دایره المعارف اسلام پدیا » صبر
منوی اصلی

صبر

تاریخ: ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ در باب: اخلاق عملی

مفهوم شناسی صبر

«صبر» در لغت به معنای حبس و در تنگنا و محدودیت قرار دادن است.[۱] و برخی نیز آن را بازداشتن نفس از اظهار بی تابی و بی قراری دانسته اند.[۲] در فرهنگ اخلاقی، صبر عبارت است از وادار نمودن نفس به انجام آنچه که عقل و شرع اقتضا می کنند و بازداشتن از آنچه عقل و شرع نهی می کنند.[۳] با توجه به تعاریف مذکور، «صبر» یک صفت نفسانی بازدارنده و عامی است که دارای دو جهت عمده است: از یک سو گرایش ها و تمایلات غریزی و نفسانی انسان را حبس و در قلمرو عقل و شرع محدود می کند. از سوی دیگر نفس را از مسئولیت گریزی در برابر عقل و شرع باز داشته و آن را وادرا می کند که زحمت و دشواری پایبندی به وظایف الهی را بر خود هموار سازد. البته این حالت اگر به سهولت و آسانی در انسان تحقّق یابد، به آن «صبر» و هر گاه فرد خود را با زحمت و مشقّت بدان وادار سازد، «تصبّر» می گویند.

اهمیت صبر

عام ترین و مهم ترین صفت انسانی بازدارنده، «صبر» است. امام صادق (ع) می فرماید: “صبر نسبت به ایمان مانند سر است در مقابل تن، تن بى‏سر بقایى ندارد و ایمان بدون صبر نیز، ارزشى نخواهد داشت”.[۴]

در حقیقت پشتوانۀ همۀ برنامه‏هاى سازندۀ فردى و اجتماعى، همان شکیبایى و استقامت است و اگر آن نباشد هیچ کدام از آنها به سامان نمى‏رسد، چرا که در مسیر هر کار مثبتى مشکلات و موانعى است که جز با نیروى استقامت نمى‏توان بر آنها پیروز شد، نه وفاى به عهد بدون استقامت و صبر میسر است، و نه حفظ پیوندهاى الاهى، و نه ترس از خدا و دادگاه قیامت، و نه اقامه صلاه و انفاق از مواهب الاهى، و نه جبران خطاها به وسیلۀ حسنات.

فضیلت و ثواب صبر

از مهم‏ترین زمینه‏هاى درک فیض و عنایت الاهى، صبر و شکیبایى است، تا جایى که ائمۀ اطهار(ع) به واسطۀ صبر بزرگی که داشتند به مقام شامخ ولایت و امامت نایل شدند، قرآن در این باره می فرماید: « و از آنان امامان (و پیشوایانى) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى‏کردند؛ چون شکیبایى نمودند … »[۵]؛ لذا در روایات بسیاری فضیلت و ثواب بسیاری برای صبر آمده است.

به عنوان نمونه به چند روایت اشاره می کنیم.

 پیامبر اسلام (ص) فرمود: کسى که سه خصلت در او باشد خداوند خیر دنیا و آخرت را براى او فراهم مى کند: خشنودى به مقدّرات، صبر در بلا و دعا در سختى و راحتى.[۶]

امام علی(ع) فرمود: اگر صبر کنى مقدّرات الاهى بر تو جارى مى شود و اجر خواهى بُرد و اگر بی تابى کنى باز هم مقدّرات خداوند بر تو جارى مى شود و گناه کار خواهى بود.[۷]

امام باقر(ع) فرمود: چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.[۸]

اقسام صبر

علمای اخلاق صبر را بر سه دسته می دانند که این تقسیم، برگرفته از منابع روایی است. در روایتی از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و نیز علی بن ابی طالب )علیه السلام( آمده است: صبر بر سه قسم است: صبر در هنگام مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر ترک گناه … .[۹]

صبر در مصیبت

شکیبایى در برابر حوادث سخت و طوفان­هاى سنگین نشانه شخصیت و وسعت روح آدمى است، آن چنان وسعتى که حوادث بزرگ را در خود جاى مى‏دهد و لرزان نمى‏گردد.

یک نسیم ملایم مى‏تواند آب استخر کوچکى را به حرکت در آورد، اما اقیانوس­هاى بزرگ همچون اقیانوس آرام، بزرگترین طوفان­ها را هم در خود مى‏پذیرند، و آرامش آنها بر هم نمى‏خورد.

