دایره المعارف اسلام پدیا » ماهیت انسان در قرآن
منوی اصلی

ماهیت انسان در قرآن

تاریخ: ۱۳ دی ۱۳۹۰ در باب: انسان

از نگاه قرآن انسان موجودى است که از یک سو فطرتى الهى و از سوى دیگر، طبیعتى مادى دارد، فطرت او را به سمت معارف بلند، معنویات، و خیرات دعوت مى کند و طبیعت او را به حضیض مادیّت، شهوات و شرور فرا مى خواند. حیات انسان صحنه مبارزه دائم بین طبیعت و فطرت او است. اگر طبیعت انسان بر فطرت غلبه کرد و او مسیر طبیعت را پى گرفت، از نگاه قرآن این انسان، انسانى است وارونه و منحرف و اگر فطرتش غالب شد و طبیعتش در مسیر فطرت قرار گرفت، در این صورت این انسان، انسانى است که در مسیر هدایت قرار گرفته و در طریق حق قدم برداشته است.

در قرآن امورى به عنوان امور مشترک در بین انسان ها ذکر مى شود، گاه در مقام فضیلت و گاه رذیلت. البته هیچ یک از اینها به این معنا نیست که انسان ها بالفعل داراى تمام این فضایل یا رذایل هستند، بلکه مقصود این است که در انسان هم زمینه فضایل وجود دارد و هم زمینه رذایل. در جایى مى گوید: فطرت انسان ها الهى است، «فِطرَت اللَّهِ الَّتى فَطرَ النَّاس عَلَیهَا»[۱] در جاى دیگرى مى گوید: «إِنَّ الانسنَ خُلِقَ هَلُوعا»[۲] جایى از فضیلت انسان سخن مى گوید و جایى از رذیلت. جایى فطرت الهى انسان را ذکر مى کند، جایى بى صبرى، ناتوانى، و طمع کارى او را. هیچ یک از این دو بیان ناظر به این نیست که وقتى انسان ها به دنیا مى آیند بالفعل داراى فضایل یا رذایلى هستند. خداوند تبارک و تعالى درباره انسان مى گوید: «وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطونِ أُمَّهَتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شیْئاً»[۳] شما وقتى از شکم مادرانتان خارج شدید، چیزى نمى دانستید. بنابر این، انسان از نگاه قرآنى موجودى است که وقتى پا به عرصه این عالم مى گذارد علمى ندارد، آگاهی اى ندارد، ولى فطرتى الهى دارد. و در عین حال کششى به سمت مادیات در طبیعت او وجود دارد. وقتى وارد صحنه عالم مى شود، در واقع از یک سو، شناخت و معرفت را آغاز مى‏کند و از سوى دیگر، در راستاى طبیعت یا فطرت جهت مى گیرد. این نگاهى است که قرآن به انسان دارد و در وراى پوسته متفاوت انسان ها، یک باطن واحد را مى بیند.



[۱]. روم، ۳۰، همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است.

[۲]. معارج، ۱۹، به راستى که انسان سخت آزمند (و بى تاب) خلق شده است.

[۳]. نحل، ۷۸٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


+ 7 = 14