دایره المعارف اسلام پدیا » دورۀ اوّل فقه اهل سنت
منوی اصلی

دورۀ اوّل فقه اهل سنت

تاریخ: ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ در باب: فقه اهل سنت

عصر صحابه و تابعین

این دوره پس از رحلت رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله) آغاز و تا اوایل قرن دوم ادامه مى‌یابد.

پس از ارتحال رسول خدا (صلى الله علیه و آله)، جمعى از مسلمانان براى یافتن احکام شرعى سراغ صحابه[۱] مى‌رفتند و از آنان فتوا مى‌گرفتند.[۲]

ابن حزم اندلسى، در کتاب «الإحکام فی اصول الأحکام» نام صحابه را به ترتیب نقل کثرت فتوا از آنان، آورده است.[۳]

در این میان «على بن ابى طالب (علیه السلام)» که مرجع مردم در تشخیص احکام شرعى بود، از فوق العادگى و امتیاز ویژه‌اى برخوردار بود. ابن عبّاس مى‌گوید: «اگر شخص موثّقى از على (علیه السلام) براى ما فتوایى را نقل مى‌کرد، هرگز از آن نمى‌گذشتیم».[۴] از عایشه به طور متواتر نقل شده است که مى‌گفت: «داناترین مردم به سنّت رسول خدا، على است».[۵] همچنین از «عمر» نقل شده است که مى‌گفت: «داناترین ما در امر قضاوت، على است».[۶]

از جمعى دیگر از صحابه نیز به عنوان فقهاى صاحب نظر استفاده مى‌شده، و آنان مورد توجّه مسلمانان بودند، که از این میان مى‌توان به عایشه، عمر، ابن عبّاس، ابن مسعود و زید بن ثابت اشاره کرد.[۷]

در میان تابعین[۸] نیز، گروهى به فتوا دادن شهرت دارند.

«ابن حزم اندلسى» در کتاب الإحکام و «ابن واضح (یعقوبى)» در تاریخ خود، نام کسانى را که پس از صحابه از آنان فتوا مى‌گرفتند نقل کرده‌اند؛ البتّه ابن حزم آنان را بر اساس شهرهایى که سکونت داشتند، ذکر مى‌کند؛ مانند صاحبان فتوا در مکّه، مدینه، بصره، کوفه، شام و …[۹] ولى ابن واضح آنان را بر حسب ایّام خلافت خلفا نام مى‌برد؛ مانند فقهاى ایّام خلافت عثمان، فقهاى ایّام خلافت معاویه تا فقهاى ایّام خلافت محمّد امین از خلفاى بنى عبّاس.[۱۰]

از معروف‌ترین آنها «سعید بن مسیّب»  است؛ وى از فقها و پیش‌تازان مدرسۀ حدیث[۱۱] است و «ابن حَجَر عسقلانی» دربارۀ وى نقل مى‌کند: «او داناترین مردم به امر حلال و حرام، اعلم اهل مدینه و بزرگ تابعین است و در میان تابعین کسى از وى عالم‌تر نبود».[۱۲]

از دیگر فقهاى تابعین، «ابراهیم بن یزید بن قیس نخعى» است. وى داراى مذهب خاصّ فقهى بود. او بنیانگذار مدرسۀ رأى[۱۳] و قیاس و استاد حمّاد بن ابى سلیمان است، که حمّاد نیز استاد ابو حنیفه مؤسّس مذهب حنفى است.[۱۴] او معتقد بود که احکام شرعیّه براى خود فلسفه و علّتى دارد و فقیه باید آن را بفهمد؛ تا احکام شرعیه را بر محور آنها قرار دهد؛ بر خلاف مذهب داوود ظاهرى و سعید بن مسیّب، که معتقد بودند: فقط باید به ظاهر کتاب و سنّت عمل کرد و نباید به سراغ علل احکام و قیاس رفت و پس از آن باید به اجماع صحابه یا اجماع علما عمل کرد.

ویژگى دورۀ اوّل:

مهم‌ترین ویژگى این دوره به وجود آمدن دو مدرسۀ «حدیث» و «رأى و نظر» است. فقهاى مدرسه حدیث، بر گروه رأى تاختند و عقیده آنها را مخالف نظرات صحابه دانستند. «ابن قیّم» کلماتى را از صحابه و تابعین در نقد عقیدۀ دوم آورده است. از جمله:

۱٫ خلیفه اوّل أبو بکر گفته است: «کدام زمین مرا در برخواهد گرفت و کدام آسمان بر من سایه خواهد افکند، اگر من دربارۀ آیه‌اى از کتاب خدا، به رأى خود و یا آن چه را که نمى‌دانم، سخن بگویم».

