دایره المعارف اسلام پدیا » تولی و تبری
منوی اصلی

تولی و تبری

تاریخ: ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ در باب: معصومین, کلام قدیم
  1. مفهوم شناسی تولی و تبری
  2. تولی و تبری از اصول یا فروع دین
  3. فلسفه تولّی و تبرّی
  4. تولی و تبری سبب رشد و تکامل معنوی
  5. آثار نیک تولی و تبری
  6. جایگاه تولی و تبری در قرآن
  7. جایگاه تولی و تبری در روایات
  8. معیار های تولی و تبری
  9. ایمان معیار تولی و تبری
  10. تقوا معیار تولی و تبری
  11. صداقت و راستگویی معیار تولی و تبری
  12. نشانه های تولی و تبری
  13. شرائط تحقق تولّی و تبرّی
  14. معرفت شرط تحقق تولی وتبری
  15. تلازم تولّی و تبرّی
  16. اقتداء عملی به اولیاء الهی و انزجار عملی از دشمنان
  17. موانع تولی و تبری
  18. دوستی و صفات زشت و غیر اخلاقی
  19. دوستی برای خدا
  20. رابطه تولی و کفر
  21. مدعیان دوستی و دشمنی ایمانی
  22. آثار تولی و تبری
  23. اطمینان و آرامش قلب اثر تولی و تبری
  24. حکمت و دانش اثر تولی و تبری
  25. استکمال دین ثمره تولی و تبری
  26. امنیت در قیامت فایده تولی و تبری
  27. نقش تولی و تبری در پذیرش اعمال صالحه
  28. تولی وتبری سبب آمرزش گناهان
  29. فایده تولی وتبری در سخت ترین لحظات
  30. آفات تولی
  31. غلوآفت تولی و تبری
  32. تفریط آفت تولی و تبری
  33. تولی و دوستی با چه کسانی
  34. تبری از چه کسانی
  35. تولی (دوستی) اهل بیت  در کلام اهل سنت
  36. تولی اهل بیت از دیدگاه بزرگان اهل سنت
  37. تولی اهل بیت در شعر شاعران اهل تسنن
  38. تولی (دوستی) اهل بیت  در کلام بزرگان
  39. تولی و تبری محکم­ترین ریسمان الهی
  40. تولی و تبری معیار شایستگی
  41. انواع تولی و تبری

مفهوم شناسی تولی و تبری

تولّی در لغت به معنای دوستی کردن، ولیّ قرار دادن و ولایت دادن، کاری را به عهده گرفتن، دوستی و محبّت[۱] و تبرّی به معنای بیزاری جستن، بیزار شدن، بیزاری[۲] آمده است. واژه تولّی گاه بدون حرف «عَن» و گاه با «عَن» استعمال می شود، در صورتی که بدون حرف (عن) استعمال شود به همان معنای  لغوی، یعنی دوست دانستن کسی و پیروی کردن از او و ولیّ گرفتن وی و یاری رساندن به او ذکر شده و در صورتی که با حرف «عَن» به کار رود به معنای روی گرداندن است.

این واژه در قرآن کریم در بیشتر موارد به معنای برگشتن و پشت کردن آمده است.[۳] ولی در آیاتی نیز به معنای اول به کار رفته است؛ به عنوان مثال خداوند در این آیه می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید، یهود و نصاری را دوست و تکیه گاه خود انتخاب نکنید، آن ها اولیای یک­دیگرند و کسانی که از ما با آنان دوستی کند از آن ها هستند، خدای سبحان جمعیت ستمکار را هدایت نمی کند.[۴]

و در منابع شیعی تولّی به معنای دوست داشتن، تصدیق و تبعیّت و پذیرش ولایت خدا و پیامبر و ائمه (ع) است. از جمله آیاتی که برای این معنا، به آن استشهاد شده است آیه ۵۵ و ۵۶ سوره مائده است که می فرماید: «انّما ولیّکم اللّه و رسوله و الّذین آمنوا الذین یقیمون الصّلوه و یؤتون الزکاه و هم راکعون و من یتول اللّه و رسوله و الّذین آمنوا فانّ حزب اللّه هم الغالبون؛[۵] سرپرست و ولیّ شما فقط خدا است و پیامبر او و کسانی که ایمان آورده­اند همان هایی که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد با ایمان را بپذیرند پیروزند؛ زیرا حزب و جمعیت خدا پیروز است». در تفاسیر، مصداق مؤمنانی که در نماز در حال رکوع زکات می دهند، را علی بن ابی طالب(ع) می دانند و با استناد به این آیه تنها ولیّ و سرپرست و رهبری مادی و معنوی انسان و کسی که در امور انسان تصرّف می کند خدا و پیامبر و علی ابن ابی­طالب است و در آیه بعد می گوید: کسی که ولایت و سرپرستی خدا و پیامبر(ص) و افراد با ایمان، یعنی ائمه(ع) را بپذیرد پیروز خواهد بود.

تولی و تبری از اصول یا فروع دین

اصل حبّ و بغض امر قلبى، جزو عقائد و داخل در ایمان است، دوستى خدا و دوستی با دوستان خدا ( انبیاء، ملائکه، جانشینان انبیاء و مؤمنان) و دشمنى با دشمنان خدا (مشرکان، منافقان، کافران، معاندان و دوستی با دشمنان دوستان خدا)، جزو عقاید است، اما ترتیب آثار محبت و عداوت در خارج از فروع دین است و از واجبات شرعى است، چنان چه فقها در کتب فقهی تولی و تبری را از فروع[۶] دین شمرده اند.[۷]

به عبارت دیگر دو عنوان مطرح می شود: یکى نفس حبّ و بغض و دیگر اظهار دوستى و دشمنى، امّا نفس حبّ و بغض امرى است قلبى و جزو ایمان است حتّى از امام صادق(ع) پرسیدند: دوستى و دشمنى از ایمان اند؟ فرمود: آیا ایمان غیر از دوستى و دشمنى است؟[۸] ولی اظهار دوستی و دشمنی جزو فروع دین می باشد.

فلسفه تولّی و تبرّی

خداوند متعال فلسفه تولی و تبری را در قرآن این گونه بیان می کند: “حکومت آسمان­ها و زمین خاص خدا است، زنده مى‏کند و مى‏میراند و شما را جز او سرپرست و یاورى نیست”[۹] در ذیل این آیه حکمى را که آیه قبلى[۱۰] بر آن دلالت مى‏کرد، چنین تعلیل مى‏کند که اگر از دوستى با دشمنان خدا نهى نموده و گفتیم که باید از آنان بیزارى بجوئید، براى این است که جز خداى سبحان کسى ولى و یاور حقیقى نیست، و این معنا براى مؤمنان وجدانى شده، پس وجدان و ایمان خود آنان باید ایشان را بر آن بدارد که تنها نسبت به او و یا ولیى از اولیاى او که خود او اجازه داده باشد تولى داشته باشند، و به غیر ایشان به هیچ یک از دشمنان او هر که باشد دوستى و تولى نورزند. علاوه بر این در ابتدای آیه بیان مى‏کند که چرا ولى و ناصرى جز خدا نیست، و مى‏فرماید: جهتش این است که تنها کسى که مالک همه چیز است و مرگ و حیات به دست او است، خداوند است و معلوم است که غیر از چنین خدایى که یگانه مالک و مدبر عالم است ولى و ناصرى نیست. از همین بیان عمومى و علت عمومى که در این آیات مورد بحث آمده به خوبى روشن شد که حکم مورد بحث این آیات نیز عمومى است؛ یعنى اگر در این آیات حکم به وجوب تبرى از دشمنان خدا و حرمت دوستى با آنان نموده، این حکم اختصاص به یک نحو دوستى و یا دوستى با یک عده معینى ندارد، بلکه همه انحاء دوستى را شامل مى‏شود، خواه تولى به سبب استغفار باشد یا به غیر آن و خواه دشمن، مشرک یا کافر و یا منافق و یا غیر آنها از قبیل اهل بدعتى که منکر آیات خدا هستند باشد و یا نسبت به پاره‏اى از گناهان کبیره از قبیل محاربه با خدا و رسول اصرار داشته باشد.[۱۱]

تولی و تبری سبب رشد و تکامل معنوی

از آن جایی که هر جنسی به جنس خود تمایل دارد و از غیر جنس خود گریزان است، انسانی که تولّی اولیاء الهی و تبرّی دشمنان آن ها را با عمق جان به دست آورد خود را به ویژگی های مثبت اولیاء الهی می آراید و از زشتی دشمنان آنها دوری می کند و در قیامت نیز با اولیای الهی محشور می شود؛ از این رو پیامبر اسلام (ص) فرمود:  هر که بنده‏اى را در راه خدا دوست مى‏دارد، پس به یقین خدا را دوست داشته است. و هر که خدا را دوست مى‏دارد، خدا هم او را دوست مى‏دارد.[۱۲]

انسان با محبوب خود همراه است و با او محشور می شود و این همراهی در عمل به همراهی با آن ها در رفتار منتهی خواهد شد. روایتی که از امیرالمومنین (ع) نقل شده گویای این مطلب است: ایشان می فرماید: هر کس ما را دوست داشته باشد با ما خواهد بود، و اگر کسى سنگى را دوست داشته باشد خدا او را با آن محشور خواهد ساخت.[۱۳]

آثار نیک تولی و تبری

انسانی که دارای تولّی و تبرّی است از سویی با انسان هایی که دارای این ویژگی هستند متحد شده و در پرتو اتحاد، انسجام اجتماعی ایجاد شده که نتیجه آن پیروزی است و از سویی با تبرّی با دشمنان حق نزدیک نشده و آن ها را به اسرار خود راه نمی دهد و در نتیجه بیگانگی با دشمن را حفظ و به صورت بیگانه با او برخورد می کند که پی آمد آن مصونیت از آفات و آسیب های دشمنان است؛ از این رو قرآن کریم می گوید: اولاً کفار را اولیاء اتخاذ نکنید و ثانیاً آن ها را بطانه و آگاه به اسرار خود قرار ندهید و ثالثاً بدانید کسی که با آنها دوستی کند از آن ها خواهد بود. پس دوری از آن ها ضروری است. قرآن می فرماید:[۱۴] ای کسانی که ایمان آورده اید، محرم اسرار از غیر خود انتخاب نکنید، آن ها از هرگونه شرّ و فسادی درباره شما کوتاهی نمی کنند، آن ها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید، نشانه های دشمنی آنان از دهان و کلامشان آشکار شده و آن چه در دل­هایشان پنهان می دارند از آن مهم تر است. ما آیات و راه های پیش­گیری از شرّ آنها را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید.[۱۵]

جایگاه تولی و تبری در قرآن

خداوند متعال در مورد تولی و تبری می فرماید: کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، به زودی خداوند رحمان برای آنان محبتی (در دل­ها) قرار می دهد.[۱۶]

گرچه مسلم است که این آیه، مربوط به همه ایمان آورندگان است، ولی مفسران شیعه و سنی، شأن نزول این آیه را درباره علی بن ابی­طالب (ع) دانسته اند. سبط بن جوزی در ذکر فضایل آن حضرت از ابن عباس نقل کرده: «و هذا الود جعله الله لعلی (ع) فی قلوب المؤمنین»، خداوند این دوستی در دل مؤمنان را برای علی (ع) قرار داده است.

