دایره المعارف اسلام پدیا » مذاهب منقرض شده اهل سنت
منوی اصلی

مذاهب منقرض شده اهل سنت

تاریخ: ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ در باب: فقه اهل سنت

در دورۀ دوم فقه اهل سنت که از اوایل قرن دوم آغاز و تا اوایل قرن چهارم ادامه یافت، مذاهب فقهى فراوانی پدید آمد. گروهی از این مذاهب، به مذاهب منقرض‌شدۀ فقهى یا مذاهب بائده مشهور شدند. مقصود از مذاهب منقرض‌شدۀ فقهى، مذاهبى است که دوام چندانى نیافت و پس از مدتى- کم یا زیاد- از بین رفت. عمدۀ این مذاهب عبارتند از:

۱٫ مذهب حسن بصرى: حسن بن ابى الحسن یسار معروف به حسن بصرى (م ۱۱۰) از تابعانِ شناخته شده بود. دربارۀ وى گفته‌اند که: «از محضر یک­صد و پنجاه صحابى استفاده کرده است. فتاواى او را برخى از علما در هفت جلد جمع‌آورى کرده‌اند».[۱]

۲٫ مذهب ابن ابى لیلى: محمّد بن عبد الرحمن بن ابى لیلى (م ۱۴۸) از اصحاب رأى و نظر به شمار مى‌رفت؛ وى قاضى و مفتى معروف کوفه بود. دربارۀ او گفته شده: «از یک­صد و بیست تن از صحابه استفاده کرده است».[۲]

۳٫ مذهب اوزاعى: عبد الرحمن اوزاعى (م ۱۵۷) صاحب مذهب خاصى بود که در شام گسترش یافت، ولى در قرن چهارم هجرى پیروان آن منقرض شدند. همچنین به مدت دویست سال این مذهب در میان مردم اندلس غلبه داشت، و سرانجام مذهب مالک در آن­جا غالب شد.[۳]

۴٫ مذهب سفیان ثورى: أبو عبد اللّٰه سفیان بن سعید ثورى (م ۱۶۱) اهل کوفه بود. وى به جهت خوف از حکومت وقت، مخفیانه زندگى مى‌کرد. جمعى از مردم یمن، اصفهان و موصل از او فتاوایى گرفتند. مذهب وى نیز در مدت کوتاهى منقرض گردید.[۴]

۵٫ مذهب لیث بن سعد: لیث بن سعد فهمى (م ۱۷۵) از فقهاى مصر بود که شافعى دربارۀ او گفته است: «او از مالک فقیه‌تر بود». مذهب او نیز به علت‌ عدم تدوین و کمى طرفدارانش پایدار نماند.[۵]

۶٫ مذهب ظاهرى: بنیانگذار این مذهب، ابو سلیمان داوود بن على بن خلف ظاهرى (م ۲۷۰) است. وى نخست مقلّد مذهب شافعى بود، تا آن­که ریاست علمى بغداد به وى رسید؛ پس از آن براى خویش مذهب و شیوه‌اى را برگزید، که اساس آن عمل به ظاهر کتاب و سنّت بود، البتّه به شرط آن که از خود کتاب و سنّت و یا اجماع، دلیلى بر این که خلاف ظاهر مراد است اقامه نشود. او اگر نصّى نمى‌یافت، به اجماع عمل مى‌کرد، و از قیاس پرهیز داشت و معتقد بود عمومات کتاب و سنّت براى پاسخ به هر پرسشى کافى است. مذهب وى تا نیمه قرن دوم ادامه داشت، سپس از بین رفت. مردم بغداد، شهرهاى فارس و اندکى از مردم آفریقا و اندلس بر مذهب او بودند.

ابن خلدون (م ۸۰۸) مى‌نویسد: این مذهب اکنون از بین رفته است. هر چند بعدها ابن حزم اندلسى نیز مذهب ظاهرى را پذیرفت، امّا وی با مؤسّس این مذهب مخالفت هایى نیز داشت.[۶]

۷٫ مذهب طبرى: بنیانگذار این مذهب، مفسّر و مورّخ معروف أبو جعفر محمّد بن جریر طبرى (م ۳۱۰) است. او فقه را از داوود فرا گرفت و همچنین فقه اهل عراق و مالک و شافعى را نیز آموخت. او معتقد بود که احمد بن حنبل، فقیه نیست؛ بلکه صرفاً یک محدّث است. طبرى نیز در فقه، مذهب خاصّى داشت که در بغداد گسترش یافت؛ او و پیروانش در فقه تألیفاتى داشتند که به دست ما نرسیده است. مذهب او نیز بعد از نیمۀ قرن پنجم رو به افول نهاد و منقرض شد و فقط آراى او در کتاب­ها باقى ماند.[۷]



[۱]. مکارم شیرازی، ناصر، دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۳۷‌، به نقل از اعلام الموقعین، ج ۱، ص ۲۰؛ همچنین ر.ک: طبقات ابن سعد، ج ۷، ص ۱۵۶؛ وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۶۹؛ تهذیب التّهذیب، ج ۲، ص ۲۶۳٫

[۲]. همان، به نقل از اعلام الموقعین، ج ۱، ص ۲۱؛ همچنین ر.ک: تهذیب التّهذیب، ج ۹، ص ۳۰۱؛ الطبقات الکبرى، ج ۶، ص ۳۵۸، طبقات الفقهاء شیرازى، ص ۸۴٫

[۳]. همان، به نقل از موسوعه جمال عبد الناصر، ج ۱، ص ۳۴؛ الاعلام زرکلى، ج ۳، ص ۳۲۰؛ طبقات الفقهاء شیرازى، ص ۷۶٫

[۴]. همان، به نقل از موسوعه جمال عبد الناصر، همان؛ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۱۶۰- ۱۵۱؛ طبقات الکبرى، همان، ص ۳۷۱؛ وفیات الاعیان ابن خلکان، ج ۲، ص ۳۸۶؛ تهذیب التّهذیب، ج ۴، ص ۱۱۱٫

[۵]. همان، ص ۱۳۷و۱۳۸، به نقل از تاریخ الفقه الاسلامى، ص ۱۷۴؛ طبقات ابن سعد، ج ۷، ص ۵۱۷؛ وفیات الاعیان، ج ۴، ص ۱۲۷٫

[۶]. همان، ص ۱۳۸، به نقل از ر. ک: موسوعه جمال عبد الناصر، همان؛ طبقات الفقهاء شیرازى، ص ۹۲؛ میزان الاعتدال، ج ۱، ص ۱۵؛ تاریخ بغداد، ج ۶، ص ۳۷۵- ۳۶۹٫

[۷] . همان، به نقل از موسوعه جمال عبد الناصر، همان؛ وفیات الاعیان، ج ۱، ص ۴۵۶؛ تاریخ بغداد، ج ۲، ص ۱۶۲٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


3 + 3 =