دایره المعارف اسلام پدیا » سنت، منبع فقه اهل سنت
منوی اصلی

سنت، منبع فقه اهل سنت

تاریخ: ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ در باب: فقه اهل سنت

به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، «سنّت» دومین منبع استنباط است. از نظر اهل سنت و شیعه، هر چند قرآن مهم­ترین منبع فقه و احکام اسلام است، اما هرگز تنها منبع نیست؛ زیرا همان طوری که «محمد بن ادریس شافعی» یکی از چهار رهبر بزرگ اهل سنت می گوید: «از یک طرف در قرآن همۀ امور مورد نیاز نیامده است و از طرف دیگر آن چه آمده بسیاری از آنها نیازمند بیان و تبیین است و غیر از رسول (صلی الله علیه و آله)[۱] کسی توان این کار را ندارد؛ زیرا به حکم رسالتی که دارد باید قرآن را تبیین کند و اگر به کلی سنت را مردود شماریم، به مشکل بزرگی گرفتار خواهیم آمد؛ مثلاً در آیات الاهی عدد رکعات نمازهای روزانه مشخص نشده است، همان گونه که انواع و مقدار زکات نیز ذکر نگردیده است».[۲]

بر همین اساس، اهل سنت و همۀ مسلمانان، یکی دیگر از منابع بسیار مهم فقه را، «سنّت» می دانند و بسیاری از احکام را از آن استفاده و استخراج می کنند. سنّت در اصل عبارت است از آن چه به جز قرآن، از نبى اسلام (صلى الله علیه و آله) صادر شده، چه قول باشد (که شامل کتاب و نوشته نیز مى‌شود) و چه فعل یا تقریر[۳]، مشروط به آن که مربوط به احکام شرعیه باشد.[۴]

فقهاى مکتب اهل بیت (علیهم السلام)، سنّت را تعمیم داده و گفته‌اند: سنّت عبارت است از قول و فعل و تقریر معصوم، (پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام)).[۵]

حجیّت سنّت رسول خدا (صلى الله علیه و آله):

حجیّت سنّت رسول اللّٰه (صلى الله علیه و آله) با قبول نبوّت و رسالت آن حضرت ثابت می شود، ضمن آن که از قرآن نیز مى‌توان بر این مطلب استدلال کرد: خداوند متعال در قرآن مى‌فرماید: «وَ مٰا آتٰاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛[۶] آن چه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آن چه نهى کرده خوددارى نمایید». این آیه اطلاق دارد و تمام اوامر و نواهى پیامبر را شامل مى‌شود. خداوند با این آیه، اطاعت پیغمبر را در آن چه براى مردم آورده و از آن چه نهى کرده، واجب نموده است که شامل قول و فعل و تقریر آن حضرت مى‌شود. سپس با بیان جملۀ: «وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ؛[۷] و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است»، هشدار داده و تخلّف از آن جناب را مستلزم کیفر دانسته است.

همچنین در آیۀ ۵۹ سورۀ نساء، اطاعت از رسول اللّٰه (صلى الله علیه و آله) را واجب شمرده شده است: «أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر[ اوصیاى پیامبر] را». نیز در آیۀ ۳ و ۴ سورۀ نجم مى‌فرماید: «وَ مٰا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ* إِنْ هُوَ إِلّٰا وَحْیٌ یُوحىٰ؛ و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‌گوید! آن چه مى‌گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست»، که اثبات مى‌کند تمام گفته‌هاى پیغمبر (صلى الله علیه و آله) از ناحیه خدا است و به عبارتى دیگر همه آنها وحى است، منتهى قسمتى از وحى، قرآن است و قسمتى دیگر، احادیث آن حضرت.[۸]

سنّت صحابه:

جمهور اهل تسنّن، به جاى سنّت اهل بیت، سنّت «صحابه» را حجّت قرار داده‌اند؛[۹]  تا خلاء کمبود ادلّه را جبران کنند. آنان معتقدند که صحابى کسى است که پیامبر اسلام را در زمان حیات آن حضرت در حالى که مسلمان بوده است، دیده باشد و بر اسلام از دنیا برود[۱۰] و اتّفاق نظر دارند که هرکس اطلاق نام صحابى بر او صحیح باشد، عادل است.[۱۱]