گاه انسان ظاهرا شکیبایى مى‏کند ولى چهره این شکیبایى را با گفتن سخنان زننده که نشانه ناسپاسى و عدم تحمل حادثه است زشت و بد نما مى‏سازد.

اما افراد باایمان و قوى الاراده و پرظرفیت کسانى هستند که در این گونه حوادث هرگز پیمانه صبرشان لبریز نمى‏گردد، و سخنى که نشان دهنده ناسپاسى و کفران و بى‏تابى و جزع باشد بر زبان جارى نمى‏سازند.[۱۰]

بر اساس آموزه های دینی، مردم در برابر حوادث ناگوار به چند گروه تقسیم مى‏شوند.

۱- گروهى فورا دست و پاى خود را گم مى‏کنند و به گفتۀ قرآن بنا بر جزع و فزع مى‏گذارند.[۱۱]

۲- گروه دیگر دست و پاى خود را گم نمى‏کنند و با تحمل و بردبارى در برابر حادثه مى‏ایستند.[۱۲]

۳- گروه دیگرى هستند که علاوه بر تحمل و بردبارى، شکرگزارى هم دارند.

۴- گروه دیگرى هستند که در برابر این گونه حوادث عاشقانه به تلاش و کوشش بر مى‏خیزند و براى خنثى کردن اثرات منفى حادثه، طرح ریزى مى‏کنند، جهاد و پیکار خستگى ناپذیر به خرج مى‏دهند و تا مشکل را از پیش پا بر ندارند آرام نمى‏گیرند.

صبر در طاعت

نوع دیگر صبر، صبر بر طاعت و بندگی است، و آن این است که هر چه خدا فرموده آدم امتثال کند و واجبات را به جا بیاورد. امام موسی بن جعفر (علیه السّلام) به هشام یکی از یارانش این چنین سفارش می کند؛ بر طاعت خدا صبر کن و در ترک معاصى او شکیبا باش ؛ زیرا دنیا لحظه اى بیش نیست . آنچه گذشته جاى شادى و غم ندارد و از آنچه نیامده نیز خبرى ندارى . پس لحظه اى را که در آن به سر مى برى ، صبور باش چنان که گویى خوشبخت و خوشحالى.[۱۳]

امام علی (علیه السّلام) فرمودند: در انجام طاعت پروردگار صبر پیشه کنید و نفس خود را از آلوده شدن به پلیدی گناهان حفظ نمائید آن گاه شیرینی و حلاوت ایمان را در می یابید.[۱۴] ونیز می فرمایند: صبر بر طاعت خدا آسانتر از صبر بر عقوبت ترک آن طاعت.[۱۵]

صبر در معصیت

یکی از عواملی که باعث ازبین رفتن شخصیت انسان می شود ارتکاب گناه است کسی که دستورات خدا را زیر پا بگذارد و مطیع هوای نفس شیطانی خود شود در حقیقت شیطان را بر خدای مهربان برتری داده، چنین شخصی در حقیقت به دست خود ارزش خود را در نزد خدا پایین آورده است.در حالی که اگر انسان ارزش و مقام والای خود را در پیش گاه خالق یکتا بداند هیچ گاه خود را به بهای اندک نخواهد فروخت.

باید بدانیم اصل مقاومت در برابر گناه نشانۀ پایدارى در ایمان است، و حفظ ایمان در شرایط  و محیط های آلوده نیاز به همت و تلاش بیشترى دارد به ویژه در دوران جوانى، که زمینۀ‏ گناهان مختلف بیشتر و جذاب تر فرا روى انسان قرار مى‏گیرد.

حضرت رسول اکرم (ص) مى‏فرمایند: در برابر گناهان پارسایى را پیشه کنید؛ زیرا گناهان نابود کنندۀ خیرات مى‏باشند، بنده که مرتکب گناه مى‏شود آن آگاهى و علمى را که قبلاً داشت فراموش مى‏کند.[۱۶]

صبر در قرآن

به دلیل اهمیت بالای صفت صبر خداوند بیش از صد بار صبر و مشتقات آن را در قرآن آورده است؛

به عنوان نمونه در قرآن آمده است: پس صبر کن صبر جمیل و زیبا[۱۷]: صبر جمیل، به معنای شکیبایی زیبا و قابل توجه است، و آن صبر و استقامتى است که تداوم داشته باشد، یأس و نومیدى به آن راه نیابد، و توأم با بی تابى و جزع و شکوه و آه و ناله نباشد.[۱۸]

و در جای دیگر می فرماید: … و خداوند استقامت کنندگان را دوست دارد “[۱۹].

