دایره المعارف اسلام پدیا » لواط
منوی اصلی

لواط

تاریخ: ۰۱ دی ۱۳۹۰ در باب: حقوق و احکام

مفهوم شناسی لواط

لواط عبارت است آمیزش جنسی دو انسان ذکور.[۱] به سخن دیگر عبارت است از از آمیزش مردى با مرد دیگر یا نوجوان زیباروى و وجه تسمیه‌اش آن است که این عمل از کارهاى زشت قوم لوط بوده و لذا لواط نامیده شده است.[۲]

لواط با ادخال تمام حشفۀ مرد در دُبر مرد دیگر محقق مى‏شود.‏[۳]

فلسفه حرمت لواط

در روایات اسلامى در عباراتى کوتاه و پرمعنا اشاره به دلایل حرمت لواط شده است، از جمله در روایتى از امام صادق (ع) مى‏خوانیم که کسى از آن حضرت سؤال کرد، چرا خداوند لواط را حرام کرده است؟ اگر آمیزش با پسران حلال بود مردان از زن ها بى‏نیاز (و نسبت به آنان بى‏میل) مى‏شدند، و این باعث قطع نسل انسان مى‏شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعى جنس موافق و مخالف مى‏گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقى و اجتماعى به بار مى‏آورد.[۴]

همچنین در قران کریم علت حرمت لواط این گونه بیان شده است:

حضرت ” لوط”(ع) این پیامبر بزرگ خطاب به قوم خودش می فرماید:« أَإِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبیلَ وَ تَأْتُونَ فی‏ نادیکُمُ الْمُنْکَرَ …».[۵]

آیا شما به طرف مردان مى‏آئید و راه تناسل را قطع مى‏کنید؟! و در مجلس خود آن عمل ناپسند را مرتکب مى‏شوید. علت حرام بودن مردان بر مردان یعنى لواط و حرام بودن زنان بر زنان یعنى مساحقه کردن آن است که حق تعالى در آفرینش زنان و مردان گویا آنها را با یک دیگر مرکب قرار داده یعنى زنان را از براى مردان خلق کرده و بر طبق طبع مردان مقرر داشته است و در اصل آفرینش و وضع خلقت بنى آدم زنان را به جهت رغبت و میل مردان آفرید و اجزاء آنها را مناسب میل مردان گردانید و جهت دیگر آن که اگر جایز باشد مردان با یک دیگر لواط کنند و یا این که زنان با یک دیگر مساحقه کنند سبب انقطاع نسل و فساد تدبیر در نظم عالم دنیا شود.[۶]

لواط در قرآن

لواط یکی از زشت ترین گناهانی است که خداوند متعال در قرآن به زشتی این عمل اشاره می کند:

لتَأْتُونَ الْفاحِشَهَ ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِین.[۷]

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَهً مِنْ دُونِ النِّساء بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ.[۸]

آیه اول اشاره دارد به این که این گناه علاوه بر این که خود یک عمل زشت و فوق العاده ننگین است قبل از شما در هیچ قوم و ملتى سابقه نداشته است، و این زشتى آن را چند برابر مى ‏کند؛ زیرا پایه غلط و سنت شوم و وسیله‏ اى براى گناه دیگران در آینده نزدیک و دور خواهد بود

آیه دوم اشاره به این دارد که چه انحرافى از این بدتر که وسیله تولید نسل را که آمیزش زن و مرد است و خداوند آن را به طور غریزى در هر انسانى قرار داده، رها کنند، و سراغ” جنس موافق” بروند کارى که اصولا بر خلاف فطرت و ساختمان طبیعى جسم و روح انسان است و نتیجه‏ اش عقیم ماندن هدف آمیزش جنسى است، و به تعبیر دیگر، تنها اثرش یک اشباع کاذب جنسى و از بین بردن هدف اصلى یعنى ادامه نسل بشر مى ‏باشد، و در پایان آیه به عنوان تأکید مى‏گوید: شما جمعیت اسراف ‏کارید” یعنى از حدود الاهى قدم بیرون گذارده و در انحراف و تجاوز از مرز فطرت سرگردان شده اید.[۹]

علاوه بر این دو آیه آیات دیگری در مذمّت لواط در قرآن آمده است:

در قرآن از قول حضرت لوط به قومش آمده است  آیا در میان جهانیان شما به سراغ جنس مرد می‌روید و همسرانی را که خدا برای شما آفریده است رها می‌کنید؟!‌ شما قوم تجاوزگری هستید.»[۱۰]

لواط در احادیث

لواط یکی از گناهان کبیره از نظر دین اسلام است و از آن به شدت نهی شده است. در احادیثی که از معصومان (ع) در رابطه با لواط نقل شده، کسانی را که مرتکب عمل لواط می شوند بسیار مذمّت کرده اند؛ در این جا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می شود:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اگر کسانی را در حال انجام لواط پیدا کردید، هر دو را بکشید لواط زنا است بلکه زشت‏ترین صورت آن است.»[۱۱]

امام رضا (ع) می فرماید: «اگر سزاوار بود شخصی دو بار رجم وسنگسار گردد، حق همین لواط کنندگان است… ».[۱۲]

پیامبر اکرم ‏(ص): «بوی بهشت به مشام کسی که مورد هم جنس گرایی واقع می‌شود، نخواهد رسید».[۱۳]

شخصی از حضرت امام صادق (ع) درباره لواط سؤال کرد، آن حضرت فرمود:« لواط، کفر است به آنچه را که از طرف خداوند بر پیامبر نازل شده است».[۱۴] در روایات دیگر نیز، لواط کفر به خداوند شمرده شده است.»[۱۵]

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «خداوند هفت طائفه را در بالاتر از آسمان های هفت گانه، لعن فرموده و از رحمت واسعه خود دور نموده است. پس یکى از آنها را سه مرتبه لعن فرموده… ملعون است، ملعون است، ملعون است، هر که عمل قوم لوط را انجام دهد…».[۱۶]

بنابراین، از نگاه احادیث، لواط در حکم کفر به خداوند است و اگر کسی که مرتکب چنین عملی شده، توبه واقعی نکند در قیامت جایگاهش جهنم است؛ بنابراین، باید از چنین گناه بزرگی دوری کرد.

