دایره المعارف اسلام پدیا » عین نجاست و متنجس
منوی اصلی

عین نجاست و متنجس

تاریخ: ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ در باب: نجاسات

بین متنجس با عین نجس در احکام شرعی، فرق هایی وجود دارد، همان طور که مشترکاتی نیز با هم دارند. متنجس مانند عین نجاست، اجمالاً نجس کننده است[۱] ولی از جهاتی نیز با هم متفاوت هستند. به عبارت دیگر، همۀ احکام عین نجاست برای متنجس نیست و از نظر حکم شرعی تفاوت هایی با هم دارند از جمله فرق هایی که وجود دارد این است که متنجس در واسطۀ سوم نجس کننده نیست؛ مثلاً در صورتى که دست راست به بول متنجس شود، آن‏ گاه آن دست با رطوبت جدیدى با دست چپ ملاقات کند، این ملاقات موجب نجاست دست چپ خواهد بود و اگر دست چپ بعد از خشک شدن با لباس مرطوب مثلًا ملاقات کند، لباس نیز نجس مى‏شود، ولى اگر آن لباس با چیز دیگرى با رطوبت ملاقات کند حکم به نجاست آن چیز نمى‏شود.[۲]

البته ما دو نوع متنجس که دارای اوصاف نجاست باشد، داریم؛ نوع اول که در آن برخی از اجزاء نجاست موجود است و نوع دوم آن است که فقط اوصاف نجاست مانند بو را، داشته باشد. نوع اول قطعاً از متنجسات است اما قسم دوم دارای اشکالاتی است.[۳]

اقوال دربارۀ عین نجس و متنجس:

نظر مشهور و نزدیک به اجماع فقهاء[۴] این است که متنجس (چیزی که با عین نجس برخورد کرده است) مانند شی نجس، اگر به چیزی برخورد کند که به واسطۀ رطوبت در یکی از آنها، نجاست منتقل شود،آن شی را نجس می کند.

اما به محدث کاشانی، قول مخالف این مطلب نسبت داده شده است.[۵]

محدث کاشانی می گوید: « بعد از ازالۀ عین نجاست از متنجس (بدون استفاده از آب و مانند پاک کردن با دستمال)، نجاست آن به شیء مرطوب دیگری سرایت نمی کند».[۶]

بنابراین؛ حکم عین نجاست با متنجس از جهاتی با هم متفاوت است و اگر اختلاف عدۀ بسیار کمی از فقهاء را در نظر نگیریم، می توان گفت که نجس شدن اشیاء در برخورد با متنجس (حداقل در دو واسطۀ اول)،از مسائل مورد اتفاق فقهاء و مجتهدان است.



[۱]. بیارجمندی، یوسف، مدارک العروه، ج‏۲، ص۱۹۰، بی تا، چاپ نعمان، نجف اشرف،.

[۲] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۸۸٫ با استفاده از سؤال ۱۷۶۹ (سایت اسلام کوئست: ۱۷۵۴).

[۳] .نک: مدارک العروه (بیارجمندی)، ج‏۱، ص ۲۰۱٫

[۴]. برخی همچون محقق حلی در کتاب معتبر، فاضل هندی در کشف اللثام، وحید بهبهانی،علامه بحر العلوم، محدث بحرانی، محقق قمی، صاحب جواهر و شیخ انصاری بر این مطلب ادعای اجماع کرده و برخی آن را جزء ضروریات مذهب شمرده اند. نک: طباطبایی، محسن، مستمسک العروه الوثقى، ج‏۱، ص ۴۷۹، مؤسسه دار التفسیر، قم، ۱۴۱۶٫

[۵]. خویی، سید ابوالقاسم، فقه الشیعه، ج ‏۳، ص ۳۵۴، مؤسسه آفاق، قم، ۱۴۱۸، و لم ینسب الخلاف صریحا إلا إلى المحدث الکاشانی فی مفاتیحه، و استظهر ذلک من الحلی فی محکی السرائر، و کذا عن السید المرتضى «قده».

[۶]. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره، ج ‏۲، ص ۱۱، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، ۱۴۰۵؛ فیض کاشانی،محمد محسن، الوافی، ج ‏۶، ص ۱۴۹، کتابخانه امام امیر المؤمنین علی(ع)، اصفهان، ۱۴۰۶٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 4 = 13