهد بود.[۱۳۴]

آیت الله خامنه ای: کسی که مخارج حج را ندارد ولی می­تواند به آسانی آن مبلغ را از دیگری وام بگیرد و بعداً ادا کند، واجب نیست که با گرفتن وام، خود را مستطیع کند؛ ولی اگر وام گرفت، حج بر او واجب می­شود.[۱۳۵]

 آیت الله خویی: هر گاه کسی مقداری پو ل قرض کند که آن پول به مقدار مخارج حج باشد و قدرت پرداخت آن را بدون مشقت بعد از آن داشته باشد، حج بر او واجب خواهد بود.[۱۳۶]

 آیت الله سیستانی: هر گاه کسی مالی را قرض کند که وافی به مخارج حج باشد، حج بر او واجب نخواهد شد، اگر چه قدرت پرداخت آن را بعداً داشته باشد مگر این که وقت پرداخت قرض آن قدر دور باشد که اصلاً عقلاء به آن توجه نکنند، در این صورت حج بر او واجب خواهد شد.[۱۳۷]

 آیت الله شبیری زنجانی: قرض کردن برای حج، بر غیر مستطیع واجب نیست؛ ولی اگر قرض کند در حالی که می داند که اگر آن را در حج خرج کند می تواند بدون حرج آن را پس دهد، مستطیع بوده و حج بر او واجب است.[۱۳۸]

آیت الله صافی گلپایگانی: شخصی که وام گرفته و می خواهد به حج مشرف شود و اقساط آن را بعداً به تدریج بپردازد، اگر به مقدار مؤونۀ حج ندارد مستطیع نیست و حجه الاسلام محسوب نمی شود . اما اگر مالی زائد بر مؤونه  دارد که به ازای آن قرض کند و به حج برود و بعد این مال را بفرشد و قرض خود را بدهد از حجهالاسلام مکفی است .[۱۳۹]

آیت الله فاضل لنکرانی: اگر بتواند قرض کند و پرداخت آن برای او مشکل نباشد واجب نیست قرض کند، ولی اگر قرض کرد و به حج رفت کفایت از حجهالاسلام می کند.[۱۴۰]

آیت الله مکارم شیرازِی: شخصی که مستطیع نیست، اگر هزینه های حج را با قرض گرفتن از دیگران فراهم کند، مستطیع نمی شود، هرچند بتواند در آینده بدهی خود را به راحتی بپردازد، و اگر با چنین پولی حج به جا آورد کفایت از حجهالاسلام نمی کند. هر چند حجش صحیح است. آری اگر معادل وام اموالی داشته باشد که از محل آن بتواند بدهی خود را به آسانی بپردازد مستطیع است.[۱۴۱]

آیت الله نوری همدانی: اگر غیر مستطیع، مصارف حج را قرض کند، مستطیع نمی شود، هر چند بتواند بعداً به سهولت قرض را ادا کند و اگر با آن حج به جا آورد از حجهالاسلام کفایت نمی کند، مگر این که به مقدار قرض فعلاً مالی داشته باشد که بعـداً قادر باشـد قرضش را ادا کـند.[۱۴۲]

آیت الله وحید خراسانی: اگر مبلغی را قرض کند که کافی برای مصارف حج باشد و بتواند آن را بعد بدون سختی پرداخت نماید، حج بر او واجب می شود.[۱۴۳]

استطاعت با هدیه

فقهای عظام در باره پذیرش هدیه برای حج و حصول استطاعت می فرمایند:

امام خمینی (ره): اگر مالى که براى حج کفایت مى‏کند را به او ببخشند براى این که حج به جا آورد باید قبول کند و حج به جا آورد، و هم چنین اگر واهب بگوید مخیّرى بین این که حج به جا آورى یا نه.  ولى اگر اسم حج را نیاورد و فقط مال را به او ببخشد قبول واجب نیست.[۱۴۴]

آیت اللَّه مکارم: قبول هدیه واجب است به شرط این که به هنگام بازگشت، زندگى او تأمین باشد.[۱۴۵]

آیت اللَّه نورى همدانی: مگر این که در قبول هدیه ذلّت و مهانت براى او باشد که در این صورت قبول واجب نیست.[۱۴۶]

آیت الله خامنه ای: اگر شخصى زاد و هزینۀ سفر نداشته باشد ولى دیگرى مخارج حج او را بدهد مثل این که به او بگوید: حج به جا آور و نفقۀ تو بر عهدۀ من، در این صورت حج بر او واجب مى‏شود و لازم است آن را قبول کند.[۱۴۷]

آیات عظام خوئى(ره)، تبریزى(ره)، سیستانى: و اگر واهب (بخشنده) اختیار را به انسان بدهد و بگوید مى‏خواهى با این مال حج برو و نمى‏خواهى به حج نرو و یا مالى را ببخشد و نامى از حج نبرد، قبولش واجب نیست.[۱۴۸]

آیت اللَّه گلپایگانى(ره)، آیه اللَّه صافى: چنانچه مال، کافى براى مئونه حج باشد، و یا به مقدارى است که به ضمیمه اموال خود شخص استطاعت حاصل مى‏شود، حج بر او واجب، و کافى از حجّه الاسلام است.[۱۴۹]

آیت الله بهجت (ره): اگر کسى هزینه سفر و حج و مال معادل آن را نداشته باشد، اما شخص دیگرى به او بگوید: «تو به حج برو، هزینه حج تو و مخارج خانواده تو بر عهده من باشد» در صورتى که اطمینان به گفته بذل کننده داشته باشد، حج بر او واجب مى‏شود.[۱۵۰]

ارث و استطاعت برای حج

حج یکی از ارکان دین و از ضروریات آن است، ترک حج با اقرار به وجوب آن یکی از گناهان کبیره و ترک آن از روی انکار موجب کفر است. با توجه به این که استطاعت مالی یکی از شرایط وجوب حج است، در استطاعت مالی فرقی نیست بین این که این مال از ارث رسیده باشد یا غیر آن، با تحقق سایر شرایط استطاعت (صحت بدن، توانایی، باز بودن راه و آزادی آن، وسعت وقت و کفایت آن)، حج واجب می شود.

بنابراین، اگر انسان با مصرف ارثیه در حج، زندگی اش دچار حرج و مشکل نمی شود، حج بر او واجب می شود.[۱۵۱]

استطاعت بدنی

یکی از شرایط وجوب حج تمتع استطاعت بدنی است.

مقصود از استطاعت بدنى این است که مریض و بیمار و ناتوان نباشد و بتواند به هر وسیله ممکن به حج برود. و اعمال را انجام دهد و بازگردد. و اگر در خود احساس ناتوانى کرد، یا پزشک او را ناتوان تشخیص داد، در صورتى که مأیوس از توانایى مجدد باشد، نائب مى‌گیرد.[۱۵۲]

معذوریت از حج بعد از استقرار آن

هر مکلف عاقل و بالغ پس از این که برای رفتن به حج، مستطیع[۱۵۳] شد، حج بر او مستقر می شود،یعنی باید مقدمات سفر حج را فراهم نماید[۱۵۴]؛ مثلا اگر رفتن به حج با ثبت نام امکان پذیر است باید در اولین فرصت ثبت نام نماید. حال اگر کسی حج واجب بر ذمه اش باشد و الان که نوبت رفتنش رسیده  به علت مریضی نمی تواند به حج مشرف شود . آیا می شود این حج واجب را تبدیل به عمره کرد و چند نفر بروند یا نه؟ آیا باید فرزند بزرگ تر برود به حج واجب تا حجه الاسلام ساقط شود؟

با توجه به پرسش فوق، پاسخ فقها در ذیل بیان می شود.

آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

اگر قبلاً حج بر او مستقر بوده، چنانچه نمی‌تواند حج را خودش انجام دهد و امید خوب شدن هم نداشته باشد، باید نائب بگیرد تا براى او حج انجام دهند ولى اگر قبلاً حج بر او مستقر نشده در فرض مرقوم حج بر او واجب نیست و اختیار مال با خود او است.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

نیابت در حج واجب از طرف انسان زنده صحیح نیست مگر در صورتی که شخص از جهت پیری یا بیماری به حج نرود و از توانایی و خوب شدن وی تا آخر عمرش مأیوس باشد.

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

اگر استطاعت مالی دارد اما استطاعت بدنی ندارد بنابر احتیاط واجب باید نایب بگیرد تا از طرف او حج انجام دهد و لازم نیست نایب پسر بزرگ باشد.

آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی): چنانچه از نظر بدنى مستطیع نباشد و از حصول استطاعت تا آخر عمر مأیوس باشد، باید نایب بگیرد.

آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) :

۱٫تبدیل واجب به چند عمره جایز نیست.

۲٫در فرض مسأله؛ شخص باید کسی را به عنوان نایب خودش به حج بفرستد و هزینه های حج وی را پرداخت نماید و ضرورتی ندارد نایب پسر بزرگ منوب عنه باشد.[۱۵۵]

بیماری و حج تمتع

با توجه به این که یکی از شرایط واجب شدن حج، استطاعت بدنى از جهت داشتن توانائی رفتن به حج و انجام اعمال بدون وجود حرج و مشقت زیاد است؛ بنابر این کسانی که به علت مریضی، رفتن به حج برای آنها مشقت دارد و قادر به انجام آن نیستند چون شرایط حج را ندارند حج برآنها واجب نیست.

امام خمینی (ره)در این زمینه فرموده اند:

«شرط است در وجوب حج، استطاعت بدنى و استطاعت از جهت باز بودن راه و استطاعت زمانى، پس بر مریضى که قدرت رفتن به حج ندارد یا بر او حرج و مشقت زیاد دارد واجب نیست و بر کسى که راه براى او باز نیست یا وقت تنگ است به طورى که نمى‏تواند به حج برسد نیز واجب نیست».‏[۱۵۶]

بنا بر این اگر حج برای شخص مریض حرج و مشقت زیاد و غیر قابل تحمل داشته باشد اصلا حج بر او واجب نمی شود، اما اگر در سال های قبل که هنوز به بیماری مبتلا نبوده است حج بر ایشان واجب شده ولی در انجام آن کوتاهی کرده و به جا نیاورده الان حج برایشان مستقر شده است و باید حتماً آن را به جا آورد. امام خمینی (ره)در این زمینه فرموده اند: «اگر با وجود شرایط استطاعت، حج را ترک کرد، حج بر او مستقر مى‏شود و باید بعداً به هر نحو مى‏تواند به حج برود».[۱۵۷]

همچنین  حضرت امام خمینی (ره) در رابطه با انجام حج واجب به صورت نیابتی فرموده است:

«مستطیع باید خودش به حج برود، و حج دیگرى از طرف او کفایت نمى‏کند، مگر انسان مریض[۱۵۸] یا پیر که با شرایط می توانند نایب بگیرند ».[۱۵۹]

حریت شرط وجوب حج

یکی از شرایط وجوب حج، آزاد بودن است. حاجی باید حرّ و آزاد باشد؛ یعنی بنده و برده دیگری نباشد، پس حج بر عبد واجب نیست و اگر با اذن مولى انجام داد، مجزى نیست و جاى حجه الاسلام بعد از آزادى را نمى‌گیرد، مگر این که یکى از دو موقف[۱۶۰] مهم حج را پس از آزادى درک کند که مجزى خواهد بود.[۱۶۱]

واجبات حج

واجبات حجّ چند چیز است که به صورت اختصار عبارتند از:

اوّل: احرام بستن از مکّه.

دوم: وقوف در عرفات.

سوم: وقوف در مزدلفه (مشعر الحرام).

چهارم: رمى جمرۀ عقبه.

پنجم: قربانى.

ششم: حلق یا تقصیر.

هفتم: طواف خانۀ خدا پس از بازگشت به مکّه.

هشتم: نماز طواف.

نهم: سعى، (رفت و آمد بین صفا و مروه).

دهم: بیتوتۀ در منى در شب یازدهم و دوازدهم ذى الحجّه، و در بعضى از حالات، بیتوته در شب سیزدهم نیز واجب است.

یازدهم: رمى جمره‌هاى اولى و وسطى و عقبه در روزهاى یازدهم و دوازدهم ‌مناسک حج، بلکه – بنابر احتیاط – رمى آنها در روز سیزدهم نیز واجب است، در صورتى که شب سیزدهم را در منى مانده باشد. اینها واجبات یازده‌گانۀ حجّ هستند. نا گفته نماند که براى حلال شدن زن، طواف نساء و نماز آن نیز واجب است.[۱۶۲]

عمرۀ تمتع

حجّ تمتّع از دو بخش تشکیل مى‌شود:

الف: عمرۀ تمتّع.  ب؛ حجّ تمتع.

کسانى که از بیرون مکّه (فاصله ۱۶ فرسخ) براى انجام حج مى روند، باید قبل از اعمال حج، «عُمره تَمتُّع» به جا آورند.

مسائل مربوط به عمرۀ تمتع در سه بخش بیان می شود:

الف: واجبات عمرۀ تمتع: عمرۀ تمتّع پیش از حج تمتع انجام مى‌شود و از پنج عمل تشکیل ‌شده است.[۱۶۳]

۱٫ احرام.

۲٫ هفت دور طواف.

۳٫ نماز طواف.

۴٫ سعى بین صفا و مروه.

 ۵٫ تقصیر.

ب: زمان انجام عمره تمتّع:

عمره تمتع باید در فاصله زمانى اوّل شوّال تا ظهر روز نهم ذى حجه انجام شود و اگر این زمان بگذرد، وقت عمره تمتع تمام شده و وظیفه حاجى هم عوض مى شود.

ج: مکان احرام عمره تمتّع:

احرام عمرۀ تمتع باید در یکى از میقات های پنج گانه (مسجد شجره، وادى عقیق، قَرْنُ المنازل، یَلَمْلَمْ و جُحْفه) انجام بگیرد.

