دایره المعارف اسلام پدیا » عدم ذکر نام اهل بیت (ع) در قرآن
منوی اصلی

عدم ذکر نام اهل بیت (ع) در قرآن

تاریخ: ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ در باب: اهل بیت

به جز نام پیامبر (ص)، اسامی سایر اهل بیت (ع)، در قرآن کریم به طور صریح نیامده است، لکن در کلام پیامبر اسلام (ص) به طور صریح نام ائمۀ معصومین(ع) [۱] و مخصوصاً على بن ابى طالب (ع) [۲] ذکر شده است که مصداق روشن آن حدیث غدیر است که به منزلۀ اعلام رسمى خلافت امیرالمؤمنین على (ع) مى‏باشد. حدیث غدیر از جهت سند متواتر و از جهت دلالت شواهد روشنى بر امامت حضرت على (ع) دارد.[۳]

از این گذشته در خود قرآن هم آیاتى در شأن حضرت على (ع) نازل شده که از مهم ترین آنها آیۀ ۵۵ سورۀ مائده است که مى‏فرماید: “إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ”؛ سرپرست و ولىّ شما، تنها خدا است و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند؛ همان ها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند”. در کتب تفسیر و تاریخ و روایى شیعه و سنى[۴] آمده است که این آیه پس از آن که حضرت على (ع) انگشترش را در حال نماز و در رکوع انفاق نمود، نازل شده است و مصداق خارجى آن جز على بن ابى طالب (ع) نیست، پس هر چند به طور صریح نام حضرت على (ع) در قرآن نیامده است، اما اشارات واضحى به آن حضرت شده است.

 اما این که نام اهل بیت (ع)، به طور صریح برده نشده است، لااقل  دو جهت مى‏تواند داشته باشد:

اوّلا: بناى قرآن براین است که مسائل را به صورت کلى، و به شکل اصل و قاعده بیان کند، نه این که جزئیات و ریز مسایل را تشریح نماید. چنان که در موارد بسیارى روش قرآن این چنین بوده است. این جهت در روایتى از امام صادق (ع)[۵] ارایه شده است و براى تأیید گفتار، امام (ع) سه مثال مى‏زنند: یکى این که در مورد نماز، قرآن مسأله را به شکل کلى مطرح ساخته و نفرموده است که کیفیت و کمیت هر نمازى چگونه انجام شود، ولى پیامبر (ص) طریقۀ اقامه نماز و تعداد رکعات هر نماز را براى مسلمانان بیان فرمودند. دیگر به مسألۀ زکات مثال ‏مى زنند که در قرآن فقط به صورت یک اصل مطرح شده، ولى پیامبر (ص) تعیین فرمود که به چه اقلامى زکات تعلق مى‏گیرد و نصاب هر یک چقدر باید باشد و سوم به احکام حج اشاره فرمودند که در قرآن فقط وجوب حج آمده است، اما پیامبر (ص) شخصاً راه و روش انجام آن را براى مسلمانان تشریح فرمودند.

پس این که ما از قرآن انتظار داشته باشیم که در همۀ موارد و در جزئیات مسایل وارد شود انتظار درستی نیست، و اگر در مسألۀ امامت و اهل بیت (ع) به تک تک نام ائمۀ اطهار (ع) تصریح نشده، نمى‏توان مبنایى براى عدم تمسک به مکتب اهل بیت (ع) باشد، چنان که به بهانه این که در قرآن نیامده که نماز ظهر ۴ رکعت است نمى‏شود آن را دو رکعتى خواند. یا این که در قرآن نیامده که در حج باید هفت مرتبه طواف را انجام داد، طواف را ترک نمود.

ثانیا: در مثل چنین مسأله‏اى، که احتمال مخالفت زیاد است، مصلحت در آن است که قرآن به صورت غیر صریح و با اشاره و کنایه مطلب را بیان نماید؛ زیرا احتمال دارد که دامنۀ مخالفت با مسألۀ امامت اهل بیت و ائمه (ع)، به مخالفت با قرآن و اصل دین کشیده شود، که مسلّماً این به صلاح مسلمانان نخواهد بود؛ یعنى چه بسا مخالفین با ولایت حضرت على (ع) به جهت مخالفت با آن حضرت، -اگر آیه‏اى به طور صریح ولایت آن حضرت را بیان مى‏فرمود- آن آیه را تحریف یا تبدیل یا حذف نمایند، و آن گاه ارزش اسلام به عنوان دین خاتم و قرآن به منزلۀ یک کتاب آسمانى جاودان، هتک مى‏گردید.

