دایره المعارف اسلام پدیا » انواع تولی و تبری
منوی اصلی

انواع تولی و تبری

تاریخ: ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ در باب: تولی و تبری

مردى خدمت امام صادق (ع) رسید. امام پرسید: این مرد از چه کسانى است؟

آن مرد خود آماده پاسخ شد و عرض کرد: از دلباختگان و دوستداران شما.

امام صادق (ع) به او فرمود: خداوند تا دوستى بنده‏اى را نپذیرد وى را دوست نخواهد داشت، و دوستیش را نمی پذیرد تا بهشت را بر او واجب گرداند.

سپس به او فرمود: تو از کدام دوستان مایى؟ آن مرد سکوت نمود و مردى به نام سدیر عرض کرد: یا ابن رسول اللَّه! مگر دوستان شما چند گونه‏اند؟ فرمود:

سه گروهند: گروهى که ما را در ظاهر دوست دارند ولى در باطن دوستمان ندارند و گروهى که ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمى‏کنند و گروهى که هم در ظاهر دوست دارند و هم در باطن. و اینان دوستان درجه یک ما هستند، اینان آب زلال و گوارا نوشیدند و به تأویل قرآن پى بردند و از فصل خطاب و سبب اسباب اطلاع حاصل کردند. و اینان گروه طراز اول هستند، فقر و نیازمندى و بلاهاى گوناگون سریع­تر از تاختن اسب بر سر ایشان بتازد، سختى و تنگ­دستى آنان را فراگیرد و هراسان شوند و دچار فتنه گردند، مجروح شوند و به خون خود غلطان در هر سرزمین دورى پراکنده شوند. به برکت وجود آنان خداوند بیمار را شفا دهد و فقیر را توان­گر کند و به برکت آنان شما یارى شوید و باران بر شما ببارد و روزى نصیبتان گردد، آنان از نظر تعداد کم هستند، ولى از جهت منزلت و اهمیّت نزد خدا، بزرگ باشند. گروه دیگر که پایین‏ ترین مرتبه هستند، ما را در ظاهر دوست دارند و شیوه پادشاهان را در پیش گرفته‏اند. زبانشان با ما است و شمشیرشان بر علیه ما است. اما گروه میانه کسانی هستند، که ما را در باطن دوست دارند، ولى در ظاهر اظهار دوستى نمى‏نمایند. به جان خودم سوگند! اگر ما را صادقانه در باطن دوست مى‏داشتند بدون این که آن را آشکارا اظهار نمایند، در شمار روزه داران روز و نمازگزاران شب بودند و اثر عبادت را در رخسارشان مى‏دیدى و آنان اهل مسالمت و فرمانبردارى‏ هستند.

آن مرد عرض کرد: من در شمار دوستداران شما در عیان و نهان هستم. امام صادق (ع) فرمود: دوستداران ما که هم در نهان ما را دوست دارند و هم در عیان ویژگی هایى دارند که به وسیله آنها شناسایى مى‏شوند. آن مرد عرض کرد: آن نشانه‏ها چیست؟ امام (ع) فرمود: چند نشانه است: نخست آن که یکتاپرستى را به خوبى فهمیده‏اند و به دانش یکتاپرستى به طور کامل دست یافته‏اند و پس از آن به ذات و صفات او ایمان دارند، سپس حدود ایمان و حقایق و شروط و تأویل آن را به دست آورده‏اند.[۱]



[۱]. حرانى، حسن بن شعبه، تحف العقول، ترجمه، حسن زاده، ص، ۵۸۹، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ ق.




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


+ 8 = 17