احرام در عمره تمتع

اولین عملى که در عمرۀ تمتّع صورت مى‌گیرد، «احرام» است. احرام؛ یعنى پوشیدن لباس احرام و نیّت و گفتن تلبیه، به کسى که این اعمال را انجام داده «مُحرِم» مى‌گویند. بعد از احرام، دورى از محرّمات احرام بر مُحرم، واجب است و تا اعمال لازم را انجام ندهد، از احرام خارج نمى‌شود.[۱۶۴]

محل احرام عمرۀ تمتع: محل احرام بستن براى عمرۀ تمتع، که آن را میقات مى‌نامند، به اختلاف راه هائى که حُجّاج از آنها به طرف مکه مى‌روند، مختلف مى‌شود و آن پنج محل است: اول: مسجد شجره است که آن را ذو الحلیفه مى‌نامند و آن میقات کسانى است که از مدینه منوره به مکه مى‌روند.[۱۶۵]

دوم: وادى عقیق است که اوایل آن را «مسلخ» و اواسط آن را «نَمِرَه» و اواخر آن را «ذات عِرق» مى‌گویند که محل احرام عامه (اهل سنت) است و میقات کسانى است که از راه عراق و نجد به مکه مى‌روند.

سوم: قَرْنُ المنازل است و آن میقات کسانى است که از راه طائف، حج مى‌روند.

چهارم: یَلَمْلَمْ است که اسم کوهى است و آن میقات کسانى است که از راه یمن حج مى‌روند.

پنجم: جُحْفه است و آن میقات کسانى است که از راه شام حج مى‌روند.[۱۶۶]

امّا محل احرام عمرۀ مفرده، علاوه بر مواقیت پنجگانه، ادنى‌الحل[۱۶۷] نیز مى‌باشد، ولى کسى که در خارج از حرم قصد عمرۀ مفرده دارد و از یکى از مواقیت عبور مى‌کند، باید از آن میقات محرم شود و جایز نیست تا ادنى‌الحل احرام را تأخیر بیندازد.[۱۶۸]

محرمات احرام

 هر گاه‌ کسی‌ مُحرم‌ شود، چیزهایی‌ بر او حرام‌ می‌شود ‌که‌ «محرّمات‌ احرام‌» نامیده‌ می‌شوند و باید ‌از‌ آنها اجتناب‌ نماید.

محرّمات‌ احرام‌ بر چند گونه‌ ‌است‌:

الف‌ محرّماتی‌ ‌که‌ بر همه‌ اعم‌ ‌از‌ زن‌ و مرد حرام‌ ‌است‌.

ب‌ محرّماتی‌ ‌که‌ فقط بر مردان‌ حرام‌ ‌است‌.

ج‌ محرّماتی‌ ‌که‌ فقط بر زنان‌ حرام‌ ‌است‌.

مجموع محرمات احرام عبارتند از:

  1. شکار حیوان وحشى صحرایى
  2.  جماع کردن با زن، بوسیدن، دست بازى کردن و نگاه همراه شهوت و هرگونه لذت و تمتع شهوانى بردن از زن
  3. عقد کردن زن براى خود یا دیگرى
  4. استمناء
  5. استعمال عطریات
  6. پوشیدن لباس دوخته براى مردان
  7.  سرمه کشیدن با سرمه سیاه
  8. نگاه کردن در آینه
  9.  پوشانیدن تمام روى پا براى مردان
  10. فسوق که شامل دروغ و همچنین دشنام دادن و فخرفروشى و مباهات نیز مى شود
  11. جدال کردن و مراد از آن گفتن «لا و اللّه» و «بلى واللّه» در مقام قسم خوردن است
  12. کشتن حشراتى که در بدن ساکن مى شوند
  13. زینت مانند انگشتر به دست کردن و حنابستن به قصد زینت
  14. پوشیدن زیور براى زنان
  15. کندن مو از بدن خود یا شخص دیگر اعم از این که آن شخص محرم باشد یا محل
  16. پوشاندن صورت برای زنان
  17. پوشاندن سر برای مردان
  18. بیرون آوردن خون از بدن
  19. ناخن گرفتن
  20. کندن دندان
  21.  کندن و بریدن درختان یا گیاهان حرم[۱۶۹]

محرمیت زن و مرد در احرام

حجّ تمتّع برای افرادی که شرایط وجوب حج را داشته باشند، چه متأهل باشند و چه مجرّد و چه در ابتدای ازدواج باشند و چه این که بعداً می خواهند ازدواج نمایند، برای یک مرتبه در تمام عمر واجب می شود، و در مرتبه های دیگر مستحب خواهد بود.

زن و شوهر در ایام حج و حتی در حال احرام با هم دیگر نامحرم نیستند. بله آنها در حال احرام نمی توانند روابط زناشویی داشته باشند و از هم دیگر لذت جنسی ببرند.

توضیح این که: در مناسک حج محرماتی بیان شده است. این محرمات (غیر از شکار حیوانات وحشی و کندن گیاه و درخت که مربوط به خود مکه و حرم است)[۱۷۰] ربطی به حضور در مکه ندارد، بلکه بر محرم حرام  است (چه داخل مکه باشد یا نباشد)؛ یعنی شخص محرم باید از آنها پرهیز نماید.

از جملۀ محرّماتی که بر شخص محرم حرام است آن است که زن و مرد نمی توانند جماع کند و همچنین بوسیدن، و دست بازى کردن، و نگاه به شهوت، بلکه، هر نحو لذت و تمتّعى بردن از هم دیگر حرام است. و این عمل موجب کفاره است[۱۷۱] و کفاره آن هم بنابر احتیاط واجب یک شتر است.[۱۷۲]

این حرمت تا زمانی که انسان طواف نساء و نمازش را به جای نیاورده ادامه دارد و بعد از انجام این دو است که زن و مرد بر هم دیگر حلال مى‏شوند.[۱۷۳]

کفاره محرمات احرام در حج

عبادات برای تعالی و ترقی و رشد انسان ها قرار داده شده است و برای صحت آن شرایطی وجود دارد.

از جمله عبادات الاهی حج و عمره است که خداوند متعال فرموده است، کسانی که به حج مشرف می شوند از وقتی که محرم می شوند از انجام دادن بعضی کارها منع می شوند، که در صورت انجام دادن برخی از محرمات کفاره نیز باید بپردازند. کفاره محرمات احرام غالباً همان حیوان هایی است که به عنوان قربانی ذبح می شود، یعنی گوسفند یا گاو یا شتر و گاهی یک مدّ طعام که تقریباً ۷۵۰ گرم است.

ارتکاب محرمات یا سهوی  است که هیچ کدام از محرمات احرام به جز صید، در صورت ارتکاب سهوی کفاره ندارد.

یادآوری می شود غالب محرماتی که از زائران سر می زند عمدی نیست، بلکه به جهت بی توجهی و فراموشی است.

 اما  برخی از محرماتی[۱۷۴] که ممکن است اتفاق بیفتد و کفارۀ[۱۷۵] آنها یک گوسفند است عبارت است از:

۱ ـ استعمال بوی خوش

۲ ـ پوشیدن لباس دوخته

۳ ـ پوشاندن سر

۴ ـ زیر سایه رفتن

۵ ـ قَسَم راست (سه مرتبه)

۶ ـ قَسَم دروغ (یک مرتبه)

جهت مطالعۀ بیشتر به مناسک محشی[۱۷۶] مراجعه شود. [۱۷۷]

طواف عمره

دومین عمل واجب عمره، طواف است. کسى که به قصد عمرۀ تمتع احرام مى‌بندد و براى انجام سایر اعمال عمره وارد مکه مکرمه مى‌شود، اولین عملى که بعد از احرام باید انجام دهد هفت دور طواف دور کعبۀ معظّمه است.[۱۷۸] کسى که براى انجام عمرۀ تمتّع، محرم شده و وارد مکه مى‌شود، باید به نیّت طواف، هفت مرتبه به دور خانۀ کعبه، که در مسجدالحرام هست، بگردد.

وقت طواف‌: طواف و سایر اعمال عمرۀ تمتّع باید در ماه‌هاى حج (شوال، ذى‌القعده و ذى‌الحجه)، انجام شود و هنگام ورود به مکه مى‌تواند آن را به جا آورد. پایان وقت طواف عمرۀ تمتّع زمانى است که اگر زائر بخواهد، آن را با بقیۀ اعمال عمره به جا آورد، به وقوف اختیارى عرفات برسد.

واجبات طواف‌: براى طواف، واجباتى را برشمرده‌اند که برخى از آنها از شرایط طواف ‌کننده و برخى جزو حقیقت و کیفیت طواف است. اما شرایط طواف کننده بدین شرح است:

الف- نیّت: (طواف را باید با قصد خالص براى خدا به جاى آورد).

ب- طهارت از حدث: (با وضو باشد و غسلى بر عهدۀ او نباشد).

ج- بدن و لباسش پاک باشد.

د- بدن را با لباسِ داراى شرایط بپوشاند.

اما آنچه جزو حقیقت و کیفیت طواف است که در واقع شرایط طواف مى‌باشد، عبارتند از:

الف- شروع طواف از حجرالاسود و ختم آن به حجرالاسود.

ب- حفظ موالات بین دورهاى طواف.

ج- هنگام طواف، طرف چپ بدن به سمت کعبه باشد.

د- وارد نشدن به حجر اسماعیل در حال طواف.

هـ- مراعات فاصلۀ لازم با کعبه در حال طواف.

و- بیرون بودن از کعبه.

ز- هفت دور طواف کردن.[۱۷۹]

انجام عمل حج با غسل مستحب

با توجه به این که بر اساس فتاوای برخی از فقها غسل مستحبی نیز جایگزین وضو می شود موضوع این مقاله را در محور همین بحث قرار می دهیم و پیرامون انجام اعمال حج با غسل مستحبی بحث می کنیم. یکی از شرایط صحت نماز، تحصیل طهارت معنوی است که تنها از راه وضو و غسل به دست می آید و اگر استفاده از آب امکان پذیر نباشد، این طهارت معنوی و باطنی به وسیلۀ تیمّمی که خدای متعال آن را به جای وضو یا غسل قرار داده است، به دست می آید.

بنا بر نظر برخی از مراجع محترم با هر غسل واجبی نمی توان نماز و اعمالی که به چنین طهارتی نیاز دارند انجام داد و تنها غسل واجبی که این خصوصیت را دارد غسل جنابت است.

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى و صافى می فرمایند: تنها با غسل جنابت مى‏توان نماز خواند، ولى با غسل هاى دیگر باید وضو هم گرفت.[۱۸۰] بنابراین دیدگاه، نه تنها غسل مستحب کفایت از طهارت نمی کند بلکه غسل های واجب غیر از جنابت نیز کفایت نمی کند.

اما با فرض کفایت غسل های واجب به جای وضو آیا غسل مستحب نیز می تواند جایگزین شود؟

نظر بعضی دیگر از مراجع محترم این است که با همۀ غسل های واجب و مستحب می توان نماز خواند اگر چه در غیر جنابت احتیاط در گرفتن وضو است.

آیت‏الله مکارم: با همۀ غسل‏هاى واجب و مستحب، مى‏توان نماز خواند و گرفتن وضو واجب نیست. اما احتیاط مستحب آن است که در غیر غسل جنابت، وضو هم بگیرد.[۱۸۱]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، نورى و وحیدخراسانی: با همه غسل‏هاى واجب و مستحب- غیر از غسل استحاضه متوسطه- مى‏توان نماز خواند اگر چه احتیاط مستحب آن است که [در غیر غسل جنابت‏] وضو هم بگیرد.[۱۸۲]

بنا به نظر این مراجع محترم برای نماز و هر عبادتی که نیاز به وضو دارد، می توان به غسل های مستحب، اکتفا کرد. از از این رو، انجام اعمال حجّی که نیاز به این طهارت دارد با انجام غسل مستحب اشکالی ندارد.

بدیهی است بنابراین دیدگاه، هیچ غسل مستحبی، در بقیۀ آثار همانند طهارت از حدث (حالتی که با جنابت و مس میت و… ایجاد می شود و برای برطرف شدنش نیاز به انجام غسل داریم)، کفایت از غسل واجب نمی کند.[۱۸۳]

البته می توان در همان غسل مستحبی نیت غسل دیگر هم نمود تا نیاز به غسل دیگری نباشد.

نماز طواف

بعد از تمام شدن طواف عمره، واجب است دو رکعت نماز طواف، مثل نماز صبح، خوانده شود. حاجی مى‌تواند نماز طواف را با هر سوره‌اى که خواست، بخواند، مگر سوره‌هاى سجده دار، ولی مستحب است در رکعت اول بعد از «حمد»، سورۀ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ  و در رکعت دوم بعد از «حمد»سورۀ قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ را بخواند. جایز است نماز طواف را بلند، مثل نماز صبح، یا آهسته مثل نماز ظهر بخواند.

شک در رکعات نماز طواف موجب بطلان نماز است و باید آن را اعاده کند…، در احکام، این نماز با نمازهای یومیه مساوى است. احتیاط آن است که بعد از طواف مبادرت به نماز کند و زود به جا آورد.

واجب است که این نماز نزد مقام ابراهیم (ع) واقع شود و‌ احتیاط واجب آن است که پشت مقام به جا آورد که سنگى که مقام است بین او و خانۀ کعبه واقع شود. همچنین بهتر آن است که هر چه ممکن باشد نزدیک تر بایستد، لکن نه به طورى که مزاحمت برای سایرین ایجاد کند.[۱۸۴]

سعی بین صفا و مروه

چهارمین واجب در عمرۀ تمتّع «سعى بین صفا و مروه» است. هفت مرتبه رفت و برگشت بین صفا و مروه، «سعى» نامیده مى‌شود، که از صفا شروع و در دور هفتم به مروه ختم مى‌شود و به هر مرتبۀ آن یک «شوط» گفته مى‌شود، (رفتن از صفا به مروه یک شوط و برگشت از مروه به صفا شوط دوم محسوب می شود).[۱۸۵]

تقصیر

آخرین عملی که محرم  برای عمرۀ تمتّع انجام می دهد و با آن ار احرام خارج می شود تقصیر است.

