دایره المعارف اسلام پدیا » امام کاظم (ع) مرجع پاسخ گویی
منوی اصلی

امام کاظم (ع) مرجع پاسخ گویی

تاریخ: ۱۸ آبان ۱۳۹۱ در باب: امام موسی کاظم (ع)

نظر به این که امامان (ع) گنجینۀ علوم پیامبر (ع)، مخزن اسرار الهی، و واسطه فیض ربوبی هستند؛ از این رو همیشه ملجأ و پناهگاه افراد بودند و مردمی که آن بزرگان را می­شناختند پاسخ سؤالاتشان را نزد آنان جست­وجو می­کردند.

در موارد بسیاری، دوستان و اصحاب امام کاظم (ع) برای پرسش خدمت آن حضرت می­رسیدند و یا محضر امام صادق (ع) شرفیاب می­شدند، امّا حضرت، آنان را به فرزندشان امام کاظم (ع) ارجاع می داد که در ذیل به بک مورد از آنها اشاره می­کنیم.

امام رضا (ع) از پدر بزرگوارش امام کاظم (ع) روایت مى‏کند که فرمود: روزى در حالى که پنج سال داشتم خدمت پدرم بودم. عده‏اى از یهودیان بر آن حضرت وارد شدند و از دلایل رسول خدا (ص) پرسیدند.

پدرم به آنان فرمود: از او (پسرم موسی) بپرسید.

یکى از آنان گفت: خدا چه دلایل و نشانه‏هایى را به پیامبر شما داد تا شک و تردید را بر طرف کند؟

گفتم: آن دلایل و نشانه‏ها بسیار است. بشنوید و آگاه باشید:

الف- شما مى‏دانید که اجنّه قبل از بعثت پیامبر اکرم (ص) استراق سمع مى‏کردند. ولى در اوایل رسالت پیامبر اسلام با رجم و سنگسار شدن، از این کار منع شدند.

ب- سحر و کهانت، تضعیف شد.

ج- ابو جهل در حالى که پیامبر در خواب بود از پشت دیوارى آمد و سنگى در دست داشت و مى‏خواست آن را بر سر حضرت بکوبد، ولى آن سنگ به دستش چسبید.

د- از آن جمله است، سخن گفتن گرگ و شتر با آن حضرت.

هـ- زن عبد اللَّه بن مشکم، گوسفندى را بریان و مسموم نمود و سپس آن را نزد پیامبر اکرم (ص) آورد. بشر بن براء نیز با آن حضرت بود. پیامبر(ص) دست گوسفند را برداشت و بشر، پاچه آن را. وقتى که حضرت آن را به دندان زد، دور انداخت و فرمود: این دست به من مى‏گوید که مسموم است. ولى بشر آن را جوید و فرو برد که در اثر آن، از دنیا رفت.

رسول اکرم (ص) به دنبال آن زن فرستاد، او آمد و به کار ناپسند خود اقرار نمود.

پیغمبر اکرم (ص) پرسید: چه چیز تو را وادار نمود که این کار را انجام دهى؟

آن زن گفت: همسر و بزرگان قوم مرا کشتى، لذا با خود گفتم: اگر تو پادشاه باشى، این زهر تو را خواهد کشت و اگر پیامبر باشى، خداوند تو را از آن آگاه خواهد ساخت.

سپس امام کاظم (ع) نشانه‏ها و دلایل فراوان دیگرى براى یهودیان، اقامه نمود که آنان اسلام آوردند. و امام صادق(ع) به آنها خلعت داد و احسان نمود.[۱]



[۱]. قطب راوندى؛ الخرائج و الجرائح، ج ‏۲، ص ۵۰۹٫




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


+ 4 = 10