دایره المعارف اسلام پدیا » نقد اصالت حس
منوی اصلی

نقد اصالت حس

تاریخ: ۰۲ مهر ۱۳۹۱ در باب: معرفت شناسی

گرایش اصالت حسّ (پوزیتویستى) که حقا باید آن را منحط ترین گرایش فکرى بشر در طول تاریخ دانست داراى اشکالات فراوانى است که ذیلا به مهم_ترین آنها اشاره مى‏شود .

۱- با این گرایش محکم ترین پایه‏هاى شناخت، یعنى شناخت‏حضورى و بدیهیات عقلى از دست مى‏رود و با از دست دادن آنها نمى‏توان هیچ گونه تبیین معقولى براى صحت‏شناخت و مطابقت آن با واقع ارائه داد؛ از این روى پوزیتویست ها کوشیده‏اند که شناخت‏حقیقى را به صورت دیگرى تعریف کنند؛ یعنى حقیقت را عبارت دانسته‏اند از شناختى که مورد قبول دیگران واقع شود و بتوان آن را با تجربه حسى اثبات کرد و ناگفته پیدا است که جعل اصطلاح مشکل ارزش شناخت را حلّ نمى‏کند و موافقت و قبول کسانى که توجه به این مشکل ندارند نمى‏تواند ارزش و اعتبارى را بیافریند.

۲- پوزیتویست ها نقطه اتکاء خود را بر ادراک حسى قرار داده‏اند که لرزانترین و بى اعتبارترین نقطه‏ها در شناخت است و شناخت‏حسى بیش از هر شناختى در معرض خطا مى‏باشد و با توجه به این که شناخت‏حسى هم در واقع در درون انسان تحقق مى‏یابد راه را براى اثبات منطقى جهان خارج بر خودشان مسدود ساخته‏اند و نمى‏توانند هیچ گونه پاسخ صحیحى به شبهات ایدآلیستى بدهند.

۳- ادعاى این که مفاهیم متافیزیکى پوچ و فاقد محتوى هستند ادعایى گزاف و واضح البطلان است؛ زیرا اگر الفاظى که دلالت بر این مفاهیم دارند به کلى فاقد معنى بودند فرقى با الفاظ مهمل نمى‏داشتند و نفى و اثبات آنها یکسان مى‏بود در صورتى که مثلا آتش را علت‏حرارت دانستن هیچ گاه با عکس آن یکسان نیست .

۴- بر اساس گرایش پوزیتویستى جایى براى هیچ قانون علمى به عنوان یک قضیه کلى و قطعى و ضرورى باقى نمى‏ماند؛ زیرا این ویژگی ها به هیچ وجه قابل اثبات حسى نیست و در هر موردى که تجربه حسى انجام گرفت تنها مى‏توان همان مورد را پذیرفت صرف نظر از اشکالى که در خطاپذیرى ادراکات حسى وجود دارد و به همه موارد سرایت مى‏کند و در جایى که تجربه حسى انجام نگیرد باید سکوت کرد و مطلقا از نفى و اثبات خوددارى نمود .

۵- مهم ترین بن بستى که پوزیتویست ها در آن گرفتار مى‏شوند مسائل ریاضى است که به وسیله مفاهیم عقلى حل و تبیین مى‏گردد؛ یعنى همان مفاهیمى که به نظر ایشان فاقد معنى است و از سوى دیگر بى معنى دانستن قضایاى ریاضى یا غیر علمى شمردن آنها چنان رسوا کننده است که هیچ اندیشمندى جرأت به زبان آوردن آن را نمى‏کند؛ از این روى گروهى از پوزیتویست هاى جدید ناچار شده‏اند که نوعى شناخت ذهنى را براى مفاهیم منطقى بپذیرند و کوشیده‏اند که مفاهیم ریاضى را هم به آنها ملحق سازند و این یکى از نمونه‏هاى خلط بین مفاهیم منطقى و دیگر مفاهیم است و براى ابطال آن همین بس که مفاهیم ریاضى قابل انطباق بر مصادیق خارجى هستند و به اصطلاح اتصافشان خارجى است در حالى که ویژگى مفاهیم منطقى این است که جز بر مفاهیم ذهنى دیگر قابل انطباق نیستند.[۱]


[۱].  مصباح، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج۱، ص۲۱۳-۲۱۵٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


1 + = 4