از امام صادق (ع) نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود: « هر که با پسرى آمیزش کند، روز قیامت با حال جنابت وارد مى ‏شود و آب دنیا او را پاک نمى ‏گرداند و خدا بر او خشم مى‏گیرد و او را لعنت مى‏کند و جهنّم را- که بد سرانجامى است- براى او آماده مى ‏سازد.»[۱۷]

حکم لواط در مذهب شیعه

لواط یکی از گناهان کبیره است که همه علمای شیعه بلکه همه مسلمانان بر زشتی و حرمت آن اتفاق نظر دارند چنانکه شیخ صدوق یکی از بزرگ ترین علمای شیعی مى‏فرماید: «بدانید که لواط از زنا سخت‏تر است و زنا رشته روزى را قطع مى‏کند و عمر را کوتاه مى‏سازد و مرتکبش را در آتش، جاودان مى‏سازد و شرم را از چهره او مى‏زداید».

همچنین شیخ مفید در رابطه با این موضوع مى‏فرماید: «لواط، بدکردارى با جنس ذکور است که بر دو گونه مى‏باشد: یکى انجام کار در غیر دُبر که همان ران ها است که در این صورت اگر فاعل و مفعول، عاقل بالغ بوده باشند به هر یک صد تازیانه زده مى‏شود و غیر محصن بودن یا محصن بودن در زدن تازیانه شرط نیست- بر خلاف آنچه در زنا شرط است- و حدّ آن دو (فاعل و مفعول)، تازیانه است براى این کار که جز آن چنین حدّى ندارد.

دوم : فروکردن در دبر است که باید کشته شوند، خواه هر دو طرف محصن باشند یا نباشند».

علما در این باره سخنان بسیار گفته‏اند و همه آنها گواه حرمت لواط است که علماى شیعه امامیه و بلکه همه مسلمانان بر آن اجماع دارند.[۱۸]

لواط با برادر همسر قبل از ازدواج

با توجه به این که لواط یکی از گناهان کبیره است عقوبت هایی را به دنبال دارد از جمله عقوبت های لواط حرمت ازدواج است، حضرت امام خمینی(ره) در این باره فرموده اند: “اگر کسی با مردی لواط کند و لو این که مقداری از حشفه[۱۹] داخل شود، مادر لواط داده و مادر بزرگش و هر چه بالاتر رود‏، و دختر لواط داده و دختر دخترش و هر چه پائین تر رود و خواهرش، بر فاعل حرام می شوند اگر چه لواط کننده و لواط دهنده بالغ[۲۰] نباشند اما مادر و دختر و خواهر فاعل بر مفعول حرام نمی شود.[۲۱] بله اگر گمان کند که دخول شده، یا شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمى‏شوند.

همه مراجع تقلید در این مسأله یک نظر دارند و از نظر شرع مقدس هیچ راهی برای جواز و صحت چنین ازدواجی وجود ندارد و این عمل شنیع باعث حرمت ابدى می شود.[۲۲]

لواط با برادر همسر بعد از ازدواج

همه علمای شیعه معتقدند که اگر لواط با مردی قبل از ازدواج صورت بگیرد خواهر، مادر ودختر…لواط دهنده بر لواط کننده حرمت ابدی پیدا می کنند ولی اگر لواط با مردی بعد از عقد با دختر یا خواهر یا مادر  او انجام گرفته باشد بنابر فتوای مراجع معظم، مادر و خواهر و یا دختر لواط دهنده برای لواط کننده حرام نمی شود.[۲۳]

حال اگر این روابط حرام جا به جا شود یعنی لواط دهنده، فاعل هم واقع شود همین حکم نسبت به مفعول دومی هم صدق می کند.

لواط با مرد میّت‌

یکی از موارد تشدید مجازات،در مورد کسانی که مرتکب لواط می شوند، لواط با مرده است؛ بدین معنا که حاکم، لواط کار را بیش از حدّ مقرّر به مقدار صلاحدید، کیفر مى‌کند:

آیت الله بهجت در رابطه با این موضوع می فرمایند: حکم لواط با مرد میّت، در صورت دخول و عدم دخول[۲۴] مثل لواط با مرد زنده است. اما مجازات لواط با میت بخاطر شنیع تر بودن آن تشدید می شود همانگونه که مجازات زنای با میت در تازیانه زدن و قتل تشدید می شود.[۲۵]

نماز و عرق جنب از حرام

اکثر مراجع تقلید[۲۶] می فرمایند: کسی که از طریق حرام جنب شود، خواه به واسطه زنا باشد یا لواط و یا استمنا، عرق او نجس نیست، ولی مادام که بدن یا لباس او عرق دارد، با آن لباس – بنابر احتیاط  واجب- نماز نخواند[۲۷]. احتیاط مستحب آن است که از عرق جنب از حرام پرهیز شود و برای رعایت این احتیاط، بهتر است با آب ملایم غسل کند که هنگام غسل بدن او عرق نکند، این در صورتی است که با آب قلیل غسل نماید و اگر با آب کر و مانند آن باشد اشکال ندارد، اما بعد از پایان غسل (بنابر احتیاط مستحب) یک بار همه بدن را آب بکشد.[۲۸]

راه های اثبات لواط

از همان راه هائى که زنا ثابت مى‌شود لواط هم ثابت مى‌شود اول: خود لواط کننده اگر بالغ و عاقل و آزاد باشد به اختیار خود چهار مرتبه اقرار کند، و بنابر احتیاط باید اقرار او در چهار جلسه باشد.

دوم: اینکه چهار مرد عادل شهادت دهند به دیدن عمل لواط، و اگر سه مرد و دو زن نیز شهادت دهند بنابر اقوى کافى است.[۲۹]

حد لواط کننده و لواط دهنده در مذهب شیعه

خداوند متعال برای جلوگیری از شیوع فحشا و پاک شدن کسانی که مرتکب گناهان کبیره (لواط وزنا) می شوند مجازات های سختی در نظر گرفته است.  حمّاد بن عثمان می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم:

مردى با مرد دیگر عمل فحشاء انجام داد حکمش چیست؟ فرمود: اگر داراى همسر باشد حکمش کشتن است، و اگر محصن نیست یک صد تازیانه، عرض کردم: حکم مفعول چیست؟ فرمود: باید کشته شود چه محصن باشد چه غیر محصن؟

فقهاى امامیّه می فرمایند: حدّ لاطى قتل است ولى امام در کیفیت قتل (با شمشیر، یا فرو افکندن از بلندى- کوه یا عمارات بلند- یا سوزانیدن او به آتش و یا رجم و سنگسار) مخیّر است به هر قسم که می خواهد می تواند حد را جاری کند.‌[۳۰]

-اگر مفعول صغیر یا مجنون باشد باز حدّ فاعل کشتن است.

- اگر مرد بالغى، پسر بچه یا دیوانه‌اى را وادار کند که با وى این عمل را انجام دهند و مفعول واقع شود حکم این است که مفعول را باید کشت و فاعل را باید تأدیب کرد.

