دایره المعارف اسلام پدیا » نقش زنان سپاه مشرکان در جنگ احد
منوی اصلی

نقش زنان سپاه مشرکان در جنگ احد

تاریخ: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ در باب: جنگ احد

واقدى مى‏گوید: برایم نقل کردند که از ام عماره پرسیده‏اند آیا زن هاى قریش هم همراه شوهران خود جنگ مى‏کردند؟ او گفته: من ندیدم که یکى از زن هاى ایشان تیرى بیندازد یا سنگى بزند، همراه آنها دف و دایره بود که مى‏زدند و کشتگان بدر را به یاد ایشان مى‏آوردند، همچنین آنها سرمه‏دان و میل سرمه با خود داشتند، هر وقت مردى از جنگ مى‏گریخت یا سستى مى‏کرد، یکى از آن زن ها سرمه‏دانى و میلى به او مى‏داد و مى‏گفت: تو زن هستى! من آن زن ها را دیدم که جامه‏هاى خود را به کمر بسته بودند و با سرعت مى‏گریختند، سوارکاران بدون توجه به آنها در صدد خلاص خود بودند و همچنان که بر پشت اسب ها سوار بودند، مى‏گریختند، زنان پاى پیاده از پى آنها مى‏دویدند و مرتب زمین مى‏خوردند. من هند دختر عتبه را که سنگین وزن بود، دیدم که جامه کهنه‏اى بر تن داشت و نشسته بود و قدرت حرکت نداشت، گویى از گریز اسبان مى‏ترسید، زن دیگرى هم همراه او بود، تا این که قریش دوباره بازگشته و حمله کردند و به ما رساندند آنچه رساندند، ما این گرفتارى را که در آن روز از سوى تیراندازان خودمان متوجه ما شد، در پیشگاه الهى حساب خواهیم کرد؛ زیرا آنها معصیت کرده و از فرمان پیامبر (ص) سرپیچى کردند.[۱]

قریش فعالیت زیادى در تجهیز سپاه از خود نشان دادند و آنچه توانستند افراد جنگى و سربازان زیادترى را با خود برداشتند و براى این که مانند جنگ بدر به زودى فرار نکنند گروهى از زنان خود را نیز همراه برداشتند تا به خاطر آنها هم که شده پایدارى بیشترى در جنگ نشان دهند.

از جمله زنانى که همراه لشگر قریش آمده بودند:

هند دختر عتبه همسر ابو سفیان بود که ضمناً شوهرش ابو سفیان ریاست لشگر را نیز به عهده داشت.

ام حکیم دختر حارث بن هشام همسر عکرمه بن ابى جهل.

فاطمه دختر ولید بن مغیره زن حارث بن هشام.

برزه یا رقیه دختر مسعود بن عمرو همسر صفوان بن امیه.

ریطه دختر منبه بن حجاج که شوهرش عمرو بن عاص بود.

سلافه دختر سعد بن شهید همسر طلحه بن ابى طلحه که شوهر و فرزندانش‏ مسافع و جلاس و کلاب همگى در جنگ احد کشته شدند.

خناس دختر مالک بن مضرب- مادر مصعب بن عمیر- که با فرزند دیگرش ابو عزیز بن عمیر آمده بود.

عمره دختر علقمه که یکى از زنان بنى کنانه بود.

خلاصه لشگر قریش با سپاه منظم و تجهیزات کافى حرکت کرد و همچنان آمدند تا پاى کوه «عینین» لب چشمه آبى که آنجا است رو به روى شهر مدینه فرود آمدند.[۲]


[۱]. واقدى، محمد بن عمر، مغازى تاریخ جنگهاى پیامبر(ص)، ترجمه، مهدوى دامغانى،  محمود، متن، ص ۱۹۶، مرکز نشر دانشگاهى، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۹ش

[۲].  ابن هشام زندگانى محمد(ص) پیامبر اسلام، ترجمه، رسولى، سید هاشم، ج‏۲، ص ۸۸، انتشارات کتابچى، تهران، چاپ پنجم، ۱۳۷۵ش.




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


3 + = 7