صبر در روایات

با توجه به اهمیت زیاد صفت صبر، روایات بسیاری در بارۀ آن آمده که به بعضی از آنها اشاره می شود: حضرت علی (علیه السّلام) فرمود:” زیبایی انسان در صبر و بردباری او است.”[۲۰] و نیز فرمود:” زیبایی  انسان در وقار و آرامش و طمأنینه او است.”[۲۱] همچنین فرمودند: در برابر دنیایى که گرفتارى آن، مانند خواب هاى پریشان شب مى گذرد شکیبا  باش.[۲۲] امام باقر (علیه السّلام) فرمود: بهشت را با صبر و شکیبائى و تحمل مکروهات مى‏توان به دست آورد… .[۲۳]

صابرین و صفات آنان

پیامبر اسلام (ص) در بارۀ علامت های صابرین می فرمایند:

صبور سه نشانه دارد: اول آن که سستى نمى کند، دوم آن که افسرده و دلتنگ نمى شود و سوم آن که از پروردگار خود شِکوه نمى کند؛ زیرا اگر سستى کند، حق را ضایع کرده، و اگر افسرده و دلتنگ باشد شکر نمى گزارد و اگر از پروردگارش شکوه کند او را معصیت کرده است.[۲۴]

صبر ایوب (ع)

( در حال تکمیل است )

صبر پیامبر اسلام (ص)

پیامبر اسلام اسطوره صبر و استقامت بود، زندگى پیامبران بزرگ خدا مخصوصا پیامبر اسلام (ص) بیانگر مقاومت بى‏حد و حصر آنها در برابر حوادث سخت، و طوفان هاى شدید، و مشکلات طاقت فرسا است، و با توجه به اینکه مسیر حق همیشه داراى این گونه مشکلات است رهروان راه حق می بایست از آنها در این مسیر الهام بگیرند.

افراد معمولا از نقطه روشن تاریخ اسلام به روزهاى تاریک پیشین مى‏نگرند و این نگرش که از” آینده به گذشته” است واقعیت ها را طور دیگرى مجسم مى‏کند شخص باید خود را در آن روز تصور کند که پیامبر (ص) تک و تنها بود، هیچ نشانه‏اى از پیروزى در افق زندگى او به چشم نمى‏خورد. دشمنان لجوج براى نابودى او کمر بسته بودند، و حتى خویشاوندان نزدیکش در صف اول این مبارزه قرار داشتند! پیوسته به میان قبائل عرب مى‏رفت، و از آنها دعوت مى‏کرد، اما کسى به دعوت او پاسخ نمى‏گفت.

آن چنان سنگ بارانش مى‏کردند که از بدن مبارکش خون مى‏ریخت، ولى دست از برنامۀ خود برنمى‏داشت.

آن چنان او را در محاصره اجتماعى و اقتصادى و سیاسى قرار دادند که تمام راه ها به روى او و پیروان اندکش بسته شد، بعضى از گرسنگى تلف شدند، و بعضى را بیمارى از پاى درآورد.

یارانش را شکنجه مى‏دادند، شکنجه‏هایى که بر جان و قلب او مى‏نشست.

 روزهایى بر پیامبر (ص) گذشت که توصیف آن با بیان و قلم مشکل است، هنگامى که جهت دعوت مردم طائف به اسلام به آن شهر رفت نه تنها دعوتش را اجابت نگفتند بلکه آن قدر سنگ بر او زدند که خون از پاهایش جارى شد.

افراد نادان را تحریک کردند که فریاد بزنند و او را دشنام دهند، ناچار به باغى پناه برد در سایه درختى نشست، و با خداى خودش این چنین راز و نیاز کرد:

“:” خداوندا! ناتوانى و نارسایى خودم و بى‏حرمتى مردم را به پیشگاه تو شکایت مى‏کنم، اى کسى که از همه رحیمان رحیم‏ترى، تو پروردگار مستضعفین و پروردگار منى، مرا به که وا مى‏گذارى؟ به افراد دور دست که با چهره درهم کشیده با من روبرو شوند؟ یا به دشمنانى که زمام امر مرا به دست گیرند؟

پروردگارا! همین اندازه که تو از من خشنود باشى مرا کافى است”.[۲۵]

گاه ساحرش خواندند، و گاه دیوانه‏اش خطاب کردند.