علامه امینی در کتاب الغدیر، بسیاری از منابع و مصادر این مطلب را از کتب اهل سنت آورده است و نیز از مجمع البیان نقل کرده که ابن عباس در باره علی (ع) گفته است: مؤمنی نیست مگر آن که در قلبش محبت آن حضرت وجود داشته باشد.

وی از تفسیر ابو حمزه از امام باقر(ع) نقل کرده که رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود، بگو: خدایا برای من نزد خودت عهد و پیمانی قرار بده و محبت مرا در دل های مؤمنان زیاد کن. در ادامه حدیث آمده است که علی (ع) پس از آن که این دعا را نمود، آیه زیر نازل شد. خداوند متعال فرمود: ای رسول! بگو من هیچ پاداشی از شما به ازای رسالتم درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکانم. و هر کس عمل نیکی انجام دهد بر نیکی اش می افزاییم.[۱۷]

ابو حمزه ثمالى در تفسیر خود روایت کرده، می گوید: عثمان بن عمیر از سعید بن جبیر از عبد اللَّه بن عباس روایت می کند هنگامى که رسول خدا (ص) وارد مدینه شد، و اساس اسلام را استوار فرمود، انصار گفتند: خدمت رسول خدا (ص) برویم و به او بگوئیم اگر لازم داشته باشى، اموال ما در اختیار تو است هر فرمانى درباره آن بدهى هیچ مانع و اشکالى در بین نیست، انصار خدمت حضرت رفتند و این اظهار را نمودند، و به دنبال آن این آیه نازل شد «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى‏» حضرت آیه را بر آنان خواند و فرمود: پس از من نزدیکان مرا دوست داشته باشید، انصار از خدمت حضرت بیرون رفتند در حالى که تسلیم فرمان او بودند.[۱۸]

مفسران در تفسیر این آیه بحث های فراوانی دارند که روی هم رفته برای آیه چهار تفسیر معروف وجود دارد:

۱- منظور از ذوی القربی، نزدیکان پیامبر (ص) است و محبت آنها وسیله ای است برای قبول امامت و رهبری ائمه معصومین (ع) از دودمان آن حضرت و پشتوانه ای بر ادای رسالت.

جمعی از مفسران سنی و تمام مفسران شیعه این معنا را برگزیده اند.

۲- منظور این است که اجر و پاداش رسالت، دوست داشتن اموری است که شما را به «قرب الهی » دعوت می کند.

این تفسیر که جمعی از مفسران اهل سنت آن را انتخاب کرده اند، به هیچ وجه با ظاهر آن سازگار نیست؛ زیرا در این صورت، معنای آیه چنین می شود که از شما می خواهم که اطاعت الهی را دوست بدارید و مودّت آن را به دل بسپارید، در حالی که باید گفته شود، من از شما اطاعت الهی را می خواهم نه مودت اطاعت را.

علاوه بر این، در میان مخاطبین آیه، کسی وجود نداشت که دوست نداشته باشد به خدا نزدیک شود. حتی مشرکان نیز علاقه داشتند که به خدا نزدیک شوند و اصولا عبادت بت ها را وسیله ای برای این کار می پنداشتند.

۳- منظور این است که شما بستگان خودتان را به عنوان پاداش رسالت دوست بدارید و صله رحم به جا آورید.

با این تفسیر، هیچ تناسبی میان رسالت و پاداش آن وجود ندارد؛ زیرا دوست داشتن بستگان خود، چه خدمتی به پیامبر (ص) می تواند باشد؟ و چگونه ممکن است اجر رسالت قرار داده شود؟!

۴- منظور این است که پاداش من این است که خویشاوندی مرا نسبت به خود محفوظ دارید و به خاطر این که با اکثر قبایل شما رابطه خویشاوندی دارم، مرا آزار ندهید (زیرا پیامبر (ص) از طریق نسبی با قبایل قریش ارتباط داشت و از طریق سببی (ازدواج) با بسیاری از قبایل دیگر و از طریق مادر با جمعی از مردم مدینه از قبیله بنی النجار و از طرف رضاعی به قبیله بنی سعد).

این تعبیر بدترین معنایی است که برای آیه شده است؛ زیرا درخواست اجر رسالت از کسانی است که رسالت او را پذیرا شده اند و هر گاه کسانی رسالت را پذیرا شوند، دیگر نیازی به این بحث ها نیست. آنها پیامبر (ص) را به عنوان فرستاده الهی احترام می گذارند، و دیگر احتیاجی ندارد که به خاطر قرابت و خویشاوندی اش او را محترم بشمارند؛ زیرا احترام ناشی از پذیرش رسالت ما فوق همه این ها است.

در واقع این تفسیر را باید از اشتباهات بزرگی شمرد که دامان بعضی از مفسران را گرفته و مفهوم آیه را به کلی مسخ کرده است.

در این جا، برای این که حقیقت محتوای آیه روشن تر شود، بهترین راه آن است که از آیات دیگر قرآن کمک گرفته شود. قرآن مجید می فرماید:

الف: پیامبران می گفتند: پاداشی از شما در برابر دعوت رسالت نمی خواهیم و پاداش ما تنها بر پروردگار عالمیان است[۱۹] و در مورد شخص پیامبر اسلام (ص) نیز تعبیرات مختلفی دیده می شود.

ب: در جایی دیگر خداوند متعال می فرماید: بگو پاداشی را که از شما خواستم، تنها به سود شما است. اجر و پاداش من فقط بر خداوند است. [۲۰]

ج: خداوند متعال می فرماید: بگو من در برابر ابلاغ رسالت هیچ گونه پاداشی از شما مطالبه نمی کنم، مگر کسانی که بخواهند راهی به سوی پروردگارشان برگزینند..[۲۱]

د: در سوره ص خداوند متعال می فرماید: من از شما پاداشی نمی طلبم و چیزی بر شما تحمیل نمی کنم.[۲۲]

هر گاه این آیات با آیه مورد بحث کنار هم گذاشته شود، نتیجه گیری از آن آسان است. در یک جا به کلی نفی اجر و مزد می کند. در جای دیگر می گوید: من تنها پاداش از کسی می خواهم که راهی به سوی خدا می جوید و در مورد سوم می گوید: پاداشی را که از شما خواسته ام، برای خود شما است.

و بالاخره در آیه مورد بحث می افزاید: مودّت در قربی پاداش رسالت من است؛ یعنی من پاداشی از شما خواسته ام که این ویژگی ها را دارد. مطلقا چیزی نیست که نفعش به من برسد، صددرصد به سود خود شما است و چیزی است که راه شما را به سوی خدا هموار می سازد.[۲۳]

جایگاه تولی و تبری در روایات

احادیث بسیار فراوانی در کتب اسلامی اعم از شیعه و اهل سنت در زمینه  تولی و تبری آمده است، در این­جا به بخشی از این احادیث که از کتب مختلف گلچین شده، اشاره می شود:

۱- در روایت معروف «بنی الاسلام …» که از طرق متعدد با تفاوت مختصری از معصومان(ع) نقل شده، این موضوع به خوبی منعکس شده است، از جمله در حدیثی که یار وفادار امام باقر (ع) «زراره » از آن حضرت نقل کرده، آماده است: اسلام بر پنج پایه بنا شده: بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت ، زراره می گوید: عرض کردم: کدام یک از اینها افضل است؟ فرمود: ولایت افضل است؛ زیرا کلید همه آنها است، و والی و رهبر الهی راهنما به سوی چهار اصل دیگر است.[۲۴]

از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که ولایت و اقتدا به اولیاء الله سبب احیاء سایر برنامه های دینی و مسایل عبادی و فردی و اجتماعی است و این اشاره روشنی به تأثیر مسئله ولایت در امر تهذیب نفوس و تحصیل مکارم اخلاق می باشد.

۲- در حدیث دیگری از امام علی بن الحسین (ع) نقل شده است: هنگامی که خداوند متعال اقوام اولین و آخرین را (در قیامت) جمع می­کند، ندا دهنده ای، به گونه ای که به گوش همه مردم برسد، ندا می دهد و می گوید: کجا هستند آنهایی که به خاطر خدا هم­دیگر را دوست داشتند، در این هنگام گروهی از مردم بر می خیزند و به آنها گفته می شود، بدون حساب به سوی بهشت بروید! در این موقع فرشتگان الهی از آنها استقبال می کنند، می گویند به کجا می روید؟ می گویند: بدون حساب به بهشت! می گویند شما از کدام گروه مردم هستید؟ می گویند ما کسانی هستیم که به خاطر خدا یک­دیگر را دوست می داشتیم، می گویند، اعمال شما چه بود؟ می گویند ما به خاطر خدا گروهی را دوست می داشتیم و به خاطر خدا گروهی را دشمن می داشتیم، فرشتگان می گویند: چه خوب است پاداش عمل کنندگان.[۲۵]

۳- در حدیث دیگری از پیغمبر اکرم (ص) چنین آمده است:  اگر دو بنده از بندگان خدا یک­دیگر را به خاطر خدا دوست بدارند، یکی در مشرق باشد و دیگری در مغرب، خداوند آن دو را در قیامت در بهشت کنار هم قرار می دهد، و فرمود: برترین اعمال حب فی الله و بغض فی الله است.[۲۶]

۴- در حدیث قدسی خداوند متعال به موسی (ع) فرمود: آیا هرگز عملی برای من انجام داده ای؟ موسی عرض کرد: آری! برای تو نماز خوانده ام، روزه گرفته ام، انفاق کرده ام و به یاد تو بوده ام. فرمود: اما نماز برای تو نشانه (ایمان) است، و روزه سپر آتش، و انفاق سایه ای در محشر، و ذکر خدا نور است. ای موسی! کدام عمل را برای من به جا آورده ای؟ عرض کرد خداوندا! خودت مرا در این مورد راهنمایی فرما! فرمود: آیا هرگز به خاطر من کسی را دوست داشته ای، و به خاطر من کسی را دشمن داشته ای؟ (در اینجا بود که) موسی (ع) دانست برترین اعمال حب فی الله و بغض فی الله (دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا) است.[۲۷]

معیار های تولی و تبری

(در حال تکمیل است)

ایمان معیار تولی و تبری

دوستی و حب و بغض نسبت به دیگران می­بایست بر اساس معیارهای اسلامی و ایمانی و طبق خواست خداوند باشد؛ از این رو لازم است در حب و بغض، به مسئله ایمان توجه ویژه ای مبذول داشت.

