دایره المعارف اسلام پدیا » ویژگی های علم حضوری
منوی اصلی

ویژگی های علم حضوری

تاریخ: ۰۲ مهر ۱۳۹۱ در باب: معرفت شناسی

با تأمّل در تعریف علم حضوری و جست و جو در آثار حکمای مسلمان، می توان ویژگی ها یی برای آن یافت.[۱] نگاهی گذرا به برخی از ویژگی های مهم علم حضوری خالی از لطف نیست.

۱٫ علم حضوری متصف به صدق یا کذب نمی شود:

 این ویژگی در آثار حکمای مسلمان تا گذشته ای بسیار دور قابل پی گیری است و می توان آن را تا عصر شیخ اشراق دنبال کرد. ایشان در اثر خود عدم احتیاج به مطابقت را ذکر نموده.[۲]علاوه بر شیخ اشراق، صدرالمتألّهین نیز بدین ویژگی تصریح کرده است.[۳]در هر صورت، یکی از مهم ترین تمایزها یا ویژگی های علم حضوری این است که قابل اتصاف به صدق و کذب یا مطابقت و عدم مطابقت با واقع نیست.

۲٫ خطاناپذیری علم حضوری:

علم شهودی یا حضوری خطاناپذیر است، در مورد این ویژگی، می توان ادعا نمود: از عصر حکمایی که آموزه علم حضوری را مطرح نموده و تلویحاً یا تصریحاً به تمایز آن با علم حصولی توجه کرده اند، تاکنون در این باره اتفاق نظر وجود دارد که علم حضوری منهای تفسیرها و تعبیرهای آن، که خود نوعی علم حصولی است، خطاناپذیر است. کمتر مسأله فلسفی را می توان یافت که چنین مقبولیت همگانی داشته باشد، به گونه ای که حتی یک نفر از حکما در آن اظهار تردید یا مخالفت نکرده باشد.

از منظر معرفت شناسی، مهم ترین ویژگی علم حضوری «خطاناپذیری» آن است. منشأ این تمایز یا ویژگی چیست؟ چرا علم حضوری خطاناپذیر است و احتمال خطا در آن راه ندارد؟ با تأمّل در تعریف یا تعریف های علم حضوری، می توان راز خطاناپذیری علوم حضوری را گشود و به پاسخ این مسئله دست یافت. پاسخ به این مسئله، خود، ویژگی یا تمایز دیگری است که در ویژگی سوم توضیح داده می شود.

۳٫عدم دخالت واسطه در علم حضوری:

ویژگی دیگر علم حضوری این است که در این گونه معرفت، میان عالم و معلوم (مُدرِک یا مُدرَک) واسطه ای همچون مفاهیم و صور ذهنی متحقق نیست، بلکه ذات معلوم در عالم حضور دارد. این ویژگی را به روشنی در برخی از تعریف های علم حضوری می توان یافت. دست کم در این تعریف، که علم حضوری ادراک بدون واسطه صور و مفاهیم ذهنی است، این ویژگی مشهود است. با تحقق این ویژگی یا تمایز علم حضوری، که امری وجودشناختی است، راز خطاناپذیری علوم حضوری، که ویژگی یا تمایزی معرفت شناختی است، آشکار می گردد. خطا در مورد ادراکی متصور است که میان عالم و معلوم یا مدرِک و مدرَک واسطه باشد. آنجا که واسطه ای نیست، بلکه نفس معلوم یا مدرَک نزد عالم یا مدرِک حاضر است، خطا ناممکن است.[۴]

۴٫  شخصی و غیر قابل انتقال بودن علم حضوری:

علم حضورى توصیف‏ناپذیر، شخصى و غیرقابل انتقال به دیگران است. علم حضورى همگانى و عمومى نیست، برخلاف علم حصولى که انتقال بردار و تعمیم‏پذیر است،  هرگز نمى‏توان از یافته‏هاى حضورى شرح ماجرا گفت. تنها در صورتى مى‏توان مشاهدات، مکاشفات و حالات عرفانى را دریافت که خود واجد آنها شویم. هرگز نمى‏توان تجارب شهودى را وصف کرد.

علم حضورى و یافت‏هاى شهودى، بصیرتى باطنى است که به وصف و استدلال و زبان در نیایند، و به عبارتى نوعى اشراق روشن درونى است. البته مى‏توان از علم حضورى، صور ذهنى و مفاهیم عقلى برگرفت؛ یعنى آن را به علم حصولى تبدیل کرد، ولى سخن در نفسِ علم حضورى است که وصف‏پذیر و انتقال‏بردار نیست.[۵] لازم به ذکر است که شخصی و غیرقابل انتقال بودن علم حضوری موجب این نیست که چنین معرفتی اختصاصی باشد، بلکه ممکن است این گونه معرفت همگانی بوده، هر کس بتواند به تجربه ای از آن نایل گردد و مرتبه ای از آن را دارا باشد؛ از این رو، شخصی بودن و غیرقابل انتقال بودن آن، منافاتی با همگانی بودنش ندارد. منظور از «شخصی» این است که نفس وجود این تجربه خاصْ قابل انتقال به دیگران نیست، اما مثل آن برای دیگران قابل حصول است؛ چنان که با تبدیل آن به علم حصولی، قابل انتقال به دیگران است.[۶]


[۱]. بعضی از اندیشمندان ۱۵ویژگی ذکر کرده اند، ر.ک: حسین زاده، محمّد، معرفت فلسفی، ۱۳۸۵، شماره ۱۴٫

[۲]. شیخ اشراق، مجموعه مصنفات (بخش المشارع و المطارحات)، ج۱، ص۴۸۹٫

[۳]. ر.ک: ملّاصدرا، المبدأ و المعاد، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، ص ۱۱۰؛ ملاصدرا، الاسفار الاربعه، ج ۶، ص ۲۵۷٫

[۴]. حسین زاده، محمّد، معرفت فلسفی، ۱۳۸۵، شماره ۱۴، ص۱۰۷؛ ر.ک: فعالی، محمد تقی، ذهن، ۱۳۷۹ ش،- شماره ۲، ص۵۱٫

[۵]. فعالی، محمد تقی، ذهن، ۱۳۷۹ ش، شماره ۲، ص۵۲-۵۳٫

[۶]. حسین زاده، محمّد، معرفت فلسفی، ۱۳۸۵، شماره ۱۴، ص۱۱۲-۱۱۳٫




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


3 + 8 =