بر خلاف  عمرۀ مفرده که  بعد از سعى، محرم مخیّر است با تقصیر یا حلق از احرام خارج شود.[۱۸۶]

حج تمتع

حجّ تمتع آن است که در ماه های حجّ، محرم از میقات احرام عمره ‏ببندد و پس از طواف بیت و نماز طواف و سعى بین صفا و مروه تقصیر کرده از احرام خارج شود. پس از خروج از احرام محرماتی که به خاطر احرام بر محرم حرام شده بود، حلال می شود. سپس پیش از ظهر روز عرفه به نحوی که بتواند در ظهر همان روز در عرفه باشد، مثلا روز ۸  ذی الحجه، از مکّه احرام حجّ بسته به عرفات می رود آن گاه به مشعر و منى می رود و بقیه اعمال حج را انجام می دهد.

علّت نام گذاری این حج به حجّ تمتّع آن است که شخص میان دو عمل از احرام خارج شده و از چیزهائی که در حال احرام حرام بود، لذت می برد.[۱۸۷]

احرام حج تمتع

اولین عمل حج تمتُّع، احرام حج است و آن مانند احرام عمرۀ تمتُّع است، حج گزار برای محرم شدن، نخست لباس احرام مى‌پوشد، سپس نیت احرام حج تمتُّع مى‌کند و با لبیک گفتن محرم مى‌شود.

 زمان احرام حج[۱۸۸]، بعد از اعمال عمرۀ تمتّع است، تا وقتى که بتواند پیش از غروب روز نهم به وقوف در عرفات برسد و بهترین وقت آن روز هشتم ذى‌حجه است.

مکان احرام حج تمتّع، شهر «مکّۀ معظّمه» است از هر کجاى آن باشد؛ هر چند مستحب است در مسجدالحرام محرم شود و بهترین نقطۀ مسجد براى محرم شدن، کنار مقام ابراهیم (ع) و پس از آن، داخل حجر اسماعیل (ع) است.

در احرام‌ بستن از مکّه، فرقى بین مکۀ قدیم و جدید نیست؛ بلکه احرام از «مناطق جدید» شهر مکّه که اخیراً احداث شده نیز صحیح است.

در نیّت احرام حج – مانند احرام عمرۀ تمتّع – رعایت چهار امر لازم است:

۱٫ تعیین در نیّت؛ یعنى ویژگى‌هاى حجّى را که به جا مى‌آورد، در نیّت مشخّص کند.

۲٫ انشاء احرام؛ یعنى از قلب خود بگذراند که خود را محرم – مثلًا- به حج تمتّع از حجهالاسلام قرار مى‌دهم.

۳٫ قصد قربت؛ یعنى با نیّت خالص براى خداوند متعال احرام ببندد.

۴٫ تصمیم انجام مناسک حج را داشته باشد و حج تمتّع را به عنوان بخش دیگرى از مجموعۀ عمره و حج تمتّع به جا آورد.

بنابراین، براى احرام حج تمتّع (مثلًا) چنین نیّت مى‌کند: «خود را محرم به حج تمتّع از حجه الاسلام قرار مى‌دهم قربهً إلى اللّٰه» و چنانچه همراه این نیّت لبّیک بگوید، محرم مى‌شود.[۱۸۹]

وقوف در عرفات

دومین عملِ واجبِ حج در روز عرفه، در سرزمین عرفات، انجام مى‌شود.

مراد از وقوف، مسمّاى بودن در عرفات است؛ هرچند خیلى کم باشد، مثل یک دقیقه و شامل تمامىِ مواردِ سواره، پیاده، نشسته، خوابیده، راه رفتن و غیر آن مى‌شود، امّا اگر در تمام وقت بیهوش یا خواب باشد، وقوف باطل است.

زمان وقوف: بودن در عرفات از زوال روز نهم تا غروب شرعى که وقت نماز مغرب است – بنابراحتیاط واجب -، لازم است؛ ولى تمام آن رکن نیست، که با ترک آن، حج باطل شود؛ پس اگر کسى بعد از زوال، کمى توقف کند و برود، یا طرف عصر بیاید، حج او صحیح است اگرچه عمداً باشد.[۱۹۰]

بیتوته در مشعر

سومین عمل از واجبات حج تمتع، وقوف به مشعر الحرام است. بعد از آن که از وقوف به عرفات در مغرب شب دهم، فراغت حاصل شد، حج گزار باید به سمت مشعر الحرام که محل معروفى است و حدود معینى دارد، کوچ کند. پس از حرکت از عرفات واجب است شب عید  را تا صبح در مشعر الحرام با نیت خالص و قصد قربت بماند.

از طلوع فجر روز دهم تا طلوع آفتاب، وقت وقوف اختیارى  مشعر الحرام است، پس باید در تمام این مدت با قصد قربت و نیت خالص از ریا و خودنمائى، وقوف نماید. بلى کوچ کردن از مشعر کمى قبل از طلوع آفتاب اگر به نحوى باشد که قبل از طلوع آفتاب از وادى محسّر[۱۹۱] نگذرد، جایز، بلکه مستحب است و اگر بگذرد گناه کرده ولى کفاره ندارد.

وقوف در مشعر در مدّت مذکور[۱۹۲] گرچه واجب است، ولى تمام آن رکن نیست؛ بلکه رکن وقوف، مقدار کمى از این زمان است هرچند یک دقیقه باشد.

زنان و بچه‌ها و پیرمردان و اشخاص ضعیف و بیماران و دیگر معذوران و کسانى که لازم است همراه آنان باشند، جایز است قدرى از شب عید را در مشعر وقوف کنند و سپس به سوى منى حرکت کنند هرچند قبل از نیمه شب باشد.

صاحب عذرى که مى‌تواند اکتفا به وقوف شبانه مشعر الحرام نماید، کسى است که عذر براى خودش حاصل شده باشد، اگرچه به واسطۀ اطمینان از گفته دیگرى مثل مدیر کاروان باشد.

کسى که وقوف به عرفه را درک کرده و شب دهم یا مقدارى از آن را در مشعر بوده، اگر قبل از طلوع فجر از مشعر خارج و تا طلوع آفتاب برنگردد، حجش صحیح است. بلى اگر عمداً و بدون عذر چنین کرده معصیت کرده و باید یک گوسفند کفاره بدهد.[۱۹۳]

بیتوته در منا

یکی از اعمال واجب حج و یکی از اعمال منا، بیتوته در سرزمین منا است. بنابر این واجب است حاجی در شب یازدهم و دوازدهم ذی الحجه در منا بیتوته نماید؛ یعنی در منا بماند. پس کسی که در روز عید برای انجام طواف حج و طواف نساء و نماز آنها و سعی میان صفا و مروه به مکه مکرمه برود، واجب است برای بیتوته به منا برگردد.
بر چند گروه واجب نیست شب های یازدهم و دوازدهم در منا بمانند:

اوّل ـ بیماران و پرستاران آنها و همه کسانی که به علت عذری، ماندن در منا برای آنان مشقّت دارد.
دوّم ـ کسانی که بیم آن دارند که اگر شب را در منا بمانند، مال آنان در مکّه از بین برود یا سرقت شود، به شرطی که آن مال قابل توجه باشد.

سوّم ـ کسانی که شب را در مکه بیدار بوده و تا صبح (طلوع فجر) به عبادت مشغول باشند و کار دیگری جز آن نکنند، مگر کارهای ضروری مانند خوردن و آشامیدن به مقدار نیاز یا تجدید وضو.

بیتوته در منا عبادت و نیت در آن شرط است و باید به قصد خالص و برای اطاعت خداوند متعال انجام گیرد.
آن مقدار از شب که واجب است شخص در منا بیتوته کند، از اول غروب تا نیمه شب است و کسی که بدون عذر نیمه اول شب را در منا نباشد، احتیاط واجب آن است که در نیمه دوم شب، در منا بیتوته کند. هر چند بعید نیست که بیتوته در نیمه دوم شب، در حال اختیار نیز کافی باشد.

اگر کسی بیتوته در منا را ترک کند بدون آن که در مکه مکرمه مشغول عبادت باشد، واجب است برای هر شب یک گوسفند کفاره بدهد و بنابر احتیاط، فرقی بین معذور و غیر معذور و جاهل و ناسی و غیره نیست.[۱۹۴]

رمی جمره عقبه

یکی از  اعمال واجب حج و اولین عمل منا، رمى است؛ یعنى واجب است در روز دهم ذى حجه (عید قربان) به جمره عقبه (کبرىٰ) سنگ زده شود.

شرائط رمى‌: در رمى چند چیز شرط است:

۱٫ نیّت.

۲٫ سنگى که به جمره زده مى‌شود باید به اندازه‌اى باشد که «حصىٰ» یعنى «ریگ» به آن صدق کند؛ بنا بر این اگر خیلى ریز باشد، مانند دانه شن و یا خیلى بزرگ باشد، مانند قلوه سنگ، رمى صحیح نیست.

۳٫ کسى که توانایى دارد باید از وقت طلوع خورشید در روز عید تا غروب همان روز رمى کند.

۴٫ سنگ‌ها باید بر اثر پرتاب به جمره اصابت کند؛ بنا بر این اگر به جمره اصابت نکند و یا گمان به اصابت داشته باشد و یا سنگ به دایرۀ اطراف جمره برسد، ولى به خود جمره اصابت نکند، کفایت نمى‌کند و باید دوباره رمى نماید.

۵٫ تعداد سنگ ریزه‌هایی که باید به جمره بخورد، باید هفت عدد باشد.

۶٫ سنگ ریزه‌ها را باید به ترتیب و یکى یکى بیندازد و اگر آنها را با هم پرتاب کند کفایت نمى‌کند چه به جمره برسد و چه نرسد.

رمى قسمت سیمانى جمره و هم چنین رمى قسمت‌هاى جدید جمره، در صورتى که عرفاً جزو جمره محسوب شود، جایز است.

رمى از طبقه دوم ظاهراً جایز است هر چند احوط آن است که رمى از مکانى که در گذشته متعارف بوده صورت بگیرد.

شرایط سنگى که با آن رمى صورت مى‌گیرد عبارتند از: ‌

۱٫ از حرم باشد، بنابر این، ریگ خارج از حرم کفایت نمى‌کند و اگر سنگى را که در حرم است احتمال بدهد از خارج حرم آورده‌اند، اعتنا نکند و رمى با آن جائز است.

۲٫ بکر باشد؛ یعنى قبلًا هر چند در سال‌هاى گذشته کسى با آن رمى صحیح انجام نداده باشد و اگر شک کند که سنگ را دیگرى استعمال کرده یا نه، جایز است با آن رمى نماید.

۳٫ سنگ‌ها باید مباح باشد. بنا بر این رمى با سنگ غصبى یا سنگى که دیگرى آن را براى خودش حیازت کرده، بدون اجازه او صحیح نیست، ولى طهارت در سنگ‌ها شرط نیست.[۱۹۵]

قربانی کردن

پنجمین واجب حجّ، قربانى کردن گوسفند یا گاو یا شتر در منا است. شرط است این عمل را به قصد قربانى کردن در حجّ و براى تقرّب به خداوند متعال انجام دهد و همچنین شرط است آن را در روز انجام دهد و قربانى کردن در شب کفایت نمى‌کند، اگر چه جاهل باشد.[۱۹۶] محل قربانى منا است و اگر منا بر مردم تنگ شود و از انجام واجبات در آن معذور گردند، شرعاً سرزمین منا توسعه پیدا کرده و شامل – وادى محسّر- که منطقه‌اى است بین منا و مشعر، که منا را از مشعر جدا مى‌کند، مى‌شود.[۱۹۷]

فلسفه قربانی کردن در حج

از آن جا که قانون گذار و شارع احکام اسلام خداوند حکیم است؛ از این رو تمام دستورات و قوانین اسلام بر اساس حکمت یا حکمت های بسیار دقیق و سودمند (برای مخلوقات) وضع شده است هر چند ممکن است ما از بسیاری از علل و حکمت های آن آگاه نباشیم.

از جمله قوانین و احکام اسلام این است که افرادی که حج تمتع و قران به جا می آورند واجب است در روز عید قربان در سرزمین منا قربانی کنند.[۱۹۸]

علمای اسلام با استفاده از آیات و روایات حکمت ها و فلسفه های متعددی برای قربانی در حج بیان کرده اند که در این جا به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

۱٫ قربانی نماد مبارزه با تعلّقات نفسانی

قربانی کردن حاجیان در روز عید قربان، نمادی از قربانی کردن هواهای نفسانی و ذبح نفس اماره است. همان طوری که دستور خداوند به حضرت ابراهیم (ع) در مورد ذبح حضرت اسماعیل (ع) برای این منظور بوده است تا آن حضرت در پرتو این عمل با سرسخت ترین و ریشه دارترین عامل تعلّق نفس که حب فرزند است مبارزه کند و با اطاعت از خدا تعلق نفسانی را ریشه کن سازد. بنابراین همان طور که اطاعت از این دستور نقش تربیتی بزرگی در جهت رهایی از زندان نفس و تعلقات حضرت ابراهیم (ع) و حضرت اسماعیل (ع) داشته و مقام و منزلت آنان را نزد خداوند بالاتر برده است. بر این اساس قربانی کردن حاجیان در واقع نوعی جهاد با نفس در جهت زدودن تعلقات و وابستگی های دنیایی و مادی و رهایی از زندان مال پرستی و دنیاطلبی است.[۱۹۹]

۲٫ کسب تقوی و تقرب به خداوند

قرآن مجید در این زمینه می فرماید: «گوشت ها و خون هاى این قربانیان هرگز به خدا نمى‏رسد بلکه آنچه به خدا مى‏رسد تقوا و پرهیزگارى و پاکى اعمال شما بندگان است…».[۲۰۰]؛ زیرا اصولا خدا نیازى به گوشت قربانى ندارد، چرا که او نه جسم است و نه نیازمند، او وجودى است کامل و بى انتها از هر جهت.

