دایره المعارف اسلام پدیا » قرآن، منبع فقه اهل سنت
منوی اصلی

قرآن، منبع فقه اهل سنت

تاریخ: ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ در باب: فقه اهل سنت

اساسى‌ترین و مهم‌ترین منبع و مأخذ مورد اتّفاق مسلمانان در استنباط احکام الاهی، قرآن کریم است. کتاب خدا مشتمل بر اصول عقاید، تاریخ، اخلاق و احکام و … است. بخش مربوط به احکام را اصطلاحاً «آیات الاحکام» یا «احکام القرآن» نامیده‌اند. گفته شده: تعداد آیات الاحکام در قرآن، پانصد آیه است.[۱]

برخى گفته‌اند: از معظم آیات قرآن به نحوى، استفادۀ احکام مى‌شود: به نحو صریح یا با استنباط از آیه‌اى بدون ضمیمه کردن آیات دیگر، یا با انضمام دو یا چند آیه به یک­دیگر[۲] و یا با انضمام آیه، به روایتى که مفسِّر و مبیِّن آن است، ولى این سخن سخنى اغراق‌آمیز است.[۳]

در ارتباط با قرآن و اعتماد به آن به عنوان منبع اصلی استنباط احکام، سه مسئله باید مورد توجّه قرار گیرد: یکى در ناحیه صدور؛ یعنى انتساب آن به خداوند و دیگر تحریف‌ناپذیرى قرآن و سوم در ناحیه دلالت و برداشت احکام از قرآن.

الف: قرآن کلام خدا است:

قرآن کلام خداوند است و این، اعتقاد تمامى مسلمانان است. آنان قرآن را وحى الاهى مى‌دانند که از سوى خدا در اختیار پیامبر (صلى الله علیه و آله) قرار گرفته و خود پیامبر نیز در هنگام دریافت وحى، یقین داشت که این کلام از سوى خداوند است. سپس پیامبر (صلى الله علیه و آله) نیز بدون کم و زیاد، آن را بر مردم تلاوت کرده و آن چه هم اکنون در دست ما است همان قرآن واقعى و کلام اللّٰه حقیقى است. حتى به عقیدۀ بعضى ترتیب آیات و سوره‌ها، آغاز و پایان سور به صورت کنونى که دست ما است، همان چیزى است که از طرف خداوند توسط جبرئیل امین بر پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) فرستاده شده است.[۴] مقصود از این که قرآن وحى الاهى است فقط در معنا و مفهوم نیست، بلکه مراد آن است که عین الفاظ آن نیز، کلام خدا است.

حقّانیت به این معنا که قرآن موجود در میان ما همان قرآنى است که بر پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) نازل شده است را از راه وجوه مختلف اعجاز و از راه تواتر قرآن در میان تمامى عصرها و نسل‌ها از صدر اسلام تا کنون مى‌توان اثبات کرد. کسانى همچون «سیوطى» تا سى و پنج وجه در اعجاز قرآن بیان نموده‌اند.[۵]

ب: تحریف‌ناپذیرى قرآن:

به اعتقاد محقّقان اسلامى اعمّ از شیعه و اهل سنّت، قرآن نه تنها در زمان نزول، دست خوش تغییر نشده، بلکه پس از آن تا به امروز نیز تغییرى نکرده و آنچه هم اکنون در دست ما است همان قرآن نازل‌شدۀ بر پیامبر (صلى الله علیه و آله) است. احتمال تحریف در قرآن از شبهات بى‌اساسى است که مطرح شده است. (مراد از تحریفى که مورد بحث ما است، کم یا زیاد یا تبدیل شدن قرآن موجود نسبت به قرآن واقعى است). قرآن کتابى است که «لٰا یَأْتِیهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لٰا مِنْ خَلْفِهِ؛[۶] هیچ گونه باطلى، از پیش رو و از پشت سر به سراغش نمى‌آید». این آیه نفوذ هرگونه باطلى را در قرآن (از جمله تحریف) در زمان نزول و در زمان‌هاى بعد، از سوى هر شخص یا گروهى نفى مى‌کند.

در جاى دیگر مى‌فرماید: «إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ؛[۷] ما قرآن را نازل کردیم و به طور قطع ما حافظ و نگهبان آن هستیم» و همچنین «حدیث ثقلین» که تمسّک به کتاب را تا دامنۀ قیامت، واجب و عدم جدایى آن از عترت را تا هنگام ورود بر حوض و در محضر پیامبر (صلى الله علیه و آله)، فرض نموده، دلیل بر عدم تحریف قرآن تا پایان دنیا است؛ زیرا دستور تبعیت از کتاب تحریف یافته، به کسى داده نمى‌شود.