نخستین معیار برای حب و بغض و گزینش دوست و دشمن این است که به ایمان آنان توجه شود، بنابراین، ایمان، معیار اصلی و تعیین کننده در این موضوع است که خداوند در آیاتی از قرآن و ائمه معصومین در روایات، ایمان را به عنوان یکی از معیارهای دوستی معرفی می کند. خداوند در سوره انفال می فرماید: کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد کرده‏اند و کسانى که به آنها پناه داده و یارى کرده‏اند، آنها بعضى اولیاء بعض دیگر هستند کسانى که ایمان آورده و مهاجرت نکرده‏اند شما را از ولایت آنان چیزى نیست و اگر از شما در راه دین یارى خواستند یاریشان بر عهده شما است مگر علیه قومى که میان شما و آنها پیمان هست، خدا به آنچه مى‏کنید بینا است.[۲۸]

همچنین در سوره توبه می فرماید: مردان مؤمن و زنان مؤمن بعضى سرپرست و مسئول بعض دیگر هستند به معروف وا مى‏دارند و از منکر باز مى‏دارند و نماز مى‏خوانند و زکاه مى‏دهند و از خدا و رسول اطاعت مى‏کنند،  به زودى خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار مى‏دهد که خدا توانا و حکیم است.[۲۹]

در رابطه با این موضوع حدیثی از امام باقر (ع) نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود: محبت مؤمن نسبت به مؤمن به خاطر خدا از بزرگ­ترین شاخه های ایمان است، آگاه باشید کسی که به خاطر خدا دوست بدارد و به خاطر خدا دشمن بدارد، به خاطر خدا ببخشد و به خاطر خدا خودداری از بخشش کند، او از برگزیدگان خدا است.[۳۰]

تقوا معیار تولی و تبری

یکی از معیار های دوستی و دشمنی، تقوا است. براساس آموزه های قرآنی، تقوا معیاری ارزشمند برای انتخاب دوست و نیز حب و بغض داشتن نسبت به افراد است. چنان که خداوند متعال می فرماید: دوستان در آن روز بعضى به بعضى دشمن هستند، مگر پرهیزگاران.[۳۱]

اگر کسی اهل تقوا است، می توان به او نزدیک شد و با او دوستی کرد و هر چه شخص از معیارهای تقوای الهی دورتر باشد، می بایست از او دورتر شد؛ زیرا رفتارهای اخلاقی دوستان تأثیر زیادی در رفتار آدمی به جا می گذارد. کسانی که اهل فسق و فجور هستند و برخلاف خوبی ها و نیکوئی های عرفی و اخلاقی رفتار می کنند، انسان هایی نیستند که شخص بتواند با آنان ارتباط داشته باشد و یا علاقه و محبتی نسبت به آنان ابراز کند.

صداقت و راستگویی معیار تولی و تبری

از جمله معیارهایی که خداوند در قرآن برای دوستی و حب و بغض داشتن بیان کرده می توان به صداقت و راست­گویی اشاره کرد چنان­که خداوند متعال می فرماید: آنان که اطاعت خدا و رسول کنند البته با کسانى که خدا به آنها لطف فرموده، یعنى با پیغمبران و صدّیقان و شهیدان و نیکوکاران محشور خواهند شد، و اینان نیکو رفیقانى هستند.[۳۲]

در توضیح این جمله و بیان کسانى که خداوند نعمت خویش را بر آنها اتمام کرده است اشاره مى‏کند که در واقع ارکان این موضوع هستند:

۱-” انبیاء” و فرستادگان مخصوص پروردگار که نخستین گام را براى هدایت و رهبرى مردم و دعوت به صراط مستقیم برمی­دارند (مِنَ النَّبِیِّینَ).

۲-” راستگویان”، کسانى که هم در سخن راست مى‏گویند و هم با عمل و کردار صدق گفتار خود را اثبات مى‏کنند و نشان مى‏دهند که مدعى ایمان نیستند بلکه به راستى به فرمان­هاى الهى ایمان دارند (وَ الصِّدِّیقِینَ).

از این تعبیر روشن مى‏شود که بعد از مقام نبوت، مقامى بالاتر از مقام صدق و راستى نیست، نه تنها راستى در گفتار بلکه راستى در عمل و کردار که شامل امانت و اخلاص نیز مى‏گردد؛ زیرا” امانت” همان صداقت در عمل است همان­طور که” راست­گویى” امانت در گفتار است، و در مقابل آن، هیچ صفت زشتى بعد از کفر بدتر از دروغ و نفاق و خیانت در سخن و عمل نیست (باید توجه داشت که صدیق صیغه مبالغه است و به معناى کسى است که سر تا پا راستى و درستى است).[۳۳]

نشانه های تولی و تبری

علاقه به یک چیزی و محبت داشتن به آن، علائم و نشانه هایی دارد و بدون آن انسان نمی تواند به حقیقت ادعای دوستی کسی پی ببرد و حتی گاهی ممکن است انسان در حقیقی بودن ادعای دوستی، دچار تردید و اشتباه شود.

با توجه به سخنان امام علی (ع) به برخی از این نشانه ها اشاره می شود:

۱ – محبت توأم با عمل و تقوا

علی (ع) می فرماید: هر کس ما را دوست دارد باید مثل ما عمل کند و لباس پرهیزگاری را جامه و پوشش خود قرار دهد.[۳۴]

۲ – عشق به دوستان اهل بیت (ع)

کسی که آل پیامبر (ص) را دوست داشته باشد، لزوماً دوستان آنان را هم باید دوست بدارد. و این یکی دیگر از نشانه های شیفتگان اهل بیت (ع) است. امیرمؤمنان (ع) در این رابطه می فرماید: «هر کس می خواهد بداند که آیا عاشق حقیقی اهل بیت (ع) است یا نه، به قلب خویش رجوع کند، اگر در دلش محبت دوستان ما هست پس او دشمن ما نیست، دوست ما است، ولی اگر یکی از دوستان ما را در دلش دشمن می دارد،[۳۵] او دوست­دار حقیقی ما نیست».[۳۶]

ولایت و محبت ائمه معصومین (ع) را نمی شود با دوستی های دیگر مخلوط نمود؛ یعنی هم دل در گرو عشق آنان نهاد و هم دلبسته مخالفان آنان شد، و به عبارتی دیگر با یک دل نمی توان دو دلبر داشت.

خلوت دل نیست جای صحبت اغیار

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

در زیارت جامعه کبیره می گوئیم: «فمعکم معکم لا مع عدوکم …. من با شما هستم، با شما هستم، نه با دشمن شما … ». [۳۷]

و در حدیث دیگری امیرمؤمنان (ع) فرمود: هر کس خداوند را دوست دارد پیامبرش را دوست خواهد داشت، و هر کس پیامبر (ص) را دوست بدارد ما را دوست خواهد داشت و هر کس ما را دوست بدارد شیعیان ما را دوست می دارد».[۳۸]

۳ – کتمان محبت در نزد نامحرمان

بعضی افراد نه تنها قابلیت و استعداد محبت اهل بیت (ع) را ندارند بلکه طاقت تحمل شنیدن مدح و ثنای آل پیامبر (ع) را نیز ندارند. امیرمؤمنان (ع) از ابراز محبت در نزد چنین افرادی منع کرده و فرمودند: «ما را در پیش دشمنانمان مدح نکنید و در نزد نااهلان به ما اظهار علاقه ننمایید؛ زیرا آنان این عشق مقدس شما را برنمی تابند و موجب تحقیر و اذیت شما می شوند.[۳۹]

۴ – آمادگی برای محرومیت ها

امام علی (ع) می فرماید: هر کس ما اهل بیت پیامبر (ص) را دوست بدارد باید برای محنت ها پوستی دیگر بپوشد. کنایه از این­که آماده انواع بلاها و مشکلات باشد.[۴۰]

در حدیث دیگری امیرمؤمنان (ع) فرمود: هر کس ما اهل بیت را دوست بدارد پس باید فقر و محرومیت ها را چونان لباس رویین بپذیرد.[۴۱]

۵ – برائت از دشمنان اهل بیت (ع)

یکی دیگر از نشانه های تولی و تبری، دوری جستن از مخالفین و دشمنان عترت پیامبر (ص) است. دوست دار حقیقی اهل بیت (ع) باید از دشمنان آنان تبری بجوید و محبت خویش را برای خاندان پیامبر (ع) خالص و بی آلایش سازد، در سخنان معصومین (ع) فراوان دیده می شود که فرموده اند:

«دروغ می گوید کسی که ادعای محبت ما خاندان را می کند ولی از دشمنان ما برائت نمی جوید.[۴۲]

همچنین روزی شخصی به حضور علی (ع) آمده و عرضه داشت: یا امیرالمؤمنین! من تو را دوست می دارم و به فلانی هم علاقمندم. و در آن حال نام یکی از دشمنان آن حضرت را برد. حضرت به او فرمود: «یا کور باش یا بینا.[۴۳]

شرائط تحقق تولّی و تبرّی

(در حال تکمیل است)

معرفت شرط تحقق تولی وتبری

تحقق تولّی و تبرّی به معرفت اهل بیت پیامبر و ائمه معصومین (ع)و شناخت صفات و احوال آنان و شناخت کافی نسبت به دشمنان و صفات رذیله و عقاید باطل و اعمال ناپسند آن ها بستگی دارد؛ از این رو بر مسلمان لازم است با شناخت فضائل و کمالات امامان (ع) و جایگاه آنان در نظام هستی و زندگی اجتماعی انسان، نسبت به آنان تولّی پیدا کنند و با تحقق تولّی در آن ها به فلاح و رستگاری نائل شوند و همچنین برای تحقّق تبرّی لازم است دشمنان اهل بیت را بشناسند و از ویژگی ها و رذایل آن ها آگاهی پیدا کنند که نتیجه آن انزجار و تنفر و بیزاری جستن از آن ها است.

در روایات معرفت ائمه و اولیاء الهی و محبّت به آن حسنه و نشناختن آن ها سیئه معرفی شده است. حضرت صادق (ع) در باره آیه: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ … ، فرمود: حسنه حب ما و معرفت حق ما است و سیئه بغض و ادا نکردن حق ما است.‏[۴۴] امام باقر (ع) فرمود: ابوعبداللّه جدلی به امیرالمؤمنین(ع) وارد شده امام خطاب به او فرمود: حسنه، معرفت ولایت و حبّ اهل بیت و سیئه انکار ولایت و بغض اهل البیت است،[۴۵] سپس این آیه را خواند: هر که در روز قیامت عمل نیک بیاورد بهتر از آن پاداش دارد و هر که عمل بد آورد اهل گناهان فقط به آنچه مى‏کرده‏اند مجازات مى‏شوند.[۴۶]

تلازم تولّی و تبرّی

بدون تردید ولایت ائمه با دو شرط سبب نجات است یکی عقیده مندی به امامت ائمه و این که آن ها جانشینان پیامبر اسلام (ص) و واجب الاطاعه هستند و دوم مشروط است به تبرّی و بیزاری از دشمنان و ستمگران به اهل بیت (ع)؛ بنابراین تولّی و تبرّی ملازم هم هستند؛ یعنی تولّی و تبرّی باید با هم باشند و به همین دلیل تولّی و پذیرش و ولایت امام شرط دست یافتن به یقین در امر دین خواهد بود. چنان چه امام باقر(ع) تولی ائمه و تبرّی از دشمنان آنان را از ارکان معرفت خدا که به عبادت حقیقی او منتهی می شود، دانسته است.