به تعبیر دیگر: هدف خداوند از واجب کردن قربانی آن است که حج گزار با پیمودن مدارج تقوا در مسیر یک انسان کامل قرار گیرد و روز به روز به خدا نزدیک تر شود، همۀ عبادات کلاس هاى تربیت است. قربانى، درس ایثار، فداکارى، گذشت و آمادگى براى شهادت در راه خدا و درس کمک به نیازمندان و مستمندان به انسان ها مى‏آموزد.[۲۰۱]

حلق یا تقصیر

سومین عمل واجب در منی، حلق است. در روز عید قربان پس از رمى جمرۀ عقبه و به دنبال قربانى کردن، بر حاجى یکى از دو عمل واجب است: ۱٫ سر تراشیدن ۲٫ تقصیر: یعنى کوتاه کردن ناخن یا موى سر و ریش،  ولى حلق؛ یعنى تراشیدن سر افضل است، به ویژه براى صروره؛ (یعنى کسانى که براى اولین بار به حج آمده‌اند) و براى ملبِد (کسى که مقدارى صمغ؛ یعنى زنج و روغن دیگر را به هم آمیخته و در سر مى‌گذارد تا شپش یا چرک در آن ایام او را اذیت نکند).

باید به این نکته توجه داشت که: قول به تخییر بین حلق و تقصیر اختصاص به مردان دارد، امّا بر زنان معیّناً تقصیر واجب است و حلق مجزى نیست.[۲۰۲]

رمی جمرات سه گانه

یکی از اعمال حج، رمى جمرات سه گانه در ایام تشریق است. شب هایى که واجب است حج گزار در منىٰ بیتوته کند، باید در روز، رَمْى جمره کند.

از واجبات حج تمتع و اول از اعمال منى رمى جمره عقبه است.

حاجی ‌همین که روز دهم به منى رسید اولین عملى که واجب است رمى جمره عقبه است؛ یعنى انداختن هفت سنگ‌ریزه به محلى که جمره عقبه مى‌گویند.[۲۰۳]

و در روز یازدهم و دوازدهم باید رمی جمرات سه‌گانه کند؛ یعنى به سه محل سنگریزه بزند، که یکى را جمره اولىٰ و یکى را جمرۀ وسطى و یکى را جمرۀ عقبه می گویند، ولى اگر عمداً همۀ آن را ترک کند به حج او ضرر نمى‌رساند و صحیح است، گرچه در صورت عمد معصیت‌کار است.

اشخاصى که باید شب سیزدهم را در منىٰ بمانند، واجب است روز سیزدهم، رَمْى جمرات کنند.

عدد سنگریزه ای که باید به جمره بزند براى هر یک در هر روزى باید هفت عدد باشد.

وقت انداختن سنگ از اول طلوع آفتاب تا غروب آفتاب روزى است که شب آن روز را بیتوته کرده است، و در شب جایز نیست به جا آورد.

واجب است ترتیب در سنگ انداختن به این صورت باشد که، اول به جمرۀ اولىٰ و بعد از آن به جمرۀ وسطى و بعد از آن به جمرۀ عقبه سنگ بزند.[۲۰۴]

طواف حج

دومین واجب از اعمال حج، طواف کعبه؛ یعنى «هفت بار دور آن گردیدن» است و هر دورى را «شوط» مى‌نامند و   هر طواف از هفت شوط تشکیل مى‌شود.

«طواف کعبه» از ارکان حج به شمار مى‌رود؛ به این معنا که اگر کسى آگاهانه آن را ترک کند و وقت جبران آن بگذرد، عمره او باطل مى‌شود، خواه عالم به مسئله باشد یا نه.

در صورت باطل شدن عمره و نبودن فرصت براى اعاده، تکلیف حج گزار نسبت به حجی که پس از عمره انجام مى‌دهد، دگرگون مى‌گردد، یعنی؛ دیگر نمى‌تواند نیت «حج تمتع» کند، بلکه باید به نیت «حج افراد» احرام ببندد.[۲۰۵]

جایگاه طواف و نماز آن و سعى از نظر سلسله مراتب اعمال، بعد از رفتن به عرفات و مشعر الحرام و اعمال منى در روز عید است. بنابراین مقدم داشتن طواف، نماز و سعى بر وقوف در عرفات و مشعر و اعمال منى، جایز نیست و اگر عمدا و یا از روى غیر عمد، طواف حج و نماز آن و سعى را قبل از دو وقوف مذکور انجام دهد، کافى نیست و واجب است که آن را بعد از اعمال منى اعاده کند. البته چهار گروه از مردم از حکم مذکور استثنا هستند که این‌ها می توانند طواف حج، نماز طواف و سعى را قبل از وقوف در عرفات و مشعر انجام دهند:

۱٫ شخصى که عذر شرعى دارد.

۲٫ پیرمرد و پیرزن.

۳٫ زنى که بیم حیض شدن دارد.

۴٫ مریض.

افراد مذکور مى‌توانند طواف نساء را هم بر وقوف در عرفات و مشعر الحرام مقدم بدارند، هر چند بهتر آن است که احتیاط را ترک نکنند.[۲۰۶]

کیفیت طواف

طواف خانه خدا، یکی از زیباترین و پرجاذبه ترین اعمال و مناسک حج[۲۰۷] است. عاشقان و دلباختگان حریم کبریایی، باید در این مکان الهی به نبی مکرم اسلام اقتدا کند و آن گونه که ایشان اعمال را انجام می داد انجام دهد. پیامبر(ص) می فرماید: «مناسک و عبادات خود را آن گونه که من انجام می دهم انجام دهید».[۲۰۸]

کسى که به احرام عمره محرم و وارد مکه معظمه شد اول چیزى که از اعمال عمره بر او واجب است آن است که به دور خانه کعبه طواف کند. طواف عبارت است از هفت مرتبه دور خانه کعبه گردیدن. و هر دورى را شوط مى‏گویند، پس طواف عبارت از هفت شوط است.[۲۰۹]

نماز طواف حج

بعد از طواف، دو رکعت نماز طواف، واجب است‌. احتیاطا واجب است که بعد از طواف به خواندن نماز شتاب کند، و کیفیت آن مانند نماز صبح است و در هر دو رکعت خواندن هر سوره‌اى غیر از چهار سوره سجده‌دار جایز است.

البته در رکعت اول سوره توحید (قل هو اللّه …) و در رکعت دوم سوره جحد (قل یا أیها الکافرون …) مستحب است.  همچنین بلند و آهسته خواندن قرائت در نماز طواف جایز است.[۲۱۰]

سعی بین صفا و مروه

یکی از واجبات در حج تمتع، سعی بین صفا و مروه است. پس از انجام نماز طواف، باید هفت مرتبه فاصلۀ بین «صفا» تا «مروه» را که امروزه به صورت سالنى ساخته شده و کنار مسجدالحرام قرار دارد، پیمود و این عمل، «سعى» نامیده مى‌شود.

سعى باید از صفا آغاز و به مروه ختم شود. پیمودن فاصلۀ صفا تا مروه یک مرتبه و برگشتن از مروه به صفا مرتبۀ دوّم به حساب مى‌آید؛ بنابراین شَوْطِ[۲۱۱] هفتم سعى، به مروه ختم مى‌شود.

نشستن و استراحت کردن و رفع خستگى بر بالاى صفا و مروه و در بین آنها  جایز است و اگر در بین سعى باشد، باید از همان جا که سعى را قطع کرده، ادامه دهد.

سعى بین صفا و مروه لازم نیست با وضو و طهارت انجام شود، گرچه احتیاط مستحب است، بنابراین زن حائض نیز باید سعى را خودش به جا آورد.

در سعى، وقتى که به طرف مروه مى‌رود واجب است رو به مروه و وقتى که به طرف صفا مى‌رود، رو به صفا باشد، پس اگر عقب‌عقب برود، یا به پهلو به طرف صفا یا مروه برود، باطل است، ولى نگاه کردن به چپ و راست و گاهى به پشت سر مثلًا براى آن که ببیند همراهان او مى‌آیند یا نه، اشکال ندارد.

تأخیر انداختن سعى و فاصله زیاد بین نماز طواف و سعى؛ مثلًا براى برطرف شدن خستگى یا تمام شدن طواف دوستان، اشکال ندارد، ولى تأخیر انداختن سعى به روز بعد، بدون عذر جایز نیست.

اگر شخصى متوجه شود که سعى را از مروه شروع کرده، باید سعى را دوباره انجام دهد و اگر تقصیر نکرده، تقصیر کند. محل سعى مسجد نیست، بنابراین کسى که نباید به مسجدالحرام برود، مانند زن حائض، مى‌تواند به محل سعى برود و سعى را نیز باید خودش با مراعات ترتیب بین طواف و نماز طواف و سعى به جا آورد.

در قسمتى  از سعى که مردان هَرْوَلَهْ مى‌کنند؛ یعنى کمى تندتر مى‌روند، این عمل تنها بر مردان مستحب است و براى بانوان مستحب نمى‌باشد.[۲۱۲]

طواف نساء

یکی از واجبات غیر رکنی مناسک حج، طواف نساء است. طواف نساء اگرچه واجب است و بدون آن زن حلال نمى‌شود، لکن رکن نیست و ترک عمدى آن موجب باطل شدن حج نمى‌شود. واجب است بر کسى که حج انجام داده آن را به جا آورد،  و اگر به جا نیاورد زن بر او حلال نمى‌شود، همچنین آن چه از زن بر او حرام شده بود مثل عقد کردن و خطبه خواندن و شاهد شدن نیز بنابر احتیاط واجب بر او حلال نمى‌شود.[۲۱۳]

طواف نساء در عمرۀ مفرده، باید بعد از تقصیر یا حلق انجام شود.

طواف نساء به مرد اختصاص ندارد؛ بلکه بر زن و خنثى[۲۱۴] و خصىّ[۲۱۵] و بچۀ ممیز نیز، لازم است و اگر زن نیز آن را ترک کند، مرد بر او حلال نمى‌شود. همچنین  اگر ولىّ طفل غیر ممیز، او را محرم کرد، باید – بنابر احتیاط واجب – او را طواف نساء بدهد تا بعد از بالغ شدن، زن یا مرد بر او حلال شود.

طواف نساء و نماز آن، اگرچه واجب است و بدون آن زن حلال نمى‌شود، ولى ترک عمدى آن، ضرر به صحت سایر اعمال عمره مفرده نمى‌زند، بلکه بر عمره گزار، انجام آن واجب است و اگر به جا نیاورد، زن و آنچه مربوط به آن است – مثل عقد و خِطبه و شاهد شدن برعقد کسی دیگر – بنابر احتیاط واجب، حلال نمى‌شود.

پیش از به جا آوردن طواف نساء، باید از مطلق تلذّذِ زناشویى اجتناب شود.[۲۱۶]

ترک طواف نساء و حکم فرزندان

یکی از اعمال و واجبات عمره مفرده و حج تمتع، طواف نساء است و اگر کسی این طواف را انجام نداد، تا زمانی که آن را انجام ندهد، گرفتن همسر و نیز اگر همسری دارد بر او حرام می شود، اما فرزندانی که از وی متولد می شوند حلال زاده هستند.

به سؤالی که در همین رابطه از آیت الله مکارم پرسیده شده و پاسخ ایشان اشاره می شود:

س: اگر کسى طواف نساء را در حج به جا نیاورد، زن بر او حرام مى شود، آیا مقصود فقط مقاربت است و یا سایر استمتاعات نیز حرام خواهد بود و اگر اولادى به وجود آید، حلال زاده است یا نه، ارث مى برد یا نمى برد؟

ج: سایر استمتاعات نیز حرام است و اگر این مسئله را عمداً هم ترک کند و فرزندى به وجود آید حلال زاده است و از او ارث مى برد.[۲۱۷]

نماز طواف نساء

یکی از اعمال حج تمتع و از اعمال مکه مکرمه، بعد از منى، نماز طواف نساء است. کیفیت نماز طواف نساء مانند نماز طواف عمره تمتع است.

واجب است بعد از تمام شدن طواف، دو رکعت نماز مثل نماز صبح بخواند.

حاجی مى‌تواند نماز طواف را با هر سوره‌ اى که خواست، بخواند، مگر سوره‌ هاى سجده دار. همچنین مستحب است در رکعت اول بعد از «حمد» سورۀ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ و در رکعت دوم، سورۀ قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ را بخواند. جایز است نماز طواف را مثل نماز صبح، بلند یا مثل نماز ظهر آهسته بخواند.[۲۱۸]

طواف نساء و نماز آن اختصاص به مرد ندارد، بلکه بر زن، خنثى، خصىّ و بچه ممیز نیز لازم است، به نحوى که اگر طواف نساء و نماز آن را انجام ندهند، زن  بر آنها حلال نمى‌شود. همچنین اگر زن آن را ترک کند مرد بر او حلال نمى‌شود؛ بلکه طفل غیر ممیز هرگاه ولىّ او، وی را مُحرم کرد، باید او را طواف نساء دهد، تا بعد از بالغ شدن، زن یا مرد بر او حلال شود و نیز اگر مجنون را مُحرم کند، طواف نساء بدهد، تا بعد از آن که عاقل شد، زن یا مرد بر او حلال باشد.

طواف نساء و نماز آن، گرچه از واجبات حج هستند و باید بعد از سعى بین صفا و مروه واقع شوند، اما از ارکان حج نیستند. اگر کسى عمداً آنها را به جا نیاورد حجش باطل نیست، ولى اگر زن است، بدون انجام آنها مرد بر او حلال نمى‌شود و اگر مرد است، زن بر او حلال نمى‌شود. همچنین بنا بر احتیاط، عقد کردن نیز بر او حلال نمى‌شود.[۲۱۹]

قبولی حج

از آن جا که حج و عمره یکی از کارهای بسیار مهم و عبادی هستند و انسان می خواهد در این سفرهای معنوی بهره های فراوانی به دست آورد، لازم است، شرایط خاصی را در خود فراهم نماید که در زیر به پاره ای از آنها اشاره می شود:

اوٌل: نیٌت خود را برای خدا خالص کند به شکلی که هیچ غرضی از اغراض دنیایی؛ مثل ریا، پرهیز از مذمٌت مردم به سبب نرفتن به حجٌ و یا قصد تجارت و… در خفایای دل نباشد؛ زیرا همۀ اینها، عمل را از قربت و اخلاص خالی می کند و مانع از رسیدن به ثواب موعود می گردد.

