دایره المعارف اسلام پدیا » اهمیت و ضرورت معرفت شناسی
منوی اصلی

اهمیت و ضرورت معرفت شناسی

تاریخ: ۰۲ مهر ۱۳۹۱ در باب: معرفت شناسی

معرفت شناسی پایۀ علوم بشری است؛ زیرا تمام علوم قبل از این که به پژوهش و کاوش اقدام کنند پیشتر می پذیرند واقعیتی وجود دارد، دستگاه های ادراکی بشر می توانند به واقعیت دست یابند، وجود خطای در ادراک قابل تصحیح است و… اینها مباحثی هستند که باید در علم معرفت شناسی به اثبات برسند.[۱]

شهید مطهری در رابطۀ با اهمیت معرفت شناسی می گوید: دنیا، دنیاى مکتب و ایدئولوژى است. مکتب و ایدئولوژى بر پایه جهان‏بینى است و جهان‏بینى بر پایه شناخت. از این جا انسان به اهمیت مسأله شناخت پى مى‏برد. آن که ایدئولوژى‏اش مثلًا بر اساس جهان‏بینى مادى است، جهان‏بینى مادى‏اش بر اساس نظریه خاصى در باب شناخت است. آن دیگرى ایدئولوژى دیگرى دارد بر اساس جهان‏بینى دیگرى و آن جهان‏بینى بر اساس نظریه‏اى است که در باب شناخت دارد. این است که ما قبل از بحث درباره ایدئولوژی ها، مکتب ها و جهان‏بینى‏ها باید تکلیف مسأله شناخت را روشن کنیم. عرض کردم به آن اندازه که امروز این مسأله اهمیت پیدا کرده است، در جهان دیروز به اهمیت این مسئله پى نبرده بودند.[۲]

استاد مصباح یزدی در کتاب آموزش فلسفه آورده است:

برای انسان به عنوان یک موجود آگاه که فعّالیّت هایش از آگاهی، نشأت می‏گیرد یک سلسله مسائل بنیادی، مطرح است که تغافل و شانه خالی کردن از تلاش برای یافتن پاسخ های صحیح آنها او را از مرز انسانیّت خارج کرده به چارپایان، ملحق می‏سازد، و باقی ماندن در حال شک و دودلی علاوه بر این که وجدان حقیقت جویش را خرسند نمی‏کند و نگرانی از مسئولیت محتمل را رفع نمی نماید وی را موجودی ایستا و بی‏تحرّک و احیاناً خطرناک به بار می‏آورد، چنانکه راه‏حلّ های غلط و انحرافی مانند مادّیگری و پوچ‏انگاری نیز نمی‏توانند آرامش روانی و خوشبختی اجتماعی را فراهم کنند، و ریشه‏ای‏ترین عامل مفاسد فردی و اجتماعی را باید در کژبینی‏ها و کژاندیشی‏ها جست و جو کرد. پس چاره‏ای جز این نیست که با عزمی راسخ و سستی ناپذیر به بررسی این مسائل بپردازیم، و از هیچ کوششی در این راه دریغ نورزیم، تا هم پایه‏های زندگی انسانی خود را استوار سازیم و هم دیگران را در این راه یاری دهیم، و از نفوذ اندیشه‏های نادرست و رواج مکتب های منحرف در جامعۀ خویش جلوگیری کنیم … ولى اکنون با توجه به شرایط فعلى که اندیشه‏هاى غربیان کمابیش در محافل فرهنگى ما نفوذ یافته و بسیارى از مسلمات فلسفه الهى را زیر سؤال برده است نمى‏توان کادر مسائل فلسفه را بسته نگاه داشت و روش سنتى را در طرح و تنظیم مباحث ادامه داد؛ زیرا این کار علاوه بر این که از رشد و تکامل فلسفه به وسیله برخورد با دیگر مکاتب جلوگیرى مى‏کند روشنفکران ما را هم که خواه ناخواه با اندیشه‏هاى غربى آشنا شده و مى‏شوند نسبت به فلسفه اسلامى بدبین مى‏سازد و چنین توهمى را در ایشان پدید مى‏آورد که این فلسفه کار آیى خود را از دست داده و دیگر توان هماوردى با سایر مکتب هاى فلسفى را ندارد و در نتیجه روز به روز بر گرایش ایشان به سوى فرهنگ هاى بیگانه افزوده مى‏شود و فاجعه عظیمى را به بار مى‏آورد چنانکه این روند در زمان رژیم گذشته (پهلوی) در دانشگاه هاى کشور خودمان مشهود بود. پس به پاس پیروزى انقلاب اسلامى (ایران) و به احترام خون هاى پاکى که در راه آن نثار شده و به حکم وظیفه الهى که بر عهده ما آمده است مى‏بایست بر تلاش خودمان در راه تبیین مبانى فلسفه بیفزائیم و آنها را به صورتى عرضه کنیم که پاسخ گوى شبهات مکتب هاى الحادى و انحرافى و تأمین کننده نیازمندی هاى عقیدتى این عصر بوده براى جوانان حق جو و حقیقت پژوه هر چه بیشتر و بهتر قابل فهم و هضم باشد تا آموزش فلسفه اسلامى در سطح وسیعى گسترش یابد و فرهنگ اسلامى را از آسیب‏پذیرى در برابر اندیشه‏هاى بیگانه بیمه کند.[۳]


[۲]. مجموعه‏آثار، ج‏۱۳، ص۳۴۲.

[۳]. آموزش فلسفه، ج۱، ص۱۴۶ و۱۵۱.




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


+ 9 = 14