دایره المعارف اسلام پدیا » حکمیت سبب پیدایش خوارج
منوی اصلی

حکمیت سبب پیدایش خوارج

تاریخ: ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ در باب: خوارج

فرقه خوارج در سال ۳۷ هجرى در جریان جنگ صفین و مسئله حکمیت پدید آمد. آنان عده‏اى از سپاهیان حضرت على (ع) بودند که در آغاز از معاویه و عمرو عاص فریب خورده و با پیشنهاد حکمیت از طرف معاویه موافقت کردند، و امام (ع) را به قبول آن وادار کردند. ولى پس از آن که قرار داد آتش بس و آیین نامه حکمیت ‏به امضاى طرفین رسید، آنان که تازه به اشتباه خود پى برده بودند، به جاى آن که خود را نکوهش کنند و از امام (ع) عذر بخواهند، مرتکب اشتباه بزرگ­ترى شده و حکمیت را از اساساً مردود دانسته و آن را مخالف با حکم خدا انگاشته، ارتکاب آن را مایه شرک و کفر اعلان کردند؛ از این رو از امام (ع) خواستند که از کرده خود توبه کند و عهد نامه آتش بس را نقض کرده، جنگ با معاویه را از سر گیرد

امام (ع) در برابر آنان ایستاد و یادآور شد که اولا: برداشت آنان از حکمیت نادرست است؛ زیرا آن­چه حکم قرار داده شده افراد نیستند، بلکه قرآن کریم است، و خداوند دستور داده است که در منازعات به قرآن و پیامبر رجوع شود، رجوع به قرآن به این است که به حکم آن گردن نهاده شود. و رجوع به پیامبر (ص) به این است که به سنت او عمل کنیم. هر گاه طبق قرآن و سنت پیامبر داورى شود، حق با ما خواهد بود.

ثانیاً: حکمیت از اساس مخالفت ‏با قرآن نیست. اشتباهى که رخ داده این بوده است، در شرایطى که سپاهیان امام (ع) در چند قدمى فتح و پیروزى بودند، طرح آتش بس و حکمیت، واقع بینانه نبود، و آن حضرت نیز مخالفت خود را با آن اعلان کرد،[۱] و این خوارج بودند که قبول آن را به امام (ع) تحمیل کردند.[۲]

ثالثاً: شکستن عهد و میثاق با نص قرآن کریم و تعالیم اسلامى مخالف است، و تا طرف مقابل آن را نقض نکرده است، شکستن آن روا نیست.[۳]

لکن آنان همچنان بر درخواست و رأى خود پافشارى کردند و امر تحکیم را بر خلاف حکم خداوند، و قبول آن را گناهى بزرگ و مایه شرک مى‏دانستند، و آن­گاه که امام (ع) با سپاهیان خود از صفین رهسپار کوفه گردید، آنان در مکانى به نام حروراء اقامت گزیده، وارد کوفه نشدند، و شبث‏بن ربعى را به عنوان فرمانده جنگ و عبد الله بن کواء را به عنوان امام جماعت انتخاب نموده، توافق کردند که کارها به صورت شورایى انجام شود، و امر به معروف و نهى از منکر را شعار خود ساختند.[۴]



[۱]. نهج البلاغه، خطبه، ۱۲۵٫

[۲]. همان،  خطبه، ۳۶٫

[۳]. الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، ج ‏۵، ص ۷۲، بیروت، دار التراث ، چاپ دوم، ۱۳۸۷/۱۹۶۷٫ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ و أوفوا بعهد الله إذا عاهدتم و لا تنقضوا الایمان بعد توکیدها و قد جعلتم الله علیکم کفیلا ان الله یعلم ما تفعلون‏

[۴]. ربانى گلپایگانى، على،  فرق و مذاهب کلامى، ص ۲۸۰٫ کتابنامه تکمیل شود.؛ جهت مطالعه بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


1 + 8 =