- اگر مولائى با غلام خویش لواط کند و غلام مفعول گوید مولا او را مجبور کرده این ادّعا از عبد پذیرفته مى‌شود و فاعل را باید کشت ولى اگر عبد هم به اختیار خویش تمکین کرده و مفعول واقع شده باید او را نیز بکشند.

- حکم مفعول هم مانند حکم فاعل است در صورت دخول یعنی اگر ایقاب [دخول] به وى حاصل شده او نیز کشته مى‌شود.

- و اگر ایقاب حاصل نشده بلکه مجرد مالیدن آلت بوده حکم آن است که صد تازیانه باید زد چه بنده باشد چه آزاد، چه فاعل و چه مفعول و اگر این عمل سه‌ بار تکرار شود و حدّ مذکور اجرا شد بار چهارم کشته مى‌شوند.[۳۱]

امام صادق (ع) فرمود: «در حالى که امیرالمؤمنین (ع) همراه با گروهى از یارانش بود، مردى نزد ایشان آمد و گفت: اى امیرالمؤمنین(ع)، من با پسرى آمیزش کرده‌ام؛ مرا پاک کن. امیرالمؤمنین (ع) به او فرمود: اى فلان، برو به منزلت؛ شاید صفرایت طغیان کرده است. فرداى آن روز آن مرد مجددا نزد امام (ع)، آمد و به امام گفت: اى امیرالمؤمنین(ع)، من با پسرى آمیزش کرده‌ام؛ مرا پاک ساز. حضرت به او فرمود: اى فلانى، برو به منزلت؛ شاید صفرایت طغیان کرده است و هذیان مى‌گویى. تا آن که پس از بار اول، سه بار چنین کرد. در بار چهارم به او گفت: اى فلانی، رسول خدا (ص) در مورد همانند تو سه حکم داده است. تو هر کدام را که مى‌خواهى، انتخاب کن. او پرسید: آن سه [حکم] چیست اى امیرالمؤمنین؟ حضرت فرمود: یک ضربه شمشیر در گردنت، هرچه که با تو بکند [به هر جا که برسد]؛ یا پرت کردن از کوه با دست و پاى بسته یا سوزاندن با آتش.

آن مرد به امیرالمؤمنین (ص) گفت: کدامین یک از این سه تا بر من سخت‌تر است؟ حضرت فرمود:

سوزاندن با آتش. آن مرد گفت: من همین را اختیار مى‌کنم، اى امیرالمؤمنین. حضرت فرمود: خویش را براى سوختن آماده ساز. مرد گفت: باشد. آن‌گاه دو رکعت نماز گزارد و پس از آن در حالت تشهد نشست و گفت: خدایا، من گناهى کرده‌ام که تو خود مى‌دانى و من از این کار ترسیده‌ام و آمده‌ام نزد وصى رسول تو و پسر عموى پیامبرت و از او خواسته‌ام تا مرا پاک کند. او هم مرا بین سه نوع از عذاب مخیر ساخت. خدایا، من هم سخت‌ترین آن را اختیار کردم. خدایا، از تو مى‌خواهم که این را‌ کفارۀ گناهانم قرار دهى و مرا با آتشت در آخرتم نسوزانى. سپس در حالى که مى‌گریست بپا خاست تا آن که در چاله‌اى که امیرالمؤمنین(ع) براى وى کنده بود، نشست- در حالى که مى‌دید آتش در اطرافش شعله مى‌کشد.

امام صادق فرمود: در این جا امیرالمؤمنین (ع) گریست و یارانش هم گریستند. امیرالمؤمنین (ع) به آن مرد گفت: اى فلان، برخیز؛ تو فرشتگان آسمان و زمین را به گریه درآوردى. خداوند توبه‌ات را پذیرفت. بپا خیز و دیگر به سراغ آنچه انجام دادى، مرو».

امام صادق (ع) فرمود: «خالد به ابوبکر نوشت: سلام بر تو؛ اما پس از سلام، مردى را که بیّنه بر او شهادت داده‌اند که با او چون زن آمیزش مى‌شود، نزد من آورده‌اند. ابوبکر در این موضوع مشورت کرد. به او گفتند: او را بکشید. ابوبکر پس از آن با امیرالمؤمنین على (ع) مشورت کرد.

حضرت فرمود: او را به آتش بسوزانید؛ چرا که عرب کشته شدن را چیزى به حساب نمى‌آورد. ابوبکر به عثمان گفت: تو چه مى‌گویى؟ عثمان گفت: من هم همان را که على (ع) مى‌گوید؛ او را با آتش بسوزانید. ابوبکر گفت: و من هم با نظر شما همراهم و براى خالد نوشت که او را با آتش بسوزان و خالد او را سوزاند».

امام صادق (ع) بیان داشت: «امیرالمؤمنین (ع) فرمود: اگر مردى سخن گفتن و راه رفتنش چون زنان است و خودش را در اختیار دیگران قرار مى‌دهد و آن گونه که با زن آمیزش مى‌شود با او آمیزش مى‌کنند، او را سنگسار کنید و زنده نگذارید».

امام صادق (ع) دربارۀ کسى که [با همجنس] آمیزش مى‌کند، فرمود: «اگر محصن است، باید سنگسار شود و اگر محصن نیست، بر او حدّ است».

امیرالمؤمنین على (ع) پیوسته مى‌فرمود: «کسى که کار قوم لوط را انجام مى‌دهد، با سنگ سنگسار مى‌شود، فرق نمی کند محصن باشد یا نباشد. و حضرت فرمود: قوم لوط هم سنگسار شدند».

امام جعفر صادق (ع) فرمود: «آن کس که با او از پشت آمیزش مى‌شود، سنگسار مى‌شود؛ چه کننده و چه کسى که با او این کار مى‌شود».

امام صادق (ع)  از پدرشان از پدران‌شان (ع) روایت کرده‌اند که: «مردى را که با او در پشتش آمیزش شده بود، نزد عمر آوردند. خواست تا او را تازیانه بزند. به شهود گفت: آیا دیدید که چون میل در سرمه‌دان وارد کند؟ گفتند: آرى. عمر به امیرالمؤمنین على (ع) گفت: شما در این مورد چه نظر دارید؟ حضرت آن مردى را که با این شخص آمیزش کرده بود، طلبید ولى او را نیافت. پس از آن، حضرت فرمود: نظر من این است که گردنش زده شود. عمر دستور داد و گردنش زده شد. سپس امام على (ع) فرمود: او را تحویل بگیرید؛ کیفر دیگرى برایش مانده است. پرسیدند: آن کیفر چیست؟

حضرت فرمود: دسته‌اى هیزم بیاورید. عمر دسته‌اى هیزم خواست. حضرت مرد را در آن دسته هیزم پیچید. آن‌گاه آن را بیرون برد و با آتش سوزاند. امام صادق (ع) بیان داشت: پس از آن، امیرالمؤمنین (ع) فرمود: خداوند بندگانى دارد که در پشت‌هاى‌شان رحم‌هایى چون رحم زنان است.