دوم: از گناهانی که انجام داده توبه خالص نماید؛ یعنی از انجام آنها پیشیمان باشد و تصمیم جدی بگیرد که  هیچ گاه آنها را انجام ندهد و گذشته را جبران کند و در همه حال از خداوند طلب عفو و بخشش کند. حق و حقوق مالی و مادی دیگران را که به ناحق تصاحب نموده و یا از بین برده (خودِ آن مال یا عوض آن را) به صاحبانش برگرداند و نسبت به حق و حقوق معنوی و غیر مادی مردم؛ مثل تهمت، غیبت، هتک حرمت از آنها حلالیت بخواهد و اگر مفسده ای در طرح اینها وجود دارد به نوعی جبران نماید؛ مثلا خوبی های او را در میان مردم بیان و از خداوند برای آنها طلب مغفرت کند و در مورد آن حقوق و تکالیف الاهی که از طریق کفاره و قضا قابل جبران است تصمیم و شروع به جبران نماید.[۲۲۰]

سوم: اگر تا به حال خمس مال خود را پرداخت نکرده و سال خمسی نداشته است، برای خود سال خمسی قرار دهد و خمس مال را پرداخت نماید.

چهارم: بعد از ورود به سرزمین وحی و قبل از انجام اعمال، سعی کند از اموری که موجب دل مشغولی و مانع توجه به امور معنوی است اجتناب کند؛ مثلا کمتر به بازار جهت خرید و… مراجعه کند.

پنجم: توشه سفر و خرجی راه خود را از راه حلال تهیه نماید و در آن سخاوت، گشاده دستی داشته باشد و بخل نورزد.

ششم: با دوستان و اهل سفر خوش خلقی نماید و گشاده رو و شیرین کلام باشد و تواضع را پیشۀ خود سازد و از کج خلقی، سخن لغو و درشت گویی اجتناب نماید و سخنی که رضای خدا در آن نیست نگوید و با کسی جدال و خصومت نکند.

هفتم: بر توان و نیروی خود اعتماد و تکیه نداشته باشد، بلکه فقط بر خداوند توکل کند و فقط از او یاری بخواهد تا بتواند همراه با عمره یا حجٌی مقبول و سعیی مبرور به وطن خود برگردد.[۲۲۱]

خمس، عمره وحج تمتع

حج و عمره از عباداتی هستند که هرسال مردم زیادی برای انجام آن مشتاق رفتن به بیت الله الحرام می باشند.

با توجه به این که برای اعزام زائران محدودیت هایی وجود دارد. هم اکنون کسانی که قصد تشرّف به حج یا عمره را دارند، باید برای حفظ نوبت، مبلغ مقرّری را به بانک بسپارند که این مبلغ مطابق قرارداد مضاربه است و سودی نیز به آن تعلّق می گیرد و زمانی که پس از حدود سه سال، نوبتِ تشرّف آن ها فرا می رسد، اصل پول و سود آن را دریافت می کنند و به سازمان حج و زیارت می سپارند و به عمره یا حج مشرف می شوند. حال با توجّه به این که سپردن پول به بانک مقدّمه رفتن به عمره یا حجّ است و چنانچه کسی این پول را به بانک نسپارد نوبتی را برای رفتن به عمره و یا حج نخواهد داشت و اکنون طریق رفتن به حج نیز همین است، آیا به اصل پول و سود آن خمس تعلّق می گیرد یا نه؟[۲۲۲]

در این زمینه پاسخ هایی از دفاتر مراجعه ارائه شده است که به تفصیل بیان می شود.

آیت اللّٰه تبریزى(ره): در فرض سؤال چنانچه بر اصل پول سال بگذرد؛ یعنى از وقت به دست آوردن پولى که به بانک سپرده‌اند، سال گذشته، باید خمس آن را بپردازند و نسبت به مقدارى که زیادتر از اصل پول به آنها مى‌دهند، اگر در همان سال به حج یا عمره بروند چیزى بر آنها نیست. و اللّٰه العالم.

آیت اللّٰه خامنه‌اى(دامت برکاته): در فرض مرقوم، اگر در همان سالِ خمسى سپرده‌گذارى به حج یا عمره مى‌رود، خمس ندارد، ولى اگر نوبت حج او پس از آن سال خمسى است، اصل پول خمس دارد لکن سود حاصله اگر پیش از سال عزیمت قابل وصول نبوده جزو درآمد سال وصول، محسوب است که اگر در همان سال به حساب هزینۀ سفر محسوب شود، خمس ندارد.

آیت اللّٰه سیستانى(دامت برکاته): به اصل پول خمس تعلق مى‌گیرد و نیز به سود آن، اگر از طریق معاملۀ شرعیّه ملک صاحب پول شده است، بلى اگر حج بر آنها مستقر شده و راه دیگرى براى رفتن به حج در سال ثبت نام نداشته باشند خمس به آن تعلق نمى‌گیرد.

آیت اللّٰه صافى(دامت برکاته): وجوب خمس معلوم نیست، هرچند احتیاط خوب است و نسبت به سود آن، اگر با آن پول معاملات شرعى، با رعایت شرایطش انجام شود و پرداختِ سود، طبق قرارداد باید در موقع تحویل اصل پول پرداخت شود، سود مذکور از منافع سال وصول است که اگر در همان سال صرف مئونه شود خمس ندارد و اگر باقى بماند آن هم خمس دارد.

آیت اللّٰه فاضل(ره): افرادى که براى تشرف به حج یا عمره ثبت نام مى‌کنند و در همان سال توفیق تشرّف پیدا نمى‌کنند، باید خمس اصل پول و سود متعلّقه مربوط به سنوات سابق را بپردازند، مگر براى افرادى که حج بر آنها مستقر شده و تمکّن از خرید فیش را ندارند.

آیت اللّٰه نورى همدانی(دامت برکاته): اگر همان سالى که مستطیع شده است، آن پول را براى انجام حج در نوبت خود به حساب ریخته است، آن پول جزو مئونه و مخارج آن سال محسوب مى‌شود و خمس ندارد ولى اگر در سال هاى قبل مستطیع بوده است و تأخیر انداخته و به حساب نریخته است باید خمس آن را بدهد.

آیت الله مکارم (ره) . اگر پولى که براى نام‌نویسى حج داده مى‌شود، از درآمد همان سال بوده باشد خمس ندارد.[۲۲۳]

حضرت  آیات بهجت (ره): به پولى که از درآمد سال براى حج و عمره واریز مى‏شود، خمس تعلق نمى‏گیرد ولى اگر بعد از گذشت سال آن را پس بگیرد یا مثلًا فیش آن را بفروشد، باید خمس آن را پرداخت نماید.[۲۲۴]

عمره مفرده

کسى که براى عمره مفرده ثبت نام کرده، در حالى که بردن او به عمره قطعى بوده و براى رفتن نیز به ناچار مى‏بایست پولى به حساب بریزد ولى در سال بعد نوبت او شد، و به عمره مشرف خواهد شد، آیا سر سال خمس، به این پول که به حساب سازمان حج و زیارت واریز شده، خمس تعلّق مى‏گیرد یا نه؟

آیت اللَّه بهجت(ره): در فرض سؤال خمس واجب نیست.

آیت اللَّه فاضل لنکرانى(ره): در فرض مذکور خمس پول را باید بدهد مگر این که دیگر نتواند پول را از سازمان حج پس بگیرد که در این صورت خمس ندارد.

آیت اللَّه خامنه‏اى(دامت برکاته): در فرض مزبور خمس ندارد.

آیت اللَّه صافى ،گلپایگانى: پول مذکور خمس ندارد. و اللَّه العالم.

آیت اللَّه سیستانى(دامت برکاته): خمس دارد.

آیت اللَّه مکارم شیرازى (دامت برکاته): خمس ندارد.[۲۲۵]

آیت اللَّه نورى همدانى: در عُمره نیز اگر به طور متعارف یک مرتبه یا در چند سال یک مرتبه باشد، پولى که به حساب ریخته است خمس ندارد،، امّا سودى که مى‌گیرد از ارباح آن سالى است که آن را تحویل مى‌گیرد و اگر تا آخر سالِ خمسى خود آن را در مخارج لازم زندگى خرج کرد، خمس ندارد و اگر بماند و سال بر آن بگذرد خمس دارد.[۲۲۶]

آیت اللَّه شیخ جواد تبریزى(ره): باید آن را تخمیس نماید و اللَّه العالم.[۲۲۷]

انجام حج و سکونت در ملک غصبی

استطاعت مالی از جمله شرایط وجوب حج است. شخص مستطیع باید اموال خودش را از حقوق دیگران پاک کند حال اگر کسی در  منزل غصبی ساکن است که متعلق به تعدادی از ورّاث است که خود این فرد یکی از آنها است. این فرد با چنین وضعیتی به خانه خدا برای انجام اعمال حج رفته است! آیا حجّش صحیح است؟

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

گرچه غصب حرام است و چنین شخصى ضامن آن مى‌باشد ولى صِرف آن ضررى به صحّت حج وارد نمى‌کند.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی): صحیح است.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

اگر از اموال مباح خودش رفته، حج او صحیح است ولی توجه داشته باشید احتیاط واجب آن است که مکان نمازگزار مباح باشد، بنابراین کسى که در ملک غصبى یا روى فرش یا تخت غصبى نماز مى خواند نمازش اشکال دارد، همچنین نماز در ملکى که منفعت آن متعلّق به دیگرى است (مثل این که در اجاره او است) که نماز خواندن در آن بدون اجازه مستأجر اشکال دارد، همچنین در ملکى که مورد تعلّق حقّ دیگرى است؛ مثل این که میّت وصیّت کرده که ثلث مال او را به مصرفى برسانند تا وقتى که ثلث را جدا نکنند نمى توان در آن ملک نماز خواند.

حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته):[۲۲۸]

اگر شرایط حج را دارا باشد، حج وی صحیح و مجزی از حجه الاسلام است و اگر نداشته باشد حج وی صحیح است، هر چند مجزی از حجه الاسلام نباشد و در هر حال غصب خانه مضرّ به صحت حج وی نیست.

رابطۀ حج با ولایت

فرمان ابلاغ ولایت امیرالمومنین(ع) از طرف  خدواند متعال[۲۲۹] توسط پیغمبر گرامی اسلام(ص) و اعلام این مسألۀ مهم بعد از اتمام مراسم حج در آن روز خاص آن هم در محل غدیر خم که همه حج گزاران در آن جا از هم جدا می شوند و هر گروه به سوی سر زمین خود می رود دارای حکمت هایی بوده از جمله این که:

أ: عدم دغدغه خاطر مسلمانان بعد از انجام کامل مناسک حج و رسیدن به آرامش خاطر کافی برای طرح مسأله ولایت و جانشینی علی (ع).

ب: پیش گیری از مخالفت احتمالی بعضی منافقان و کج فهمان و پیش گیری از حرمت شکنی مسجدالحرام و کعبه توسط افراد هتاک و بی دین.[۲۳۰]

ج: عدم گنجایش مسجد الحرام (با توجه به عدم توسعه در آن زمان) برای همه جمعیت حج گزاران.

د: نفوذ کلام مطلوب پیامبر(ص) در هنگام وداع و جدایی بین مولا و بنده و مرید و مراد و منطقۀ غدیر خم هنگامۀ وداع و به تعبیری شاه راه تعیین مسیر کاروان های حجاج و زمان و مکان آخرین وداع هزاران مسلمان شیفته و مرید پیامبر با مراد خودشان بود، از این رو لحظه ای حساس و حیاتی برای بیان این نکتۀ مهم و سرنوشت ساز یعنی خلافت و جانشینی امیر مؤمنان علی (ع) بود.[۲۳۱]

ه: حکمت و تدبیر اقتضا می کند گاهی برای بیان مطالب مهم و سرنوشت ساز شرایط و فضایی متفاوت با شرایط و فضای عادی و تکراری را باید برگزید و انتخاب غدیر خم با شرایط خاصی که دارد[۲۳۲] برای ثبت آن به عنوان حادثه ای جدید و فراموش ناشدنی و برای همیشۀ تاریخ در اذهان مردم بود.

این واقعه توسط عدۀ زیادی (۱۱۰ نفر) از صحابه[۲۳۳] پیامبر اکرم(ص) و همچنین ۸۴ نفر از تابعین و ۳۶ نفر از دانشمندان و مؤلفین، نقل شده است. علامه امینی با مدارک و دلایل محکم از منابع معروف اسلامی(اهل سنت و شیعه)، در کتاب شریف الغدیر تمامی این نقل ها را آورده است.

برای مطالعه بیشتر به تفسیر پیام قرآن، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، جلد ۹، (امامت و ولایت در قرآن) صفحه ۱۷۷ به بعد مراجعه فرمائید.