ابى حمزه می­گوید: امام باقر (ع) به من فرمود: کسى خدا را مى‏پرستد که خدا را بشناسد ولى کسى که خدا را نمى شناسد او را همین طور که ملاحظه مى‏کنى به گمراهى مى‏پرستد، عرض کردم: قربانت، معرفت خدا چیست؟ فرمود: تصدیق خداى عز و جل و تصدیق رسول خدا (ص) و دوست­داران على (ع) و پیروى از او و از امامان بر حق و بیزارى جستن از دشمن آنها به خدا.[۴۷]

در روایت دیگری ابوحمزه ثمالی از امام باقر(ع) نقل می کند که به او فرمود: ای ابوحمزه عبادت خدا را کسی می کند که خدا را بشناسد و اما کسی که خدا را نشناخت مثل آن است که او را در حال گمراهی عبادت می کند، عرض کردم: معرفت خدا چیست؟ فرمود: خدا و رسول اللّه را تصدیق کند، به حضرت امیر(ع) و ائمه هدی (ع) بعد از آن حضرت اقتدا کند و از دشمنان آن ها بیزاری جوید. این است معرفت خدا، عرض کردم، اصلحک اللّه چه چیزی است که اگر آن را بدانم حقیقت ایمان را کامل کرده ام؟ فرمودند: دوست داشتن اولیای خدا، دشمنی با دشمنان خدا و هم­چنان که خدا به تو امر کرده با صادقان باشی ، عرض کردم اولیاء و دوستان خدا و دشمنان خدا کیانند؟ فرمود: دوستان خدا محمّد رسول اللّه(ص) و علی و حسن و حسین(ع) و علی بن الحسین(ع) هستند سپس امر به ما رسیده سپس پسرم جعفر و اشاره فرمودند به حضرت جعفر(ع) در حالی که آن حضرت نشسته بودند سپس فرمودند: کسی که با آن ها دوستی کند پس به تحقیق با اولیاء اللّه دوستی کرده و چنین شخصی با صادقان باشد آن سان که خدای تعالی به وی امر کرده است. بنابراین باید تولّی و تبرّی با هم در انسان تحقق پیدا کند تا نتیجه بخش باشد.[۴۸]

اقتداء عملی به اولیاء الهی و انزجار عملی از دشمنان

در صورتی تولّی و تبرّی در کمال ایمان و معرفت الهی مؤثر است که آدمی، اولیاء الهی و ائمه اهل بیت (ع) را الگو و اسوه خود قرار داده و به آن ها اقتدا کند و فضائل و کمالات آن ها را در خود ایجاد نماید و رذایل دشمنان آن ها را بشناسد و از آن ها دوری جوید؛ از این رو علامت محبّت به اهل بیت عمل کردن بر اساس عمل آنان دانسته شده است. امیر المؤمنین (ع) فرمودند: هر کس ما را دوست مى‏دارد باید مانند ما کار کند، و ورع داشته باشد، که او بهترین یاور براى امور دنیا و آخرت مى‏باشد. [۴۹]

امام صادق (ع) خطاب به شیعیانی که بین قبر پیامبر (ص) و منبر آن حضرت بودند، فرمود: به خدا قسم من شما و ارواحتان را دوست دارم و شما با ورع و تلاش مرا بر این محبت کمک کنید و بدانید که ولایت ما به کسی می رسد که ما را با ورع و تلاش کمک کند و کسی که به بنده ای اقتدا کند باید به عمل او اقتدا نماید علاوه بر عمل و تلاش باید به دوستان آن ها محبت ورزید و از دشمنان آن ها تبرّی جست.[۵۰]

موانع تولی و تبری

(در حل تکمیل است)

دوستی و صفات زشت و غیر اخلاقی

اصولا این که مؤمن نمی تواند بدون عشق و محبت اهل بیت (ع) زندگی کند و در مقابل، انسان های منحرف و گمراه و منافق هم نمی توانند آل الله (ع) را از ته دل دوست داشته باشند، یک حقیقت تردیدناپذیر است و کلام زیبای علی (ع) در ذیل روایت اصبغ نباته، این حقیقت را واضح تر می نماید. او می گوید: در مسجد کوفه و در محضر امیرمؤمنان علی (ع) بودم که غلام سیاهی را به اتهام سرقت به محضر آن حضرت آوردند. بعد از سه بار اقرار وی به دزدی و اثبات آن در نزد علی (ع)، امام دستور داد تا دست راست او را قطع کنند. آن غلام با دست چپ، دست بریده خویش را در حالی که خون از آن می ریخت، برداشته و از محضر امام بیرون رفت. در این موقع یکی از خوارج و دشمنان حضرت به نام «ابن کوا» خواست از فرصت استفاده کند و آن غلام را که از دوست­داران اهل بیت (ع) بود به بدگویی بر علیه امام علی (ع) تحریک نماید؛ لذا به او گفت: «ای غلام دست تو را چه کسی قطع کرد؟!  او در جواب ابن کوا چنین گفت:  قطع یمینی امام التقی، و ابن عم المصطفی شقیق النبی المجتبی، لیث الثری، غیث الوری، حتف العدی و مفتاح الندی و مصباح الدجی. قطع یمینی امام بدری احدی مکی مدنی ابطحی هاشمی قرشی، دست راستم را کسی برید که پیشوای متقیان و پسر عمو، برادر پیامبر (ص)، شیر روی زمین، باران بیابان ها، کوبنده دشمنان و چراغ فروزان در تاریکی ها است. دست راستم را پیشوایی قطع کرد که قهرمان نبردهای بدر و احد بود. او سرور مکه و مدینه و ابطح است و از دودمان هاشم و قریش است.

بعد از این مدح و ثنای زیبا، بلیغ و طولانی، راه خودش را گرفت و رفت. ابن کوا با شگفتی تمام خود را به محضر علی (ع) رسانده و گفت: یا اباالحسنین! تو دست آن غلام سیاه را قطع کردی و او در کوچه و بازار با زیباترین عبارات و بهترین کلمات تو را مدح و ثنا می گوید. امام دستور داد غلام را حاضر کنند. سپس از او پرسید: «ای غلام! من دست تو را بریدم و تو مرا مدح و ثنا می گویی؟!» او پاسخ داد: «یا امیرالمؤمنین! تو دست مرا به حکم خداوند و رسول او بریدی و به حق بریده ای و به واجب خدا و رسول عمل کرده ای! چگونه تو را نستایم؟

سپس امام فرمود: ای ابن کوا! ما دوستانی داریم که اگر ایشان را قطعه قطعه کنیم جز بر دوستی و محبت آنان نسبت به ما نیفزاید و دشمنانی داریم که اگر عسل خالص در گلوی آن ها بریزیم جز بر دشمنی نسبت به ما نخواهد افزود. [۵۱]

دوستی برای خدا

فضیل بن یسار یکی از یاران امام صادق (ع) نقل می کند: از امام صادق (ع) پرسیدم: آیا دوستی و دشمنی از ایمان است؟ فرمود: آیا ایمان جز دوستی و دشمنی است؟ در روایت دیگری، امام صادق(ع) می فرماید: آن کس که برای خدا دوستی بورزد، برای خدا دشمنی کند و برای خدا ببخشد، از کسانی است که ایمان او کامل شده است.[۵۲]

هیچ قومى نخواهى یافت که ایمان به خدا و روز جزاء داشته باشد و در عین حال با کسانى که با خدا و رسولش دشمنى مى‏کنند دوستى کند هر چند دشمن خدا و رسول پدران و یا فرزندان و یا برادرانشان و یا قوم و قبیله‏شان باشد، براى این­که خداوند در دل­هایشان ایمان را نوشته و به روحى از خودش تأییدشان کرده و در جناتى که نهرها در زیر درختانش جارى است داخلشان مى‏کند تا جاودانه در آن باشند خدا از ایشان راضى شد و ایشان از خدا راضى شدند اینان حزب خدا هستند، آگاه باشید! که تنها حزب خدا رستگارند.[۵۳]

پیامبر اکرم (ص) نخست، افکار مخاطبان را در این مسئله سرنوشت ساز به جنب و جوش در آورد – و این کاری بود که پیامبر (ص) گاه قبل از القاء مسایل مهم انجام می داد – گروهی اظهار بی اطلاعی کردند، و گروهی با شمردن یکی از ارکان مهم اسلام پاسخ گفتند: ولی پیامبر (ص) درعین تأکید براهمیت آن برنامه های مهم اسلامی، سخنان آنها را نفی کرد، سپس افزود: مطمئن ترین دستگیره ایمان، حب فی الله و بعض فی الله است!

تعبیر به «دستگیره » در این­جا گویا اشاره به این است که مردم برای وصول به مقام قرب الی الله، باید به وسیله ای چنگ بزنند و بالا بروند، که از همه مهمتر و مطمئن تر، دستگیره حب فی الله و بغض فی الله است.

امام صادق (ع) فرمود: از محکم­ترین حلقه‏هاى ایمان این است که: دوست بدارى براى خدا و دشمن بدارى براى خدا و عطا کنى در راه خدا و دریغ کنی در راه خدا.

از امام باقر (ع) روایتی نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود: دوست داشتن مؤمن را در راه خدا از بزرگترین شعبه‏هاى ایمان است،  هر که دوست بدارد در راه خدا و دشمن بدارد در راه خدا و عطا کند در راه خدا و دریغ کند در راه خدا او از برگزیده‏هاى خدا است.[۵۴]

ابن فضیل می­گوید: از امام (ع) پرسیدم بهترین وسیله تقرب بندگان به خداى عزوجل چیست؟ فرمود بهترین وسیله تقرب بندگان به سوى خداى عزوجل اطاعت خدا و اطاعت رسول و اطاعت والیان امر است، امام باقر (ع) فرمود: دوستى ما ایمان و دشمنى ما کفر است.[۵۵]

رابطه تولی و کفر

امام صادق (ع) فرمود: هر که کافرى را دوست دارد خدا را دشمن داشته و هر که کافرى را دشمن دارد خدا را دوست داشته، سپس فرمود: دوست دشمن خدا دشمن خدا است.‏[۵۶]

ابو زبیر مکى می گوید:  جابر بن عبد اللَّه انصارى را دیدم در حالى که عصائى در دست داشت و به خانه‏ها و مجالس و مجامع انصار می رفت و می گفت: على (ع) (از حیث علم و عدالت و اخلاق و بررسى به حال فقراء و نوع دوستى) بهترین مردم است… .[۵۷]

مدعیان دوستی و دشمنی ایمانی

بسیاری از مردم تنها مدعیان ایمان هستند و هرگز معیار دوستی و دشمنی هایشان خدا نیست، بلکه خواسته ها و هواهای نفسانی شان حرکات و سکنات ایشان را تعیین و مشخص می کند و خواسته های دل است که ریسمان بر گردن آنان افکنده و به هر سوی که بخواهد می کشاند.

به سخن دیگر، بسیاری از مؤمنان همچون یهودیانی هستند که مدعیان محبت الهی و مدعیان دوستی با خدایند.[۵۸]

خداوند برای این که دوستان واقعی از مدعیان شناخته شوند در آیه ۶۹ سوره نساء شماری از گروه ها و اقشار مؤمن را که دوستان واقعی خداوند هستند معرفی می کند و می فرماید: این افراد دوستان واقعی خداوند هستند و بر همین اساس در دنیا و آخرت از نعمت های خاص الهی برخوردار و بهره مند می باشند. این گروه دوستان واقعی خدا، کسانی چون پیامبران، صدیقان، شهیدان یا گواهان اعمال مردم، صالحان و همه همراهان نیک و صادق پیامبر(ص) هستند که در اطاعت مطلق او هستند.

