دایره المعارف اسلام پدیا » ایمان عبدالعظیم حسنی (ع)
منوی اصلی

ایمان عبدالعظیم حسنی (ع)

تاریخ: ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ در باب: شاه عبدالعظیم حسنی

در مورد ایمان حضرت عبدالعظیم (ع) باید گفت: ایشان، ثقه، عادل و در نهایت احتیاط و استحکام دین بوده، همچنان که دانشمند، فاضل و فقیه بوده است.

یکی از بهترین نشانه های ایمان  آن حضرت، بیان و عرضه دین و عقاید دینی خود، به محضر امام هادی (ع) است. این عمل، نشانه ایمان، دیندارى واقعى و احساس مسئولیتى است که وى در سایه علم و دانش خود، به اهمیت آن پى برده است. شیوه اقرار و اعتراف او به یک سلسله عقائد حتمى دین، براى همه ما مى تواند به عنوان یک درس آموزنده و سرمشق سازنده، مورد متابعت و پیگیرى قرار گیرد.

اینک ترجمه عرضه دین و اقرار عقائد حضرت عبدالعظیم (ع)، در محضر امام هادى (ع) از زبان خود آن بزرگوار، بیان می شود:

ایشان مى گوید: به محضر مولاى خود، على بن محمد هادى (ع) نائل شدم، همین که چشم آن بزرگوار به من افتاد، فرمود: مرحبا اى ابوالقاسم، خوش آمدى، واقعا تو از دوستان ما هستى. سپس عرض کردم: اى پسر پیامبر، خیلى علاقه دارم، عقائد دینى خود را خدمت شما بیان کنم، تا چنانچه عقائد و افکار من مورد پسند و قبول شما باشد، بر آن استوار و باقى بمانم و بتوانم این­گونه با خدا ملاقات کنم. امام (ع)، از این پیشنهاد استقبال نموده و فرمود: آراء و عقائد خود را بیان کن.

عرض کردم: من عقیده دارم خدا یکى است و مانند او چیزى وجود ندارد، او هیچ گونه نقص ندارد و نظیر و مشابهی برای او نیست، خداوند متعال، جسم، صورت، عرض و جوهر نیست، بلکه خداوند جسم­ها را جسمیت بخشید و صورت­ها را تصویر کرده، عرض­ها و جوهرها را آفریده است، او پروردگار همه چیز و مالک و پدید آورنده همه موجودات است.

همچنین من عقیده دارم، محمد (ص)، بنده و فرستاده خدا بوده و آخرین پیامبران است و پس از آن حضرت تا روز قیامت، پیامبر دیگرى نخواهد آمد و شریعت و دین وى هم آخرین شریعت است و بعد از آن، دیگر هیچ شریعت و مذهبى به وجود نخواهد آمد.

در باره امامت هم، من عقیده دارم، پس از پیامبر (ص)، امام و خلیفه و ولى امر، امیر المؤمنین على بن ابی­طالب (ع) است، پس از آن بزرگوار، حسن (ع)، سپس حسین (ع)، بعد على بن حسین (ع)، آن­گاه محمد بن على(ع)، سپس جعفر بن محمد (ع)، بعد موسى بن جعفر (ع)، آن­گاه على بن موسى (ع)، بعد از وى محمد بن على (ع) و پس از ایشان، شما، اى مولاى من، پیشوا و مقتداى واجب الاطاعه خواهى بود.

وقتى صحبت من به این­جا رسید، حضرت هادى (ع) اضافه کرد: بعد از من هم فرزندم حسن (ع)، امام است، اما مردم درباره امام بعد از او چه خواهند کرد؟ عرض کردم، مگر جریان امام بعد از فرزند تو چگونه خواهد بود؟

فرمود: امامت امام پس از فرزندم حسن (ع) به گونه ای است که، از نظرها غایب مى گردد، و شخصاً دیده نمى شود، و نام وى (نام اصلی ایشان) نباید بر زبان­ها جارى شود، تا این­که از پشت پرده غیب بیرون بیاید و قیام کند و زمین را از قسط و عدل لبریز نماید، همان طور که زمین از ظلم و ستم انباشته شده است. ایشان می گوید: عرض کردم: اقرار مى‏کنم و معتقدم دوست آنان دوست خدا و دشمن ایشان دشمن خدا و طاعت ایشان طاعت خدا و معصیت ایشان معصیت خدا است و معتقدم که معراج حقّ است و سؤال قبر حقّ است و جنّت و نار حقّ است و صراط و میزان حقّ است و قیامت مى‏آید و شکّى در آن نیست و خداى تعالى اصحاب قبور را مبعوث مى‏فرماید و معتقدم که فرایض واجبه بعد از ولایت نماز و زکاه و روزه و حجّ و جهاد و امر به معروف و نهى از منکر است.

هنگامی که صحبت من بدین جا رسید، امام هادى (ع) فرمود: اى ابوالقاسم، به خدا سوگند، اعتقاداتى که عرضه داشتى، مبانى واقعى دین الهى است که، خداوند براى بندگان خود برگزیده و از آن خشنود مى شود؛ بنابراین، بر این عقائد استوار و ثابت قدم باش؛ زیرا خداوند در این راه تو را در زندگى دنیا و آخرت، پایدار و جاویدان مى گرداند.[۱]



[۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار، ج ۳۶،ص ۴۱۲؛ شیخ صدوق، امالى، مجلس ۵۴؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲ص ۵۱؛ منتهى الامال ، ج ۲،ص ۲۶۳، شیخ صدوق، توحید، ص ۸۲؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ترجمه پهلوان، منصور، ج ۲، ص ۷۵، دار الحدیث.‏




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


+ 5 = 8