دایره المعارف اسلام پدیا » امام کاظم و نصوص معصومان(ع)
منوی اصلی

امام کاظم و نصوص معصومان(ع)

تاریخ: ۱۸ آبان ۱۳۹۱ در باب: امام موسی کاظم (ع)

با توجه به این که یکی از راه های شناخت امام، معرفی معصوم و امام پیشین است؛ از این رو در این مقال به برخی از سخنان امام صادق (ع) پیرامون امامت امام موسی کاظم (ع) اشاره می کنیم.

الف. فیض بن مختار ضمن حدیث مفصّلى می­گوید: حضرت صادق (ع) در باره موسى بن جعفر (ع) فرمود: او امام شما است که از وى پرسیدى، اکنون برخیز و به امامت‏ وى اقرار کن من برخاستم و دست و پیشانى او را بوسیدم و براى وى در پیش­گاه خداوند دعا کردم.

حضرت صادق (ع) فرمود: مرا در آشکار کردن این موضوع اذن نداده‏اند، عرض کردم: قربانت گردم این مطلب را جاى دیگر هم ذکر کنم؟ فرمود: آرى به خاندان و فرزندان و دوستانت می­توانى بگوئى، من هم به یونس بن ظبیان که از دوستان من بود جریان را گفتم وى خوشحال شد و خداوند را سپاس‏گزارى کرد، بعد گفت: نه، به خداوند سوگند من این مطلب را باید از خودش بشنوم و او با عجله بیرون شد و من هم از دنبال او راه افتادم، هنگامى که جلوی منزل امام رسیدم شنیدم حضرت می­فرماید: اى یونس مطلب همان است که فیض به تو گفت، یونس عرض کرد: شنیدم و اطاعت کردم، امام (ع) فرمود: این قضیه را دیگر در جاى دیگرى نقل نکن.[۱]

ب. صفوان جمال می­گوید: از حضرت صادق (ع) پرسیدم امام بعد از شما کیست؟

فرمود: امام بازى نمی­کند و کارهاى بیهوده انجام نمی­دهد، در این هنگام موسى بن جعفر (ع) وارد شد، در حالى که کودک بود و بز کوچکى را هم با خود همراه داشت، او را مخاطب ساخته و می­گفت: براى خداوند سجده کن، امام صادق (ع) او را به خود چسبانید و گفت: پدر و مادرم فداى آن کس باد که لهو و لعب ندارد و کار بیهوده انجام نمی­دهد.[۲]

ج. على بن جعفر می­گفت پدر بزرگوارم به گروهى از خواص و نزدیکان خود توصیه می­فرمود تا می­توانید دست از نیکى به فرزندم موسى (ع) بر مدارید زیرا او از همه فرزندان من برتر و بالاتر است و او خلیفه پس از من و جانشین من و حجت خدا بر همه آفریدگان است.[۳]

د. یزید بن سلیط زیدى گفت: در راه مکه با گروهى خدمت حضرت صادق (ع)‏ رسیدیم، عرض کردم پدر و مادرم فدایت، شما پیشوایان پاک نهاد هستید هیچ کس را از مرگ گریزى نیست مرا مفتخر به شناختن امام بعد از خود بنما تا به بازماندگان خود سفارش کنم.

حضرت فرمود: بسیار خوب اینها فرزندان من هستند این (اشاره به موسى بن جعفر (ع)‏ نمود) سرور آنها است، در مورد آنچه مردم نیاز داشته باشند، او گنجینه علم و درک و معرفت است و در اختلافات دینى، او داراى امتیاز حسن خلق و خوش معاشرتى است و یکى از واسطه­های بین مردم و خدا است، در او یک امتیاز دیگرى است که از همه اینها بهتر است.

پدرم گفت: آقا بفرمائید آن امتیاز چیست؟ فرمود: فریادرس و پناه این امت و گنجینه علم و نور و درک و حکمت، از او به وجود مى‏آید. بهترین فرزندى است که سبب جلوگیرى از خونریزى مى‏شود و اختلاف به وسیله او رفع می گردد باعث اتّحاد و اجتماع مى‏شود. خدا به وسیله او برهنگان را می پوشاند و گرسنگان را سیر می کند و وحشت‏زده‏ها ایمن می­شوند سبب نزول باران می­گردد بهترین موجودى است که خداوند بستگان او را قبل از بالغ شدن او بشارت می­دهد. راهنماى مردم است سخنش حکمت و خاموشى او علم است، جواب‏گوى تمام مسائل اختلافى مردم است پدرم گفت: آقا بعد از خود فرزندى خواهد داشت فرمود بلى.[۴]

هـ. از داود بن کثیر روایت شده است که گفت: «به امام صادق (ع) عرض کردم: قربانت گردم، فدایت شوم، اگر (براى شما) اتّفاقى بیفتد، به چه کسى رجوع کنم، فرمود: به فرزندم موسى». داود بن کثیر ادامه مى‏دهد: «سپس آن اتّفاق افتاد، و من- به خدا قسم- در مورد حضرت موسى بن جعفر (ع) ذرّه‏اى شکّ به خود راه ندادم.[۵]