گاه خاکستر بر سرش ریختند، و گاه کمر به قتلش بستند و خانه‏اش را در میان شمشیرها محاصره نمودند.

اما با تمام این احوال هم چنان به صبر و شکیبایى و استقامت ادامه داد.

و سرانجام میوه شیرین این درخت را چشید، آئین او نه تنها شبه جزیره عربستان، که شرق و غرب عالم را در برگرفت، و امروز بانگ اذان که فریاد پیروزى او است هر صبح و شام از چهار گوشه دنیا، و در تمام پنج قاره جهان، به گوش مى‏رسد.

و این است معناى” فَاصْبِرْ کما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ…”.[۲۶]

صبر علی (ع)

( در حال تکمیل است )

صبر زینب (ع)

حضرت زینب (س)، در برابر مشکلات و مصائب آن چنان صبور و پایدار بود که هر جا که صحبت از صبر و مقاومت می شود، زینب کبرا به عنوان الگوی صابران معرفی می گردد. حضرت زینب (علیها السلام) از همان اوان کودکی با رنج و سختی آشنا بود و در برابر هر مصیبت و رنجی که برای او پیش می آمد با صبر و شکیبایی مثال زدنی ایستادگی می نمود و راه رضای خدا را در پیش می گرفت . این امر سبب شده بود که آن بانوی بزرگ الگوی پایداری و شجاعت شناخته شود و لذا دانشمندان بزرگ اسلامی اعم از شیعه و اهل سنت در کتب خود زبان به تحسین وی گشوده و با الفاظ و عبارات مختلف از آن حضرت تجلیل نموده اند؛ برای نمونه ابن اثیر از مورّخین بزرگ اهل سنت در مورد کلام حضرت زینب در مجلس یزید می گوید: زینب زنی بود عاقل و خردمند و با زکاوت … و این (یعنی کلام حضرت زینب در مجلس یزید) بر عقل و قوت قلب [و پایداری او] دلالت می کند.[۲۷]

همچنین جلال الدین سیوطی از مفسرین اهل سنت می گوید: زینب، بانویی خردمند و عاقل بود و از قوت قلب [و مقاومت] برخوردار بود.[۲۸]

صبر برخی دیگر از اولیاء الله

( در حال تکمیل است )

آثار و فواید صبر

صبر در برابر مشکلات، ناملایمات، مصیبت ها و … یکی از راه های رسیدن به قرب الاهی است که در قرآن و روایات بر آن تأکید فراوان شده است؛ از این جهت عرفاً دارندگان این صفت، یعنی صابران را محبوبان خداوند دانسته اند.[۲۹] طبق بعضی از روایات در انتهای صبر است که گشایش در کارها صورت می گیرد[۳۰]، امام صادق (علیه السلام) به نقل از پدر بزرگوارشان می فرماید: …به راستى که هر کس (در برابر ناملایمات) صبر پیشه کند، با بردبارى و شکیبائى خود قدر و منزلت روزه دار شب زنده‏دار، و شهیدى که در رکاب رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) شمشیر زده است را به دست مى‏آورد.[۳۱]

عوامل افزایش صبر

صبر یکی از فضیلت های اخلاقی و انسانی است که بر تحصیل آن بسیار تأکید شده است؛ زیرا شخص سالک به سوی قرب الاهی در حرکت است و با داشتن این صفت نیکو است که می تواند با نشیب و فرازها، مشکلات، مصیبت ها و مانند آن دست و پنجه نرم کند و به مقصود خود نایل آید.

برای تقویت صبر و بردباری راه های مختلفی وجود دارد، در ذیل به برخی اشاره می شود:

تقویت پایه های ایمان :

هر قدر ایمان انسان به حکمت و رحمت پروردگار بیش‏تر باشد، صبر او نیز افزون‏تر خواهد بود. امیرمؤمنان (ع) می‏فرماید: اساس و ریشه صبر، ایمان و یقین خوب نسبت به خداوند است.[۳۲]

۲٫از راه های رسیدن به صبر، توانایی نفسانی و فضیلت انسانی، روزه داری است؛ بر اساس روایاتی که از معصومان به ما رسیده[۳۳] کلمۀ «صبر» در آیۀ مبارکۀ «وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ»،[۳۴] به روزه تفسیر شده است.[۳۵]