کتاب نامه مدخل حج

  1. ابن هشام، زندگانى محمد(ص) پیامبر اسلام، ترجمه، رسولى، سید هاشم، انتشارات کتابچى، چاپ پنجم ، تهران، ۱۳۷۵ش.
  2. بروجردى، سید محمد ابراهیم، تفسیر جامع، انتشارات صدر، چاپ ششم، تهران، ۱۳۶۶ ش.
  3. بهجت‌ فومنى گیلانى، محمد تقى، مناسک حج و عمره‌، انتشارات شفق،‌ سوم، قم، ۱۴۲۴ هـ‍ ق.
  4. جمعى از پژوهشگران زیر نظر هاشمى شاهرودى، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، محقق/ مصحح: محققان مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام،‌ چاپ اول،‌ قم، ۱۴۲۶ ه‍ ق‌.
  5. حر عاملى، محمد بن حسن، ‏وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت (ع)،‏ چاپ اول،‏ قم،‏  ۱۴۰۹ ق‏.
  6. حسینی خامنه‌اى، سید على، ‌مناسک حج‌.
  7. سبحانى تبریزى، جعفر، مناسک حج و احکام عمره، مؤسسه امام صادق ( ع)، چاپ اول، قم، ۱۴۲۸ هـ‍ ق.
  8.  سیوطى، جلال الدین، الدر المنثور فى تفسیر المأثور، کتابخانه آیه الله مرعشى نجفى، قم، ۱۴۰۴٫
  9. شبیری زنجانى، سید موسى، مناسک زائر،  شهاب الدین، چاپ اول، قم، ۱۴۲۷ هـ ق.
  10. صدوق‏، علل الشرائع‏، ناشر، داورى‏، چاپ اول‏، قم.
  11. صدوق، ‏من لا یحضره الفقیه،‏ جامعه مدرسین‏، چاپ دوم، قم،‏ ۱۴۰۴ ق‏.
  12. عراقى، آقا ضیاء الدین، کزازى، على، ‌شرح تبصره المتعلمین، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه. علمیه قم،‌ چاپ اول، قم، ۱۴۱۴ هـ‍ ق‌.
  13. عروسى حویزى، عبد على بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، انتشارات اسماعیلیان، چاپ چهارم، قم، ۱۴۱۵ ق.
  14. علامه حلى؛ ‏نهج الحق و کشف الصدق؛‏ ناشر، دار الکتاب اللبنانی‏، بیروت، چاپ اول، ۱۹۸۲ م‏
  15. عیاشى، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، محقق، رسولى محلاتی، سید هاشم، ناشر، چاپخانه علمیه، تهران، ۱۳۸۰ ق.
  16. فاضل لنکرانى، محمد، ‌احکام عمره مفرده،‌  انتشارات امیر قلم‌، چاپ یازدهم، قم، ‌۱۴۲۶ هـ ق‌.
  17. فاضل لنکرانى، محمد، ‌مناسک حج، انتشارات امیر قلم، چاپ دوازدهم، قم، ۱۴۲۳ هـ‍ ق‌.
  18. فاضل مقداد سیورى حلّى، مقداد بن عبد اللّٰه ، ‌کنز العرفان فی فقه القرآن، مترجم، عقیقى‌بخشایشى، عبد الرحیم، ناشر، پاساژ قدس پلاک ۱۱۱، چاپ اول، قم.
  19. فاضل مقداد، جمال الدین، کنز العرفان فى فقه القرآن، محقق، قاضی، سید محمد، ناشر، مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامى چاپ اول، ۱۴۱۹ ق.
  20. فیاض کابلى، محمد اسحاق، ‌مناسک حج، دفتر حضرت آیه الله، چاپ اول، قم، ۱۴۲۶ هـ‍ ق‌.
  21. فیض کاشانى، ملا محسن، تفسیر صافی.
  22. قرطبى، محمد بن احمد،  الجامع لأحکام القرآن، انتشارات ناصر خسرو، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۴ ش.
  23. قمی، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق: موسوى جزایری، سید طیب، ناشر: دار الکتاب، چاپ چهارم، قم، ۱۳۶۷ ش.
  24. کلینى، کافی، دار الحدیث‏، چاپ، اول،‏ قم‏،  ۱۴۲۹ ق.
  25. کلینى، کافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ هـ ش‌.
  26. کلینى‏، کافی، ناشر، اسلامیه‏، چاپ دوم، تهران،‏ ۱۳۶۲ ش.‏‏
  27. کتابخانه تخصصی حج، اخلاق و اسرار حج وزیارت، حج در ادیان
  28. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت – لبنان، ۱۴۰۳ هـ ق.
  29. محمودى، محمد رضا، مناسک حج (محشّٰى)، نشر مشعر، تهران ، ۱۴۲۹ ه‍ ق.
  30. مرتضوى لنگرودى، سید محمد حسن، ‌توضیح المناسک‌،  دفتر حضرت آیه الله‌، چاپ اول‌، قم،‌ ۱۴۲۳ هـ‍ ق‌.
  31. مسعودی، ابو الحسن على بن الحسین بن على، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق، داغر، اسعد، دار الهجره، چاپ دوم، قم، ۱۴۰۹٫
  32. مکارم‌ شیرازى، ناصر، استفتاءات جدید‌، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب (علیه السلام)،‌ چاپ دوم، قم،‌ ‌۱۴۲۷ ه‍ ق‌.
  33. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ناشر، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ ش.
  34. مکارم شیرازى، ناصر، ‌مناسک جامع حج، انتشارات مدرسه الإمام علی بن أبی طالب (ع)،‌ چاپ اول، قم، ۱۴۲۶ هـ‍ ق‌.
  35. مهیار، رضا، فرهنگ ابجدى عربى- فارسى.
  36. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، تحریر الوسیله، مترجم، اسلامى، على‌، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،‌ چاپ بیست و یکم، قم، ۱۴۲۵ ه‍ ق‌.
  37. موسوى ‌خمینى، سید روح اللّٰه، مناسک عمره مفرده (محشى ویژه بانوان)، نشر مشعر، چاپ سی و چهارم، ‌قم، ۱۴۲۸ هـ‍ ق‌.
  38. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، ‌منتخب مناسک حج، نشر مشعر، چاپ دوم، ‌قم، ۱۴۲۶ هـ‍ ق‌.
  39. موسوی خمینی، مناسک حج ( محشّٰى)، محمودى، محمد رضا‌، ‌نشر مشعر، تهران‌، ۱۴۲۹ هـ‍ ق‌.
  40. موسوی شاهرودى، سید مرتضى، ‌جامع الفتاوى- مناسک حج، ‌نشر مشعر‌، چاپ سوم، قم، ۱۴۲۸ هـ‍ ق‌.
  41. نهج البلاغه، کلمات قصار، ش ۲۵۲٫
  42. وحید خراسانى، حسین، ‌مناسک حج، مدرسه الإمام باقر العلوم (ع)، چاپ چهارم، قم، ۱۴۲۸ هـ‍ ق‌.


[۱]. جبران ، مسعود ،الرائد، ج ۱، ص ۶۵۶؛ خوری شرتونی ، سعید، اقرب الموارد، ج ۱، ص ۱۹۴٫

[۲]. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن،  ص ۱۰۷٫

[۳]. حج ۲۷٫

[۴]. صدوق‏، علل الشرائع‏، ج ‏۲، ص ۴۰۷ ‏.

[۵]. صدوق، ‏من لا یحضره الفقیه، ج ‏۲، ص ۲۳۰٫

[۶]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ‏۱۰، ص ۷۸٫

[۷]. فاضل مقداد، جمال الدین مقداد، کنزالعرفان فى فقه القرآن، محقق، قاضی، سید محمد، ج‏۱، ص ۳۳۸٫

[۸]. عیاشى، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، محقق، رسولى محلاتی، سید هاشم، ج‏۱، ص ۶۰٫

[۹]. قرطبى، محمد بن احمد،  الجامع لأحکام القرآن، ج ‏۲، ص ۱۳۰٫

[۱۰]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، ج ‏۸، ص ۷۹٫

[۱۱]. همان، ج ‏۴، ص ۲۱۴٫

[۱۲]. عیاشى، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، ج‏۱، ص ۶۰، سلیمان بن داود قد حجّ البیت بالجن و الانس و الطیر و الریح.

[۱۳]. الجامع لأحکام القرآن، ج ‏۲، ص ۱۳۰٫

[۱۴]. جهت مطالعه بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۱۵]. آل عمران، ۹۶،نخستین خانه اى که براى مردم نهاده شده، خانه اى است مبارک در مکه مکرمه و هدایت گر جهانیان است».

[۱۶]. انعام، ۷۰٫

[۱۷] . نحل، ۳۶٫

[۱۸]. جهت مطالعه بیشتر به سایت تبیان مراجعه شود.

[۱۹]. شیخ صدوق، ‏من لا یحضره الفقیه،‏ ج‏۲، ص ۲۳۴، وَ رُوِیَ‏ أَنَّ مُوسَى‏ (ع) أَحْرَمَ مِنْ رَمْلَهِ مِصْرَ وَ أَنَّهُ مَرَّ فِی سَبْعِینَ نَبِیّاً عَلَى صَفَائِحِ‏ الرَّوْحَاءِ عَلَیْهِمُ الْعَبَاءُ الْقَطَوَانِیَّهُ یَقُولُ لَبَّیْکَ عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدَیْکَ لَبَّیْک‏.

[۲۰]. هیکل سلیمان معبد مرکزی یهود بود که حرم حج و قبله آنها از زمان داود و سلیمان به شمار آمده. این معبد در طول تاریخ رو به ویرانی نهاده و جز بخشی از دیوار اصلی آن که به دیوار غربی یا سوگواری معروف است چیزی بر جای نمانده. یهودیان عقیده دارند مسجد الاقصی با سنگ هایی ساخته شده که از هیکل سلیمان بر جای مانده است.

[۲۱].  جهت مطالعه بیشتر به کتابخانه تخصصی حج مراجعه شود.

[۲۲]. گردآورنده، طباطبائی پژوه، سید مهدی ، کتابخانه تخصصی حج

[۲۳]. مسعودی، ابو الحسن على بن الحسین بن على، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق، داغر، اسعد ، ج۱ ص ۲۶۵؛ جهت مطالعه بیشتر به کتابخانه تخصصی حج مراجعه شود.

[۲۴]. نقش رستم در فاصله ۵ کیلومتری تخت جمشید قرار دارد. در این محل که در گذشته حتما از قداست خاصی برخوردار بوده، داریوش اول هخامنشی مقبره خود را در سینه صخره ای کوه می کند. پس از او هم سه شاه دیگر هخامنشی به تقلید از او سه مقبره دیگر برای خود در کنار مقبره داریوش می سازند. در این محل ساختمان اسرار آمیز معروف به کعبه زرتشت و چند اثر از ساسانیان نیز قرار دارد. برای آگاهی بیشتر به سایت ایران اطلس مراجعه شود.

[۲۵]. میراث باستانی ایران، ترجمه، رجب نیا، مسعود، ص ۱۹۲٫

[۲۶]. زرتشتیان هر منطقه ،برای بیتوته چند روزه خود،بنایی به نام خیله ساخته اند . بناهای با سه دیوار از سه سو باز و گشاده که شامل، مطبخ و چند صفه و اتاق است که به مجموعه آنها خیله گویند .

[۲۷]. جهت مطالعه بیشتر به کتابخانه تخصصی حج مراجعه شود.

[۲۸]. انفال، ۳۵، و نماز خواندن آنها نزد خانه کعبه چیزى جز سوت زدن و کف زدن نیست، پس به سبب آن که کافر شدید، عذاب را بچشیید.

[۲۹]. بقره، ۱۹۹، پس از همان جا که مردم کوچ مى‏کنند به سوى سرزمین منى کوچ کنید و از خداوند طلب آمرزش نمائید که خدا آمرزنده و مهربان است

[۳۰]. عروسى حویزى، عبد على بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج‏۱، ص ۱۹۵٫

[۳۱]. ابن هشام، زندگانى محمد(ص) پیامبر اسلام، ترجمه، رسولى، سید هاشم، ج‏۱،ص،۱۲۸٫

[۳۲]. بقره، ۲۰۰، و هر گاه اعمال حج را به جا آوردید مانند آن که پدرانتان را یاد می کنید خدا را یاد کنید بلکه یاد نمودن شما خدا را بیشتر از یاد پدرانتان باشد بعضى از مردم فقط آرزوى متاع دنیا را از خدا می نمایند و ایشان را از نعمت آخرت بهره و نصیبى نباش.

[۳۳]. کلینى، کافی، ج ‏۴، ص ۵۱۶٫

[۳۴]. توبه، ۳۷٫

[۳۵]. تفسیرنورالثقلین، ج ۲، ص۲۱۷٫

[۳۶]. بقره، ۱۹۸٫

[۳۷]. سیوطى، جلال الدین، الدر المنثور فى تفسیر المأثور، ج‏۱، ص،۲۲۲٫

[۳۸]. حج، ۲۸٫

[۳۹]. همان.

[۴۰]. بقره، ۱۸۹٫

[۴۱]. نورالثقلین، ج۱، ص ۱۴۶ و ۱۴۸٫

[۴۲]. امروز بعضى یا همه آن( عورت) نمایان مى‏شود و آنچه را از آن آشکار شود به دیگران حلال نمى‏کنم.

[۴۳]. قمی، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق: موسوى جزایری، سید طیب، ج ‏۱، ص ۲۸۱٫

[۴۴]. اعراف، ۲۸٫

[۴۵]. فیض کاشانى، ملا محسن، تفسیر صافی، ج ۲، ص ۱۸۷؛ جهت مطالعه بیشتر به این لینک مراجعه شود.

[۴۶]. کلینى، کافی، ج ‏۸، ص ۱۸۱٫

[۴۷]. نهج البلاغه، کلمات قصار، ش ۲۵۲٫

[۴۸]. شیخ صدوق‏، علل الشرائع‏، ج ‏۲، ص ۴۰۶ ‏.

[۴۹].حر عاملى، محمد بن حسن، ‏وسائل الشیعه، ج ‏۱۱، ص ۱۴٫

[۵۰]. بقره، ۱۹۸

[۵۱]. وسائل‏الشیعه، ج ۱۱، ص ۶۰٫

[۵۲]. کافی، ج ‏۴، ص ۲۷۱٫

[۵۳]. نهج البلاغه، وصیت ۴۷٫

[۵۴]. وسائل‏الشیعه، ج ۱۱، ص ۲۴٫

[۵۵]. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۱۹، ح ۲۲۲۱٫

[۵۶]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۷، ص ۳۰، ح ۱٫

[۵۷]. همان، ج ۱، ص ۲۴، ح ۱۹، “عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ لِی جَاراً کَثِیرَ الصَّلَاهِ کَثِیرَ الصَّدَقَهِ کَثِیرَ الْحَجِّ لَا بَأْسَ بِهِ قَالَ فَقَالَ یَا إِسْحَاقُ کَیْفَ عَقْلُهُ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَیْسَ لَهُ عَقْلٌ قَالَ فَقَالَ لَا یَرْتَفِعُ بِذَلِکَ مِنْه‏”.

