دایره المعارف اسلام پدیا » ورود روحانیت در فعالیت های اقتصادی (دنیا)
منوی اصلی

ورود روحانیت در فعالیت های اقتصادی (دنیا)

تاریخ: ۲۱ دی ۱۳۹۰ در باب: روحانیت و طلبگی

یکی از بحث هایی که امروزه مطرح می شود این است که یک مؤمن چه قدر می تواند وارد دنیا شود و چه مقدار می تواند از آن بهره مند شود همین سخن در مورد روحانیت نیز صادق است برای بررسی این موضوع لازم است نخست مقدماتی را بیان کنیم.

از آیات قرآن و روایات استفاده مى شود که دنیا دارای دو جهت است:

۱٫ به عنوان امر حقیقی و واقعی، مانند وجود زمین، کرات آسمانی، وجود انسان، قدرت، علم و حیات او و دیگر موجودات و حقایق نظام عالم مادی. به این لحاظ دنیا نه تنها مذموم و نکوهیده نیست بلکه نیکو و پسندیده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «دنیا مزرعه و کشتزار آخرت است».[۱]

۲٫ به عنوان امر اعتباری و غیر واقعی یعنی دنیا را هدف و نهایت آرزو و آمال قرار دادن و همه چیز را برای رسیدن به آن زیر پا قرار دادن. دنیا به این جهت مذموم و مورد نکوهش است و باعث فراموشی خداوند و آخرت می شود.

آن چـه در نـظـر اسلام، منفى است، روحیه استکبارى ناشى از ثروت است، نه خود ثروت ولى چـون غالبا، به صورت نـاخـواسـته ثـروت چنین روحیه اى را پدید مى آورد، گاهى جمع ثروت نیز مورد نکوهش قرار گرفته است.

توجه به مسائل اقتصاد می تواند وسیله ای برای رسیدن انسان ها به کمالات معنوی و دستیابی به مکارم اخلاقی باشد. مال و ثروت داراى آثار مثبت و منفی است، که برخی از آنها را بررسی می کنیم:

مـال و ثروت، مـانـند مارى است که هم داراى زهر کشنده و هم داراى پادزهر است؛ یعنى ممکن است انسان به وسیلۀ آن مسموم شود و هم ممکن است دفع مسمومیّت نماید.[۲]

بـنـابـرایـن، هـمـان طور که مال، ناهنجاری هایى را در ظاهر و باطن آدمى، ایجاد مى کند، فایده هـایـى نـیـز دارد کـه زیـان هـاى نـاشـى از آن را بـر طـرف مـى سـازد. فواید مال به دو دسته تقسیم مى شود: دنیوى و اخروى.

فواید دنیوی آن بر کسی پوشیده نیست و جزو بدیهیات است، و از این جهت بـیـشـتـر مـردم، بـخـش مـهـمّ عـمـر خـویـش را صرف جـمـع آورى مـال و استفاده آن مـى کـنـنـد. بر این اساس؛ تنها به ذکر برخی فـوایـد اُخـروى (دیـنـى ) مال و ثروت بسنده می کنیم:

الف. وسیله کسبِ آخرت: مـال مـى تـوانـد انـسـان را در انـجـام بـنـدگـى خـدا کمک کند. به عبارت دیگر، انسان به وسیله مـال، مـقـدّمـاتـى را فـراهـم مى سازد تا راه بندگى خدا بر او آسان شود. حضرت صادق (ع) مى فرماید: آن ثروتى که ترا از ستم باز دارد، بهتر از فقرى است که ترا به گناه وا دارد.[۳]

عـلاوه بـر ایـن، عـبادت هاى بزرگى در اسلام تشریع شده که جز از عهده ثروتمندان بر نمى آید؛ مانند: جهاد با مال در راه خدا، حجّ و زیارت، خمس و زکات، اطعام مؤمن و برآوردن نیازهاى او، قرض الحسنه و غیره؛ به طور مثال، قرآن درباره قرض الحسنه مى فرماید: کیست که به خدا قرض الحسنه دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟[۴]

ب. کمک به دیگران: ثـروتـمـنـدان مـى تـوانـنـد بـه هـمـنـوعـان خـود کـمـک کـنـنـد، و بـا دادن صـدقـه و بـخـشـش مال، رضایت الاهى را کسب نمایند. قرآن کریم مى فرماید: اى کسانى که ایمان آورده اید! از آن چه به شما روزى داده ایم، انفاق کنید.[۵] این گونه انفاق ها، عـلاوه بـر این کـه بـه رفـاه حـال مـحـرومـان کـمـک مـى کـنـد، خـصـلت نـیـکـو و بـذل و بـخـشـش را در دل مـؤمـن ایـجـاد مـى کـنـد و صـفـت نـاپـسـنـد بخل و حرص را از آن مى زداید.