عمر گفت: پس چرا در این رحم‌ها باردار نمى‌شوند؟ حضرت فرمود: چون این رحم‌ها وارونه است و اینان در پشت‌هاى‌شان غده‌هایى چون غدۀ شتر است؛ هر زمان که حرکت کند، آنان به هیجان درآیند و هر زمان که آرام گیرد، آنان نیز آرام گیرند».[۳۲]

حد واسطۀ لواط

با توجه به این که قوادی به معنای رساندن زن و مرد و یا دو مرد به یک دیگر به منظور ارتکاب عمل منافی عفت به کار می رود خداوند متعال برای جلوگیری از شیوع این اعمال فحشا، برای دلالان آن مجازات سختی در نظر گرفته است چنانکه در کتب فقهی آمده است: (قواد) دلال را در هر بار که عمل قیادت را انجام مى‌دهد هفتاد و پنج ضربه تازیانه(سه چهارم حدّ زانى) باید زد به جرم اقدام به وساطت در این اعمال ناپسند علاوه بر آن باید سر او را تراشیده و در میان شهر بگردانند تا همگان او را بشناسند و آبرویش برود سپس او را نفى بلد کنند[۳۳] یعنى از آن شهر دور کنند.[۳۴]

و در این حکم فرق میان آزاد و بنده، مسلمان و کافر، و زن و مرد نیست مگر این که در مورد زن سر تراشیدن و نفى بلد نیست بلکه فقط دو حکم دیگر تازیانه و شهرت ثابت است.[۳۵]

 

راه های اثبات قیادت

قوادی (واسطه گری برای زنا یا لواط) از دو راه قابل اثبات است:

الف: با شهادت دو مرد عادل.

ب: با اقرار خود شخص دلّال به این که دو بار[۳۶] نزد حاکم بر این عمل زشت و ننگین اعتراف نماید. پس آن گاه حد شرعى اجرا مى‌شود.[۳۷]

حکم لواط در مذهب تسنن

(در حال تکمیل است)

ازدواج با خواهر لواط دهنده از دیدگاه اهل سنت

با توجه به این که در مذهب تشیع یکی از موانع ازدواج، لواط با شخصی است که می خواهد بعداً با خواهر یا مادر یا دختر او ازدواج کند، ولی در میان علمای اهل سنت راجع به این مسئله اختلاف نظر وجود دارد؛ در زیر به برخی از نظریات اشاره می شود:

۱٫ مذاهب مالکی، شافعی، حنفی می گویند به وسیلۀ لواط، نکاح حرام نمی شود.[۳۸]

۲٫ به احمد بن حنبل نسبت داده شده است: اگر کسی با فرزند یا پدر و یا برادر زنش لواط کند، زنش بر او حرام می شود.[۳۹]

حد لواط‌ در مذاهب اهل تسنن

در بعضی از مذاهب اهل تسنن برای کسانی که مرتکب عمل لواط می شوند مجازات هایی در نظر گرفته شده است چنانکه ابو حنیفه نعمان بن ثابت مى‏گوید: هر گاه مردی با پسرى لواط کند بر وى حدّ جاری نمی شود بلکه به منع و تعزیر، مانند تغلیظ در کلام و ادب کردن و یک کفش زدن و هر چه شبیه اینها باشد، اکتفا می شود.‏[۴۰]

 

حد قذف

معناى قذف در لغت عبارت است از مطلق رمى یعنى افکندن سنگ و … ولى در اصطلاح فقه در باب حدود به معناى رمى به زنا یا لواط است یعنى به فردى تهمت زدن و نسبت ناروا دادن و گفتن این که او زنا کار یا اهل لواط است.

هر انسان مکلّفى [بالغ و عاقل و مختار و قاصد] به مرد مسلمان بالغ و عاقل و آزاد و دارای همسر بگوید: یا زانى [اى زنا کار] یا بگوید: یا لائط [اى لواط‌کار] و یا بگوید: یا منکوحاً فى دبره [اى کسى که در پشت او دخول شده] یا بگوید: انت زان [تو زناکارى] و یا بگوید: انت لائط [تو اهل لواطى] حال به هر زبانى که این کلمات را ادا کند به عربى یا عجمى و گوینده مفاد و معناى این کلمات را هم بداند با این خصوصیات حدّ قذف بر وى اجرا مى‌شود و آن عبارت است از هشتاد تازیانه که در آیه صریحا آمده و در این امر فرقى میان آزاد و بنده نیست.

اگر مکلفى به جماعتى ناسزا بگوید و آنها را نسبت به زنا یا لواط دهد حکم آن است که اگر دسته جمعى براى داد خواهى نزد حاکم آمدند براى همه یک حدّ قذف باید زد و اگر جدا جدا بیایند براى هر یک على‌حده یک حدّ باید زد.[۴۱]

راه های اثبات قذف

اثبات قذف یا به این است که خود قاذف دو بار اعتراف کند که فلانى را قذف کرده و یا به این که دو شاهد عادل بر قذف او شهادت دهند.[۴۲]

فقیهان امامیه در اثبات برخى از حقوق الهى (امور کیفرى) تعدّد اقرار را شرط دانسته‌اند: از جمله براى اثبات زنا و لواط ۴ بار و براى اثبات سرقت، قذف و شرب خمر ۲ بار اقرار را لازم دانسته‌اند . قانون مجازات اسلامى ایران به پیروى از فقه امامیه براى اثبات جرایم فوق تعدد اقرار را لازم شمرده است.[۴۳]

لواط  و قوم لوط

هم جنس بازى (لواط) عمل زشت و ناپسندى است که بر خلاف طبیعت و غریزه انسانى است و پیامبران الهى با این عادت زشت برخورد کرده‏اند. قرآن کریم در چند مورد، داستان قوم لوط را بیان کرده و در ضمن آن این عمل را سرزنش نموده و ممنوع اعلام مى‏دارد:

اول: أَ تَأْتُونَ الذُّکْرانَ مِنَ الْعالَمِینَ وَ تَذَرُونَ ما خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْواجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عادُونَ[۴۴] «آیا در میان جهانیان شما به سراغ جنس ذکور مى‏روید و هم جنس بازى مى‏کنید آیا این زشت و ننگین نیست؟ و همسرانى را که پروردگارتان براى شما آفریده است رها مى‏کنید؟ حقا شما قوم تجاوزگرى هستید.»

