دایره المعارف اسلام پدیا » عدم قبولی اعمال بدون ولایت اهل بیت (ع)
منوی اصلی

عدم قبولی اعمال بدون ولایت اهل بیت (ع)

تاریخ: ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ در باب: اهل بیت

امام (ع) با اذن خدا، شاهد و محیط بر همۀ انسان‏ها اعم از شیعه و غیر شیعه، مسلمان و غیر مسلمان است. از ظاهر و باطن همه آگاه و توان هرگونه تصرفى را در امور آنها دارد. به علاوه مى‏تواند در امور تکوینیه نیز دخل و تصرف نموده و مثلاً خشتى را بدل به طلا نماید یا عکس بر پرده ای را جان بخشد و یا امراض لاعلاج و گره‏هاى سخت را بگشاید و متوسلین خود را از بن بست‏ها برهاند، لکن از این توان، بیهوده و بدون حکمت و خلاف سیره عادى بهره نمی گیرد.

از نظر شیعه شناخت “ولى اللَّه” و گردن نهادن به اوامر و نواهى و قضاوت‏ها و احکام او بر همگان واجب است و هر کس از این امر سرباز زند، در واقع توحید و نبوت را نپذیرفته است و به عبارت دیگر: لازمۀ پذیرش وجود خدا و توحید و عدالت او، پذیرش نبوت و پذیرش این دو مستلزم پذیرش ولایت ولىّ مى‏باشد. این مطلب از آیات: ۳ سورۀ مائده که ابلاغ و معرفى ولىّ را معادل ابلاغ رسالت و توحید قرار مى‏دهد و ۵۹ سورۀ نساء که اطاعت از اولوالامر را در طول اطاعت از خدا و رسول (ص) قرار مى‏هد و نیز حدیث ثقلین که “عترت” را قرین قرآن کریم معرفی مى‏نماید،[۱]به وضوح مستفاد است و به واسطۀ حدیث شریف نبوى (ص) “هر کس که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است”،[۲] تأکید مى‏شود و هیچ عمل و عبادتى، بدون پذیرش ولایت ولى اللَّه الاعظم مقبول درگاه احدیت واقع نمى‏شود. این مسئله از بسیارى روایات مستفاد است.[۳]

به عنوان نمونه امام رضا (ع) در حدیث معروف سلسله الذهب از اجدادشان از جانب خداوند متعال فرمودند: “لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَهُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا”؛[۴] توحید پناهگاه محکم من است، پس هر که در آن داخل شود از عذاب من مصون خواهد ماند و پس از اندکى، تأکید نمودند: با عمل به شرایط لا إله إلاّ اللَّه و من یکى از آن شرایط هستم، (پذیرش ولایت).

در حدیث دیگر: امام باقر (ع) مى‏فرمایند: “اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، روزه، زکات، حج  و  ولایت، و هیچ یک از آن ارکان به پاى رکن رکین ولایت نمى‏رسد”.[۵]

از مطالب مطرح شده استفاده می شود که پذیرش ولایت را خداوند بر انسان ها واجب نموده، و امر ولی را همچون امر خویش قرار داده و اطاعت از ولی را اطاعت از خود بر شمرده است؛ لذا نپذیرفتن ولایت ائمه (ع) به قبول نکردن ولایت خداوند بر می گردد. روشن است که این امر سبب می شود اعمال انسان مورد امضای خداوند قرار نگیرد، پذیرش ولایت سبب می شود که انسان هیچ گاه از مسیر هدایت گمراه نشود و در غیر این صورت انسان ها در خطر خروج از راه حق هستند، و اساساً این اهل بیت (ع) هستند که راه حق را مشخص می سازند و مسیر رسیدن به سعادت دنیا و آخرت را روشن می کنند. رسول الله (ص) در این باره می فرمایند: «هر کس دوست می‌دارد که [چون] من زندگانی کند و [چون] من از دنیا برود، و به بهشتی که پرودگارم مرا بدان وعده فرموده، وارد شود، باید ولایت علی بن ابی طالب و جانشینان پاکش (ع)، امامان هدایت و چراغ‌های تاریکی را پس از من پذیرد. آنان هرگز شما را از درگاه هدایت به درگاه گمراهی نمی‌کشانند».[۶] [۷]



[۱]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۲۳، ص ۱۰۸، مؤسسه الوفاء بیروت – لبنان، ۱۴۰۴ق.

[۲]. بحار الانوار، ج ۲۳،ص ۱۰۸٫

[۳]. اقتباس از سؤال ۱۳۶۳۷ از اسلام کوئست.

[۴]. بحارالأنوار، ج ۳، ص ۷٫

[۵]. بحار، ج ۶۵، ص  ۳۲۹-۳۳۳٫

[۶]. بحار ج ۲۳، ص۱۴۳٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


5 + = 12