دایره المعارف اسلام پدیا » نقد سوفسطائیان و شکاکان
منوی اصلی

نقد سوفسطائیان و شکاکان

تاریخ: ۰۲ مهر ۱۳۹۱ در باب: معرفت شناسی

نکته ای که لازم است در ابتدا گفته شود این است که سوفسطائیان و شک گرایان بسیار نزدیک به هم هستند، زیرا هردو منکر معرفت یقینی هستند، اما آنچه که باعث متفاوت شدن آن دو می شود، افراط سوفسطائیان در این انکار است به عبارت دیگر شک گرایان بسیار افراطی را سوفیسم می گویند؛ زیرا سوفسطائیان از اساس منکر معرفت هستند و در این انکار نیز لجاجت می کنند (به عبارتی دچار یک نوع مریضی روانی هستند)، اما شکاکان هرچند کم اما بعضی از بدیهیات را قبول می کنند. به دلیل همین نزدیک بودن طرز تفکر، بسیاری بحث از سوفسطائیان و شکاکان را در یک جا مورد بررسی قرار می دهند، در این نوشتار نیز رد آن دو در یک مقاله آمده است.[۱]

به طور کلی شبهاتی که سوفیست ها و شک‏گرایان به آن تمسّک جسته‏اند در دو بخش خطاهای حسی و عقلی می باشد: گاهی انسان از راه حسّ به وجود چیزی یقین پیدا می‏کند و یا از راه دلیل عقلی، اعتقاد یقینی به مطلبی پیدا می‏کند ولی بعداً متوجّه می‏شود که خطا کرده است پس معلوم می‏شود که ادراک حسّی و عقلی، ضمانت صحّت ندارد در نتیجه احتمال خطا به سایر مدرَکات حسی و عقلی هم سرایت می‏کند.

در پاسخ باید گفت:

۱ ـ معنای این استدلال آن است که می‏خواهند از راه این دلیل به نتیجه منظورشان که همان صحّت ‏شک گرایی است برسند و به آن علم پیدا کنند و دست کم بخواهند نظر خودشان را به این وسیله، به طرف بقبولانند یعنی انتظار دارند که او علم به صحّت ادّعای ایشان پیدا کند، در صورتی که مدّعایشان این است که حصول علم، مطلقاً محال است!

۲ ـ معنای کشف خطا در ادراکات حسّی و عقلی این است که بفهمیم ادراک ما مطابق با واقع نیست، پس لازمه‏اش اعتراف به وجود علم به خطا بودن ادراک است.

۳ ـ لازمۀ دیگر آن این است که بدانیم واقعیتی وجود دارد که ادراک خطائی ما با آن مطابقت ندارد و گرنه خطا بودن ادراک، مفهومی نخواهد داشت.

۴ ـ لازمۀ دیگرش این است که خود ادراک خطائی و صورت ذهنی مخالف با واقع، برای ما معلوم باشد.

۵ ـ و بالأخره باید وجود خطا کننده و حسّ یا عقل خطا کار را نیز بپذیریم.

۶ ـ این استدلال خودش یک استدلال عقلی است (هر چند در واقع مغالطه است) و استناد به آن به معنای معتبر شمردن عقل و ادراکات آن است.

۷ ـ افزون بر اینها، در این جا علم دیگری نیز مفروض است و آن این است که ادراک خطائی در عین خطا بودن نمی‏تواند درست باشد.

پس همین استدلال، مستلزم اعتراف به وجود چندین علم است و با این وصف چگونه می‏توان امکان علم را مطلقاً انکار کرد و یا در وقوع آن تشکیک نمود؟!

اینها همه پاسخ های نقضی به استدلال شک‏گرایان بود و امّا حلّ مطلب و بیان وجه مغالطه در آن این است که صحّت و خطای ادراکات حسّی را به کمک دلایل عقلی، اثبات می‏کنند و امّا این که گفته شد کشف خطا در یک ادراک عقلی موجب سرایت احتمال خطا به سایر ادراکات عقل می‏شود، صحیح نیست؛ زیرا احتمال خطا تنها در ادراکات نظری (= غیر بدیهی) راه دارد و امّا بدیهیات عقلی که اساس براهین فلسفی را تشکیل می‏دهند به هیچ وجه قابل خطا نیستند، یعنی خطاناپذیر هستند.[۲]


[۱]. ر.ک: حسین زاده، محمد، معرفت شناسی، ص۲۴-۲۹٫

[۲]. مصباح، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج۱، ص۱۶۳-۱۶۵٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


6 + 7 =