دایره المعارف اسلام پدیا » تقیه در اصول دین
منوی اصلی

تقیه در اصول دین

تاریخ: ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ در باب: اصول دین

در این نوشتار، به طور اختصار پیرامون جواز تقیه در اصول دین، به بحث می پردازیم.

در منابع دینی ما اعم از قرآن و روایات به این موضوع پرداخته شده که جواز تقیه را به وضوح می­توان از آن برداشت نمود.

ما در این مختصر به عنوان نمونه، تنها به یک آیه از قرآن کریم اکتفا می­کنیم.

برخى از مفسران در شأن نزول آیه ۱۰۶ سورۀ نحل که می فرماید: «هر کس پس از ایمان آوردن باز بر خدا کافر شود (مستحق عذاب می شود)، مگر کسى که به زور وادارش کنند (که کافر شود در حالى که در دین و ایمان خود ثابت قدم) و قلب او به نور ایمان تحکیم یافته است، (چنین شخصى مستحق عذاب نیست)، ولى کسانى که سینه خود را براى پذیرش کفر گشوده باشند، به خشم خدا گرفتار آیند و عذابى بزرگ براى آنها است».[۱]، گفته‏اند: این آیه در مورد گروهى از مسلمانان نازل شد که در چنگال مشرکان گرفتار شدند و آنها را مجبور به بازگشت از اسلام و اظهار کلمات کفر و شرک کردند. آنان، عمار، پدرش یاسر، مادرش سمیه، صهیب، بلال و خباب بودند. پدر و مادر عمار در این ماجرا سخت مقاومت کردند تا کشته شدند، ولى عمار که جوان بود آن­چه را مشرکان مى‏خواستند به زبان آورد.

این خبر در میان مسلمانان پیچید، بعضى در غیاب عمار، او را محکوم کردند و گفتند: عمار از اسلام بیرون رفته و کافر شده است. پیامبر (ص) فرمود: چنین نیست، من عمار را به خوبى مى‏شناسم، عمار از فرق سر تا قدم مملو از ایمان است و ایمان با گوشت و خون او آمیخته است، او هرگز دست از ایمان برنخواهد داشت و به مشرکان نخواهد پیوست.

چیزى نگذشت که عمار گریه‏کنان خدمت رسول خدا (ص) آمد، پیامبر (ص) فرمود: چه شده است؟ عرض کرد اى پیامبر! بسیار بد شده، دست از سرم بر نداشتند تا نسبت به شما جسارت کردم و بت­هاى آنها را به نیکى یاد نمودم! پیامبر (ص) در حالی که با دست مبارکش اشک از چشمان عمار پاک مى‏کرد، ‏فرمود: اگر باز تو را تحت فشار قرار دادند، آن­چه مى‏خواهند، بگو (و جان خود را از خطر رهایى بخش).

در این هنگام آیه «مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمانِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرهَ …»، نازل شد و مسائل را در این رابطه روشن ساخت.[۲]

از بیان این واقعه توسط قرآن معلوم می شود که تقیه در اصول دین در بعضی از موقعیت­ها بدون اشکال است.

البته لازم به ذکر است که، این در صورتی است که اصول و مبانى اسلام و ضروریات دین به واسطه تقیه باقى بماند و حفظ شود و در صورتی که تقیه سبب از بین رفتن دین الهى و تقویت ظالم شود، جایز نیست.[۳]



[۱]. مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمانِ وَ لکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ.

[۲]. طبرسی، تفسیر مجمع البیان ذیل آیه فوق؛ ناصر، مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج ‏۱۱، ص ۴۱۸، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ایران، ۱۳۷۴٫

‏[۳]. حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، کمره‏اى، محمد باقر، ص ۳۲۲، انتشارات کتابچى، ۱۳۷۴ ش.




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


5 + = 14