و نیز پیامبر اکرم (ص) ماه مبارک رمضان را ماه صبر دانسته و می فرماید: «ای مردم! به درستی که ماهی بر شما سایه افکنده است که در آن شبی است بهتر از هزار شب، و آن ماه رمضان است، خداوند روزه گرفتن در آن را واجب نمود… و آن ماه صبر است».[۳۶]

در حقیقت یکی از مهم ترین آثار روزه همین اثر روحانی و معنوی صبر در روح و جان روزه دار است؛ زیرا روزه با فراهم نمودن محدودیت های موقت در برابر گرسنگی و تشنگی و دیگر موارد، به او توان پایداری، شکیبایی و توان مبارزه با حوادث سخت در زمان های ممتدّ می بخشد و چون غرائز سرکش را کنترل مى‏کند بر قلب انسان نور و صفا مى‏پاشد.[۳۷]

صبر مذموم

( در حال تکمیل است )



[۱]. ر.ک: زیبدی، تاج العروس، ج ۷، ص ۷۱[نیاز به تکمیل]؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ص ۴۷۴، دارالعلم، چاپ اول، دمشق بیروت، ۱۴۱۲ق؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۴، ص ۴۳۸،  دار صادر، چاپ سوم‏، بیروت، ۱۴۱۴ ق‏.

[۲]. ر.ک: جوهری، صحاح اللغه، ح ۲، ص ۷۰۶(کتاب نامه تکمیل شود)؛  طریحی، مجمع البحرین، ج ۲، ص ۱۰۰۴، کتابفروشى مرتضوی، تهران، ۱۳۷۵ ش‏.

[۳]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ص ۴۷۴، دارالعلم، چاپ اول، دمشق بیروت، ۱۴۱۲ق.

[۴]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی ج ۲، ص ۸۷، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، تهران، ۱۳۶۲ش.

[۵]. وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا … ،  سجده، ۲۴٫

[۶]. ثلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ جَمَعَ اللّه لَهُ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ اَلرِّضا بِالقَضاءِ وَالصَّبرُ عِندَ البَلاءِ وَالدُّعاءُ عِندَ الشِّدَّهِ وَالرَّخاءِ، علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۵۶، مؤسسه الوفاء، بی چا، بیروت، ۱۴۰۴ق.

[۷]. إنّکَ إن صَبَرتَ جَرَت عَلَیکَ المَقادیرُ وأنتَ مَأجُورٌ ، وإن جَزِعتَ جَرَت عَلَیکَ المَقادیرُ وأنتَ مَأزورٌ؛ شعیری، تاج الدین، جامع الأخبار، ص ۱۱۶، انتشارات رضی، چاپ اول، قم، ۱۴۰۵ق.

[۸]. ما شیبَ شیءٌ بشیءٍ اَحسن مِن حِلمٍ بعلمٍ، علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۲، مؤسسه الوفاء بیروت – لبنان، ۱۴۰۴ هجرى قمری.

[۹]. «اَلصَّبرُ ثَلاثَهٌ: صَبرٌ عِندَ المُصیبَهِ، وَصَبرٌ عَلَى الطّاعَهِ وَصَبرٌ عَنِ المَعصیَهِ»، شیخ کلینی، کافی، ج۲، ص۹۱، انتشارات اسلامیه، چاپ دوم، تهران، ۱۳۶۲ش.

[۱۰]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،ج ۹، ص ۳۵۱، دار الکتب الاسلامیه، تهران،۱۳۷۴ش.

[۱۱]. إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً، معارج، ۲۰٫

[۱۲]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۲۷۲٫

[۱۳]. اِصبِر عَلى طاعَهِ اللّه ، وَاصبِر عَن مَعاصِى اللّه ؛ فَإنَّمَا الدُّنیا ساعَهٌ، فَما مَضى مِنها فَلَیسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا وَلا حُزنا، وَما لَم یَأتِ مِنها فَلَیسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِر عَلى تِلک السّاعَهِ الَّتى أنتَ فیها فَکأَنَّک قَدِ اغتَبَطتَ؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص۳۱۱، مؤسسه الوفاء، بی چا، بیروت، ۱۴۰۴ق.