در این جا قرآن قوم لوط را متجاوز مى‏خواند چون کسى که غذاى سالم نیروبخش را رها کند و به سراغ غذاى مسموم و آلوده برود طغیانگر و تجاوزکار است.

دوم: وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَهَ ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَهً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ [۴۵] «و به خاطر آورید لوط را، هنگامى که با قوم خود گفت: آیا عمل بسیار زشتى را انجام مى‏دهید که هیچ یک از جهانیان، پیش از شما انجام نداده است؟ آیا شما از روى شهوت به سراغ مردان مى‏روید نه زنان؟ شما گروه اسراف کار و منحرفى هستید.»

در آیه اول اشاره مى‏شود که این گناه علاوه بر این که خود یک عمل زشت و فوق العاده ننگین است قبل از شما در هیچ قوم و ملتى سابقه نداشته است و این زشتى، آن را چند برابر مى‏کند زیرا پایه‏گذارى روش غلط و سنت شوم وسیله‏اى براى گناه دیگران در آینده خواهد شد. قوم لوط مردمى ثروتمند و مرفه و شهوت ران و هواپرست بودند. [۴۶] و طبق فرموده قرآن عمل زشت لواط را پایه‏گذارى کردند.

سوم: وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَهَ ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نادِیکُمُ الْمُنْکَرَ … [۴۷]

«و لوط را فرستادیم هنگامى که به قوم خود گفت: شما عمل بسیار زشتى انجام مى‏دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است. آیا شما به سراغ مردان مى‏روید و راه تداوم نسل انسان را قطع مى‏کنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مى‏دهید؟»

چهارم: وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَهَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَهً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ فَما کانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ یَتَطَهَّرُونَ [۴۸]«و لوط را به یادآور هنگامى که با قومش گفت: آیا شما به سراغ کار بسیار زشتى مى‏روید در حالى که نتایج شوم آن را مى‏بینید. آیا شما به جاى زنان از روى شهوت به سراغ مردان مى‏روید؟ شما قومى نادانید. آنها پاسخى جز این نداشتند که به یکدیگر گفتند: خاندان لوط را از شهر و دیار خود بیرون کنید که اینها افرادى پاکدامن هستند.»

فاحشه به معناى کارهایى است که قبح آن روشن و آشکار است و در این جا منظور همجنس‏گرایى، یعنى عمل ننگین لواط است. و جمله «انتم تبصرون» اشاره به این است که شما زشتى این عمل و عواقب شوم آن را با چشم خود مى‏بینید.

این آیه نشان مى‏دهد که این عمل (لواط) نتیجه جهل و نادانى و بى‏خبرى از قانون آفرینش و از همه ارزش هاى انسانى است.[۴۹]

در پایان آیه کلام قوم لوط را نقل مى‏کند که آن قدر سقوط اخلاقى پیدا کرده بودند که در محیط آلوده آنان، پاکى جرم بود و خاندان پیامبر خدا (لوط) را به خاطر پرهیز از آلودگى و ننگ، تبعید مى‏کنند. [۵۰]

عواقب لواط

عمل شنیع لواط از بزرگ ترین گناهان است که خداوند در قرآن، خبر از عذاب و هلاکت قوم لوط به علت ابتلا به این گناه، را داده است.[۵۱]

این عمل دارای دوگونه آثار است:

۱- آثار تکلیفی یعنی این که این عمل حرام و گناه بزرگی است و برای آن، مجازات و حدود سنگینی از جمله قتل و اعدام تعیین شده است.[۵۲] اما اگر قبل از این که این گناه در محکمه ثابت شود فرد گناهکار بین خود و خدای خود واقعاً توبه کند مسلماً خداوند توبۀ حقیقی او را قبول می کند.

۲- آثار وضعی: لواط آثار وضعی خاصی (مثل حرمت ازدواج فرد لواط کننده با دختر و خواهر و مادر فردی که با او لواط انجام داده است) را به دنبال دارد که حتی با توبۀ حقیقی آن آثار بر طرف نخواهد شد.[۵۳]

نظر بعضی از مراجع تقلید این است که این حکم در صورتی است که لواط کننده بالغ باشد اما اگر لواط کننده بالغ نباشد چنین اثری ندارد. اما در این حکم فرقی نیست پسرى که لواط داده بالغ باشد یا نباشد. در حدیث آمده: «حُرْمَهُ الدُّبُرِ أَعْظَمُ مِنْ حُرْمَهِ الْفَرْج»؛  یعنى لواط بدتر است از زنا.[۵۴]

توبه از لواط

از نظر اسلام لواط عمل بسیار پست و شنیع و از جمله گناهان کبیره است که مجازات و حدود سنگینی از جمله قتل و اعدام برای آن تعیین شده است.[۵۵]

از آیات متعدد قرآن مجید استفاده مى‏شود که هر چند گناهان انسان زیاد و بزرگ باشد، اما انسان نباید از رحمت و مغفرت الهی نا امید شود؛ زیرا خداوند متعال  وعده آمرزش داده است.[۵۶]

خداوند متعال که آفرینندۀ انسان بوده و به تمام ویژگی های او آگاه است، پاک شدن از همۀ گناهان (هر چند گناهان بزرگ باشند) را ممکن دانسته و همگان را به تلاش و مجاهدت نفس برای رسیدن به آن دعوت فرموده و وعدۀ آمرزش و عفو داده است، تا جایی که ناامیدی از عفو و بخشش الهی را بالاترین و بزرگترین گناه شمرده است.[۵۷]

بنابر این اگر انسان مرتکب هر نوع آلودگی و گناه از جمله مرتکب این عمل زشت شود و بعد از آن واقعاً پشیمان شده و توبه کند امید است که توبه اش پذیرفته شود و مورد لطف و عنایت پروردگار قرار گیرد.

اما به طور قطع، آلوده نشدن به گناه بسیار آسان تر از توبه کردن است؛ زیرا توبۀ حقیقی شرایطی دارد و حصول آن مشکلات و سختی های بسیاری به دنبال داشته و هر کس را در این مسیر، توفیق، یار نیست. به علاوه با آلوده شدن به گناه از آثار وضعی آن (در دنیا و آخرت) نیز مصون نخواهد بود.

آسیب شناسی لواط

با توجه به این که روی آوردن به این عمل شنیع بر خلاف طبع انسان است و طبیعت انسانی گرایش به جنس مخالف دارد نه جنس موافق؛ لذا علل گرایش به لواط را شاید بتوان در این موارد خلاصه کرد:

۱- روابط غلط خانوادگی. طرز رفتار پدر و مادر با فرزندان خود، و یا عدم مراقبت از فرزندان همجنس، و طرز معاشرت از عوامل این آلودگى می گردد.[۵۸]

۲- تجارب غلط هم جنس خواهی در اثر برخورد با دوستان ناباب.

