دایره المعارف اسلام پدیا » دورۀ چهارم فقه اهل سنت
منوی اصلی

دورۀ چهارم فقه اهل سنت

تاریخ: ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ در باب: فقه اهل سنت

عصر رکود فقهى

این دوره، از اواسط قرن هفتم آغاز و تا اواخر قرن سیزدهم ادامه داشت و در واقع ادامۀ دوره سوم است.

پس از آن که از قرن چهارم، مذاهب فقهى -هر چند در محدودۀ مذاهب اربعه- حرکتى فعّال داشتند، از اواسط قرن هفتم، چرخ حرکت آنها به کندى گرایید و رو به ضعف نهاد.

علت این مسئله، تحوّلاتى بود که در کشورهاى اسلامى پدیدار شد، و عمدۀ آن ضعف دستگاه خلافت اسلامى بود. خلافت اسلامى به دولت­هاى کوچک و حکومت‌هاى منطقه‌اى تبدیل شد.

هجمه‌هایى از سوى دشمنان اسلام؛ مسیحیان و دوگانه‌پرستان، براى در هم شکستن کیان اسلام آغاز شد، این یورش در اواخر خلافت عبّاسیان آغاز شد.

از یک سو، جنگ هاى صلیبى (که از قرن پنجم قمرى آغاز و به مدّت دو قرن ادامه یافت)،[۱] سخت مسلمانان را درگیر خویش ساخت و شعله‌هاى آتش جنگ، همه را فراگرفت و از سوى دیگر، در همان زمان که پیکر کشور اسلامى، مجروح جنگ هاى صلیبى بود، حملۀ گستردۀ دیگرى از ناحیه شرق توسّط قوم مغول به بلاد اسلامى آغاز شد. هجومى که همه بلاد اسلامى را ویران ساخت و تا بغداد پایتخت خلافت اسلامى پیش رفت و آن را نیز تحت تصرّف خود درآورد. دانشمندان زیادى کشته شدند و کتابخانه‌هاى فراوانى به آتش کشیده شد.

کشورهاى اسلامى از یک سو، تحت سیطرۀ مغول از جانب شرق و از سوى دیگر تحت سیطرۀ صلیبیّون از جانب غرب قرار گرفتند.[۲]

طبیعى بود که این هرج و مرج، در همه شئون بلاد اسلامى و از جمله فقه اثر بگذارد. حرکت‌هاى فقهى، رو به خمودى گذاشت و تفکر بستۀ تقلید، بیش از پیش حکم­فرما شد و (شدیدتر و گسترده‌تر از دورۀ قبل) به نقل آنچه که از گذشتگان به جاى مانده بود، اکتفا گردید و حدّ اکثر، گاه براى کتب گذشتگان شرحى نوشته مى‌شد، یا تلخیص مى‌گردید.[۳]

هر چند در این دوره، برخى از علما کتاب هایى را در فقه تدوین کردند، ولى نسبت به گستردگى کشور اسلامى و جمعیّت مسلمانان و همچنین طول این دوره (حدود ۶ قرن)، بسیار اندک است.

برخى از فقهاى دورۀ چهارم:

۱٫ عزّ بن عبد السلام.

۲٫ عبد الوهّاب على بن کافى.

۳٫ تقى الدّین أبو الحسن على بن قاضى.

۴٫ احمد بن على بن حجر عسقلانى.

۵٫ جلال الدّین سیوطى.

۶٫ شیخ الاسلام أبو یحیى زکریا بن محمّد انصارى.

۷٫ احمد بن محمّد بن على بن حجر هیثمى.

ویژگى دورۀ چهارم: حکومت تفکر تقلیدى

استاد «مصطفى زرقا» دربارۀ این دوره مى‌نویسد:

«در این عصر، تفکر تقلیدى بسته، حکم­فرما بود و علما به جاى پى‌جویى علل و مقاصد شریعت در فقه، به صرف حفظ و قبول آن چه در کتاب هاى فقهى آمده بود، اکتفا مى‌کردند و در اواخر این دوره، تفکر عامیانه جاى اندیشه‌هاى علمى را- نزد بسیارى از فقها- گرفته بود».[۴]

در این دوره، کتاب‌هاى رسمى فتوایى زیاد شد و همین کتاب­ها، پیوسته از مهم­ترین مراجع فقهى به شمار مى‌آمد. برخى از محقّقان، نام تعدادى از این فتاواى رسمى را چنین ذکر کرده‌اند:

«فتاواى تاتارخانیه، بزازیه، ظهیریه، هندیه، خیریه، زینیّه و مانند آن؛ فتاواى خانیه، متعلق به قاضى خان، حسن بن منصور بود و فتاواى بزازیه، به حافظ الدّین محمّد، معروف به ابن بزاز، تعلّق داشت و فتاواى زینیّه، از ابن نجیم، زین العابدین مصرى، از بزرگان فقهاى حنفى بود. فتاواى خیریّه، متعلق به خیر الدّین منیف فاروقى، و فتاواى هندیّه که با نام «فتاواى عالمگیرى» نیز شهرت داشت، توسّط سلطان محمّد اورنیک زیب از پادشاهان سلسلۀ مغول که در هندوستان حکومت مى‌کرد، جمع‌آورى شد. بسیارى از این فتواهاى رسمى، چاپ شده و موجود است».[۵]



[۱]. مکارم شیرازى، ناصر، دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۴۶، مدرسه امام على بن ابى طالب علیه السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۲۷ق؛ به نقل از دائره المعارف القرن العشرین، ج ۵، ص ۵۳۵- ۵۳۱؛ فرهنگ معین، واژۀ صلیبى.

[۲]. همان، به نقل از کامل ابن اثیر، ج ۱۲٫

[۳]. همان، به نقل از تاریخ الفقه الاسلامى، ص ۹۹ و ۱۰۴؛ المدخل الفقهى العام، ج ۱، ص ۱۸۶؛ تاریخ التشریع الاسلامى، ص ۲۲۵ و ۲۲۶٫

[۴]. همان، به نقل از المدخل الفقهى العام، ج ۱، ص ۱۸۶٫

[۵]. همان، ص ۱۴۷و۱۴۸، به نقل از المدخل الفقهى العام، ج ۱، ص ۱۹۰؛ تاریخ الفقه الاسلامى، ص ۱۰۳- ۱۰۲٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 3 = 7