[۱۴]. صابِروُا أنفُسَکم علی فعلِ الطّاعاتِ و صُونُوها عن دَنَسِ السیّئاتِ تَجدُوا حَلاوَهَ الایمان، آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ص۲۸۳، انتشارات دفتر تبلیغات، قم، ۱۳۶۶ش.

[۱۵]. الصَّبْرُ عَلَى طَاعَهِ اللَّهِ أَهْوَنُ مِنَ الصَّبْرِ عَلَى عُقُوبَتِهِ ، همان.

 [۱۶]علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۷۷، مؤسسه الوفاء، بی چا، بیروت، ۱۴۰۴ق.

[۱۷]. فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً، معارج، ۵٫

[۱۸]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۷، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.

[۱۹]. والله یحب الصابرین، آل عمران، ۱۴۶٫

[۲۰] . جمال الرجل حلمه؛ غررالحکم، ص۲۵۰٫

[۲۱] . جمال الرجل الوقار؛ همان، ص  ۲۸۵٫

[۲۲] . فَصَبرا عَلى دُنیا تَمُرُّ بِلوائِها کَلَیلَهٍ بِأَحلامِها تَنسَلِخُ؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۰، ص۳۴۸، مؤسسه الوفاء، بی چا، بیروت، ۱۴۰۴ق.

[۲۳] .  همان، ج ۶۸، ص ۷۲٫

[۲۴]. عَلامَهُ الصّابِرِ فى ثَلاثٍ: أوَّلُها أن لا یَکسِلَ، وَالثّانیَهُ أن لا یَضجَرَ، وَالثّالِثَهُ أن لا یَشکُوَ مِن رَبِّهِ تَعالى؛ لأِنَّهُ إذا کَسِلَ فَقَد ضَیَّعَ الحَقَّ، وَ إذا ضَجِرَ لَم یُؤَدِّ الشُّکرَ، وَإذا شَکا مِن رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَد عَصاهُ، شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۹۸، انتشارات داوری، بی چا، قم، بی تا.

[۲۵]. اللهم الیک اشکو ضعف قوتى… ، سیره ابن هشام” ج ۲ صفحه ۶۱، (نیاز به تکمیل دارد)

[۲۶]. صبر کن همان گونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردنند، احقاف ۳۵؛ تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۳۸۴- ۳۸۲٫

[۲۷]. وکانت زینب امراه عاقله لبیبه جزله … وهو یدل علی عقل وقوه جنان، اسد الغابه، ابن اثیر، دارالمعرفه، ج ۵، ص ۳۰۰ [نیاز به تکمیل]؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۷، ص ۶۸۴، دارالجیل.[نیاز به تکمیل دارد]

[۲۸]. وکانت لبیبه جذله عاقله لها قوه جنان، رحمانی همدانی، احمد، فاطمه الزهراء بهجه المصطفی، ص ۶۴۰٫

[۲۹]. عربی، محی الدین، فتوحات مکیه، ج ۲، ص ۳۳۷٫[نیاز به تکمیل دارد]

[۳۰]. دیلمی، حسن، ارشاد القلوب،ج۱، ص۱۵۰، ناشرشریف رضی، چاپ اول، قم، ۱۴۱۲ق.

[۳۱]. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۹۸، انتشارات دار الرضی، چال اول، قم، ۱۴۰۶ق.

[۳۲]. آمدی، غرر الحکم، ص۲۸۱٫

[۳۳]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۴، ص ۶۳ – ۶۴، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۵۴، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق؛ عاملی، شیخ حرّ، وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۰۸، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، ۱۴۰۹ق.

[۳۴]. بقره، ۴۵ و ۱۵۳:«از صبر (روزه) و نماز، کمک بگیرید».

[۳۵]. ولى مسلماً صبر منحصر به روزه نیست، بلکه ذکر روزه به عنوان یک مصداق بارز و روشن آن است؛ زیرا انسان در پرتو این عبادت بزرگ اراده‏اى نیرومند و ایمانى استوار پیدا مى‏کند و حاکمیت عقل او بر هوس هایش مسلم مى‏گردد، مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۲۱۸، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش؛ حسینى همدانى، سید محمد حسین، ‏انوار درخشان، تحقیق: بهبودى، محمد باقر، ‏ ج ۱، ص ۱۴۴، کتاب فروشى لطفى، تهران،‏ چاپ اول، ۱۴۰۴ق.

[۳۶]. کافی، ج ۴، ص ۶۶٫

[۳۷]. رک: تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۶۲۹٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 5 = 10