[۵۸]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۱۳، ح ۱۴۳۸۵،”… َ أَنَّى لَکَ أَنْ تَبْلُغَ مَا یَبْلُغُ الْحَاج‏…”.

[۵۹]. کلینی، محمد بن یعقوب ،کافی، ج ۴، ص ۲۵۳، ح ۶، “قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) الْحُجَّاجُ یَصْدُرُونَ عَلَى ثَلَاثَهِ أَصْنَافٍ صِنْفٌ یُعْتَقُ مِنَ النَّارِ وَ صِنْفٌ یَخْرُجُ مِنْ ذُنُوبِهِ کَهَیْئَهِ یَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ وَ صِنْفٌ یُحْفَظُ فِی أَهْلِهِ وَ مَالِهِ فَذَاکَ أَدْنَى مَا یَرْجِعُ بِهِ الْحَاج‏”.

[۶۰]. همان،حدیث ۵، “قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) إِنِّی قَدْ وَطَّنْتُ نَفْسِی عَلَى لُزُومِ الْحَجِّ کُلَّ عَامٍ بِنَفْسِی أَوْ بِرَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی بِمَالِی فَقَالَ وَ قَدْ عَزَمْتَ عَلَى ذَلِکَ قَالَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ إِنْ فَعَلْتَ فَأَبْشِرْ بِکَثْرَهِ الْمَالِ”.

[۶۱]. وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۲۲، ح ۱۴۱۴۵، “قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) إِنَّ نَاساً مِنْ هَؤُلَاءِ الْقُصَّاصِ یَقُولُونَ إِذَا حَجَّ الرَّجُلُ حَجَّهً ثُمَّ تَصَدَّقَ وَ وَصَلَ کَانَ خَیْراً لَهُ فَقَالَ کَذَبُوا لَوْ فَعَلَ هَذَا النَّاسُ لَعُطِّلَ هَذَا الْبَیْتُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ هَذَا الْبَیْتَ قِیَاماً لِلنَّاس‏”.

[۶۲]. همان، ج ۱۱، ص ۱۱۵، ح ۱۴۳۹۰،”عَنْ سَعِیدٍ السَّمَّانِ أَنَّهُ قَالَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) فِی حَدِیثٍ أَیُّهُمَا أَفْضَلُ الْحَجُّ أَوِ الصَّدَقَهُ فَقَالَ مَا أَحْسَنَ الصَّدَقَهَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قَالَ قُلْتُ أَجَلْ فَأَیُّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ مَا یَمْنَعُ أَحَدَکُمْ مِنْ أَنْ یَحُجَّ وَ یَتَصَدَّقَ قَالَ قُلْتُ مَا یَبْلُغُ مَالُهُ ذَلِکَ وَ لَا یَتَّسِعُ قَالَ إِذَا أَرَادَ أَنْ یُنْفِقَ عَشَرَهَ دَرَاهِمَ فِی شَیْ‏ءٍ مِنْ سَبَبِ الْحَجِّ أَنْفَقَ خَمْسَهً وَ تَصَدَّقَ بِخَمْسَهٍ أَوْ قَصَّرَ فِی شَیْ‏ءٍ مِنْ نَفَقَتِهِ فِی الْحَجِّ فَیَجْعَلُ مَا یَحْبِسُ فِی الصَّدَقَهِ فَإِنَّ لَهُ فِی ذَلِکَ أَجْراً”.

[۶۳]. قیامه، ۱۴، “بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصیرَه”.

[۶۴]. وسائل الشیعه ،ج ۱۱، ص ۱۱۵، ح ۱۴۳۸۹٫ “دِرْهَمٌ تُنْفِقُهُ فِی الْحَجِّ أَفْضَلُ مِنْ عِشْرِینَ أَلْفَ دِرْهَمٍ تُنْفِقُهَا فِی حَق‏”.

[۶۵]. همان، ج ۱۳، ص ۳۰۵، ح ۳۰۵″لَقَضَاءُ حَاجَهِ امْرِئٍ مُؤْمِنٍ أَفْضَلُ مِنْ حَجَّهٍ وَ حَجَّهٍ وَ حَجَّهٍ حَتَّى عَدَّ عَشْرَ حِجَج‏”.

[۶۶]. آل عمران،۹۷، “وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمینَ “. «براى خدا، حج آن خانه بر کسانى که قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است. و هر که راه کفر پیش گیرد، بداند که خدا از جهانیان بى‏نیاز است‏».

[۶۷]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۴، ص ۲۶۹، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَحُجَّ حَجَّهَ الْإِسْلَامِ لَمْ یَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِکَ حَاجَهٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لَا یُطِیقُ فِیهِ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ یَمْنَعُهُ فَلْیَمُتْ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّاً.

[۶۸]. آل عمرآن، ۹۷٫

[۶۹].حجه الاسلام به حجی گفته می شود که در طول عمر بر هر انسانی که شرایط حج را دارا باشد یک بار و اجب می شود.

[۷۰]. کلینى، کافی، ج ۴، ص ۲۶۸٫

[۷۱]. قریش، ۳٫

[۷۲]. آل عمران، ۹۶.

[۷۳]. بقره، ۱۲۵ – ۱۲۹.

[۷۴]. مائده، ۹۷٫

[۷۵]. آل عمران، ۹۷، «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمینَ».

[۷۶]. حج، ۲۷ – ۳۰.

[۷۷]. همان، ۲۷٫

[۷۸]. آل عمران، ۹۷٫

[۷۹]. نهج البلاغه، خطبه اوّل؛ حرعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، محقق / مصحح: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ج ۸ ، ص ۹٫

[۸۰]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه شود.

احادیث  ،حج

[۸۱]. قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابویه، من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۴۴۷ ؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۴، ص ۲۶۹٫

[۸۲]. حج، ۲۷٫

[۸۳]. بقره، ۱۹۹٫

[۸۴]. کلینى‏، کافی، ج ۴، ص ۲۴۵ – ۲۴۸٫‏‏

[۸۵]. کلینی، کافی، ج ۴، ص ۴۰۴٫

[۸۶]. البقره، ۱۲۷ و ۱۲۸٫

[۸۷]. شیخ صدوق‏، علل الشرائع، ج ‏۲، ص ۵۸۶٫

[۸۸]. کلینى‏، کافی،‏ ج ۴، ص ۱۹۱٫‏‏

[۸۹]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ‏۲۸، ص ۹۵٫

[۹۰]. کافی، ج ۲، ص ۲۰٫

[۹۱]. شیخ صدوق، ‏من لا یحضره الفقیه،‏ ج ۲، ص ۵۱۹٫‏

[۹۲]. جهت مطالعه بیشتر به کتاب خانه تخصصی حج و زیارت مراجعه شود.

[۹۳]. شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ۵۰-۴۶، انتشارات شریف رضی، قم، ۱۳۶۴ هـ ش.

[۹۴]. همان، ص ۲۳۶٫

[۹۵]. بروجردى، سید محمد ابراهیم، تفسیر جامع، ج‏۱، ص ۴۶٫

[۹۶]. فاضل موحدى لنکرانى، محمد ، ‌احکام عمره مفرده،‌ ص ۱۹٫

[۹۷]. الجزیری ،عبد الرحمن ،الفقه علی المذاهب الاربعه ، ج۱، ص۶۸۸؛ شهید اول مکی عاملی، اللمعه الدمشقیه، ج۱، ص۲۱۷؛ طباطبایی، سید علی، ریاض المسایل، ، ج ۶‌، ص ۱۰۱٫

[۹۸]. حریری، محمد یوسف، فرهنگ اصطلاحات حج ، ص ۵۹ . (هر فرسخ حدود ۵/۵ کیلومتر است.

[۹۹]. اللمعه الدمشقیه، ج۱، ص۲۱۷ ـ ۲۱۸؛ مغنیه، محمد جواد، الفقه علی المذاهب الخمسه، ص ۳۰۵٫

[۱۰۰]. فاضل لنکرانى، محمد، ‌مناسک حج، ص ۲۱٫‌

[۱۰۱]. فاضل مقداد سیورى حلّى، مقداد بن عبد اللّٰه ، ‌کنز العرفان فی فقه القرآن، مترجم، عقیقى‌بخشایشى، عبد الرحیم، ج‌۱، ص ۳۲۱٫

[۱۰۲]. فاضل لنکرانى، محمد، ‌مناسک حج، ص ۲۱٫

[۱۰۳]. سبحانى تبریزى، جعفر، مناسک حج و احکام عمره، ص ۳۹٫

[۱۰۴]. مرتضوى لنگرودى، سید محمد حسن، توضیح المناسک، ص۶۷٫

[۱۰۵]. راغب اصفهانی ،المفردات، ص۳۴۷؛ ابن منظور ،محمدبن مکرم ،لسان العرب، ج ۹، ص ۳۹۳؛ طریحی، فخرالدین ،مجمع البحرین، ج ۳، ص ۴۱۲٫

[۱۰۶]. طوسی، محمد بن حسن ،التبیان، ج۲، ص۱۵۵٫

[۱۰۷]. طبرسی ، فضل بن حسن ،مجمع البیان، ج۱، ص۴۳۹؛ طباطبایی محمد حسین ،تفسیر المیزان، ، ج۲، ص۱۱۲٫

[۱۰۸] . شهید اول، مکی عاملی ،اللمعه الدمشقیه، ج۱، ص۲۱۷‌؛ محقق حلی، جعفر بن الحسن، شرایع الاسلام، ج۱، ص۲۳۶؛ جزیری، عبدالرحمن ،الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۸۸٫

[۱۰۹]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

کتابخانه تخصصی حج وعمره

[۱۱۰]. عمره به معناى زیارت است و عمرۀ مفرده، یعنى عمرۀ به تنهایى، در مقابل «عمرۀ تمتّع» که عمرۀ تنها نیست، بلکه عمره‌اى است که بعد از آن اعمال حج انجام مى‌شود.

[۱۱۱]. البته برخی در مناسک خود دارند کسى که فقط توانایى بر عمرۀ مفرده داشته باشد احتیاط واجب آن است که آن را بجا آورد؛ هر چند استطاعت و توانایى بر حج‌ نداشته باشد، و یک مرتبه در تمام عمر بیشتر واجب نیست، بنابراین کسانى که حجّ نیابتى به جا مى‌آورند، احتیاط واجب آن است که بعد از انجام عمل نیابت، عمرۀ مفرده‌اى براى خود به جا آورند. مناسک جامع حج (مکارم)، ص ۳۷۳، م ۱۳۱۴٫

[۱۱۲].  موسو ی خمینى، سید روح اللَّه، مناسک حج( المحشى)، ص ۹۵٫

[۱۱۳]. بهجت‌ فومنى گیلانى، محمد تقى، مناسک حج و عمره‌، ص ۲۸۱‌.

[۱۱۴]. موسو ی خمینى، سید روح اللَّه، مناسک حج( المحشى)، ص ۹۵٫

[۱۱۵]. موسوى خمینى، سید روح اللَّه ، توضیح المسائل (المحشى)، ج ‏۲، ص ۴۷۴، م ۲۴۰۹٫

[۱۱۶]. همان.

[۱۱۷].بقره ،۱۹۷،الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الحْجَّ فَلَا رَفَثَ وَ لَا فُسُوقَ وَ لَا جِدَالَ فىِ الْحَجّ‏ِ  وَ مَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَیرْ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ تَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیرْ الزَّادِ التَّقْوَى‏ وَ اتَّقُونِ یَأُوْلىِ الْأَلْبَابِ.

[۱۱۸]. کلینی، کافی، ج ۴، ص ۲۹۰ و ۳۰۳؛ امام خمینی (ره)،مناسک محشی، ص ۴۴٫

[۱۲۰]. شیخ کلینى‏، کافی‏، ج ‏۴، ص ۲۸۱٫

[۱۲۱]. همان، ج ‏۴، ص ۲۸۰٫

[۱۲۲]. صابرى یزدى، على رضا / انصارى محلاتى‏، محمد رضا، الحکم الزاهره، ترجمه، انصارى، ص ۳۲۵ .

[۱۲۳]. مائده، ۲۷٫

[۱۲۴]. شیخ صدوق، ‏من لا یحضره الفقیه،‏ ، ج ‏۲، ص ۲۸۲ ‏.

[۱۲۵]. همان، ج ‏۲، ص ۲۷۹؛ جهت مطالعه بیشتر به  کتابخانۀ تخصصی حج و زیارت مراجعه شود.

[۱۲۶]. امام خمینی، مناسک حج (محشّٰى)، ص ۲۳٫

[۱۲۷]. بهجت‌ فومنى گیلانى، ، محمد تقى، مناسک حج و عمره‌، ص ۳۳‌.

[۱۲۸]. امام خمینی، مناسک حج (محشّى)، ص ۲۳٫

[۱۲۹]. شبیری زنجانى، سید موسى، مناسک زائر، ص ۱۲٫

[۱۳۰]. فاضل  لنکرانى، محمد، ‌مناسک حج، ص ۵۳٫

[۱۳۱]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

کتابخانه تخصصی حج

[۱۳۲]. امام خمینی (ره)، مناسک محشی، ص۲۶، م۲۰٫

[۱۳۳]. بهجت، محمد تقى، مناسک حج و عمره، ص۴۴،م ۸۸ و ۸۹٫

[۱۳۴]. مناسک محشی، ص۲۶-۲۷، م۲۰،پاورقی۴ ؛تبریزى، جواد، مناسک حج، ص۲۰، م۳۳٫

[۱۳۵]. حسینى خامنه‏اى، سید على، مناسک حج مطابق با فتاوای حضرت امام خمینی (ره)و مقام معظم رهبری، ص ۱۹و۲۰، م۱۸٫

[۱۳۶]. مناسک محشی، ص۲۶ و ۲۷،م۲۰،پاورقی ۴؛ موسوى خویى، سید ابو القاسم ، مناسک حج، ص ۲۹، م۳۳٫

[۱۳۷].  سیستانی، سیدعلی، مناسک حج، ص ۳۳، س ۳۳٫

[۱۳۸]. ‌شبیرى‌ زنجانى، سید موسى، مناسک حج ، ص ۱۸، م۳۸٫

[۱۳۹]. صافی گلپایگانی ،استفتائات حج ،ص۱۴ ،س۱۹؛ مناسک محشی ، ص۲۷،م۲۰، پاورقی۴ ،و استفتا ء شفاهی از دفتر معظم له .