۳- احساس بی ارزشی و سرخوردگی در تلاش برای ایجاد رابطه مشروع با جنس مخالف.

۴- محدودیت‏های محیطی (مثلاً محل خواب پسرها از یک دیگر جدا نیست و یا اهل خانواده مجبورند با هم در یک محل و در یک اتاق زندگی کنند).

۵- ضعف مبانی مذهبی و اعتقادی.[۵۹]

راه درمان هم جنس بازی و لواط

گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، خود را به نابودی نزدیک می کند. از نظر اسلام لواط عمل بسیار پست و شنیع و از جمله گناهان کبیره است که هم ضررهای جسمی دارد و هم ضررهای روحی، بنا بر این هم بیماری روحی است و هم بیماری جسمی و به همین دلیل است که برای جلوگیری از آن مجازات سنگینی از جمله قتل و اعدام تعیین شده است.[۶۰]

لذا برای کسانی که به چنین عمل زشتی مبتلا هستند راه کارهایی جهت ترک این عمل توصیه می شود:

۱- عدم توجه به ذهنیت ها و افکار مبتنی بر تمایل به همجنس و عدم تمایل به جنس مخالف. هیچ گاه تلقین نشود که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ گاه تلقین نشود که «علاقه به همجنس و عدم تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف در وجود من نهادینه شده است و امکان تغییر آن وجود ندارد»؛ چون اولاً: این گونه نیست و شخص با تلاش خود می‌تواند این مشکل را برطرف سازد، ثانیاً: این تصور جلوی هرگونه تلاش اصلاحی شخص را برای ایجاد تغییر در خود می‌گیرد.

۲- گاهی اوقات شیطان برای وادار کردن آدمی به گناه از این کانال بهره می گیرد؛ یعنی مسیر هر گناهی را به شکلی هموار می سازد. در این جا نیز مسیر آلوده شدن به برخی گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج می گذرد و این نوع افکار و ذهنیت ها مقدمۀ ورود به آن وادی است. پس باید با این گونه افکار که جز افکار شیطانی نام دیگری بر آن نمی توان نهاد به مقابله پرداخت؛ یعنی ذره ای در شیطانی بودن این افکار تردید نداشته باشد.

۳ – صحنه هائی از زندگی که در آن شخص همجنس گرا نقش واقعی و متناسب با جنسیت خود مانند مرد، پدر، همسر و پسر خانواده یا زن، مادر، همسر و دختر خانواده را بر عهده دارد تصور کند و به آن بال و پر دهد و نقش خود را پررنگ و کامل بیان کند. لازم است این تصویر گری را در قالب ذهن پروری و نوشته ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعی و خیالی و… استمرار دهد. در یک کلام به جنسیت خود فکر کند، و همان گونه عمل کند و زندگی اجتماعی خود را تعقیب کند، اگر شش ماه با این طرز تفکر زندگی کند برای همیشه از آن افکار رهائی خواهد یافت.

۴- اجتناب از نگاه شهوت ‌آمیز به جنس موافق. شخص باید مراقب نگاه خود باشد و همان طور که از نگاه شهوت آمیز به جنس مخالف اجتناب می‌کند، از نگاه هوس آلود به هم جنس نیز بپرهیزد؛ چون از نظر شرعی، نگاه از روی شهوت به همجنس هم حرام است. به طور مثال رسول اکرم (ص) فتنه پسر جوان و زیبا را از فتنه دختر باکره (برای مردها) بیشتر دانسته است.[۶۱]

۵- اجتناب از تمام ارتباط ها، مکان ها و موقعیت هائی که انجام اندیشۀ همجنس گرایی را تداعی می کند.

۶- افکار خود را کنترل کند. سعی کند به افکار هوس‌آلود در مورد رابطۀ جنسی با همجنس فکر نکند. هیچ گاه در ذهن به این افکار بال و پر ندهد و آن را برای خود نیاراید. برای این کار، تلاش کند تنها نماند، چون این گونه افکار بیشتر در هنگام تنهایی به سراغ انسان می‌آید. اگر این افکار، به طور ناخواسته به سراغش آمد، آن را قطع کند، از جای خود برخیزد و به میان دوستان یا اهل خانواده برود و تا زمانی که این افکار کاملاً از ذهن خارج نشده، جمع دوستان یا خانواده را ترک نکند.

۷- توجه به آثار و عواقب همجنس بازی: انسان به صورت طبیعی تمایل به جنس مخالف دارد. هرگونه کاری که تمایل طبیعی او را منحرف سازد، یک نوع بیماری تلقی می شود. از دست دادن احساسات طبیعی بر جسم و روح انسان تأثیر می گذارد. چه بسا افرادی که به این بیماری مبتلا باشند، گرفتار ضعف قوه جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی شوند. هم جنس بازی (لواط یا مساحقه)، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی نداشت، تأثیر سوء دارد؛ یعنی نه تنها فاعل و مفعول با این عمل به آرامش نمی رسند، بلکه بر تحیر و سرگردانی آن‌ها افزوده می شود. به همین دلیل روایات زیادی دربارۀ هم جنس بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. سپس فرمود: هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به لرزه درمی‌آید.[۶۲]  همچنین رسول خدا می فرمود: خداوند لعنت کرده مردانی را که خود را شبیه زنان درست می کنند.[۶۳]

۸- قطع ارتباط با دوستانی که انسان را به سمت این گونه رفتارها و افکار دعوت می کنند.

۹- شخص باید نهایت تلاش خود را بکند که بیکار نباشد. برای این کار، برای ساعات شبانه روز خود برنامه ریزی کند. اوقات خود را با مطالعه، گردش با دوستان، ورزش، و… پر کند.

۱۰- روابط اجتماعی خودش را گسترش دهد. سعی کند روابط خود را با دوستان و همکلاسی‌های خوبی که دارد توسعه دهد. با آنان به گردش، کوهنوردی، و دیگر تفریحات سالم برود.

در روزها و موقعیت های نخستین، عمل کردن به این راهکارها و دل بریدن از این حالت، سخت و چه بسا ناممکن جلوه کند، اما باید توجه داشته باشد که به گفتۀ علی(ع) «با ارزش ترین کارها دشوارترین آنها است» پس این حالت نشان از ارزشمندی و اهمیت تصمیم شخص دارد و باید در مسیر عمل کردن به این تصمیم به جا و ارزشمند گام های بهتر و بلندتر بردارد.[۶۴]



[۱]. معین، محمد، فرهنگ معین، انتشارات امیرکبیر.