اکثریت قریب به اتّفاق علماى فریقین (سنی و شیعه)، تحریف را ردّ کرده‌اند و لذا به هیچ مذهبى نمى‌توان نسبت قول به تحریف داد و معتقدان به تحریف قرآن، تعداد کمی هستند که با توجّه به ادلّۀ متقن که اجمالًا به آن اشاره شد، عقیدۀ آنان باطل و قول آنان بى‌اساس است.[۸]

ج: حجیّت نصوص و ظواهر قرآن:

با توجّه به این که در بحث گذشته روشن شد که قرآن از جهت صدور قطعى است، اینک بحث دربارۀ دلالت قرآن است. شکى نیست که آیات قرآن نامفهوم نمى‌باشد؛ ولى این گونه نیست که همۀ قرآن از جهت دلالت و افادۀ معنا، قطعى و یقینى باشد؛ چرا که خود قرآن آیاتش را به محکمات و متشابهات تقسیم کرده است،[۹] اما آیات متشابه را مى‌توان در پرتو محکمات تفسیر و تبیین کرد.

مطلب دیگر این که محکمات به دو بخش تقسیم مى‌شوند: «نصوص» که در افادۀ معنا به حدّى روشن هستند که احتمال خلاف در آن راه ندارد و «ظواهر» که ظنّى الدلاله هستند.[۱۰]

بحث مهم، حجیّت این ظواهر است. اهل سنّت بحث حجیّت ظواهر قرآن را مسلّم گرفته و گفته‌اند: ظاهر قرآن حجّت است مگر آن که دلیلى بر تأویل، تخصیص یا نسخ آن داشته باشیم.[۱۱]

همۀ علماى اسلام ظواهر را به دلیل ارتکاز عقلا[۱۲]‌ و لزوم نقض غرض‌[۱۳]، فى الجمله حجّت مى‌دانند. گرچه حجیّت خصوص ظواهر قرآن به دلیل ویژگى‌هاى خاص آن از سوى اخبارى‌ها (گروهى از محدّثان امامیّه) مورد تردید قرار گرفته است.[۱۴]

به هر حال حجیّت نصوص و ظواهر قرآن واضح‌تر از آن است که نیاز به بحث زیادى داشته باشد و امروزه افکار اخبارى‌ها در مجامع و حوزه‌هاى علمى شیعه هیچ گونه طرفدارى ندارد و مى‌توان آن را جزو عقاید منقرض شده و پایان یافته به حساب آورد.



[۱]. مکارم شیرازى، ناصر، دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۵۹، مدرسه امام على بن ابى طالب علیه السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۲۷ق، به نقل از الإتقان، ج ۴، ص ۴۰؛ اللباب فى اصول الفقه، ص ۵۱٫

[۲]. همان، به نقل از اللُّباب فى اصول الفقه، ص ۵۰- ۴۹٫

[۳]. همان.

[۴]. همان، ص ۱۶۰، به نقل از اصول الفقه، ج ۲، ص ۵۱٫

[۵]. همان، ص ۱۶۱، به نقل از معترک الاقران، ج ۱، از اوّل تا آخر.

[۶]. فصلت، ۴۲٫

[۷]. حجر، ۹٫

[۸]. دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۶۱و ۱۶۲،

[۹]. آل عمران، آیۀ ۷٫

[۱۰]. دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۶۲، به نقل از الأتقان، ج ۲، ص ۹٫

[۱۱]. همان، ص ۱۶۳، المهذّب فى اصول الفقه المقارن، ج ۳، ص ۱۲۰۲٫

[۱۲]. مردم در هنگام گفت­وگو، به ظواهر سخن یک­دیگر‌ اعتماد مى‌کنند و در مکاتبات، اقرارها، استدلال‌ها، منازعات و اسناد معاملات و … ظواهر سخن هر گوینده‌اى را به نفع یا ضرر او حجّت قرار مى‌دهند و شارع مقدّس اسلام نیز در گفت­وگوى خود با مردم، از طریقۀ اهل سخن خارج نشده و روش جدیدى ابداع نکرده بلکه طریقۀ آنان را امضا کرده است.

[۱۳]. زیرا غرض از وضع الفاظ و قوانین مربوط به حقیقت و مجاز، استعاره، کنایه و …، تفهیم و تفهّم است و با عدم حجیّت ظواهر، این غرض تأمین نخواهد شد.

[۱۴]. همان، ص ۱۶۲، به نقل از الفوائد المدنیه، ص ۴۷؛ الفوائد الحائریه، ص ۲۸۳، از سخن برخى از اخباری ها استفاده مى‌شود که ظهور مطلقا (چه در قرآن و چه در غیر قرآن) حجّت است، ولى خصوصیّت قرآن این است که، ظهورى در آن انعقاد نیافته است و آن چه ظواهر قرآن به حساب مى‌آید، در حقیقت متشابهاتى هستند که ما گمان مى‌کنیم ظواهر هستند!




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


6 + = 7