دایره المعارف اسلام پدیا » سخنان و مواعظ امام هادی (ع)
منوی اصلی

سخنان و مواعظ امام هادی (ع)

تاریخ: ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ در باب: امام علی النقی (ع)

امیر مؤمنان (ع) دربارۀ فصاحت و بلاغت خود و دیگر امامان (ع) می فرماید:

«همانا ما امیران سخنیم، درخت سخن در ما ریشه دوانده، و شاخه‏هاى آن بر ما سایه افکنده است».[۱] سخنان نورانى هر یک از پیشوایان معصوم (ع) راهگشاى زندگى و کلید کامیابى و بهروزى است و آشنایى با این سخنان و به کار بستن آنها مى‏تواند مایه رشد و تکامل حقیقى انسان گردد. امام رضا (ع) می فرماید: «اگر مردم زیبایی های سخنان ما را بدانند، بى‏گمان از ما پیروى مى‏کنند».[۲]

‏از امام هادى (ع) مجموعه اى از کلمات وزین نقل شده است که از زیباترین جلوه هاى اندیشه اسلامى به شمار مى رود. این کلمات قصار به مسائل گوناگون اعتقادی، تربیتى، اخلاقى و روانى پرداخته و به عنوان میراثى گرانقدر به دست ما رسیده است که به بخشى از آنها اشاره مى شود:

۱٫ هر کس از خدا بترسد، از او بترسند، و چون خدا را فرمان برد، از او فرمان برند، و هر کس که از خالق اطاعت کند، دیگر هیچ باکى از غضب و خشم مخلوق نداشته باشد، و هر کس که خدا را به خشم آرد، مسلّماً بداند که دچار خشم مخلوقین خواهد گردید.[۳]

۲٫ خداوند متعال، نه وصف گردد و نه تعریف، جز بدان چه خود، خویش را وصف نموده، و چگونه وصف شود آن خدایى که حواسّ از درکش ناتوان، و تصوّرات از دستیابی اش درمانده، و افکار از محدود ساختنش عاجز است و در دیده نگنجد، آن خدایى که نزدیکى او دورى است و دوری اش نزدیکى، او خود، کیفیت را آفریده بى ‏آن که گویند او چگونه است، و مکان را خود، پدید آورده بى ‏آن که گویند کجا است، و ساحتش برکنار از کیفیت و مکان است، او یکتا و یگانه است، عظمت و جلالش با شکوه، و نام هایش پاک و منزّه است.[۴]

۳٫ حسن بن مسعود می گوید: خدمت امام هادى (ع) رسیدم در حالى که انگشتم خراش خورده و شانه‏ام در اثر برخورد با راکبى صدمه دیده بود، و نیز در اثر ورود به ازدحام مردم برخى از لباس هایم پاره شده بود، گفتم: اى روز، خدا مرا از شرّ تو نجات دهد، چقدر تو شوم بودى! پس آن حضرت (ع) به من فرمود: اى‏ حسن، تو هم با این که با ما آمد و شد دارى، گناهت را به گردن بى‏گناهان مى‏اندازى؟! حسن گفت: [با شنیدن این سخن‏] حواسم جمع شد و عقلم باز آمد و به خطایم پى بردم، عرض کردم: مولاى من! از خدا آمرزش مى‏طلبم، امام فرمود: اى حسن، مگر روزها چه گناهى دارند که چون جزاى کردار خود را مى‏بینید، آنها را شوم پنداشته و بد مى‏گویید؟! حسن گفت: اى فرزند رسول خدا (ص) تا آخر عمر استغفار خواهم کرد، آیا آن توبه‏ام به حساب مى‏آید؟ فرمود: به خدا سوگند آن (بدگویی ها)، شما را سودى نبخشد، بلکه خداوند شما را به مذمّت کردن بى‏گناهان مجازات مى‏کند. اى حسن، مگر نمی دانى آن کس که در برابر اعمال و کردار در این سرا و آن سرا ثواب دهد و کیفر نماید و تلافى کند تنها خدا است؟ گفتم: این گونه است مولاى من، فرمود: دیگر تکرار مکن، و براى روزها هیچ تأثیرى در فرمان و حکم خدا قائل مشو! حسن گفت: به روى چشم، آقاى من.[۵]

