دایره المعارف اسلام پدیا » منابع اختصاصی فقه اهل سنت
منوی اصلی

منابع اختصاصی فقه اهل سنت

تاریخ: ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ در باب: فقه اهل سنت

منابعی برای استنباط احکام در فقه اهل سنت وجود دارد که اختصاص به آنها دارد. این منابع که از آنها به «منابع فرعی فقه» نیز یاد می شود عبارتند از: قیاس، استحسان، استصلاح (مصالح مرسله)، سدّ و فتح ذرائع، عرف، شریعت سلف و مذهب صحابی. بخشى از منابعى که در این قسمت مورد بحث قرار مى‌گیرد، مواردى هستند که بر آنها واژۀ «اجتهاد الرأى» اطلاق مى‌شود، زیرا اجتهاد دو اصطلاح دارد:

۱٫ اجتهاد به معناى اعم که عبارت است از به کارگیرى تمام سعى و تلاش براى به دست آوردن حکم از ادلّه. این گونه اجتهاد مورد اتفاق تمام علماى اسلام است.

۲٫ اجتهاد به معناى خاص که عبارت است از «اجتهاد الرأى» و به کارگیرى قیاس، استحسان، استصلاح و سدّ و فتح ذرایع در مواردی که نص وجود ندارد، و لذا گاه کلمۀ اجتهاد را مرادف با (این موارد و به خصوص) قیاس قرار مى‌دهند.[۱]

نوع دوم اجتهاد، مخصوص اهل سنّت است. طرفداران اجتهاد الرأى هر چند براى اعتبار آن در تک تک موارد، ادلّه‌اى از کتاب و سنّت آورده‌اند، ولى به نظر مى‌رسد که منشأ این گونه اجتهادات دو امر بوده است:

۱٫ به کارگیرى اجتهاد الرأى از سوى برخى از صحابه در حالى که کسانى دیگر از صحابه شدیداً در مقابل آن ایستادگى نموده‌اند. از «ابن عبّاس» و «عبد اللّٰه بن مسعود» نقل شده که مدّعیان اجتهاد به رأى را دعوت به مباهله مى‌نمودند. از کسانى که در به کارگیرى این گونه اجتهاد شهرت دارند، عمر بن خطاب است و در عصر پس از صحابه، ابو حنیفه را امام اهل رأى شمرده‌اند و بدین جهت بسیارى او را مذمت کرده‌اند.[۲] مکتب رأى در مقابل مکتب حدیث به فقهاى کوفه در مقابل فقهاى مدینه نسبت داده شده است.[۳] از جملۀ اصحاب رأى مى‌توان أبو یوسف، ابن سماعه، أبو مطیع بلخى و بشیر مریسى را نام برد.[۴]

۲٫ بسته شدن راه وصول به احکام پس از رسول اللّٰه (صلى الله علیه و آله) مى‌باشد؛ با وفات رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله) و انقطاع وحى و انقطاع مردم از خاندان وحى، راه رسیدن به احکام واقعى مورد نظر شارع بسته شد و این جهت، انگیزه‌اى براى قوّت یافتن اجتهادات مبتنى بر رأى شد. به عبارت دیگر منشأ فرو رفتن در اجتهاد رأى، تصوّر انسداد در احکام بوده است؛ زیرا وقایع و حوادث روزمرّه و مسائل مستحدثه، فراوان بود و تصوّر مى‌شد متون دینى که بتواند جواب­گوى همه این نیازها باشد کافى نیست. از سوى دیگر، دین اسلام نیز آخرین دین الاهى است که باید تا دامنۀ قیامت جواب­گوى وظایف بندگان باشد. پس باید با حجّت قرار دادن این گونه اجتهادات، راهى براى استنباط احکام در این گونه مسائل باز شود.[۵]



[۱]. دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۹۶‌، به نقل از روضه الناظر، ج ۲، ص ۱۴۱٫

[۲]. همان، به نقل از تاریخ بغداد، ج ۱۳، ص ۴۱۳٫

[۳]. همان، به نقل از مناهج الاجتهاد فى الاسلام، ص ۱۱۵٫

[۴]. همان، به نقل از همان، ص ۱۱۷٫

[۵]. در مکتب پیروان اهل بیت، سنّت امامان معصوم (علیهم السلام) همانند سنّت رسول اللّٰه (صلى الله علیه و آله) حجّت است و این مکتب از نظر دسترسى به احادیث، غنى است و سنّت دربردارنده قواعد عام و کلى است که بر وقایع جزئى قابل تطبیق است و وظایف مکلّفین در موارد شک و فقدان نص یا تعارض نصوص در این قواعد کلى تبیین شده است؛ بنابراین دیگر نیازى به اجتهاد الرأى نیست؛ زیرا اصولى که به آن اشاره شد در رفع انسداد کافى است، ر.ک: همان.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


5 + = 9