دایره المعارف اسلام پدیا » مرتبه اول امر به معروف و نهی از منکر، مرتبه قلبی
منوی اصلی

مرتبه اول امر به معروف و نهی از منکر، مرتبه قلبی

تاریخ: ۲۷ شهریور ۱۳۹۱ در باب: امر به معروف و نهی از منکر

اولین مرتبه از مراتب امر به معروف و نهی از منکر، مرتبه قلبی است. مقصود از مرتبه قلبى آن است که انسان حداقل در دل خویش، میان معروف و منکر تفاوت گذاشته و خواهان معروف باشد و منکر را ناخوش بدارد. این کم‏ترین مرتبه‏ اى است که صالح را از ناصالح و درستکار را از بدکار جدا مى‏سازد و اگر کسى قلبا نیز از منکر ناخشنود نباشد، هم دست بدکاران و شریک جرم آنان خواهد بود. امام علی (ع)، درباره این عنصر قلبى و اهمیت آن مى‏فرماید: «مردم! … ، ماده شتر ثمود را یک تن پى نمود و خدا همه آنان را عذاب فرمود؛ چرا که کسی اعتراض (امر به معروف و نهی از منکر) نکرد و همگى آن کار را پسندیدند».[۱] لذا هر مسلمانى باید منکر را بد بشمارد و معروف را بپسندد وگرنه از مسلمانى بویى نبرده و مرده متحرکى است و به تعبیر امام، مرده‏اى میان زندگان است. از نظر امام اساسا چنین کسى مسخ شده و از طبیعت انسانى خود بیرون شده است: «آن که به دل کار نیک را ستایش نکند و کار زشت را ناخوش ندارد، طبیعتش دگرگون شود، چنان‏که پستى وى بلند و بلندى‏ اش سرنگون شود (از شخصیت والای انسانی سقوط می کند).[۲] این مسخ ‏شدگى تا آن‏جا پیش مى‏رود که چنین کسى هر چند خود مرتکب گناه نشده باشد، شریک گناهکاران به‏ شمار خواهد آمد. به گفته امام: «آن‏که به رفتار گروهى خشنود است، مانند آن است که شریک رفتارشان باشد.[۳] عکس این مطلب هم راست است: آن که شاهد رفتار نادرست کسانى است، اما به دل آن را ناخوش مى ‏دارد، گویى اساساً شاهد آن رفتار نبوده است. در این راستا نیز امام على (‏ع) فرمودند: «ََ قَالَ ع الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ مَعَهُمْ فِیهِ وَ عَلَى کُلِّ دَاخِلٍ فِی بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَا بِهِ .»[۴]  یعنی کسی که به عمل ناشایست قومی راضی باشد گویا داخل آن ها بوده و علاوه برگناه رضایت به منکر گناه انجام آن عمل نیز برایش محاسبه می شود.صرف ناخوش داشتن نیز کافى نیست. این ناخشنودى باید ظهور و بروزى در چهره و رفتار انسان داشته باشد. بدین روى امام خبر مى‏دهد که «رسول ‏خدا به ما فرمان داد تا با معصیت‏ کاران با چهره ‏هایى عبوس و درهم کشیده روبرو شویم».[۵]


[۱]. نهج‏البلاغه، خطبه ۲۰۱ (ترجمه شهیدى).

[۲]. همان، حکمت ۳۷۵، (ترجمه شهیدى).

[۳]. مسند الامام على ‏(ع)، ج ‏۴، ص‏ ۴۳۶٫

[۴]. حر عاملی، محمد حسن، وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۴۱

[۵]. همان، ص‏ ۱۴۳٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


9 + 6 =