از نظر قرآن، دوستان واقعی کسانی هستند که در اطاعت از پیامبر (ص) چون و چرا نمی کنند و مطیع محض آن حضرت هستند.[۵۹] آنان سبک زندگی خود را چنان قرار می دهند که گام به گام بر سیره و سنت آن حضرت باشند و از آن تخطی نکنند و گفتار و کردار پیامبر(ص) و دیگر اسوه های مطلق الهی، یعنی اهل بیت(ع) را الگوی فکری و رفتاری خویش قرار می دهند.[۶۰]

از این رو در زندگی از سبک زندگی اهل بیت(ع) سرمشق می گیرند و در برابر مؤمنان، فروتن[۶۱] و در برابر کافران سرفراز و اهل عزت، اهل اطاعت محض از فرمان های پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)،[۶۲] اهل جهاد و مجاهدت[۶۳] بی پروا در برابر مخالفان و سرزنش کنندگان، اهل انفاق در راه خدا،[۶۴] اهل اطعام[۶۵] و مانند آن می باشند.

اما مدعیان دروغین نه تنها سبک زندگی خویش را براساس آموزه ها و رفتار و گفتار پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) سامان نمی دهند، بلکه اهل دوستی حتی با دشمنان و کافران و مشرکان هستند و با آنان ارتباط برقرار کرده و ارتباط پنهان و آشکاری با آنان دارند.[۶۶] و آیات بسیار دیگر حب و بغض ایمانی، اقتضای این را دارد که شخص تولی و تبری و دوستی کردن و دشمنی کردن هایش را بر محور حق و ایمان سامان دهد. برائت جویی او مشرکان و کافران را به سبب شرک و کفر داشته باشد؛ چنان که حضرت ابراهیم(ع) اسوه انسان ها این گونه بوده است.[۶۷]

مدعیان دروغین، حب و بغض و دشمنی و دوستی شان مبتنی بر هواهای نفسانی است؛ از این رو با مؤمنان سر لجبازی دارند و کینه شان را به دل می گیرند، چرا که آنان را از منکر و زشتی برحذر داشته یا به نقد رفتار و گفتار آنها پرداخته اند. نظارت دیگران را که حکم و وظیفه مسلمانی است، فضولی در کار خود می دانند و بی تفاوتی کافران نسبت به رفتار و گفتار را عین تمدن و مدنیت می دانند و به این گونه تفکر و رفتار گرایش می یابند. این گونه است که دوستان خویش را از کافران و مشرکان قرار می دهند که کاری به کارشان ندارند و به اصطلاح در حریم خصوصی و شخصی ایشان دخالت نمی کنند

برخی از این مدعیان ایمان، کسانی هستند که کارهای مؤمنان را به تمسخر می گیرند و نماز و عبادت­شان را استهزا می کنند. اینان هرچند که خود را در سنگر ایمان و مؤمنان معرفی می کنند، ولی با ساختن جوک و لطیفه درباره مؤمنان و اهل آن، زمینه سرزنش و نکوهش مؤمنان را فراهم می آورند و آب به آسیاب دشمن می ریزند و جو اجتماعی را علیه مؤمنان فراهم می کنند؛ از این رو خداوند به کسانی که برای اهل ایمان و کارهای مؤمنان، لطیفه و جوک می سازند و خواسته و ناخواسته هنجارها و ارزش های بلند و والای اجتماعی را به تمسخر می گیرند و از ارزش می اندازند و یا با بیان برخی از نکات و لطایف، زشتی ها را خوب و ارزشی جلوه می دهند، هشدار می دهد و آنان را از این رفتار زشت برحذر می دارد؛ زیرا این گونه رفتار و کردار هماهنگی و همکاری با دشمنان و کافران و مشرکان است.[۶۸]

خداوند در سوره مائده به یکی از مصادیق این رفتار تمسخرآمیز اشاره می کند و به کسانی که هماهنگ با دشمنان و کافران به استهزای نماز و اذان و آیین های اسلامی می پردازند و بر رسوم و آداب اسلامی خرده می گیرند و با لطیفه و جوک سازی علیه آیین های اسلامی عمل می کنند، هشدار شدید می دهد و از این گونه دوستی و همکاری با دشمنان می ترساند.

آثار تولی و تبری

(در حال تکمیل است)

اطمینان و آرامش قلب اثر تولی و تبری

امام علی(ع) فرمود: هنگامی که آیه «الابذکر اللّه تطمئن القلوب»[۶۹] نازل شد پیامبر اکرم(ص) فرمود: این مربوط به کسانی است که خدا و رسولش را دوست داشته باشد. «و احبّ اهل بیتی صادقاً غیر کاذب و احبّ المؤمنین شاهداً و غائباً الا بذکر اللّه یتحابّون،[۷۰] کسی که اهل بیت مرا صادقانه و بدون دروغ دوست داشته باشد و مؤمنان را در حضور و غیاب دوست داشته باشد. آگاه باشید با یاد خدا هم­دیگر را دوست دارند.

حکمت و دانش اثر تولی و تبری

امام صادق (ع) فرمود: «من احبّنا اهل البیت و حقّق حبّنا فی قلبه جرت ینابیع الحکمه علی لسانه و جدّد الایمان فی قلبه»[۷۱] کسی که اهل بیت ما را دوست داشته باشد و محبّت ما در قلب او تثبیت شود چشمه های حکمت بر زبانش جاری می شود و ایمان در قلبش تازه می گردد».

استکمال دین ثمره تولی و تبری

پیامبر خدا(ص) فرمود: «حبّ اهل بیتی و ذریّتی استکمال الدین؛ محبّت به اهل بیت و ذریّه من سبب کامل شدن دین است.[۷۲]

علی بن موسی الرضا (ع) فرمودند: کمال دین ولایت ما و برائت از دشمنان ما است.[۷۳]

امنیت در قیامت فایده تولی و تبری

محبت اهل بیت (ع) آثار فراوانی چون رها شدن از گناهان، نور و روشنایی روز قیامت، ثبات و پایداری بر صراط و نجات از جهنم و ورود به بهشت و محشور شدن با ائمه و خیر دنیا و آخرت، به دنبال دارد؛ از این جهت لازم است مؤمنان تلاش کنند تا محبت اهل بیت را در خود محقق ساخته و در عمل به آن ها اقتدا کنند و آن ها را الگوی خود قرار دهند و در کنار آن از دشمنان آنها تبرّی جویند.

پیامبر خدا (ص) فرمود: کسی که ما اهل بیت را دوست داشته باشد خداوند سبحان او را در روز قیامت با امان محشور فرماید.[۷۴]

نقش تولی و تبری در پذیرش اعمال صالحه

در فرهنگ شیعه، «تولّی» و «تبرّی» شرط اساسی پذیرش اعمال صالحه است و بدون داشتن این دو هیچ عملی پذیرفته نیست، اعمال بدون «تولی» و «تبری» مثل آن می ماند که شخص هیچ گونه عمل خیری انجام نداده باشد. در این زمینه روایات متعددی در متون اسلامی مطرح شده که به برخی از آن ها اشاره می شود.

امام سجاد (ع) به نقل از رسول الله (ص) فرموده که آن وجود مقدس (ص) فرموده اند: چه می شود مردمی را که چون خاندان ابراهیم (ع) در نزد ایشان یاد شود، شاد و مسرور گردند و چون از خاندان محمد (ص) یاد کنند دل هایشان متنفر شود قسم به آن کس که جان محمد (ص) در دست او است اگر بنده ای در روز قیامت عمل هفتاد پیغمبر (ص) را بیاورد خداوند از او نپذیرد تا خدا را به ولایت من و اهل بیتم (ع) دیدار کند.[۷۵]

ابوحمزه ثمالی (ره) روایت می کند که به حضرت باقر (ع) گفتم: یابن رسول الله (ص) فدایت شوم، شخصی روز روزه دار و شب به عبادت می گذراند و صدقه می دهد و جز خیر و خوبی از او نمی دانم جز آن که اقرار به ولایت شما ندارد؟ می­گوید: امام (ع) تبسم کرد و فرمود: ای ثابت، من در برترین مکان های زمین هستم اگر بنده ای همیشه در سجده در میان رکن و مقام باشد تا پایان عمر که از دنیا برود ولی ولایت ما را نشناسد این عبادت سودی به حال او ندارد. [۷۶]

امام صادق (ع) هم فرموده است: نخستین چیزی که از بنده به هنگامی که در پیشگاه خدا می ایستد، پرسیده می شود از نمازهای واجب و زکات واجب و روزۀ واجب و حج واجب و از ولایت ما اهل بیت (ع) است که اگر اقرار به ولایت ما کرده و بر آن مرده باشد نماز و روزه و زکات و حجش پذیرفته می شود و اگر در پیشگاه خدا جل جلاله بر ولایت ما اقرار نکند خدای عزوجل چیزی از اعمالش را نخواهد پذیرفت. [۷۷]

رسول مکرم اسلام (ص) هم در این زمینه فرموده است: اگر مردی تمام شب های عمرش را به عبادت و تمام روزهایش را به داشتن روزه بگذرد و همۀ مالش را صدقه دهد و تمام عمرش حج کند ولی ولایت ولی خدا را نشناسد که دوستش بدارد و همه کارهای خویش را به دستور و دلالت او انجام دهد حق پاداشی بر خدا ندارد و از مؤمنان محسوب نخواهد شد. [۷۸]

در روایت دیگر رسول الله (ص) فرموده است: هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد؛ یعنی امامی را که پیروی از وی واجب است نشناسد مردنش همانند مردن مردم عهد جاهلیت و بت پرستی می باشد.[۷۹]

امام حسن عسکری (ع) فرمود: خداوند هیچ عبادتی را نمی پذیرد مگر به ولایت پیامبر و علی (ع) و دشمنی با دشمنان این دو اگر چه [شخص به اندازه] ما بین زمین تا عرش الهی در راه خدا طلا صدقه بدهد. [۸۰]

امیرالمؤمنین علی (ع) در خصوص اهل بیت (ع) فرموده اند: نظر به اهل بیت پیغمبر خود کنید، از سمتی که آنان گام برمی بردارند منحرف نشوید و قدم به جای قدمشان بگذارید و آنان هرگز شما را از جاده هدایت بیرون نمی برند و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند، اگر سکوت کنند سکوت کنید و اگر قیام کنند قیام کنید از ایشان سبقت و پیشی نگیرید که گمراه می شوید و از آنان عقب نمانید که هلاک می گردید.[۸۱]

تولی وتبری سبب آمرزش گناهان

از امام صادق (ع) روایت شده که ‏فرمود: کسى که ما و دوستان ما را براى خدا دوست بدارد، نه براى هدفى دنیایى که چیزى به دست آورد و با دشمنان ما دشمن باشد، نه براى عداوتى که با دیگرى دارد، سپس روز قیامت او را آویزان کنند، و گناهانى مانند شن­هاى روان و کف­هاى دریاها، داشته باشد، خدا او را مى‏بخشد.[۸۲]

همچنین امام حسن مجتبی (ع) فرمود:

همانا محبّت و دوستى با ما اهل بیت رسول اللّه(ص) سبب ریزش گناهان از نامه اعمال مى شود، همان طورى که وزش باد، برگ درختان را مى ریزد. [۸۳] و [۸۴]

فایده تولی وتبری در سخت ترین لحظات

امام علی (ع) به حارث فرمود:  ای حارث! دوستی و محبت ما اهل بیت در سه جای مهم و سرنوشت ساز برای تو سودمند خواهد بود: هنگام نازل شدن فرشته مرگ و موقعی که در قبر مورد سؤال و بازخواست قرار می گیری و زمانی که در روز قیامت در مقابل پروردگار ایستاده باشی».[۸۵]