[۲]. محمدى خراسانى، على، ‌شرح تبصره المتعلمین، ج ‌۲، ص ۴۰۵٫(کتابنامه تکمیل شود)

[۳]. بهجت، محمدتقی، جامع المسائل، ج ‏۵، ص ۱۷۴، ناشر، دفتر معظم‌له‌، چاپ دوم‌، چاپ، قم،‌۱۴۲۶ هـ‍ ق.

[۴]. حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۳۳، مؤسسه آل البیت (ع) قم، ۱۴۰۹ هـ ق. « أَنَّ زِنْدِیقاً قَالَ لَه (ْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏) فَلِمَ حَرَّمَ اللِّوَاطَ؟  قَالَ مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ لَوْ کَانَ إِتْیَانُ الْغُلَامِ حَلَالًا لَاسْتَغْنَى الرِّجَالُ عَنِ النِّسَاءِ وَ کَانَ فِیهِ قَطْعُ النَّسْلِ وَ تَعْطِیلُ الْفُرُوجِ وَ کَانَ فِی إِجَازَهِ ذَلِکَ فَسَادٌ کَثِیرٌ.»

[۵]. عنکبوت، ۲۹٫

[۶]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا، ترجمه، نجفى اصفهانى، شیخ محمد تقى، ج‏۲، ص ۳۳۱، انتشارات علمیه اسلامیه‏، چاپ اول، تهران‏.

[۷]. عنکبوت، ۲۸٫« لوط را بسوى قومش فرستادیم، به آنها گفت: شما مرتکب عمل لواط مى‏شوید که پیش از شما احدى از جهانیان چنان نکرده است.»

[۸]. نمل، ۵۵٫ « آیا شما از روى میل مقاربت، به طرف مردان مى‏آئید نه زنان، بلکه شما قومى نادان هستید.»

[۹]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏۶، ص ۲۴۴، ناشر، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ ش.

[۱۰]. شعراء،‌ ۱۶۵٫ «أتأتون الذکران من العالمین.»

[۱۱]. علامه حلى، نهج الحق و کشف الصدق، ص ۵۴۷، ناشر، دار الکتاب اللبنانی، چاپ اول، بیروت‏، سال ۱۹۸۲ م‏.

[۱۲]. محدث نورى، مستدرک الوسائل، ج ۱۸ ص ۸۲، مؤسسه آل البیت (ع) قم، ۱۴۰۸هـ ق.

[۱۳]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۵، ‌ص ۳۲۰، ناشر، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ ش.

[۱۴]. حرّ عاملی، محمد بن حسن بن علی‏، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص ۳۴۰، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق ‏: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَیْفَهَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ اللِّوَاطِ فَقَالَ مَا بَیْنَ الْفَخِذَیْنِ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الَّذِی یُوقِبُ فَقَالَ ذَاکَ الْکُفْرُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى نَبِیِّهِ (ص‏).

[۱۵]. وسائل الشیعه، ج۲۰، ص ۳۳۹؛ علامه مجلسی،بحارالانوار، ج ۱۲، ص۱۶۷، و ج۷۶، ص ۶۷، مؤسسه الوفاء بیروت لبنان، قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اللِّوَاطُ مَا دُونَ الدُّبُرِ وَ هُوَ لِوَاطٌ وَ الدُّبُرُ هُوَ الْکُفْر.

[۱۶]. حسینى شاه عبدالعظیمى، حسین بن احمد، تفسیراثناعشری، ج۴، ص۱۳۲، انتشارات میقات‏،تهران،چاپ اول، ۱۳۶۳ش؛ سیوطى، جلال الدین، ‏الدرّ المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۳،ص ۱۰۱،کتابخانه آیه الله مرعشى نجفى‏، قم، ۱۴۰۴ق.

[۱۷]. صابرى یزدى، على رضا، انصارى محلاتى، محمد رضا، ‏ الحکم الزاهره ، ترجمه انصارى، ص ۶۰۹، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى، چاپ دوم‏، قم،‏ ۱۳۷۵ ش‏.

[۱۸]. على آل محسن- افشاى یک توطئه، مترجم، آژیر، حمید رضا، ص ۱۴۱، نشر مشعر، چاپ دوم، تهران‏، ۱۳۸۵ ش.‏

[۱۹]. ختنه گاه.

[۲۰]. آنچه نقل شد نظر امام خمینی (ره) بود اما بعضی از مراجع دیگر می فرمایند:

مکارم: اگر لواط کننده نابالغ باشد حرام نمى‏شود، صافى، تبریزى: بنا بر احتیاط بر لواط کننده در صورتى که بالغ بوده حرام است.

فاضل: اگر شخص بالغى با پسر نابالغى لواط کند، با احراز تحقّق دخول؛ مادر، خواهر و دختر پسر بر او حرام مى‏شود ولى اگر فاعل نابالغ باشد یا شک کند که بالغ بوده بر او حرام نمى‏شود و چنانچه هر دو بالغ باشند، بنا بر احتیاط بر او حرام مى‏شود.

سیستانى: مسأله مادر و خواهر و دختر پسرى که لواط داده، بر لواط کننده در صورتى که بالغ بوده حرام مى‏شود، هر چند کمتر از ختنه‏گاه داخل شود.

[۲۱]. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، تحریر الوسیله، ترجمه، اسلامى، على‌، ، ج‏۳، م ۲۴، ص ۵۰۳،دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، سال ۱۴۲۵ هـ ق‌.

[۲۲]. تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۲۸۱، م ۲۴٫

[۲۳]. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، توضیح المسائل ( محشّى)، محقق و مصحح، بنى هاشمى خمینى، سید محمد حسین، ‌دفتر انتشارات اسلامى، ج ۲، ص۴۷۳، م۱۴۰۶،  قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق؛ موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، تحریر الوسیله، مترجم، اسلامى، على‌، ه‌، ج‏۳، م ۲۴، ص ۵۰۳، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، ۱۴۲۵ هـ ق‌.

[۲۴]. ایقاب و عدم ایقاب.

[۲۵]. بهجت‌، محمد تقى، جامع المسائل، ‌ج ۵، ص ۳۵۰، ناشر، دفتر معظم‌له‌، چاپ، دوم‌، قم، ۱۴۲۶ هـ‍ ق.‌(اقتباس)

[۲۶]. مرحوم امام، مکارم شیرازی، صافى، تبریزى .