۲٫ عمر بن خطاب گفت: «در دین خود، از رأى و نظر شخصى بپرهیزید».

۳٫ على (علیه السلام) فرمود: «اگر دین را مى‌شد با رأى (و قیاس) به دست آورد، باید گفت زیر کفش براى مسح سزاوارتر از بالاى آن است».[۱۵]

به هر حال، طرفداران رأى و نظر، به قیاس و استحسان[۱۶] روى آوردند و با استفاده از آنها، به صدور فتوا در احکام شرعى پرداختند.[۱۷]



[۱]. کسانى که محضر رسول خدا را درک کردند.

[۲]. مکارم شیرازى، ناصر، دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۳۵، مدرسه امام على بن ابى طالب علیه السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۲۷ق.

[۳]. همان، به نقل از الإحکام فى اصول الاحکام، ج ۵، ص ۸۸- ۸۷٫

[۴]. همان، به نقل از الطبقات الکبرى، ج ۲، ص ۳۳۸٫

[۵]. همان، به نقل از الاستیعاب، ج ۳، ص ۲۰۶٫

[۶]. همان، به نقل از صحیح بخارى، ج ۵، ص ۱۴۹؛ طبقات ابن سعد، ج ۲، ص ۳۳۹؛ الاستیعاب، ج ۳، ص ۲۰۵؛ تاریخ ابن عساکر، ج ۳، ص ۲۸٫

[۷]. همان، به نقل از موسوعه الفقه الاسلامى (موسوعه جمال عبد الناصر)، ج ۱، ص ۲۵؛ الموسوعه الفقهیّه الکویتیّه، ج ۱، ص ۲۵؛ تاریخ التشریع الاسلامى، ص ۸۴- ۸۲٫

[۸]. کسانى که محضر رسول خدا را درک نکردند؛ ولى از صحابه آن حضرت بهره علمى گرفتند.

[۹]. همان، به نقل از الإحکام فى اصول الأحکام، ج ۵٫

[۱۰]. همان، به نقل از تاریخ یعقوبى، ج ۲٫

[۱۱]. منظور از مدرسۀ حدیث، اصحاب حدیث یا همان اخباریه هستند که در شیعه آنان را اخبارى مى‏نامند. آنان تابع اخبار و روایات معصومان (علیهم السلام) هستند و «اجتهاد» را باطل مى‏دانند، ر.ک: مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامى، ص ۴۰، آستان قدس رضوى‏، چاپ دوم، مشهد، ۱۳۷۲ش‏.

[۱۲]. همان، به نقل از تهذیب التهذیب، ج ۴، ص ۷۶٫

[۱۳]. منظور از مدرسۀ رأی و نظر، اصحاب ابو حنیفه، نعمان بن ثابت هستند. او در مسائل فقه «استنباط» نموده، چند کتاب فقهی تصنیف کرد، و او را شاگردانى چون ابو یوسف قاضى و محمد بن الحسن شیبانى و زفر و ابو مطیع بلخى بود. ایمان در مذهب او اقرار به زبان، و تصدیق به دل است و «قیاس» و «استحسان» و «اجتهاد» را روا می داند. ر.ک: همان، ص ۶۱٫

[۱۴]. همان، ص ۱۳۶‌، به نقل از زرکلى، الأعلام، ج ۱، ص ۸۰؛ تاریخ الفقه الاسلامى، ص ۷۸؛ الفقه الاسلامى و أدلّته، ج ۱، ص ۴۲٫

[۱۵]. شاید به این علّت که هدف از مسح و یا غَسل، زدودن و پاک کردن آلودگى‌ها است و آلودگى در کف کفش، بیشتر از آلودگى روى کفش است. (بر اساس فتواى اهل سنّت که مسح روى کفش را در بعضى از حالات کافى مى‌دانند. ر. ک: الفقه الاسلامى و ادلّته، ج ۱، ص ۴۷۱ به بعد).

[۱۶]. استحسان، اصطلاحى در فقه اهل سنّت است که تعریف آن در کلمات اصولیان اهل سنّت مختلف است. یکی از آن تعریف‌ها عبارت است از:  «عدول از حکم قیاس به قیاسى قوى‌تر یا تخصیص قیاس به دلیلى قوى‌تر از آن»، ر.ک: جمعى از پژوهش­گران زیر نظر هاشمى شاهرودى، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، محقق: محققان مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى‌، ج ۱‌، ص ۳۹۸، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام‌، چاپ اول‌، قم، ۱۴۲۶ق‌.

[۱۷]. دائره المعارف فقه مقارن، ص ۱۳۶،




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


9 + 8 =