آفات تولی

(در حال تکمیل است)

غلوآفت تولی و تبری

ممکن است انسان در اثر نادانی یا غلبه احساسات و یا پیروی از هوای نفس در عشق ورزیدن به اهل بیت (ع) دچار افراط و تفریط گردد و در نتیجه علاوه بر این­که از کار خویش هیچ بهره ای نمی برد، دچار زیان و هلاکت ابدی می گردد. مولای متقیان به این آفات بنیان برانداز اشاره کرده و در نهج البلاغه در مورد افرادی که در دوستی و محبت آن حضرت دچار انحراف می گردند می فرماید:‏دو گروه نسبت به من هلاک می گردند: کسی که در دوستی من افراط کند و شدت عشق و علاقه او را به انحراف از حق دچار نماید و کسی که در اثر شدت دشمنی با من به سوی باطل رود. بهترین مردم نسبت به من کسانی هستند که راه اعتدال را بپیمایند، از آن ها جدا نشوید.[۸۶]

همچنین آن بزرگوار عده ای را که در مورد اهل بیت (ع) غلو می کردند؛ یعنی در مدح و ستایش و بیان فضائل و مناقب آنان افراط نموده و مقام الوهیت را به آن بزرگواران نسبت می دادند برحذر داشته و مرز ابراز محبت را چنین بیان می کند: از غلو در محبت ما بپرهیزید و اعتقاد داشته باشید که ما مخلوق و پرورده خداییم و آن گاه از فضایل ما هرچه دوست دارید بگویید.[۸۷]

البته پدیده افراط گرایی در تاریخ اسلام یک عقیده خطرناکی بود و عده ای را هم به گمراهی و ضلالت کشانید. این اعتقاد فاسد در مورد شخص امام علی (ع) بیشتر بود، برای همین آن حضرت برای آگاهی بیشتر دوستان خویش با یک مثال، حقیقت مطلب را بیان می کند و می فرماید: «مثل من در میان این امت همچون عیسی بن مریم (ع) است، گروهی او را دوست داشتند و در محبت آن حضرت افراط نمودند و در نتیجه هلاک شدند و عده­ای هم به وسیله دشمنی با آن حضرت به بیراهه رفته و نابود شدند.[۸۸]

ابو محمد شریف از عبد اللَّه بن جریر قطان روایت کند که گفت: شنیدم عمر بن على بن الحسین می­گفت: آن کس که در باره دوستى ما از حد بگذرد مانند کسى است که در دشمنى ما از حد گذرانده، براى ما حقى است به خاطر نزدیکى ما به رسول خدا (ص)، و حق دیگرى است که خداوند براى ما قرار داده، پس هر کس آن را واگذارد چیز بزرگى را واگذاشته، ما را در آن جایگاهى در آورید که خداوند درآورده، و در باره ما آنچه را که در ما نیست، نگوئید.[۸۹]

تفریط آفت تولی و تبری

(در حال تکمیل است)

تولی و دوستی با چه کسانی

با توجه به اهمیت تولّی و تبرّی و نقشی که این دو در زندگی فردی و اجتماعی اهل ایمان دارند، خداوند متعال در قرآن کریم و به تبع آن پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) در موارد متعدّدی به بحث از دو موضوع یادشده پرداخته و در مورد کسانی که شایسته است مؤمنان آنها را به عنوان دوستان و سرپرستان خود برگزینند می پردازد، در این­جا به مواردی از آنها اشاره می شود:

قرآن کریم در آیات متعددی به معرفی ولیّ «سرپرست» و کسانی را که مؤمنان باید دوست داشته باشند و از آنها پیروی کنند، می پردازد. در این جا به چند آیه اشاره می شود:  روزى که شخص ظالم پشت دست حسرت به دندان گرفته و می گوید: اى کاش من در دنیا با رسول حق راهى (براى دوستى و طاعت) پیش مى‏گرفتم، واى بر من اى کاش فلان کس را دوست نمى‏گرفتم.[۹۰] در آیه اول تصریح دارد به پیروی و دوستی با رسول خدا و در آیه بعد به صراحت نهی می کند از انتخاب دوستانی که مایه بدبختی و هلاکت انسان می شوند.

هر کس خدا و پیامبر او و مؤمنان را ولیّ خود گزیند، بداند که پیروزمندان گروه خداوند هستند.[۹۱]

مردان و زنان مؤمن بعض از ایشان، اولیاء بعض دیگر هستند، امر به معروف و نهی از منکر مى‏نمایند و نماز به پا مى‏دارند و زکات مى‏پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مى‏کنند، آنها را خدا به زودى مشمول رحمت خود مى‏کند، که خدا توانا و حکیم است.[۹۲]

نبی اکرم (ص) به اصحابش فرمودند: ای بنده خدا دوست بدار به خاطر خدا و دشمن بدار به خاطر خدا و دوست بگیر به خاطر خدا و دشمن بگیر به خاطر خدا؛ پس به درستی که به ولایت خدا به کسی نمی‌رسد مگر از این راه و کسی طعم ایمان را نمی‌چشد اگر چه نماز و روزه زیاد به جا آورد مگر از راه تولی و تبری و امروز بیشترین دوستی‌ها و دشمنی های مردم به خاطر دنیا است و این دوستی و دشمنی‌ دنیایی ذره‌ای پیش خداوند تعالی ارزش ندارد.

راوی عرض کرد: چگونه بدانم دوستی و دشمنی من به خاطر خدا است؛ دوست خدا کیست تا او را دوست بدارم و دشمن خدا کیست تا او را دشمن بدارم؟ پیامبر اکرم (ص) به سوی امیرالمؤمنین علی بن ابی­طالب (ع) اشاره کردند و فرمودند: آیا علی را می‌بینی؟  راوی گفت: بله.

پس فرمودند: دوست بدار دوست علی(ع) را چون دوست علی(ع) ولی الله است و دشمن بدار دشمن علی(ع) را چرا که دشمن علی(ع) عدوالله است

سپس در ادامه فرمودند:‌دوست بدار دوست علی را هر چند آن­که قاتل پدر و فرزندان تو باشد و دشمن بدار دشمن مولا علی را هر چند او پدر و فرزندانت باشند.[۹۳]

تبری از چه کسانی

با توجه به اهمیت تولّی و تبرّی و نقشی که این دو در زندگی فردی و اجتماعی اهل ایمان دارد،خداوند متعال در قرآن کریم و به تبع آن پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) در موارد متعددی به بحث از دو موضوع یادشده پرداخته و در مورد کسانی که شایسته است مؤمنان آنها را به عنوان دوستان و سرپرستان خود برگزینند و همچنین کسانی که سزاوار است ایشان از پذیرش دوستی و ولایت آنها خودداری کنند، به تفصیل سخن گفته اند، خداوند متعال در همین رابطه می فرماید:

ای کسانی که ایمان آورده اید، به جای مؤمنان، کافران را به دوستی خود مگیرید.[۹۴]

اى کسانى که ایمان آورده‏اید یهود و نصارى را دوستان خود مى‏گیرید، بعض آنها دوستان بعض دیگرند هر کس از شما آنها را دوست بگیرد یکى از آنها است، خدا قوم ظالم را هدایت نمى‏کند.[۹۵]

ای کسانی که ایمان آورده­اید، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی مگیرید به طوری که با آنها اظهار دوستی کنید، و حال آن­که قطعا به آن حقیقت که برای شما آمده، کافرند.[۹۶]

رسول گرامی اسلام(ص) در این زمینه می فرماید: هر که دوست دارد بر کشتی نجات بنشیند و به دستگیره استوار چنگ آویزد و ریسمان محکم خدا را بگیرد، باید بعد از من علی را دوست بدارد و با دشمنش دشمنی ورزد و از پیشوایان هدایت که از نسل اویند پیروی کند.[۹۷]

تولی (دوستی) اهل بیت  در کلام اهل سنت

(در حال تکمیل است)

تولی اهل بیت از دیدگاه بزرگان اهل سنت

زمخشری و فخر رازی که از علمای بزرگ اهل سنت محسوب می شوند، احادیث ذیل را از رسول مکرم اسلام (ص) نقل کرده اند:

هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد، شهید مرده است.

هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد آمرزیده مرده است.

هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد، توبه کار مرده است.

هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد، مؤمن و کامل ایمان مرده است.

هر کس که بر دشمنی آل محمد بمیرد، کافر مرده است.

هر کس که بر دشمنی آل محمد بمیرد، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.[۹۸]

در میان فرق اهل سنت آنان که بر مذهب شافعی هستند به اهل بیت (ع) ارادتی ویژه دارند و شاید این ارادت و محبت صدق آمیز ناشی از مهر شدید امام شافعی به آل پیامبر (ع) بوده باشد، چه، شافعی را در محبت اهل بیت، اشعاری است نغز و زیبا که مهر فراوان وی را به آل پیامبر (ع) می نماید. او می گوید:

ان کان رفضا حب آل محمد فلیشهد الثقلان انی رافضی.[۹۹]

اگر مهر و دوستی آل محمد (ع) رفض باشد، پس جن و انس گواه باشید که من رافضی هستم

و همچنین وی می گوید:

آل بیت رسول اللّه حبّکم             فرض من اللّه فى القرآن أنزله‏

یکفیکم من عظیم المجد أنّکم             من لم یصلّ علیکم لا صلاه له‏[۱۰۰]

ای خاندان رسول خدا، خدا مهر و دوستی شما را، در قرآنی که فرود آورده، واجب گردانیده است، همین افتخار بزرگ شما را کافی است که هر کس در نماز، شما را سلام نگوید، نمازش درست نیست.

تولی اهل بیت در شعر شاعران اهل تسنن

عرض ارادت و اظهار محبت نسبت به خاندان پیامبر گرامی اسلام (ص) مختص به شیعه نیست، بلکه در میان اهل سنت نیز رواج داشته و دارد که این ارادت به انحای مختلف بروز کرده است، که در این جا به دو نمونه بسنده می کنیم.

الف. یکی از مخلصان و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت، شیخ رضا طالبانی کرکوکی[۱۰۱] است وی که یکی از نامورترین شاعران پارسی گوی کرد عراق است در یکی از اشعارش می­گوید:

لافت از عشق حسین است و سرت بر گردن است؟

عشق بازی سر به میدان وفا افکندن است

گر هواخواه حسینی ترک سر کن

چون حسین شرط این میدان به خون خویش بازی کردن است

از حریم کعبه کمتر نیست دشت کربلا

صد شرف دارد بر آن وادی که گویند ایمن است

ای من و ایمن فدای خاک پاکی

کاندرو نور چشم مصطفی و مرتضی را مسکن است

زهره زهرا نگین و خاتم خیر الوری

زور و زهر مرتضی و حیدر خیبر کن است

سنیم سنی و لیکن حب آل مصطفی

دین و آیین من و آباء و اجداد من است

شیعه و سنی ندانم، دوستم با هر که او دوست باشد، دشمنم آن را که با او دشمن است.[۱۰۲]

شیخ رضا در منقبت و مرثیت آل علی اشعاری دارد که در ذیل می آید.

