دایره المعارف اسلام پدیا » صبر پیامبر اسلام (ص)
منوی اصلی

صبر پیامبر اسلام (ص)

تاریخ: ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ در باب: صبر

صبر پیامبر اسلام (ص)

پیامبر اسلام اسطوره صبر و استقامت بود، زندگى پیامبران بزرگ خدا مخصوصا پیامبر اسلام (ص) بیانگر مقاومت بى‏حد و حصر آنها در برابر حوادث سخت، و طوفان هاى شدید، و مشکلات طاقت فرسا است، و با توجه به اینکه مسیر حق همیشه داراى این گونه مشکلات است رهروان راه حق می بایست از آنها در این مسیر الهام بگیرند.

افراد معمولا از نقطه روشن تاریخ اسلام به روزهاى تاریک پیشین مى‏نگرند و این نگرش که از” آینده به گذشته” است واقعیت ها را طور دیگرى مجسم مى‏کند شخص باید خود را در آن روز تصور کند که پیامبر (ص) تک و تنها بود، هیچ نشانه‏اى از پیروزى در افق زندگى او به چشم نمى‏خورد. دشمنان لجوج براى نابودى او کمر بسته بودند، و حتى خویشاوندان نزدیکش در صف اول این مبارزه قرار داشتند! پیوسته به میان قبائل عرب مى‏رفت، و از آنها دعوت مى‏کرد، اما کسى به دعوت او پاسخ نمى‏گفت.

آن چنان سنگ بارانش مى‏کردند که از بدن مبارکش خون مى‏ریخت، ولى دست از برنامۀ خود برنمى‏داشت.

آن چنان او را در محاصره اجتماعى و اقتصادى و سیاسى قرار دادند که تمام راه ها به روى او و پیروان اندکش بسته شد، بعضى از گرسنگى تلف شدند، و بعضى را بیمارى از پاى درآورد.

یارانش را شکنجه مى‏دادند، شکنجه‏هایى که بر جان و قلب او مى‏نشست.

 روزهایى بر پیامبر (ص) گذشت که توصیف آن با بیان و قلم مشکل است، هنگامى که جهت دعوت مردم طائف به اسلام به آن شهر رفت نه تنها دعوتش را اجابت نگفتند بلکه آن قدر سنگ بر او زدند که خون از پاهایش جارى شد.

افراد نادان را تحریک کردند که فریاد بزنند و او را دشنام دهند، ناچار به باغى پناه برد در سایه درختى نشست، و با خداى خودش این چنین راز و نیاز کرد:

“:” خداوندا! ناتوانى و نارسایى خودم و بى‏حرمتى مردم را به پیشگاه تو شکایت مى‏کنم، اى کسى که از همه رحیمان رحیم‏ترى، تو پروردگار مستضعفین و پروردگار منى، مرا به که وا مى‏گذارى؟ به افراد دور دست که با چهره درهم کشیده با من روبرو شوند؟ یا به دشمنانى که زمام امر مرا به دست گیرند؟

پروردگارا! همین اندازه که تو از من خشنود باشى مرا کافى است”.[۱]

گاه ساحرش خواندند، و گاه دیوانه‏اش خطاب کردند.

گاه خاکستر بر سرش ریختند، و گاه کمر به قتلش بستند و خانه‏اش را در میان شمشیرها محاصره نمودند.

اما با تمام این احوال هم چنان به صبر و شکیبایى و استقامت ادامه داد.

و سرانجام میوه شیرین این درخت را چشید، آئین او نه تنها شبه جزیره عربستان، که شرق و غرب عالم را در برگرفت، و امروز بانگ اذان که فریاد پیروزى او است هر صبح و شام از چهار گوشه دنیا، و در تمام پنج قاره جهان، به گوش مى‏رسد.

و این است معناى” فَاصْبِرْ کما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ…”.[۲]



[۱]. اللهم الیک اشکو ضعف قوتى… ، سیره ابن هشام” ج ۲ صفحه ۶۱، (نیاز به تکمیل دارد)

[۲]. صبر کن همان گونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردنند، احقاف ۳۵؛ تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۳۸۴- ۳۸۲٫




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


4 + 4 =