دایره المعارف اسلام پدیا » مذهب فقهی شافعى
منوی اصلی

مذهب فقهی شافعى

تاریخ: ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ در باب: فقه اهل سنت

این مذهب منتسب به أبو عبد اللّٰه، محمّد بن ادریس بن عباس بن عثمان بن شافع، معروف به «شافعى» است.

وى در سال ۱۵۰ هجرى در «غزّه» متولّد شد و در سال ۲۰۴ هجرى در مصر وفات یافت. از سویى شاگرد زعیم مدرسۀ حدیث، «مالک بن انس» و از سوى دیگر شاگرد ابراهیم بن محمّد بن یحیى مدینى شاگرد امام صادق (علیه السلام) بود. او همچنین از محمّد بن حسن شیبانى شاگرد ابو حنیفه نیز بهره‌ها برد.[۱]

بیشترین روایات شافعى از ابراهیم بن محمّد، شاگرد امام صادق (علیه السلام) است. مذهب شافعى حدّ فاصل میان مذهب حنفى و مالکى است. نوشته‌اند: از مشهورترین شاگردان وى، یوسف بن یحیى (م ۲۳۱)؛ احمد بن حنبل (م ۲۴۱)؛ اسماعیل‌ بن یحیى (م ۲۶۴) و ربیع بن سلیمان بن عبد الجبار (م ۲۷۰) بودند.[۲]

مذهب شافعى به دست شاگردانش در بسیارى از بلاد اسلامى گسترش یافت و در مصر و عراق و خراسان و ما وراء النهر نفوذ کرد و رقیب نزدیک مذهب حنفى به شمار مى‌رفت[۳]  و امروزه در مصر، اردن، سوریه، لبنان، عراق، هند و اندونزى، مذهب شافعى پیروان فراوانى دارد.[۴]

مصادر فقهى شافعى:

شافعى در فتوا دادن، از کتاب، سنّت، اجماع و قیاس بهره مى‌گرفت؛ البتّه وى خبر واحد را از فرد موثّق، هر چند آن خبر مشهور نباشد (بر خلاف نظر ابو حنیفه) و هر چند موافق عمل مردم مدینه نباشد (بر خلاف شیوۀ مالک)، حجّت مى‌دانست.

در قیاس نیز، اگر اصل و ریشۀ معیّنى در کتاب و سنّت داشته باشد، در نظر وى حجّت است. او استحسان را، بر خلاف شیوۀ ابو حنیفه و مالک، حجّت نمى‌دانست و مى‌گفت: «هرکس به استحسان روى آورد، تشریع کرده و بدعت گذارده است».[۵]  او مصالح مرسله و حجیّت عمل اهل مدینه را قبول نداشت.[۶] در ردّ عمل به استحسان، کتابى به نام «ابطال الاستحسان» و در ردّ عمل به مصالح مرسله، کتابى به نام «الاستصلاح» نوشته و در کتاب معروفش «الأمّ» حجیّت عمل مردم مدینه را انکار کرده است.[۷]

لازم به ذکر است که شافعى در کتاب «الأمّ» فتواهاى تازه و تجدید نظرهاى فقهى را ذکر کرده است.[۸] به تصریح برخى از اندیشمندان اهل سنّت، فقه شافعى به فقه شیعه امامیّه نزدیک و موارد اختلافى میان آنان، نسبت به دیگر مذاهب کمتر است.[۹]



[۱]. مکارم شیرازی، ناصر، دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۴۰‌، به نقل از  ادوار علم الفقه، ص ۱۵۷٫

[۲]. همان، ص ۱۴۰ و ۱۴۱به نقل از الفقه الاسلامى و ادلّته، ج ۱، ص ۵۲- ۵۱٫

[۳]. همان، ص ۱۴۱،  به نقل از تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۸۰۴٫٫

[۴]. همان، به نقل از تاریخ الفقه الاسلامى، ص ۱۴۳٫

[۵]. همان، به نقل از الفقه الاسلامى و ادلّته، ج ۱، ص ۵۱؛ تاریخ الفقه الاسلامى، ص ۱۴۰- ۱۳۹، « من استحسن فقد شرّع».

[۶]. همان، به نقل از الفقه الاسلامى و ادلّته، همان؛ المدخل فى التعریف بالفقه الاسلامى، ص ۱۹۶٫

[۷]. همان، به نقل از ادوار علم الفقه، ص ۱۵۹٫

[۸]. همان، به نقل از الفقه الاسلامى و ادلّته، همان.

[۹]. همان، به نقل از همان، ص ۵۹٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 5 = 13