در ماتم آل علی، خون همچو دریا می رود

تیغ است و بر سر می زند دست است و بالا می رود

از عشق آل بوالحسن این تیغ زن و آن سینه زن

داد و فغان مرد و زن، تا عرش اعلی می رود

پیراهن شمع خدا، یعنی حسین و مجتبی

جانها همی گردد فدا، سرها به یغما می رود

کوتاه کن انکار را بدعت مگو این کار را

این سوگ آل حیدر است این خون نه بیجا می رود

روی زمین پر همهمه در دست جانبازان قمه

خون از برو دوش همه، از فرق تا پا می رود

من چون ننالم این زمان، مرد و ضعیف و ناتوان

کین برق آه عاشقان، از سنگ خارا می رود

از ابن سعد بیوفا، شامی و شمر پر جفا

بر آل و بیت مصطفا، چندین تعدا می رود

بغداد گردد لاله گون، در روز عاشورا به خون

و از کاظمین آن سیل خون تا طاق کسری می رود

و از طاق کسری سرنگون ریزد به پای بیستون

و از بیستون آید برون، سوی بخارا می رود

خون سیاوش شد هبا در ماتم آل عبا

تا دامن روز جزا تا جیب عقبا می رود

من سنی ام نامم رضا، کلب امام مرتضی

درویش عبدالقادرم راهم به مولا می رود .

ایشان در قصیده ای در حق یکی از بزرگان این دعا را آورده است.

یا رب به حق آل عبایش نگاه دار کین «پنج تن » شفاعتشان از خدا بس است.

ب. یکی دیگر از مخلصان و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت، خالد نقشبندی است. وی که نامش ضیاءالدین، خالدبن احمد حسینی سلیمانیه ای شهر زوری[۱۰۳] است، می­گوید:

امامانی که ایشان زینت دین است به ترتیب اسمشان، چنین است «علی » «سبطین » و «جعفر» با «محمد» دو، موسی، باز «زین العابدین » است پس از «باقر»، «علی » و «عسکری » دان «محمد مهدیم » زان پس یقین است.

مولانا خالد، قطعه ای را هنگام ترک مشهد مقدس به عنوان وداع با حضرت رضا (ع) سروده است که مطلع آن ذکر می شود

خالد بیا و عزم سفر زین مقام کن بر روضه رضا به دل و جان سلام کن.

همچنین ایشان، در قصیده ای، در مدح حضرت رضا (ع) و واقعه کربلا و تمجید امامان می گوید:

این بارگاه کیست که از عرش برتر است وز نور گنبدش همه عالم منور است وز شرم شمس های زرش کعبتین شمس در تخته نرد چرخ چهارم به شش در است وز انعکاس صورت گل آتشین او بر سنگ جای لغزش پای سمندر است نعمان خجل ز طرح اساس خورنق است کسری شکسته دل پی طاق مکسر است بهر نگاهبانی کفش مسافران بر درگهش هزار، چو خاقان و قیصر است این بارگاه قافله سالار اولیاست این خوابگاه نور دو چشم پیمبر است این جای حضرتی است که از شرق تا به غرب از قاف تا به قاف جهان سایه گستر است این روضه «رضا» است که فرزند «کاظم » است سیراب نوگلی ز گلستان «جعفر» است سرو سهی ز گلشن سلطان انبیاست نوباوه حدیقه «زهرا» و «حیدر» است.

آنگاه وی در ادامه این قصیده زبان به مدح پیامبر (ص) و ائمه اطهار می گشاید و می گوید:

جانا به شاه مسند لولاک کز شرف بر تارک شهان اولوالعزم افسر است آن گه به حق آن که بر اوراق روزگار بابی ز دفتر هنرش باب خیبر است دیگر به نور عصمت آن کس که نام او قفل زبان و حیرت مرد هنرور است آن گه به سوز سینه آن زهر خورده ای کز ماتمش هنوز دو چشم جهان تر است دیگر به خون ناحق سلطان کربلا کز وی کنار چرخ به خونابه احمر است وان گه به حق آن که ز بحر مناقبش انشای «بوفراس» ز یک قطره کمتر است دیگر به روح اقدس باقر که سر مخزن جواهر اسرار را در است وان گه به نور باطن جعفر که سینه اش بحر لبالب از در عرفان داور است دیگر به حق موسی کاظم که بعد از او بر زمره اعاظم اشراف سرور است وان گه به قرص طلعت تو کز اشعه اش شرمنده ماه چارده و شمس خاور است دیگر به نیکی «تقی » و پاکی «نقی » وانگه به «عسکری » که همه جسم جوهر است .[۱۰۴]

تولی (دوستی) اهل بیت  در کلام بزرگان

(در حال تکمیل است)

تولی و تبری محکم­ترین ریسمان الهی

پیامبر خدا (ص) به اصحابش فرمود:  «اىّ عرى الایمان اوثق فقال بعضهم الصلاه و الاخر الزکاه و بعض الصیام و بعض الحج و العمره و بعض الجهاد فقال لکل ما قلتم فضل و لیس به و لکن اوثق عرى الایمان الحب فى اللَّه و البغض فى اللَّه و توالى اولیاء اللَّه و التبرى من اعداء اللَّه».

کدام یک از ریسمان­هاى ایمان محکم‏تر است؟ بعضى گفتند نماز، بعضى دیگر گفتند زکاه، و بعضى روزه، و بعضى دیگر گفتند حج و عمره، و بعضى جهاد، حضرت فرمود: براى همه اینها که گفتید فضلى هست ولى محکم­ترین ریسمان­هاى ایمان دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا و دوست داشتن دوستان خدا و بیزارى از دشمنان خداست.[۱۰۵]

تولی و تبری معیار شایستگی

امام باقر(ع)، فرمود:

اذا اردت ان تعلم ان فیک خیرا، فانظر الى قلبک فان کان یحب اهل طاعه اللَّه عز و جل و یبغض اهل معصیته ففیک خیر، و اللَّه یحبک، و اذا کان یبغض اهل طاعه اللَّه، و یحب اهل معصیته، لیس فیک خیر، و اللَّه یبغضک، و المرء مع من احب:

” اگر بخواهى بدانى آدم خوبى هستى نگاهى به قلبت کن، اگر اهل طاعت خدا را دوست دارى، و اهل معصیتش را دشمن، بدان آدم خوبى هستى، و خدا تو را دوست دارد، و اگر اهل طاعتش را دشمن دارى و اهل معصیتش را دوست، چیزى در تو نیست، و خدا تو را دشمن دارد، و انسان همیشه با کسى است که او را دوست دارد.[۱۰۶]

انواع تولی و تبری

مردى خدمت امام صادق (ع) رسید. امام پرسید: این مرد از چه کسانى است؟

آن مرد خود آماده پاسخ شد و عرض کرد: از دلباختگان و دوستداران شما.

امام صادق (ع) به او فرمود: خداوند تا دوستى بنده‏اى را نپذیرد وى را دوست نخواهد داشت، و دوستیش را نمی پذیرد تا بهشت را بر او واجب گرداند.

سپس به او فرمود: تو از کدام دوستان مایى؟ آن مرد سکوت نمود و مردى به نام سدیر عرض کرد: یا ابن رسول اللَّه! مگر دوستان شما چند گونه‏اند؟ فرمود:

سه گروهند: گروهى که ما را در ظاهر دوست دارند ولى در باطن دوستمان ندارند و گروهى که ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمى‏کنند و گروهى که هم در ظاهر دوست دارند و هم در باطن. و اینان دوستان درجه یک ما هستند، اینان آب زلال و گوارا نوشیدند و به تأویل قرآن پى بردند و از فصل خطاب و سبب اسباب اطلاع حاصل کردند. و اینان گروه طراز اول هستند، فقر و نیازمندى و بلاهاى گوناگون سریع­تر از تاختن اسب بر سر ایشان بتازد، سختى و تنگ­دستى آنان را فراگیرد و هراسان شوند و دچار فتنه گردند، مجروح شوند و به خون خود غلطان در هر سرزمین دورى پراکنده شوند. به برکت وجود آنان خداوند بیمار را شفا دهد و فقیر را توان­گر کند و به برکت آنان شما یارى شوید و باران بر شما ببارد و روزى نصیبتان گردد، آنان از نظر تعداد کم هستند، ولى از جهت منزلت و اهمیّت نزد خدا، بزرگ باشند. گروه دیگر که پایین‏ ترین مرتبه هستند، ما را در ظاهر دوست دارند و شیوه پادشاهان را در پیش گرفته‏اند. زبانشان با ما است و شمشیرشان بر علیه ما است. اما گروه میانه کسانی هستند، که ما را در باطن دوست دارند، ولى در ظاهر اظهار دوستى نمى‏نمایند. به جان خودم سوگند! اگر ما را صادقانه در باطن دوست مى‏داشتند بدون این که آن را آشکارا اظهار نمایند، در شمار روزه داران روز و نمازگزاران شب بودند و اثر عبادت را در رخسارشان مى‏دیدى و آنان اهل مسالمت و فرمانبردارى‏ هستند.

آن مرد عرض کرد: من در شمار دوستداران شما در عیان و نهان هستم. امام صادق (ع) فرمود: دوستداران ما که هم در نهان ما را دوست دارند و هم در عیان ویژگی هایى دارند که به وسیله آنها شناسایى مى‏شوند. آن مرد عرض کرد: آن نشانه‏ها چیست؟ امام (ع) فرمود: چند نشانه است: نخست آن که یکتاپرستى را به خوبى فهمیده‏اند و به دانش یکتاپرستى به طور کامل دست یافته‏اند و پس از آن به ذات و صفات او ایمان دارند، سپس حدود ایمان و حقایق و شروط و تأویل آن را به دست آورده‏اند.[۱۰۷]



[۱]. معین، محمد، فرهنگ معین، ص ۱۱۷۰٫

[۲]. همان، ص ۱۰۲۲٫

[۳]. راغب اصفهانی، مفردات راغب، ص۵۳۴٫

[۴]. مائده، ۵۱، «یا ایّها الّذین آمنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولّهم منکم فانّه منهم انّ اللّه لایهدی القوم الظالمین؛

[۵]. جهت مطالعه بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۶]. طیب، سید عبد الحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۶، ص ۲۹۶، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸٫ (نماز، روزه، خمس، زکاه، حج، جهاد، امر بمعروف و نهى از منکر و تولّى و تبرّى).

[۷]. همان.

[۸]. کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۲۵،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۹].  مائده، ۱۱۶٫

[۱۰]. توبه، ۱۱۳، پیغمبر و مؤمنان را نرسد که براى مشرکان از خدا آمرزش بخواهند هر چند اقوامشان بوده باشند، این پس از آن است که مشرکان مرده باشند و بر مؤمنان ثابت شده باشد که آنها اهل آتش هستند.

[۱۱]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، محمد باقر، ج ‏۹، ص،۵۴۳ ، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ش.

[۱۲].امام صادق (ع)، مصباح الشریعه، ترجمه، گیلانى‏، عبد الرزاق، ص، ۵۸۶، ناشر، پیام حق، تهران‏، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش.« قال رسول اللَّه (ص): المرء مع من احبّ، فمن احبّ عبدا فی اللَّه فانّما احبّ اللَّه تعالى، و لا یحبّ عبد اللَّه إلّا احبّه اللَّه.