[۱۴۰]. لنکرانى موحدى، محمد فاضل، مناسک حج ،ص ۴۹، م۹۱٫

[۱۴۱]. مکارم شیرازى، ناصر، مناسک جامع حج، ص ۳۲، م۲۲٫

[۱۴۲]. مناسک محشی ص۲۶م۲۰؛ نوری همدانی ،مناسک حج ص۳۱م۳۰٫

[۱۴۳]. وحید‌خراسانى، حسین، مناسک حج ،ص ۲۷ م۳۰٫

[۱۴۴]. مناسک حج (المحشى للإمام الخمینی)، ص ۳۳، م ۳۴٫

[۱۴۵]. همان.

[۱۴۶]. همان.

[۱۴۷]. حسینى خامنه‏اى، سید على،مناسک حج، ص۷٫

[۱۴۸]. همان.

[۱۴۹]. همان.

[۱۵۰]. بهجت، محمد تقى ،مناسک حج و عمره، ص ۳۸٫

[۱۵۱]. امام خمینی(ره)، مناسک محشّی، مقدمه، م شماره ۴۶٫

[۱۵۲]. سبحانی، جعفر، مناسک حج و احکام عمره، ص ۲۲٫

[۱۵۳]. اعم از استطاعت مالی (داشتن خرج سفر) و بدنی (داشتن توانایی جسمی) و طریقی (باز بودن راه).

[۱۵۴]. محمودى، محمد رضا، مناسک حج (محشّٰى)، ص۱۶٫

[۱۵۵]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

 به سایت استفتائات

[۱۵۶]. مناسک حج (المحشى للإمام الخمینی)، ص ۳۸ ،م۴۱٫

[۱۵۷]. همان،م۴۲٫

[۱۵۸]. (مریض و پیر در این مسأله کسانی هستند که انجام اعمال حج و عمره برای آنان ممکن نیست و یا مشقت شدید غیر قابل تحمل دارد و امید به خوب شدن هم ندارد).

[۱۵۹] .همان، م ۴۳٫

[۱۶۰].  وقوف در عرفات و مشعر الحرام.

[۱۶۱]. عراقى، آقا ضیاء الدین؛ کزازى، على، ‌شرح تبصره المتعلمین، ج‌۱، ص ۲۶۵٫

[۱۶۲]. وحید خراسانى، حسین، ‌مناسک حج، ص ۷۸؛ البته امام خمینی و برخی از فقهای دیگر واجبات حج را سیزده چیز می دانند، توضیح المناسک، ص ۲۳۴٫

[۱۶۳]. بهجت‌گیلانى، فومنى، محمد تقى، مناسک حج و عمره‌، ص ۲۹٫

[۱۶۴] بهجت‌ فومنی گیلانى، محمد تقى، مناسک حج و عمره‌، ص ۸۲‌.

[۱۶۵] موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، ‌مناسک حج‌، ص ۶۳٫

[۱۶۶]. همان، ص ۶۴٫

[۱۶۷]. ادنى الحل یعنى نزدیکترین نقطه به محدودۀ حرم که حدود آن به صورت یک چند ضلعى نامنظم در اطراف مکه تعیین شده است.

[۱۶۸]. فاضل لنکرانى، محمد، ‌مناسک حج، ص ۲۹٫

[۱۶۹]. برای آگاهی بیشتر ر ک. مناسک حج (المحشى للإمام الخمینی)، ص ۱۵۲ – ۱۹۶٫

[۱۷۰]. خمینی، روح الله، مناسک حج (المحشى)، ص ۱۹۸، م  ۴۷۸‏؛ مجلسی، محمد تقی، لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح الفقیه، ج ‏۸، ص ۳۱۶٫‏

[۱۷۱]. خمینی، روح الله، مناسک حج (المحشى)، ص ۱۵۴ و ۱۵۵٫

[۱۷۲]. همان، ص ۱۵۶٫

[۱۷۳]. همان ص ۹۸، م  ۱۸۰٫

[۱۷۴]. برای اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه شود.

نمودار محرمات احرام

[۱۷۵] برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

کتابخانۀ تخصصی حج

[۱۷۶]. خمینی ،روح الله، مناسک محشی ، ص ۲۰۲-۱۵۲٫

[۱۷۷]. برای اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه شود

نمودارکفاره

[۱۷۸]. حسینی خامنه‌اى، سید على، ‌مناسک حج‌، ص ۳۲٫

[۱۷۹]. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، تحریر الوسیله، مترجم، اسلامى، على‌،  ج ‌۲، ص ۲۲۵٫

[۱۸۰]. موسوى خمینى، سید روح اللَّه، توضیح المسائل( المحشى)، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، م ۳۹۱ و ۶۴۶٫

[۱۸۱]. همان، م ۳۹۱ و ۶۴۶

[۱۸۲]. همان، م ۳۹۱ و ۶۴۶؛ آیت‏الله وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۹۷؛ آیت‏الله نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۹۲ و ۶۴۷٫(با استفاده از سؤال ۳۲۴۹٫).

[۱۸۳]. برای آگاهی بیشتر نک: شهید اول، محمد بن مکى عاملى، القواعد و الفوائد، ج‏۱، ص ۸۳٫

[۱۸۴]. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، ‌مناسک حج‌، ص ۱۸۸‌.

[۱۸۵]. بهجت‌ فومنى گیلانى، محمد تقى، مناسک حج و عمره‌، ص ۱۳۹‌.

[۱۸۶]. فاضل موحدى لنکرانى، محمد، ‌مناسک حج، ص ۳۱٫

[۱۸۷]. جمعى از پژوهشگران زیر نظر هاشمى شاهرودى، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، محقق/ مصحح: محققان مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى، ج ‌۳، ص ۱۹۷٫

[۱۸۸]. مناسک حج (محشى)، ص ۴۳۱، زمان احرام حج، بعد از عمرۀ تمتع آغاز؛ و تأخیر آن تا زمان امکان ادراک وقوف اختیارى عرفه، جایز است ولی آیت الله سیستانی می فرماید: کسى که مى‌تواند وقوف اختیارى عرفه را درک کند، جایز نیست احرام را از وقت مذکور تأخیر بیندازد.

[۱۸۹]. شبیری زنجانى، سید موسى، مناسک زائر، ص۱۸۳ و ۱۸۴٫

[۱۹۰]. موسوی خمینی، مناسک حج( محشّٰى)، محمودى، محمد رضا‌، ص ۴۴۲٫

[۱۹۱]. بر وزن مثلّث نام درّه‌اى واقع در میان منى و مزدلفه و به منى نزدیک تر است، و خود حدّى از حدود منى است.

[۱۹۲]. واجب است شب عید  را تا صبح در مشعر الحرام بماند.

[۱۹۳]. موسوی شاهرودى، سید مرتضى، ‌جامع الفتاوى- مناسک حج، ص ۱۸۲-۱۸۱٫

[۱۹۴]. حسینی خامنه‌اى، سید على، ‌مناسک حج‌، ص ۵۱-۵۰٫

[۱۹۵]. حسینی خامنه‌اى، سید على، ‌مناسک حج‌، ص ۴۵‌.

[۱۹۶]. وحید خراسانى، حسین، ‌مناسک حج، ص ۱۹۹٫

[۱۹۷]. فیاض کابلى، محمد اسحاق، ‌مناسک حج، ص ۱۹۰٫

.[۱۹۸] مناسک حج (المحشى للإمام الخمینی)، ص۱۰۰؛ مناسک حج (للخامنئی)، ص ۱۶٫

.[۱۹۹] برگرفته از سایت پرسمان قرآن

.[۲۰۰]حج،۳۷، « لَنْ یَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لکِنْ یَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْکُمْ».

.[۲۰۱] مکارم شیرازی ، ناصر ،تفسیر نمونه، ج ‏۱۴، ص ۱۰۷، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول‏، تهران، ۱۳۷۴ ش‏.

[۲۰۲]. عراقى، آقا ضیاء الدین،کزازى، على، ‌شرح تبصره المتعلمین، ج‌۱، ص ۳۲۶٫

[۲۰۳].  مرتضوى‌ لنگرودى، سید محمد حسن، توضیح المناسک، توضیح المناسک، ص ۲۶۰٫

[۲۰۴]. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، ‌مناسک حج‌، ص ۳۰۷-۳۰۸٫

[۲۰۵]. سبحانى تبریزى، جعفر، مناسک حج و احکام عمره، ص۰ ۹٫

[۲۰۶] محمودى، محمد رضا‌، مناسک حج ( محشّٰى)، ص ۲۰۳٫

[۲۰۷]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

مقاله

[۲۰۸]. علامه حلی؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص ۴۷۲: خذوا عنی مناسککم.

[۲۰۹]. موسوی خمینی، روح الله، مناسک حج (محشی)،م ۵۴۷ و ۵۳۱٫

[۲۱۰]. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، تحریر الوسیله، مترجم، اسلامى، على‌، ج ‌۲، ص ۲۳۷٫

[۲۱۱]. شوط: در لغت به معناى نهایت دویدن تا هدف و در این جا به معناى یک‌بار دور زدن اطراف کعبه و یک بار پیمودن فاصلۀ صفا تا مروه، یا مروه تا صفا مى‌باشد.

[۲۱۲]. موسوى‌خمینى، سید روح اللّٰه، مناسک عمره مفرده (محشى ویژه بانوان)، ص ۹۲‌-۹۴٫

[۲۱۳]. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، ‌منتخب مناسک حج، ص۲۸۳ ؛محمودى، محمد رضا‌، مناسک حج (محشّٰى)، ص ۲۳۱٫

[۲۱۴]. رضا، مهیار ، فرهنگ ابجدى عربى- فارسى،متن، ص ۳۷۵٫ الخُنْثَى‏- ج‏ خُنَاثَى‏ و خِنَاث‏: آنکه آلت مردى و زنى هر دو را دارا باشد.

[۲۱۵]. همان، ص ۳۶۴،  خَصَى‏- خِصَاءً [خصی‏] هُ: آن مرد را اخته کرد

[۲۱۶]. مناسک حج (محشی)، ص ۵۴۶٫‌

[۲۱۷]. مکارم‌ شیرازى، ناصر، استفتاءات جدید‌، ج‌۱، ص۱۳۰٫

[۲۱۸]. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، ‌مناسک حج‌، ص ۱۸۷٫

[۲۱۹]. مرتضوى لنگرودى، سید محمد حسن، ‌توضیح المناسک‌، ص ۲۹۷‌.

[۲۲۰]. برای اطلاع از نحوۀ از بین بردن آثار تخریبی گناهان بر روی روح و روان به کتاب های اخلاقی؛ مانند کتاب معراج السعاده مرحوم نراقی و امثال آن مراجعه شود.

[۲۲۱]. نک: مجلسی، بحار الانوار، ج ۹۶، ص ۱۲۴- ۱۲۶، چاپ بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۴هـ .

[۲۲۲]. محمودى، محمد رضا، مناسک حج( محشّٰى)، ص‌۶۲۰٫

[۲۲۳]. مکارم شیرازى، ناصر، مناسک جامع حج‌‌، ص ۳۷٫

[۲۲۴].  بهجت، محمد تقى، مناسک حج و عمره، ص ۲۱۱٫

[۲۲۵]. مناسک حج (المحشى للإمام الخمینی)، ص ۵۳۱٫

[۲۲۶]. محمودى، محمد رضا، مناسک حج( محشّٰى)، ص ‌۶۲۰٫

[۲۲۷]. مناسک حج (المحشى للإمام الخمینی)، ص ۵۳۱٫

[۲۲۸]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

سایت استفتائات

[۲۲۹]. اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا (به مردم) برسان! و اگر انجام ندهی، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمى‏کند.

[۲۳۰]. در تاریخ وارد شده وقتی امام حسین (ع) احتمال حرمت شکنی مسجدالحرام را از سوی دشمنانشان دادند مراسم حج را نیمه تمام رها کردند.

[۲۳۱]. جریان غدیر در سال آخر عمر پیامبر اکرم (ص) در حجه الوداع اتفاق افتاد و آن حضرت، با بیان «… من کنت مولاه فهذا علی مولاه…»  هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست و…، به امامت علی بن ابی طالب تصریح فرمود و رسالت خود را ابلاغ فرمود.

[۲۳۲] .آفـتـاب داغ و ریگ ها گداخته و تمام دشت را هیچ سایه سـارى جز آسمان نبود. حالِ پیامبر(ص) دگـرگـون شـد. چـهـره اش حـالتـى خـاص بـه خود گرفت؛ حالتى که همواره هنگام نـزول وحـى بـر ایـشان عارض مى شد. پیامبر(ص) توقف نمود. آهـنـگ تـوقـف کـاروان تـوسـط جـارچیان نیز نواخته شد. رفته ها بازگشتند؛ پراکنده ها جمع شدند؛ باز مانده ها رسیدند؛ پیاده ها توشه بر زمین نهادند، سواره ها پیاده شدند و همه گوش به فرمان. همه مى دانستند به یقین، امر مهمى پیش آمده که پیامبر(ص)، همگان را به ماندن و شنیدن آن دعوت کرده است. برگرفته با تغییرات از گنج نامۀ امام علی (ع)، مبحث غدیر و ولایت.

 [۲۳۳]. ابوسعید خدری، زیدین ارقم، جابر بن عبدالله انصاری، ابن عباس، براء بن عازب، حذیفه، ابوهریره، ابن مسعود و عامر بن لیلی، از آن جمله هستند.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 4 = 7