ج. انجام امور خیریّه: اگر ثـروتـمـنـد، امـوال خـود را بـراى رضـاى خـدا در کـارهـاى عـامّ المـنـفـعـه؛ مـثل ساختن مسجد، پل، بیمارستان و… مصرف کند، سال ها از دعاى خیر مردم، بهره مند مى شود و پـرونـدۀ عـمـل وى حـتـى پـس از مـرگـش بـسـتـه نـشـده و بـراى او حـسـنـه نـوشـتـه مـى شـود.

د. تـزکـیـه نـفس: انسان مى تواند به کمک مال و انفاق آن در راه خدا، خود را از آتش شعله ور جهنّم حـفـظ کـنـد، و بـا صـرف مـال در راه خـیـر، باعث تزکیه نفس خویش گردد، خدا به پیامبرش مى فرماید: از مال هاى ایشان صدقه بگیر تا به وسیله آن، ایشان را پاک گردانى و بر ایشان درود فرست که دعا و درود تو مایه آرامش آنها است.[۶]

هـ. عزّت نفس: انسانى که از نظر اقتصادى در وضعِ خوبى به سر مى برد، و بر اثر تلاش و زحمت، خود را از دیگران بى نیاز مى کند، عزّت و شرافت خود را حفظ کرده است.

امام صادق (ع) فرمود: اى بنده خدا عزّت خویش را حفظ کن . راوى سؤال کرد عزّتم چیست قربانت گردم ؟ فرمود: صبح زود رفتن به بازار (و کار و تلاش ) و در نتیجه گرامى داشتن خود.[۷]

اما اگر انـسـان تـوجـّه نداشته باشد، و آن گونه که دین اسلام دستور داده است، حرکت نکند، و ثروت در اختیارش را در مسیر کمال و به درستی بکار نگیرد، بـا هـمـه خـوبـی هـا و فوایدى که دارد، گاهى مشکل آفرین و فساد آور است. اگر انسان به بـیـمـارى (مـال دوسـتـى ) و (دنیا طلبى ) گرفتار شود، و ثروت اندوزى را هدف خود قرار دهد، از کمالات روحى و اخلاقى باز مانده و باعث ایجاد رذایل اخلاقى فراوانى در نفس او مى شود که به چند نمونه اشاره مى کنیم:

الف. غفلت از یاد خدا: فلسـفـه وجـودى انـسـان، بـنـدگـى خـدا و بـا یـاد او زیـسـتـن اسـت، ولى مـال دوسـتـى، انـسـان را از یـاد خـدا غـافـل مـى کـنـد، و چـون طـبـیـعـت انـسـان، بـه مـال گـرایـش دارد، در جـمـع و حـفـظ آن مـى کـوشـد. مـشـغـول شـدن ذهـن و دل به جمع آورى و افزودن مال با عبادت و یاد خدا منافات دارد. قرآن کریم مى فرماید: اى کـسـانـى کـه ایمان آورده اید! ثروت و فرزندانتان شما را از یاد خدا باز ندارند و کسانی که چنین کنند، زیان کاران هستند.[۸]

شخص ثروتمند، قدرت انجام گناهان بیشترى را دارد، چرا که توانایى مالى و امکانات او بیشتر است، در حـالى کـه انـسـان فـقـیـر از چـنین امکاناتى برخوردار نیست. حضرت على (ع) مى فرماید: فراوانى مال، پست مى کند و سرکش مى نماید و نابود مى گرداند.[۹]

ب. تکبّر: تکـبر، یـکـى از صفات ناپسند اخلاقى است، که در روایات به پست ترین و پایین ترین درجه برگشت از حقّ، تعبیر شده است.[۱۰] یـکـى از مـوجـبـات کـبـر، ثروتمندى است؛ از این رو، این صفت زشت، بیشتر در میان ثروتمندان، رواج دارد. اغـنـیـا نسبت به فقرا تکبّر مى ورزند و دل آنان را با گفتار و رفتار متکبّرانه خود مى آزارند.

قـرآن کـریـم، مـال زیاد را باعث طغیان گرى، عیّاشى و گردن کشى در برابر رسولان الاهى مى داند و مى فرماید: مـا هـیـچ بـیـم دهـنـده اى را به قریه اى نفرستادیم، جز آن که توانگران عیّاش آن قریه گفتند: مابه رسالت شما ایمان نمى آوریم.[۱۱]

در هر صورت اگر چه در طول تاریخ انسان های زیادی نظیر قارون ها و فراعنه مصر به دلیل گرفتار آمدن در حب مال دنیا و اسارت در هواهای نفسانی و تکبّر و غرور ناشی از آن جامعه را آلوده و نیز به هلاکت ابدی رسیده اند، امّا انسان هایی نیز بوده اند که به دلیل دارا بودن کمالات نفسانی با استفاده صحیح از ثروت و دارایی هایشان خدمات بزرگی به جامعه بشری نموده اند از جمله این انسان های کامل می توان به حضرت خدیجه (س) اشاره نمود که با استفاده از ثروتش، خدمات بی شماری به پیشرفت اسلام و تحقق اهداف مبارک پیامبر مکرم اسلام نمود.

