دایره المعارف اسلام پدیا » كرامات حضرت عبدالعظيم (ع)
منوی اصلی

کرامات حضرت عبدالعظیم (ع)

تاریخ: ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ در باب: شاه عبدالعظیم حسنی

وقتى انسان در اثر مصاحبت و همنیشنى با معصومان پاک (ع)، و در شعاع نور علم و دانش ایشان، ولایت و معنویت دریافت نمود و در سایه عبادت و مناجات، داراى مقام نورانیت و تقرب گردید، و جان او نورانى و ملکوتى شد، هم خود به واسطه این امور، داراى مقام بلند و معنویت سرشار مى گردد، و هم با کسب این­گونه فیض­ها و نورانیت ها، می تواند براى دیگران نیز، نور آفرین و چشمه فیاض و وسیله تقرب، واسطه درک فیض، دریافت حاجت و رفع نقمت محسوب شود.

حضرت عبدالعظیم حسنى (ع) به چنین مرحله اى دست یافته بود. اگر ما بارها دیده یا شنیده ایم، از آستان مقدس او، دردمندانى دوا گرفته، حاجتمندانى به مطلوب خود رسیده، بیمارانى شفا گرفته و به حاجت خود رسیده اند، به همین دلیل بوده است، همان­طور که این­گونه کرامت و بزرگواری­ها، که پس از وفاتش از تربت پاک او ظاهر گشته، دلیل عظمت و والائی مقام آن بزرگوار است.

اینک برای رعایت اختصار تنها به یک نمونه، از کرامات آن بزرگوار اشاره می شود:

مرحوم آیت الله حاج سید احمد زنجانى، از قول مرحوم حاج محمد تهرانى، «پدر مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس تهرانى»، نقل مى کند، که مردى به نام هادى خان، که از دوستان او محسوب می شد و در اداره راه آهن بین تهران و شهر رى کار می کرد، سکته می کند و بدن او مانند یک قطعه گوشت بى حرکت، از کار می افتد و علاوه بر این، سراسر بدن او یکپارچه زخم و جوش می شود!. این وضعیت چند ماه طول می کشد، طوری که همه دوستان و بستگان از او ناامید می شوند و دیگر کسى حتى از دوستان هم به دیدار و احوال­پرسى او نمی رود!

تا این­که، بیمارى جسمى از یک طرف و ترک شدن از سوى دوستان از طرف دیگر، ناراحتى و عذاب روحى هادى خان را بیشتر مى کند، به همین جهت دل شکسته مى شود. در چنین وضعى که وى از همه جا و همه کس قطع امید مى کند، از بستگان خود درخواست مى کند، هر طور شده، بدن مجروح و نیمه جان او را به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) ببرند، این عمل انجام مى شود. در شب دوشنبه اى او را به حرم آن حضرت می برند و شب را به نماز و عبادت و گریه و زارى و دعا و توسل می گذراند، در همان شب حضرت عبدالعظیم (ع) را در خواب می بیند، که آن حضرت بالاى سر او آمده و به او مى گوید، امشب برو و شب جمعه بیا!

به هر نحو، هادى خان را با زحمت از حرم برمی گردانند و همان­طور که دستور داده شده بود، شب جمعه او را به حرم می آورند.

شب جمعه نیز در حرم به گریه و زارى و توسل مشغول مى شود، تا این­که به خواب می رود، در عالم خواب حضرت عبدالعظیم (ع) را در حضور رسول اکرم (ص) مشاهده مى کند، که به بالین او آمده اند، حضرت عبدالعظیم (ع) از محضر رسول خدا (ص) تقاضا مى کند، که این مرد دردمند به ما متوسل شده است، آن­گاه رسول خدا (ص) می فرماید: اى مرد، از جاى خود حرکت کن، تو دیگر دردى ندارى!

در همین حال، هادى خان از خواب بیدار شده، خود را صحیح و سالم می بیند و به تهران مراجعت مى کند و سه شب، مجلس جشن و چراغانى ترتیب می دهد و بعد با پاى خود به اداره و محل کار خود برمى گردد!

همه کارگران و حتى تعدادى کارگر مسیحى، که وضعیت قبلى هادى خان را به چشم خود دیده بودند، او را صحیح و سالم مشاهده می کنند، و این بهبودى را نتیجه امدادی غیبى می شمارند. بعد از این مرحله وى به اداره کرمانشاه منتقل شده و مشغول کار مى شود. و بعد از چند سال از دنیا می رود، مرحوم آیت الله حاج عباس تهرانى، مى گوید: این خاطره را من به خوبى به یاد دارم.[۱]



[۱]. الکلام یجر الکلام ، ج ۲ ص ۲۱۳٫ کتاب نامه ها تکمیل شود




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


4 + 3 =