۴٫ هر کس خود را از مکر و مؤاخذه سخت خدا ایمن بداند، مغرور گشته، تا آن­جا که قضا و حکم حتمى خدا بر او جارى شود؛ (مرگ گریبانش را بگیرد)، و هر کس که پروردگارش را بشناسد و به او آگاه باشد، مصیبت دنیا برایش سبک شود، هر چند با قیچى بریده شود و با ارّه قطعه قطعه گردد.[۶]

۵٫ داود صرمى می گوید: آقایم (امام هادى) (ع) مطالبى ضرورى را به من فرمود، سپس به من گفت: بگو ببینم آنها را چگونه مى‏گویى؟ من آن گونه که فرموده بود به خاطر نداشتم، پس آن حضرت (ع) قلم به مرکب دان فرو برد و نوشت: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم، به خواست خدا آن را به خاطر خواهم آورد، و هر کارى به دست خدا است»، من [با دیدن این صحنه‏] خندیدم، فرمود: تو را چه شد؟ گفتم: خیر است، فرمود: به من بگو، گفتم: قربانت گردم، به یاد حدیثى افتادم که یکى از اصحاب از جدّ شما حضرت رضا (ع) برایم نقل کرده بود، آن حضرت هر گاه دستور به کارى مى‏داد، مى‏نوشت: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم، به خواست خدا آن را به خاطر خواهم آورد»، بدین خاطر لبخند زدم، آنگاه امام هادى (ع) به من فرمود: «اى داود، اگر بگویم ترک‏کننده «بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم» همچون تارک نماز است، در گفته‏ام صادق و راستگو هستم‏».[۷]

۶٫ هر که خود را سبک شمارد و قدر خویش نداند، از شرّ او در امان مباش.[۸]

۷٫ سید بن طاوس در «فلاح السائل» از امام هادى (ع) روایت می کند که آن حضرت فرمود: «ما أهل بیت (ع) موقع خوابیدن ده چیز را رعایت می کنیم: طهارت داشتن، صورت بر کف دست راست نهادن، سى و سه مرتبه‏ «سبحان اللَّه»، سى و سه مرتبه‏ «الحمد للَّه» و سى و چهار مرتبه‏  «اللَّه اکبر» گفتن، صورت رو به قبله کردن، فاتحه الکتاب، آیه الکرسى، و آیه «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ» را تا آخر خواندن، پس هر کس به آنها عمل کند بهرۀ خود را از شب گرفته است».[۹]



[۱]. سید رضی، نهج البلاغه، دشتى‏، محمد، خ ۲۳۳، ص ۴۷۱، مشهور، چاپ اول، قم‏، ۱۳۷۹ش‏.

[۲]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، محقق و مصحح: لاجوردی، مهدی، ج‏۱، ص ۳۰۷، نشر جهان، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۸ ق، «فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا».

[۳]. حرانى، حسن بن شعبه، تحف العقول، جعفرى‏، بهراد، ص ۴۵۵، اسلامیه‏، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۰ ش.

[۴]. همان.

[۵]. همان، ص ۴۵۵ و۴۵۶٫

[۶]. همان، ص ۴۵۶٫

[۷]. همان.

[۸]. همان، ص ۴۵۷٫

[۹]. سید بن طاووس (ره) در ذیل این روایت می فرماید: «حدیث فوق به همین صورت به دست ما آمده که راوى ابتدا ده خصلت را ذکر نموده، ولى در تفصیل، نه خصلت را بر شمرده است. گویا در اجمال و یا تفصیل سهو نموده است و ظاهرا اشتباه در تفصیل است؛ زیرا اعمال ائمّه (ع) در وقت خوابیدن‏، همان گونه که روایت نمودیم، بیشتر از نه خصلت است، و شاید سهو کرده و قرائت سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و إِنَّا أَنْزَلْناهُ را ذکر ننموده است»، ر.ک: سید بن طاوس، فلاح السائل و نجاح المسائل، ص ۲۸۰، بوستان کتاب‏، چاپ اول، قم، بی تا.‏




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


6 + 4 =