افزون بر این باید توجه داشت اگر خداوند در قرآن مى‏فرماید: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛[۶] به درستى که ما قرآن را نازل کردیم و محققاً خود، حافظ آن هستیم»، یکى از راه‏هاى حفظ قرآن به این است که انگیزه‏ هاى مخالفت و تحریف را به صورت طبیعى از میان بردارد؛[۷] لذا در قرآن اوّلاً به ولایت اهل بیت (ع) به طور صریح و با ذکر نام پرداخته نشده است، ثانیا: آیات مربوط به ولایت حضرت على (ع) [۸] و نیز آیۀ تبلیغ[۹] که مربوط به ابلاغ رسمى ولایت حضرت على (ع) است و نیز آیۀ تطهیر[۱۰] که راجع به عصمت اهل بیت(ع) است، در لا به لاى آیاتى که در ظاهر هیچ ارتباطى با بحث مورد نظر ندارند، گنجانده شده است، تا حتى المقدور انگیزه‏هاى تحریف و تبدیل فروکش نماید و قرآن در طول تاریخ از هر گونه تعرض مصون و محفوظ باشد.



[۱]. حرّ عاملى، محمدبن حسن، اثبات الهداه، مرعشى نجفى، سید شهاب الدین، ج ۳، ص ۱۲۳، مؤسسه الأعلمی، چاپ اول، بیروت، ۱۴۲۲ق؛ قندوزى، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، ص ۴۹۴، تکمیل شود؛ سید هاشم بحرانى، غایه المرام، ص ۲۶۷، ج ۱۰، تکمیل شود، به نقل از مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقائد، ص ۳۱۳و۳۱۴، چاپ چهارم، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، ۱۳۷۹ش.

[۲]. ابن البطریق، العمده، ص ۱۲۱ و ۱۳۳؛ سید هاشم بحرانى، غایه المرام، ص ۳۲۰، علامه امینى، الغدیر، ج ۲، ص ۲۷۸، تکمیل شود.

[۳]. این حدیث متواتر است و در کتب شیعه و سنى آمده است. در کتاب “الغدیر” ناقلان این حدیث طبقه به طبقه ازقرن اول تا قرن چهاردهم ذکر شده‏اند که در رأس آنها بیش از ۶۰ تن از طبقه اصحاب پیامبر هستند که در کتب اهل سنت راوى این حدیث بودند و نام آنها در آن کتب ثبت شده است. همچنین در کتاب عبقات میرحامد حسین، تواتر حدیث غدیر ثابت شده است. ر.ک: الغدیر، ج ۱، ص ۱۴ – ۱۱۴؛ ابن المغازلى، مناقب، ص ۲۵ – ۲۶؛ مطهرى، مرتضى، امامت و رهبرى، ص ۷۲ – ۷۳، تکمیل شود.

[۴]. ر.ک: مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۴۲۱ – ۴۳۰، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول‏، تهران، ۱۳۷۴ش؛ فخرالدین رازى، مفاتیح الغیب، ج ۱۲، ص ۲۵؛ سیوطى ، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۲، ص ۳۹۳؛ همچنین کتب روایى اهل سنت این جریان را نقل کرده‏اند؛ مانند: طبرى، احمد بن عبدالله، ذخایر العقبى، ص ۸۸؛ سیوطى، جلال الدین ، لباب النقول، ص ۹۰؛ متقى هندی، علاء الدین على بن حسام، کنزالعمال، ج ۶، ص ۳۹۱ و بسیارى کتب دیگر که به برخى از آنها در تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۴۲۵ اشاره شده است، تکمیل شود.

[۵]. کلینى، کافى، کتاب الحجه، باب ما نص الله و رسوله على الائمه واحداً فواحداً، ج ۱، ص ۲۸۶، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش.

[۶]. حجر، ۹٫

[۷]. این نکته را استاد هادوى تهرانى در جلسه درس “مبانى کلامى اجتهاد” ایراد فرمودند، که در ج ۲ کتاب مبانى کلامى اجتهاد به چاپ خواهد رسید.

[۸]. مائده، ۵۵، “انما ولیکم الله…”که ذیل آیات مربوط به عدم دوستى یهود و نصارى آمده است.

[۹]. مائده، ۶۷، “اى پیامبر آنچه را که از پروردگارت به تو نازل شده بیان کن و گرنه رسالت او را انجام ندادى”، این آیه در لا به لاى آیات مربوط به احکام مربوط به مردار و گوشت هاى حرام آمده است.

[۱۰]. احزاب،۳۳،”همانا خداوند اراده کرده است که پلیدى را از شما اهل بیت دور نماید و شما را به پاکى خاصى مطهر گرداند”، آیۀ فوق در ضمن آیاتى که مربوط به نساء النبى است گنجانده شده است. ‏




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


1 + 1 =