دایره المعارف اسلام پدیا » پرورش و استقلال عقل و فکر
منوی اصلی

پرورش و استقلال عقل و فکر

تاریخ: ۰۴ دی ۱۳۹۰ در باب: عقل 2

گوهر عقل، ارزشمندترین نعمت الاهی برای بشریت است و به همین جهت، انسان اشرف مخلوقات نامیده شده است. به واسطۀ این نعمت بزرگ، انسان می تواند خیر را از شر، هدایت را از ضلالت، دوست را از دشمن، نور را از ظلمت و … تمییز دهد و از آفات و خطرات مصون و محفوظ بماند. علامه طباطبائی (ره) در وصف عقل می گوید: “عقل شریف ترین نیرو در وجود انسان است”.[۱] گر چه عقل به تنهایی نمی تواند عمق همۀ حقایق را درک کند و برای فهم و درک عمیق به وحی نیاز مبرم دارد، اما پرورش آن و کسب استقلال فکری، انسان را در مسیر رشد و تعالی حرکت داده و بصیرت او را بالا می برد. راه های زیادی برای پرورش عقل و فکر و کسب استقلال فکری وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود:

۱٫ استفاده از معلم و استاد دلسوز؛ امام علی (ع) یکی از گروه های سعادت مند را دانشجویانی می دانند که درپی یافتن راه از طریق تعلیم و بهره گیری از اساتید و معلمان دلسوز هستند.[۲]

۲٫ ارتباط با کتاب و مطالعه؛ چنان که امام صادق (ع) فرموند: “مطالعۀ فراوان در مطالب علمی، عقل را باز و شکوفا می سازد”.[۳]

۳٫ سیر و سفر در زمین و مطالعۀ تاریخ گذشتگان؛ قرآن کریم در موارد متعددی انسان را امر به مسافرت های تحقیقاتی کرده و فرموده است: “بگو: روى زمین گردش کنید! سپس بنگرید سرانجام تکذیب‏کنندگان آیات الاهى چه شد؟!”[۴] “بگو: در روى زمین سیر کنید و ببینید عاقبت کار مجرمان به کجا رسید”![۵] “بگو: در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همین گونه) جهان آخرت را ایجاد مى‏کند یقیناً خدا بر هر چیز توانا است”![۶]. “بگو: در زمین سیر کنید و بنگرید عاقبت کسانى که قبل از شما بودند چگونه بود؟ بیشتر آنها مشرک بودند”![۷]

۴٫ تفکر و اندیشه ورزی در آیات الاهی؛ مسلماً در آفرینش آسمان ها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏هایى (روشن) براى خردمندان است. قرآن مجید صاحبان عقل و اندیشه را کسانی می داند که در نشانه های خداوند تفکر می کنند و می فرماید: “…. براى خردمندان است، همان ها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آن گاه که بر پهلو خوابیده‏اند، یاد مى‏کنند و در اسرار آفرینش آسمان ها و زمین مى‏اندیشند (و مى‏گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‏اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار”![۸]

۵٫ پرهیز از تقلید کورکورانه؛ قرآن کریم مشرکان را که به تقلید کورکورانه از پدران مشرک خود می پرداختند، به شدت مذمت می نماید و می فرماید: “و هنگامى که کار زشتى انجام مى‏دهند، مى‏گویند: پدران خود را بر این عمل یافتیم و خداوند ما را به آن دستور داده است! بگو: خداوند (هرگز) به کار زشت فرمان نمى‏دهد! آیا چیزى به خدا نسبت مى‏دهید که نمى‏دانید”؟![۹]

۶٫ ارتباط با خردمندان و دانشمندان و دانایان؛ امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید: “قطع ارتباط از خردمند، مساوی با پیوستن به نادان است”[۱۰]و یا در بخشی از حدیث پیامبر اکرم (ص) آمده است: “شایسته است که شخص خردمند عاقل، شبانه روز خود را، به چهار بخش تقسیم کند: … بخشی را به همنشینی با دانشمندی که او را در امر دینش یاری دهد، صرف نماید”.[۱۱]

۷٫ پیروی از روی فکر و اندیشه؛ چنان که انبیا و پیامبران الاهی (ع) نیز همواره مردم را به تفکر و بصیرت در دستورات و آموزه های آیین خود دعوت می کردند. در این مورد قرآن کریم می فرماید: “بگو این راه من است، من و پیروانم با بصیرت کامل همۀ مردم را به سوی خدا دعوت می کنیم”[۱۲]و نیز پیامبر اکرم (ص) فرمود: “تسلیم راهنمایی عقل باشید که به کمال دست یابید، و از آن سر نتابید که سرانجام پشیمان می گردید.[۱۳]

۸٫ عدم غلبه احساس بر عقل از دیگر موارد رشد عقل و کسب استقلال فکری است؛ امام سجاد (ع) در این رابطه می فرمایند: “هر کس که عقلش کامل ترین اندوخته اش نباشد، هلاکش بسیار آسان است”.[۱۴]



[۱]. طباطبائی، محمد حسین، المیزان، ج ۳، ص ۵۷٫

[۲]. نهج‏البلاغه، ص ۴۹۶ ، النَّاسُ ثَلَاثَهٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ نَجَاهٍ وَ هَمَجٌ رَعَاع.‏

[۳]. المیزان، ج ۵، ص ۴۱۳٫

[۴]. انعام، ۱۱، “قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُکَذِّبینَ”.

[۵]. نمل، ۶۹، “قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُجْرِمینَ”.

[۶]. عنکبوت، ۲۰، “قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِئُ النَّشْأَهَ الْآخِرَهَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ”.

[۷]. روم، ۴۲، “قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الَّذینَ مِنْ قَبْلُ کانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکینَ”.

[۸]. آل عمران، ۱۹۱ و ۱۹۰،… “لّأِوْلىِ الْأَلْبَابِ، الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَمًا وَ قُعُودًا وَ عَلىَ‏ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فىِ خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ”.

[۹]. اعراف، ۲۸، “وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون‏”.

[۱۰]. المیزان، ج ۵، ص ۱۱۴٫

[۱۱]. همان، ص ۱۱۳٫

[۱۲]. یوسف، ۱۰۸٫

[۱۳]. حسینی دشتی، مصطفی، معارف و معاریف (دایره المعارف جامع اسلامی)، ج ۵، ص ۴۱۲٫

[۱۴].همان.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


5 + 4 =