و. مفضل بن عمر گفت: خدمت حضرت صادق (ع) رسیدم عرض‏ کردم آقا اگر ما را آشنا به خلف و جانشین خود می کردى خوب بود. فرمود: مفضل امام بعد از من پسرم موسى ولى خلف منتظر که آرزوى ظهورش هست م ح م د پسر حسن بن على بن محمّد بن على بن موسى (ع) است.[۶]

ز. ابراهیم کرخى گفت: خدمت حضرت صادق (ع) رسیدم آن جا نشسته بودم که حضرت موسى بن جعفر (ع) وارد شد، پسر بچه‏اى بود از جاى حرکت کرده او را بوسیدم و نشستم امام صادق (ع) فرمود ابراهیم این پسرم بعد از من امام تو است گروهى در باره شناسائى او گمراه می­شوند و گروهى به سعادت می رسند خداوند قاتلان او را لعنت کند و عذابشان را دو چندان نماید از این فرزندم پسرى به وجود مى‏آید که بهترین فرد روى زمین است هم نام با جد بزرگوارش و وارث علم و احکام و فضائل اوست گنجینه امامت و حکمت است او را ستمگرى از فلان خانواده می­کشد پس از وقایع شنیدنى به واسطه حسادت، خداوند خواسته خود را اجرا مى‏کند گرچه کافران مایل نباشند از نژاد او بقیه دوازده امامى که خداوند آنها را به لطف خویش امتیاز بخشید و در فردوس برین جاى دارند خارج می­کند کسى که اقرار به دوازدهمى داشته باشد مانند کسى است که با شمشیر برهنه دفاع از پیغمبر اکرم(ص) نماید.

گفت در این موقع یکى از غلامان بنى امیه وارد شد سخن امام قطع گردید یازده مرتبه خدمت آن جناب رسیدم تا شاید دنباله فرمایش خود را تکمیل کند ولى ممکن نشد، دو سال بعد خدمت آن آقا نشسته بودم فرمود: ابراهیم، او برطرف‏کننده ناراحتى است از شیعیانش پس از گرفتارى شدید و بلاى طولانى و ترس و اندوه زیاد، خوشا به حال کسى که آن زمان را درک کند، همین قدر ترا کافى است ابراهیم! آن قدر خوشحال شدم که سابقه نداشت.[۷]

حـ. مفضل بن عمر می گوید: خدمت حضرت صادق (ع) بودیم که ابو ابراهیم (موسی بن جعفر) در حالى که کودک بود وارد شد، حضرت فرمود: او را به یاران مورد اعتمادت وصیت کن و امر او را براى آنان اظهار نما.[۸]

ط. فیض بن مختار می­گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم: دستم را بگیر و از آتش بیرونم کن، پس از تو کدام کس بر ما امام است؟ در این هنگام ابو ابراهیم (موسی بن جعفر) بر ما وارد شد، فرمود: امام شما این است اکنون به وى چنگ بزن.[۹]

ی. عیسى بن عبد اللَّه می گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم: اگر حادثه‏اى پیش آمد کرد و خداوند این طور حادثه‏اى پیش نیاورد، من به امامت کدام شخص معتقد گردم؟ حضرت در این وقت به طرف پسرش موسى اشاره کردند، عرض کردم: اگر براى وى حادثه‏اى پیش آمد کرد به چه کسی رجوع کنم؟ فرمود: به فرزندش، عرض کردم: اگر براى وى پیش آمدى بشود و از وى پسر کوچک و برادر بزرگ ترى بماند؟

فرمود: به فرزندش رجوع کن، و بعد از این همان طور عمل نما. عرض کردم: اگر او را نشناختم و جاى او را هم ندانستم چه کنم؟ فرمود: می­گوئى: «اللهمّ إنی أتولّى من بقى من حججک من ولد الامام الماضى»[۱۰]  همین اندازه برایت ان شاء اللَّه کفایت می­کند.[۱۱]

ک. سلیمان بن خالد می­گوید: حضرت صادق (ع) فرزندش ابو الحسن موسى (ع) را نزد خود طلبید در حالى که ما در خدمت وى بودیم، فرمودند: پس از من به این چنگ بزنید، قسم به خداوند این بعد از من امام شما است.[۱۲]



[۱]. طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى، ص ۲۹۷ و ۲۹۸٫

[۲]. همان، ص ۲۹۸٫

[۳]. مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج ‏۲، ص ۲۲۰ و ۲۲۱٫

[۴]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج ‏۴۸، ص ۱۲٫

[۵]. صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۱، ص ۲۲ و ۲۳٫

[۶]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۲، ص ۳۳۴٫

[۷]. بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (زندگانى حضرت امام موسى کاظم (ع))، خسروى، موسى، ، ج ‏۴۸، ص ۱۲٫

[۸]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ص ۲۹۶ و ۲۹۷٫

[۹] همان، ص ۲۹۷٫

[۱۰]. بگو بارخدایا من ولایت پذیر آنم که از حجت هاى تو از فرزندان امام گذشته باقی است.

[۱۱]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ص ۲۹۷٫

[۱۲]. همان، ص ۲۹۸٫




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


7 + 1 =