[۱۳]. صدوق، الامالی، ص،۲۱۰، انتشارات کتابخانه اسلامیه، سال ۱۳۶۳ ش، (َ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَه‏).

[۱۴]. مائده، ۵۱٫

[۱۵]. آل عمران، ۱۱۸«یا ایّها الذین آمنوا لاتخذوا بطانه من دونکم لایألونکم خبالا ودوّا ما عنتم قد بدت البغضاء من افواهم و ما تخفی صدورهم اکبر قد بیّنا لکم الآیات ان کنتم تعقلون جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود

[۱۶]. مریم، ۹۶، «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا».

[۱۷]. شوری، .۲۳

[۱۸]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ۹، ص۴۴، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۲٫

[۱۹]. شعرا، ۱۸۰٫

[۲۰]. سبا، ۴۷٫

[۲۱]. فرقان، ۵۷٫

[۲۲]. ص،۸۶٫

[۲۳]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، ج ۲۰ ، ص ۴۰۳-۴۱۰، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش: جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود

[۲۴]. کلینی کافی، ج ۲، ص ۱۸،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۲۵]. همان، ج ‏۲، ص ۱۲۶٫

[۲۶]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏۶۶، ص ۲۵۲، نشر، اسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر،

[۲۷]. همان، ص ۲۵۳ و ۲۵۲٫

[۲۸]. انفال،۷۲٫

[۲۹]. توبه، ۷۱٫

[۳۰]. کلینی کافی، ج ۲، ص ۱۲۵،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۳۱]. زخرف، ۶۷، الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئذِ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِی.

[۳۲]. نساء، ۶۹٫

[۳۳]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۳، ص۴۶۰، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.

[۳۴]. تمیمى آمدى، عبد الواحد،  ‏تصنیف غرر الحکم و درر الکلم،‏ ص۱۱۷، ناشر، دفتر تبلیغات‏، قم، چاپ اول، ۱۳۶۶ ش‏.

[۳۵]. گفتنی است که مراد از دشمنی با دوستان اهل بیت این است که این دشمنی به خاطر دوستی با اهل بیت با شد.

[۳۶]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۷ ص ۵۳، نشراسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر،.

[۳۷]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ‏۲، ص، ۶۱۴، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۱۳ ق.

[۳۸]. بحار الانوار، ج ۳۵، ص  ۱۹٫

[۳۹]. صدوق، الخصال، دفتر انتشارات اسلامی، ج ۲، ص ۶۱۴قم، ۱۴۰۳ ق.

[۴۰].  تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص ۹۹، ح ۱۷۱۴

[۴۱]. امام على بن ابى طالب (ع)، نهج البلاغه، ص، ۴۸۸، انتشارات دار الهجره قم، نوبت چاپ: اول‏.

[۴۲]. مستطرفات السرائر، ص ۶۴۰٫ کتابنامه تکمیل شود.

[۴۳]. همان، ص ۶۳۹٫

[۴۴]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۲۴، ص۴۵، نشراسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر،

[۴۵]. کلینی الکافی، ج ۱، ص ۱۸۵،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۴۶]. قصص، ۸۴٫

[۴۷]. کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۱۸۰،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۴۸]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۵۷، نشر اسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر.

[۴۹]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۶۷، ص ۳۰۷، نشر، اسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر،

[۵۰]. کلینی الکافی، ج‏۸، ص ۲۱۲،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏. ‏جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۵۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج‏۳۴، ص ۲۶۷، نشراسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر، ؛ جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۵۲]. کلینی الکافی، ج ۲، ص ۱۲۵،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۵۳]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، محمد باقر، ج‏۱۹، ص۳۳۱، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ش.

[۵۴]. کلینی، الکافی، ترجمه کمره‏اى، ج‏۴، ص ۳۷۷،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۵۵]. همان.

[۵۶]. صدوق، الامالی، ص ۶۰۵، انتشارات کتابخانه اسلامیه، سال ۱۳۶۳ ش.

[۵۷]. همان، ص ۷۶٫

[۵۸]. مائده، ۱۸، یهود و نصارى گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان او هستیم بگو پس چرا شما را به گناهانتان عذاب مى‏کند.

[۵۹]. آل عمران،۳۱، بگو اگر خدا را دوست مى‏دارید از من پیروى کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد و خدا آمرزنده و مهربان است.

[۶۰]. بقره، ۱۷۷؛ انسان، ۸ ؛ احزاب،۲۱٫

[۶۱]. مائده،۵۴، بر مؤمنان نرم و بر کافران سخت باشند.

[۶۲]. نساء، ۵۹، اى کسانى که ایمان آورده‏اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا و صاحبان امر را که از شما هستند.

[۶۳]. مائده، ۵۴٫

[۶۴]. بقره، ۱۷۷، مال خویش را با آن که دوست مى‏دارد به خویشاوندان و یتیمان و فقراء و درمانده دور از وطن و سائلان و در آزادى بردگان مى‏دهند.

[۶۵]. انسان،۸، و اطعام مى‏کنند طعام را با احتیاج به آن، به فقیر و یتیم و اسیر.

[۶۶]. آل عمران، ۲۸؛ نساء، ۱۴۴؛ توبه، ۲۳؛ ممتحنه،۱٫

[۶۷]. توبه، ۱۱۴٫

[۶۸]. مائده،۵۷ و ۵۸٫

[۶۹]. رعد، ۲۸٫

[۷۰]. فیروز آبادى، سید مرتضى، فضائل الخمسه من الصحاح السته،  ج‏۲، ص۶۷، ناشر، اسلامیه، تهران،چاپ دوم، ۱۳۹۲ ق‏.

[۷۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۲۷، ص ۹۰، نشراسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر.

[۷۲]. صدوق، الامالی، ص،۱۹۲، انتشارات کتابخانه اسلامیه، سال ۱۳۶۳ ش.

[۷۳]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۲۷، ص ۵۸، نشراسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر.

[۷۴]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، محقق و مصحح، لاجوردی، مهدی، ج‏۲، ص ۵۸، نشر، جهان، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸ ق.( من احبّنا اهل البیت حشره الله تعالی آمناً یوم القیامه).

[۷۵]. مفید، أمالی، ص ۱۱۵، ناشر، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.

[۷۶]. نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج، ۱ ص ۱۵۰، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.

[۷۷]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۲۷، ص ۱۶۷، نشراسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر.

[۷۸]. کلینی الکافی، ترجمه کمره‏اى، ، ج‏۲، ص: ۱۹،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۷۹]. بحار الأنوار ، ج‏۶۵، ص،۳۳۹٫

[۸۰] مستدرک‏الوسائل ج، ۴ ص، ۲۴۷٫

[۸۱]. امام على بن ابى طالب (ع)، نهج البلاغه، ص،۱۴۳، انتشارات دار الهجره قم، چاپ اول‏.

[۸۲]. مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ترجمه، سلگى، ج‏۲، ص ۹۴، ناشر، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق‏.

[۸۳]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۴۴، ص ۲۴، نشراسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر.

[۸۴]. در این جا تذکر دو نکته لازم به نظر می رسد.

الف. البته آمرزش گناهان علاوه بر دوستی، شرائط دیگری نیز دارد که اگر آن شرائط محقق شود خداوند مى‏آمرزد.

ب. اساساً اگر دوستی و محبت به خدا و اهل بیت واقعی باشد پیروی از آنان نیز به دنبالش خواهد آمد، در شعری که منسوب به امام صادق (ع) است آمده:

تَعْصِی الْإِلَهَ وَ أَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ            هَذَا مُحَالٌ فِی الْفِعَالِ بَدِیعُ‏

لَوْ کَانَ حُبُّکَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ            إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ یُحِبُّ مُطِیع‏

( صدوق، الأمالی، ص ۴۸۹)

آیا با این­که نافرمانى خدا می­کنى اظهار دوستى او را داری این محال است و در میان کارها امر جدید و تازه ای است.

اگر دوستى‏ات راست بود حتماً او را اطاعت و پیروى مى‏کردى؛ زیرا که دوست از کسی که دوستش بدارد، پیروى می­کند.

[۸۵]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۲۷، ص ۱۶۴، نشر، اسلامیه، تهران، چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر.

[۸۶]. امام على بن ابى طالب (ع)، نهج البلاغه، ص۱۸۴، انتشارات دار الهجره قم، چاپ اول‏.

[۸۷]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۱۰، ص ۹۲، نشر، اسلامیه، تهران، چاپ، مختلف، چاپ مکرر.

[۸۸] . جهت مطالعه بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۸۹]. مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ترجمه، محلاتی، رسول ، ج ‏۲، ص ۱۶۸، ناشر، اسلامیه،تهران، چاپ دوم، بیتا‏.

[۹۰]. فرقان، ۲۷٫

[۹۱]. همان، ۵۶٫

[۹۲]. توبه، ۷۱٫

[۹۳]. صدوق، علل الشرائع، ج‏۱، ص،۱۴۱، انتشارات،داورى، قم، چاپ اول، بی تا.

[۹۴]. نساء، ۱۴۴

[۹۵]. مائده، ۵۱٫

[۹۶]. ممتنحه، ۱٫

[۹۷]. دیلمى، حسن،‏ إرشاد القلوب إلى الصواب،‏ ج‏۲، ص ۴۲۴، ناشر، شریف رضى، قم، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق‏.

[۹۸]. فخر رازی، تفسیر، ج ۱۳ص ۴۳۱؛ إربلى، على بن عیسى، کشف الغمه، ج‏۱، ص، ۱۰۷، چاپ مکتبه بنى هاشمى، تبریز، ۱۳۸۱ ق.

[۹۹]. آلوسى، سید محمود، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، ج ‏۱۳، ص ۳۲، دارالکتب العلمیه؛  بیروت؛ ۱۴۱۵ ق .

[۱۰۰]. ابن عجیبه، احمد بن محمد، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، تحقیق: احمد عبدالله قرشى رسلان، ج ‏۵، ص ۲۱۲، ناشر: دکتر حسن عباس زکى‏، قاهره، ۱۴۱۹ ق.‏‏

[۱۰۱]. وی در سال ۱۲۵۳ هـ ق در روستای «قرح » در استان کرکوک کردستان عراق چشم به جهان گشود و در سال ۱۳۲۷ هـ ق در سن ۷۴ سالگی در شهر بغداد چشم از جهان فرو بست.

[۱۰۲]. طالبانی، شیخ رضا، دیوان بغداد، معارف،۱۹۴۶، ص ۱۱۲٫کتابنامه تکمیل شود.

[۱۰۳]. در سال ۱۱۹۳ هـ ق در نزدیک شهر سلیمانیه به جهان آمده و در سال ۱۲۴۲ هـ ق در دمشق از جهان رفته است. وی از دانشمندان و عارفان بی نظیر کرد است، بلندی مقامش را همین بس که، علامه محمود شکری آلوسی مفتی و مفسر بزرگ عرب از مریدان وی بوده است.

[۱۰۴]. جهت مطالعه اشعار به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۱۰۵]. کلینی الکافی، ج ۲، ص ۱۲۵،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۱۰۶]. کلینی الکافی، ج ۲، ص ۱۲۷،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۱۰۷]. حرانى، حسن بن شعبه، تحف العقول، ترجمه، حسن زاده، ص، ۵۸۹، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ ق.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


+ 4 = 8