دایره المعارف اسلام پدیا » سخن دشمنان در بارۀ فرزند نداشتن امام رضا (عليه السّلام)
منوی اصلی

سخن دشمنان در بارۀ فرزند نداشتن امام رضا (علیه السّلام)

تاریخ: ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ در باب: امام جواد (ع)

مسئلۀ فرزند نداشتن امام رضا (علیه‌السلام) اصحاب و شیعیان حضرت رضا(علیه‌السلام) را متأثر کرده بود. این اندوه زمانی بیشتر شد که فرقۀ واقفیه بنا به دلایل مادی و تصرف سهم امام و عدم بازگرداندن آن به حضرت رضا (علیه‌السلام)، قائل به غیبت امام کاظم (علیه‌السلام) شده بودند، و در تبلیغات خویش نداشتن فرزند پسر از سوی امام رضا (علیه‌السلام) را دلیل بر ادعای موهوم خود می‌دانستند؛ تا جایی که یک بار یکی از همین افراد در نامه‌ای خطاب به حضرت رضا (علیه‌السلام) نوشت:

تو چگونه امام هستی، در حالی که فرزندی نداری!

حضرت در پاسخ فرمودند: تو از کجا می‌دانی که فرزندی ندارم، به خدا سوگند روزها و شب‌ها سپری نمی‌شود مگر این که خداوند فرزند پسری را به من عنایت فرماید که حق و باطل را از هم جدا سازد.[۱]

همچنین یکی از یاران به حضرت عرض می‌کند: امام پس از تو کیست؟

آن حضرت فرمودند: فرزندم .

سپس گفت: کسی که فرزند ندارد چگونه جرأت آن را دارد که بگوید فرزندم؟

راوی همین حدیث می گوید: چند روز سپری نشده بود که امام جواد(علیه‌السلام) به دنیا آمد.[۲]

همچنین “ابن قیام واسطی” از فرقه واقفیه که امامت حضرت رضا(علیه‌السلام) را قبول نداشت، نزد آن حضرت آمد و به قصد عیب جویی حضرت گفت: آیا می‌شود که دو امام در یک مقطع زمانی با هم باشند؟

حضرت رضا(علیه‌السلام) فرمود: نه مگر آن که یکی از آن دو صامت (خاموش) باشد .

ابن قیام گفت: پس چطور برای تو صامتی نیست؟

امام فرمود: چرا. به خدا سوگند خداوند برای من فرزندی قرار می‌دهد که حق و حق‌خواهان را استواری می‌بخشد و باطل و باطل خواهان را نیست و نابود می‌کند.[۳]

همچنین زکریا بن یحیى می گوید: شنیدم على بن جعفر، حسن بن حسین بن على را می گفت: به خدا سوگند که خدا ابو الحسن الرضا (علیه السلام) را یارى کرد، حسن گفت: آرى به خدا قربانت گردم، همانا برادرانش نسبت به او ستم کردند، على بن جعفر گفت: آرى به خدا ما عموهایش هم به او ستم کردیم، حسن گفت: قربانت گردم، مگر شما چه کردید؟ زیرا من نزد شما نبودم، گفت: ما و برادرانش به او گفتیم: هرگز در میان ما خاندان، امامى که رنگش دگرگون باشد نبوده (مقصودشان این بود که امام محمد تقى (علیه السلام) به شما شباهت ندارد) حضرت رضا فرمود: او پسر من است، آنها گفتند: همانا رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) به حکم قیافه‏شناس داورى فرموده، میان تو و ما هم قیافه‏شناس داور باشد، حضرت فرمود: من دنبال آنها نمی فرستم، شما بفرستید، و به آنها اطلاع ندهید که براى چه دعوتشان می کنید و شما در خانه خود باشید.

چون ایشان آمدند، ما را در باغ نشانیدند و عموها و برادران و خواهران امام رضا (علیه السلام) صف کشیدند و آن حضرت را گرفته خرقه و کلاهى پشمین به او پوشانیدند و بیلى بر دوشش گذاشتند و گفتند به صورت باغبانى وارد باغ شو، سپس ابى جعفر (علیه السلام) را آوردند و به قیافه‏شناسان گفتند: این پسر را به پدرش منسوب کنید، آنها گفتند: او را در این جا پدرى نیست، ولى این و این عموى پدر او هستند و این عموى خود اوست و این عمه اوست، اگر او در اینجا پدرى داشته باشد، همین صاحب باغ است که قدم هاى او با قدم هاى این پسر یکسان است و چون حضرت رضا (علیه السلام) برگشت، گفتند: همین شخص پدر اوست.

على بن جعفر می گوید: من برخاستم و لب ابى جعفر (علیه السلام) را چنان بوسیدم که آب دهانش را مکیدم‏

و به او عرض کردم: گواهى دهم که تو نزد خدا امام منى، پس حضرت رضا (علیه السلام) گریه کرد و فرمود: اى عمو! مگر نشنیدى که پدرم می فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: پدرم فداى پسر بهترین کنیزان، پسر کنیز نوبیه[۴] که دهانش خوشبو و زهدانش نجیب زاى است، واى بر آنها و خدا لعنت کند اعیبس و نژادش را (یعنى بنى عباس را) همان که فتنه انگیز است و آنها را چند سال و چند ماه و چند روز می­کشد و به آنها ذلت می­رساند و از جام تلخ و ناگوار به آنها مى‏آشاماند، و اوست دربدر و دور افتاده، پدر و جد کشته شده و صاحب غیبت، مردم در باره او می گویند: معلوم نیست مرده یا هلاک شده و به کدام دره رفته، اى عمو! چنین پسرى جز از نسل من تواند بود؟ عرض کردم: راست می گوئى، قربانت گردم.[۵]



[۱]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۳۲۰، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، تهران، ۱۳۶۲ش؛ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج ۲، ص ۲۰۹، نشر جهان، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸ ق.

[۲]. کافی، ج۱، ص ۲۸۶ .

[۳]. کافی، ج۱، ۳۲۱؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص ۲۲، مؤسسه الوفاء، بی چا، بیروت، ۱۴۰۴ق.

[۴]. نوبه بلاد بزرگی است در سودان که بلال حبشى هم از آن­جا بوده است.

[۵]. کافی، ج ۱، ص ۳۲۳٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


7 + 3 =