[۲۷]. سیستانى: عرق جنب از حرام پاک است و نماز با آن صحیح است.

[۲۸]. امام خمینى، توضیح المسائل ( محشّى)، محقق و مصحح، بنى هاشمى خمینى، سید محمد حسین، ‌دفتر انتشارات اسلامى، ج ۱، ص ۸۳، م۱۱۶،  قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.

[۲۹]. موحدى لنکرانى، محمد فاضل ‌،جامع المسائل‌ج۲،ص۴۳۷، انتشارات امیر قلم، چاپ، یازدهم‌، قم.

[۳۰]. شیخ صدوق،‌ من لا یحضره الفقیه، ترجمه، غفارى، على اکبر، بلاغى‌،محمد جواد و صدر، ج‌۵، ص ۳۷۵ نشر صدوق‌: چاپ اول‌،تهران‌، ۱۴۰۹ هـ ق.‌

[۳۱]. محمدى خراسانى، على ‌،شرح تبصره المتعلمین، ج‌۲، ص ۴۰۶٫(کتابنامه تکمیل شود)

[۳۲]. طباطبایى بروجرى، حسین، منابع فقه شیعه، ترجمه، حسینیان قمى، مهدى، صبورى، محمد حسین ، ج‌۳۰، ص۷۵۹‌، انتشارات فرهنگ سبز چاپ اول،‌‌ تهران، ۱۴۲۹ هـ ق‌.

[۳۳]. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، ‌تحریر الوسیله، مترجم، اسلامى، على‌، ج ۴ ص ۱۹۸ ،دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، سال ۱۴۲۵ هـ ق‌.احوط آن است که نفى بلد در مرتبۀ دوم باشد.

[۳۴]. همان. بعید نیست که حد نفى بلد به نظر حاکم باشد.

[۳۵]. محمدى‌ خراسانى، على، شرح تبصره المتعلمین، ج‌۲، ص ۴۰۸٫

[۳۶]. موسوى خمینى، سید روح اللّٰه، ‌تحریر الوسیله، مترجم، اسلامى، على‌، ج ۴ ص ۲۰۲ ،دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، سال ۱۴۲۵ هـ ق‌.(قوادى، با دو مرتبه اقرار- و بعضى گفته‌اند با یک مرتبه- ثابت مى‌شود).‌

[۳۷]. محمدى خراسانى، على، ‌شرح تبصره المتعلمین، ج‌۲، ص ۴۰۸٫(کتابنامه تکمیل شود)

[۳۸]. قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن‏، ج ۵، ص ۱۱۶، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۴ش؛ زحیلى، وهبه بن مصطفى،‏ التفسیر المنیر فى العقیده و الشریعه و المنهج‏، ج ۴، ص ۳۲۰، دار الفکر المعاصر، بیروت، دمشق‏، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.

[۳۹]. الجامع لأحکام القرآن‏، ج ۵، ص ۱۱۶٫

[۴۰]. خوانسارى‏، آقا جمال، دفاع از تشیع، بحث هاى کلامى شیخ مفید (ره)، ص، ۳۱۴، انتشارات مؤمنین، چاپ اول، قم‏، ۱۳۷۷ ش‏؛ علامه حلی ، نهج الحق و کشف الصدق، ترجمه، کهنسال،‏ على رضا ‏، ص ۵۶۸، عاشورا، چاپ اول، مشهد، ۱۳۷۹ ش‏.

[۴۱]. محمدى ‌خراسانى، على ، شرح تبصره المتعلمین، ج‌۲، ص،۴۱۲ -۴۰۹‌.(کتابنامه تکمیل شود.)

[۴۲]. محمدى خراسانى، على ‌، شرح تبصره المتعلمین، ج‌۲، ص ۴۰۹‌.(کتابنامه تکمیل شود)

[۴۳]. یزدى، سید مصطفى، محقق داماد،‌ قواعد فقه،‌ مرکز نشر علوم اسلامى، ج۳، ص۱۴۳، چاپ دوازدهم، تهران، ۱۴۰۶ هـ ق‌.

[۴۴]. شعراء، ۱۶۵- ۱۶۶٫

[۴۵]. اعراف، ۸۰- ۸۱٫

[۴۶].  مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۲۴۲، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.‏

[۴۷]. عنکبوت، ۲۸- ۲۹٫

[۴۸]. نمل، ۵۴- ۵۶٫

[۴۹]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۵۰۳- ۵۰۶، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش،

[۵۰]. رضایى،‏ محمد على، پژوهشى در اعجاز علمى قرآن‏، ص ۳۸۶، ناشر، کتاب مبین‏، چاپ، رشت،‏ چاپ اول‏، ۱۳۸۱ ش‏.

[۵۱]. هود، ۸۲٫

[۵۲]. امام خمینى، توضیح المسائل ( محشّى)، محقق و مصحح، بنى هاشمى خمینى، سید محمد حسین، ‌دفتر انتشارات اسلامى،ج‏۲، ص ۸۱۸،  قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.

[۵۳] .برگرفته از نمایه: منظور از لواط، سؤال ۲۸۲۹

[۵۴]. فیض کاشانى، محمد محسن ابن شاه مرتضى،‌ رسائل فیض کاشانى،‌ محقق/ مصحح، جعفرى، بهراد، ج-۲رساله-۹، ص ۵۰‌، ناشر، مدرسه عالى شهید مطهرى‌، چاپ اول، تهران، ۱۴۲۹ه‍ ق‌: آثار وضعی لواط، سؤال۱۶۴۷ (سایت: ۱۶۵۷).

[۵۵]. امام خمینى، توضیح المسائل ( محشّى)، محقق و مصحح، بنى هاشمى خمینى، سید محمد حسین، ‌دفتر انتشارات اسلامى،ج‏۲، ص ۸۱۸،  قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.

[۵۶]. زمر ،۵۳: قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ.

[۵۸].  مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج۹، ص ۱۹۷، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.‏

[۵۹]. احمدی، احمد، روان‏شناسی نوجوانان و جوانان، ص ۴٫(کتابنامه تکمیل شود)

[۶۰]. امام خمینى، توضیح المسائل ( محشّى)، محقق و مصحح، بنى هاشمى خمینى، سید محمد حسین، ‌دفتر انتشارات اسلامى،ج‏۲، ص ۸۱۸،  قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.

[۶۱]. حرّ عاملی، محمد بن حسن بن علی‏، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۵۷، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.

[۶۲]. همان، ج ۱۴، ص ۲۴۹٫

[۶۳]. همان، ج۵، ص ۵۵۲٫

[۶۴]. با استفاده از نشریۀ الکترونیکی پرسمان.




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


1 + = 9