دایره المعارف اسلام پدیا » سوفسطائیان
منوی اصلی

سوفسطائیان

تاریخ: ۰۲ مهر ۱۳۹۱ در باب: معرفت شناسی

از قرن پنجم پیش از میلاد، گروهی به نام «سوفسطاییان» ظهور کردند که منکر حقیقت بودند.

کلمه «سوفسطایی» از کلمه یونانی«سوفوس»[۱] و «سوفیا»[۲] به معنای حکیم و حکمت گرفته شده است. «سوفوس» معمولاً به معنای کسی است که دانش و خردمندی را شغل و حرفه خود ساخته است و به کار تعلیم می‏پردازد و از جایی به جایی می‏رود و درس می‏دهد و مزد می‏گیرد.[۳]

طریقت سوفسطایی مذهب فلسفی نبود، بلکه روش خاصی برای تعلیم و تربیت به شمار می‏رفت. سوفسطاییان آموزگارانی بودند که شهر به شهر در پی شاگردانی می‏گشتند که به تعلیمات آنان گوش فرا دهند و با اخذ اجرت راه غلبه بر حریف را در مباحثه در هر عقیده‏ای می‏آموختند.

کلمه «سوفیست» یا «سوفسطایی» در ابتدا معنای مثبت و بسیار خوبی داشت، حتی در مواردی آنها را به عنوان سفیران شهرهایشان انتخاب کرده‏اند،[۴] ولی با گذشت زمان، این کلمه معنای اصلی خود را از دست داد و به کسی گفته می شد که با چرب زبانی و مغالطه از آنچه می‏دانست نادرست است، به‏ قصد فریفتن‏ دیگران‏ دلیل‏ می‏آورد و نتیجه‏ می‏گرفت.[۵]

لازم به ذکر است که فلسفه پیش از سقراط، حول محور هستی شناسی ‏(آنتولوژی) می‏چرخید. مباحث معرفت شناسی هم‏ بندرت در حاشیه فلسفه مطرح می‏شد؛ چرا که امکان‏ معرفت، پیش فرض مهم فیلسوفان آن زمان بود. اولین‏ گروهی که در«معرفت مطابق با واقع»شک کردند، سوفسطاییان یونان باستان (۵۰۰ ق.م) بودند که بیش از هر مکتب و تفکری، در رشد و پیشرفت شکاکیت، نقش‏ ایفا کردند و بر همه دوره‏های بعد از خود تأثیرات مهمی‏ به جا گذاشتند و عامل پدید آمدن کهن‏ترین نظریات درباره‏ شناسایی و معرفت در یونان باستان شدند.«سوفسطاییان‏ نه تنها در تاریخ فلسفه یونان، بلکه در تاریخ اندیشه جهان‏ نقش بسیار مؤثری داشته‏اند».[۶]

در واقع،سوفیسم را هم از این جهت که‏ عامل پدید آمدن مباحث معرفت شناسانه در یونان باستان‏ شد و هم از این جهت که بر شکاکیت پسین خود تأثیر گذار بود، می‏توان عامل پیدایی، پایایی و پویایی معرفت شناسی‏ دانست.

حیات سوفسطاییان (یا به قول آریستوفانس، «دانشمند دروغین»، «درازمویان تنبل» و «شاعران‏ غزل سرا») همزمان با تنوع و تکثر اندیشه‏ها و «نسبیت گروی فرهنگی»بود که «به موجب ارتباط گسترده‏ یونانیان یا تمدن‏های کهن‏تری پدید آمده بود که در دوره‏ شرق گروی (قرن هشتم و هفتم ق.م) شروع شد» و سوفسطاییان با بینش‏های نظری کاملا متفاوتی روبه‏رو بودند و در بین خودشان هم از وحدت و انسجام فکری‏ برخوردار نبودند. ایشان در یک دیدگاه معرفت شناختی‏ (شکاکیت) اشتراک داشتند که بر اساس آن، معرفت فقط نسبت به فاعل شناسایی می‏تواند تحقق یابد و واقعیتی‏ خارج از «واقعیت ذهنی» وجود ندارد.[۷]


[۱]. sophos.

[۲]. Sophia

[۳]. کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، مترجم مجتبوى، سید جلال‏الدین، ص ۱۰۰ (پاورقی).

[۴].  همان، ص ۱۰۳ و ۱۰۴٫

[۵]. ر. ک: هالینگ دیل، مبانى و تاریخ فلسفه غرب، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، ص ۱۰۸٫

[۶]. ر.ک:دبلیو،کی.سی،گاتری،تاریخ فلسفه یونان، ترجمه قوام صفری، مهدی، ج ۱۰ و ۱۱٫

[۷]. ولی الله،  عباس، ۱۳۸۱ش، شکاکیت‌ و معرفت شناسی، کیهان فرهنگی، شماره ۱۹۵، ص۳۳٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


1 + 5 =