دایره المعارف اسلام پدیا » امام کاظم (ع) و صفوان جمال
منوی اصلی

امام کاظم (ع) و صفوان جمال

تاریخ: ۱۸ آبان ۱۳۹۱ در باب: امام موسی کاظم (ع)

صفوان مردى بود که- به اصطلاح امروز- یک بنگاه کرایه وسائل حمل و نقل داشت که آن زمان بیشتر شتر بود، وی به قدرى متشخص و وسائلش زیاد بود که گاهى دستگاه خلافت، او را براى حمل و نقل بارها مى‏خواست. روزى هارون براى یک سفرى که مى‏خواست به مکه برود، لوازم حمل و نقل او را خواست و براى کرایه لوازم قراردادى با او بست. ولى صفوان، شیعه و از اصحاب امام کاظم (ع) است. روزى به امام  (ع) عرض کرد که من چنین کارى کرده‏ام. حضرت فرمود: چرا شترهایت را به این مرد ظالم ستمگر کرایه دادى؟ گفت: من که براى سفر معصیت به او کرایه ندادم، چون سفر، سفر حج و سفر طاعت بود کرایه دادم و الّا کرایه نمى‏دادم. حضرت فرمود: پول هایت را گرفته‏اى یا نه؟ یا لااقل پس کرایه‏هایت مانده یا نه؟ گفت: بله، مانده. حضرت فرمود: به دل خودت مراجعه کن، الآن که شترهایت را به او کرایه داده‏اى، آیا ته دلت علاقه‏مند است که لااقل هارون این قدر در دنیا زنده بماند که برگردد و پس کرایه تو را بدهد؟

گفت: بله. حضرت فرمود: تو همین مقدار راضى به بقاى ظالم هستى و همین گناه است. صفوان بیرون آمد. او سوابق زیادى با هارون داشت. یک وقت خبردار شدند که صفوان تمام این کاروان را یک­جا فروخته است. اصلًا دست از این کارش برداشت. بعد که فروخت رفت [نزد طرف قرارداد] و گفت: ما این قرارداد را فسخ مى‏کنیم چون من دیگر بعد از این نمى‏خواهم این کار را بکنم، و خواست یک عذرهایى بیاورد. خبر به هارون دادند.

گفت: حاضرش کنید. او را حاضر کردند. گفت: قضیه از چه قرار است؟ گفت من پیر شده‏ام، دیگر این کار از من ساخته نیست، فکر کردم اگر کار هم مى‏خواهم بکنم کار دیگرى باشد. هارون خبردار شد. گفت: راستش را بگو، چرا فروختى؟ گفت: راستش همین است. گفت: نه، من مى‏دانم قضیه چیست. موسى بن جعفر خبردار(ع) شده که تو شترها را به من کرایه داده‏اى، و به تو گفته این کار، خلاف شرع است. انکار هم نکن، به خدا قسم اگر نبود آن سوابق زیادى که ما از سالیان دراز با خاندان تو داریم دستور مى‏دادم همین جا اعدامت کنند.[۱]



[۱]. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ترجمه، غفارى، علی اکبر، ج ‏۶، ص ۴۱۰٫




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


+ 4 = 9