اهل سنّت براى عدالت صحابه دلایلى دارند؛ از جمله به آیۀ شریفۀ «کنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنّٰاسِ؛[۱۲] شما بهترین امتى بودید که به سود انسان ها آفریده شده‌اند…» و آیۀ «وَ کذٰلِک جَعَلْنٰاکمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکونُوا شُهَدٰاءَ عَلَى النّٰاسِ؛[۱۳] همان‌گونه (که قبلۀ شما، یک قبلۀ میانه است) شما را نیز، امت میانه‌اى قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط)؛ تا بر مردم گواه باشید» و آیۀ «لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَک تَحْتَ الشَّجَرَهِ؛[۱۴] خداوند از مؤمنان-هنگامى که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند- راضى و خشنود شد»،  استدلال کرده‌اند.

دانشمندان این گروه به روایاتى نیز تمسّک جسته‌اند که مهم ترین آن، این حدیث معروف است‌: «أصحابی کالنّجوم بأیّهم اقتدیتم اهتدیتم؛ اصحاب من همچون ستارگان آسمانند. به هر کدام اقتدا کنید، هدایت مى‌شوید».[۱۵]



[۱]. به اعتقاد شیعه، امامان معصوم (ع) نیز، در تبیین و تفسیر احکام، حکم پیامبر (ص) را دارند.

[۲]. ولایی، عیسی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات علم اصول، ص ۲۱۶ و ۲۱۷، نشر نی، بی جا، بی تا.

[۳]. مراد از تقریر این است که در محضر معصوم (علیه السّلام). گفتار یا کردارى از شخصى صادر شود و یا در عصر وى، سیره و عادتى میان عرف، رایج و معمول باشد و معصوم (علیه السّلام) بدون داشتن عذرى همچون تقیّه، فاعل (انجام دهنده) یا عرف را -هرچند با سکوت کردن- از آن عمل (قول، فعل یا روش) باز ندارد. ر.ک: جمعى از پژوهشگران زیر نظر هاشمى شاهرودى، سید محمود‌، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام‌، محقق: محققان مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى، ج ۲، ص ۵۷۳، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام‌، چاپ اول‌، قم، ۱۴۲۶ق‌.

[۴]. مکارم شیرازى، ناصر، دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۶۴، مدرسه امام على بن ابى طالب علیه السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۲۷ق، به نقل از

المهذب فى اصول الفقه المقارن، ج ۲، ص ۶۰۷٫

[۵]. همان، به نقل از الاصول العامه، ص ۱۶۱؛ اصطلاحات الاصول، ص ۱۴۱٫

[۶]. حشر، ۷٫

[۷]. همان.

[۸]. حجیّت سنّت امامان معصوم (علیهم السلام) بر اساس ادلّه‌اى قابل اثبات است. یکی از آنها «حدیث ثقلین» است که تمسّک به عترت را در‌ کنار قرآن واجب نموده است. این حدیث شریف میان اهل سنّت و شیعه متواتر است و ۳۶ نفر از صحابه آن را نقل کرده‌اند و به جز محدّثان امامیّه، ۱۸۰ نفر از علما و محدّثان اهل سنّت آن را آورده‌اند. ر.ک: دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۶۵و ۱۶۶٫

[۹]. همان، ص ۱۷۱، به نقل از الموافقات شاطبى، ج ۴، ص ۷۴٫

[۱۰]. همان، به نقل از الإصابه فى تمییز الصحابه، ج ۱، ص ۱۵۸٫

[۱۱]. همان، به نقل از همان، ص ۱۶۲٫

[۱۲]. آل عمران، ۱۱۰٫

[۱۳]. بقره، ۱۴۳٫

[۱۴]. فتح، ۱۸٫

[۱۵]. دائره المعارف فقه مقارن، ص  ۱۷۲، به نقل از میزان الإعتدال، ج ۱، ص ۴۱۳ و ۶۰۷٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


2 + = 11