به هر حال وظایف و مسئولیت های روحانیت، به دلیل حساسیت جایگاه ایشان، که نقش ارشاد و تربیت جامعه را بر عهده دارند به مراتب سنگین تر است و این قشر عظیم و تأثیرگذار که در مسیر نگاه تیزبین و کنجکاوانه مردم قرار دارند می بایست، از آلوده شدن به روحیه دنیاطلبی و ثروت اندوزی (که از مصادیق ثروت مذموم هستند) و خطرات و آسیب های ناشی از آن پرهیز نمایند.

اگر بخواهیم منشوری پر محتوا و کامل در ارتباط با این وظایف و مسؤلیت ها جستجو کنیم، و انتظارات مردم از ایشان را بشناسیم، سیره و روش اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بهترین آنها است: اهـل بیت عصمت و طهارت (ع) نسبت به محرومان و فقراى جامعه، احساس مسئوولیت و ابراز همدردى مى کـردنـد و خـودشـان نـیـز چـون پایین ترین آنان زندگى مى کردند، تا احساس حقارت و کمبود در آنها ایجاد نشود. از دیگر خصوصیات بارز معصومین (ع) همدردى و شرکت عملى در غم مستمندان و محرومان، بوده است.

امیر مؤمنان علی (ع ) که در دوره خلافتش بسیار زاهدانه زندگى کرد، بارها به فلسفه عمیق چنین کارى تصریح کرده، مى فرمود: خداوند بر پیشوایان حق واجب کرده که زندگى خود را با طبقه ضعیف تطبیق دهند، تا رنج فقر، مستمندان و محرومان را ناراحت نکند.[۱۲] هم چنین، پیروان خویش را از کم لطفى نسبت به محرومان، سخت بر حذر داشته و چنین هشدار مى دهد: بـرادران نـاتـوانـتـان را تـحـقیر نکنید؛ زیرا هر کس مؤمنى را کوچک شمارد خداوند، آن دو را در بهشت جمع نمى کند مگر این که توبه کند. [۱۳]

پس بر رهبران دینی و حاکمان و قشر روحانیت است که با تأسی به اهل بیت (ع)، از هیچ گونه کمکى نسبت به محرومان دریغ نورزند و حتی الامکان با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان، به منظور همدردی با ایشان از روی آوردن به تجملات و ثروت اندوزی پرهیز نمایند.



[۱]. الدُّنیا مَزْرَعَهُ الآخِرَه، مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۷۰ ، ص ۱۴۸ ، باب ۱۲۴ .

[۲]. فیض کاشانى، حقایق، ص ۱۰۹، دارالکتاب العربى .

[۳]. غِنىً یَحْجُزُکَ عَنِ الظُّلْمِ، خَیْرٌ مِنْ فَقْرٍ یَحْمِلُکَ عَلَى الاْثْمِ، کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافى، ج ۵، ص ۷۲٫

[۴]. مَنْ ذَالَّذى یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ اَضْعافاً کَثیرَهً، بقره، ۲۴۴٫

[۵]. یااَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اَنْفِقُوا مِمّا رَزَقْناکُمْ،  بقره، ۲۵۴٫

[۶]. خُذْ مِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ اِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ، توبه ، آیه ۱۰۳٫

[۷]. یـا عـَبـْدَاللّهِ احـْفـَظْ عـِزَّکَ. قـالَ: وَمـا عـِزّى جـُعـِلْتُ فـِداکَ؟ قـالَ: غـُدُوُّکَ اِلى سـُوقِکَ وَ اِکْرامُکَ نَفْسَکَ… ، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۵۲٫

[۸]. یـا اَیُّهـَاالَّذیـنَ امـَنـُوا لا تـُلْهـِکـُمْ اَمْوالُکُمْ وَ لا اَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِاللّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَاُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ، منافقون ، ۹۰٫

[۹]. ثَرْوَهُ الْمالِ تُرْدى وَ تُطْفى وَ تُفْنى، غررالحکم ، ج ۳، ص ۳۵۱٫

[۱۰]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۳۱٫

[۱۱]. وَما اَرْسَلْنا فِى قَرْیَهٍ مِنْ نَذیرٍ اِلاّ قالَ مُتْرَفُوها اِنّا بِما اُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ، سباء، ۳۴٫

[۱۲]. اِنَّ اللّهَ فـَرَضَ عـَلى اَئِمَّهِ الْحـَقِّ اَنْ یـَقـَدِّروُا اَنـْفـُسـَهـُمْ بـِضـَعـَفـَهِ النـّاسِ کـَیـْلا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقیرِ فَقْرُهُ، نهج البلاغه ، فیض کاشانی، خطبه ۲۰۰، ص ۶۶۳٫

[۱۳]. لا تُحَقِّرُوا ضُعَفاءَ إِخْوانِکُمْ فَإِنَّهُ مَنِ احْتَقَرَ مُؤْمِناً لَمْ یَجْمَعِ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بَیْنَهُما فىِ الْجَنَّهِ إِلاّ اءَنْ یَتُوبَ، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۴۲٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


+ 5 = 6