دایره المعارف اسلام پدیا » ماهیت و چیستی عقل
منوی اصلی

ماهیت و چیستی عقل

تاریخ: ۰۴ دی ۱۳۹۰ در باب: عقل 2

عقل در اصل همان خود اشعاری و خود آگاهی انسان است که در هر مرتبه ای از ادراک عمل می کند و این خود آگاهی صرفاً مختص انسان بوده و حیوانات در عین داشتن شعور، فاقد عنصری به نام «من» و آگاهی از خود هستند؛ به بیان دیگر، عقل آن نور آگاهی است که به تمامی ارکان ادراکی (حواس، تصورات، تفکر، حافظه و …)، اشعار و احاطه داشته و همه را دارای روشن بینی می کند.

این آگاهی انسان نسبت به  بودنِ خود و در واقع، شاهد بودن بر خود، کانون همه فهم های مختص انسان است. کسی که بر خود آگاه است تحت تأثیر این آگاهی در مواجهه با هر امری به عنوان شاهد آگاه، خود به خود دارای قدرت تمییز و قضاوت بوده و فقط وقتی دچار غفلت شده باشد، فاقد این توانایی است. همچنانکه عقل در مواجهه با امور کمی و عددی دارای قدرت محاسبه است، در مواجهه با امور معنوی و والا نیز دارای درکی متعالی است و درجات مختلف آن به تدریج شکوفا می شود.

با این بیان، حضور عقل در انسان در هر مرتبه ای که باشد، امری فطری، بدیهی، و ذاتی است و برای اثبات یا بهره بردن از آن نیاز به مباحث نظری پیچیده نیست.

بیهوده بودن تلاش برای اثبات منطقی عقل از این رو است که، بنا بر فرض مسئله، خود “اثبات منطقی”، صرفاً یکی از قدرت ها و ابزار های عقل است؛ بنابراین عقل برای اثبات خود، نیازی به ابزار های خود ندارد، بلکه عقل، خود از خود آگاه است و هر چیزی هم به نور آگاهی عقل، آشکار و اثبات می شود.

برای درک حضور عقل، عدم غفلت از خویشتن، شرط لازم است و علت دوری از عقل، فقدان حضور در خویشتن و از خود بیگانگی و تسخیر شدن ذهن توسط برخی تمایلات کور است.

طبق فرمایش قرآن کریم، همه انسان ها دارای عقل هستند؛ اما به دلیل کور دلی نمی توانند از آن بهره ای بگیرند:

“آیا در زمین سیر نمی کنند تا صاحب قلب هایی گردند که بدان تعقل کنند و گوش هایى که بدان بشنوند؟ زیرا چشم ها نیستند که کور مى‏شوند، بلکه دل هایى که در سینه‏ها جاى دارند کور می شوند”.[۱]

در آیه دیگری می فرماید:

“به یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم؛ آنها قلب هایی دارند که با آن نمى‏فهمند و چشمانى که با آن نمى‏بینند و گوش هایى که با آن نمى‏شنوند، آنها همچون چهارپایانند، بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند”.[۲]

برخی روایات در مورد چیستی عقل:

۱٫ از امام صادق (ع) سؤال شد که عقل چیست؟ فرمودند: چیزی است که به وسیله آن خدا پرستش شود و بهشت به دست آید. راوى می گوید: گفتم: پس آنچه معاویه داشت چه بود؟ فرمود: آن نیرنگ است، آن شیطنت است، آن نمایش عقل را دارد ولى عقل نیست.[۳]

۲٫ چون خدا عقل را آفرید … فرمود به عزت و جلالم سوگند مخلوقى که از تو در پیشم محبوب تر باشد نیافریدم و ترا تنها به کسانى که دوستشان دارم به طور کامل دادم[۴].

۳٫ جبرئیل (ع) بر آدم (ع) نازل شد و گفت: اى آدم من مأمور شده‏ام که ترا در انتخاب یکى از سه چیز مخیر سازم؛ پس یکى را برگزین و دو تا را واگذار، آدم گفت؛ آن سه چیز چیست؟ گفت: عقل و حیاء و دین. آدم گفت؛ عقل را برگزیدم، جبرئیل به حیاء و دین گفت شما بازگردید و او را واگذارید، آن دو گفتند اى جبرئیل ما مأموریم هرجا که عقل باشد با او باشیم.[۵]

۴٫ پیغمبر اکرم (ص) فرمودند: خدا به بندگانش چیزى بهتر از عقل نبخشیده است؛ زیرا خوابیدن عاقل از شب بیدارى جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل (به سوى حج و جهاد) بهتر است و خدا، پیغمبر و رسول را جز براى تکمیل عقل مبعوث نسازد (تا عقلش را کامل نکند، مبعوث نسازد) و عقل او برتر از عقول تمام امتش باشد و آنچه پیغمبر (ص) در خاطر دارد، از اجتهاد مجتهدین بالاتر است و تا بنده‏اى واجبات را به عقل خود درنیابد آنها را انجام نداده است، همه عابدان در فضیلت عبادتشان، به پاى عاقل نرسند. عقلا همان صاحبان خردند که در باره ایشان فرموده: تنها صاحبان خرد اندرز می گیرند.[۶]

۵٫ امام صادق(ع) فرمود: خداى عز و جل، عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن مخلوق اول از روحانیین است.[۷]

۶٫ بین ایمان و کفر فاصله ای نیست جر کمی عقل.[۸]

 



[۱]. حج، ۴۶٫

[۲]. اعراف ، ۱۷۹٫

[۳] . کلینی، کافی، ج۱، ص۱۲،  دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵هـ ش.

[۴]. همان، ص ۱۰٫

[۵]. همان.

[۶]. همان، ص  ۱۳٫

[۷]. همان، ص ۲۰٫

[۸]. همان، ص ۲۸٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


6 + 4 =